The first 200 lines.
بولگاسال: ارواح جاودان
تيم ترجمه ی مجله آفتابگردان، تقديم مي کند
قسمت دوازدهم
اینجا ته دره ست ولی اوک اول ته رو نمیبینم
شاید تا الان از کوه رفته
فرصتم بود که بکشمش ولی از اول اشتباه کردم
نباید وقتی افتادیم تو آب گمش میکردم
بیا دوباره بگردیم
بریم
اینجوری نمیشه
قبل از اینکه پیداش کنیم از بین میری
بشین، بیا استراحت کنیم
بجنب
بذار زخم رو ببینم
خوبم، وقتمون داره تموم میشه
همین فرصت رو داریم که بگیریمش
احتمالا به خاطر خون ریزی ضعیف شده
باهاش میخوای چیکار کنی؟
میکشمش
اینجوری خودتم میمیری
تو از کجا میدونی؟
...شی هو زندگی گذشته ام رو دید
و شنید که کیم هوا یون اینو گفت
...گفت برای کشتن اوک اول ته
تو هم باید بمیری
پس اگر پیداش کردی، نکشش
تو چاه حبسش کن
بیا اول پیداش کنیم
موضوع رو عوض نکن
قول بده، بگو که نمیکشیش
چرا جواب نمیدی؟
باشه
شی هوئه
بله شی هو
هی، چطور پیش رفت؟ هوال رو پیدا کردی؟
اره الان با منه
پس همین الان برگردین خونه- الان نمیتونیم-
نمیتونم جزئیات رو بهت بگم نمیگم، متوجهی که؟
به هر حال جفتمون خوبیم
...اونی تو فهمیدی
کیم هوا یون چی گفته، درسته؟
به هوال هم نباید اعتماد کنی
خودت میدونی دیگه؟
اره نگران نباش
همه چیز اونجا مرتبه؟
اره ما خوبیم، نگران ما نباش
باشه
چی شده؟
اونجا اتفاقی افتاده؟
نه، فقط زنگ زده سراغمون رو بگیره
چطور پیش رفته؟
جزئیاتش رو بهم نمیگه
فقط گفت هوال خوبه
!چه چرت و پرتا شرط میبندم یه کتک مفصل خورده
سانگ اون برای چی رفته اونجا؟ اوک اول ته میتونست بگیردش
یه راهی برای کشتن اوک اول ته پیدا کرد
پیدا کرده؟- چیه؟-
...خب
بگو دیگه، چیه؟
هر دو بولگاسال باید تو یه زمان واحد بمیرن
اونا شمشیری هستن که میتونن همدیگه رو بکشن
...پس برای کشتن اوک اول ته
هوال هم باید بمیره؟
!چی چی داری میگی؟
دقیق بگو، راست میگه؟
نگران نباشین سانگ اون رفته تا هوال رو منصرف کنه
برای اینکه با اوک اول ته نمیره
چی دارین میگین؟
هوال هیونگ باید بمیره؟
هزار سال قبل
سعی کن پاشی
لطفا بهم بگو
همیشه میخواستم مثل تو بشم
تمام این مدت منتظر بودم
حتی رعیت ها هم خوب زندگی میکنن
اون وقت چجوری یه اشراف زاده مثل من تا زمان مرگ باید مریض بمونه؟
ناعادلانه نیست؟
پس بهم بگو، باید چیکار کنم تا مثل تو بشم؟
چی؟
ای بابا، چیکار داری میکنی؟
چیه؟ باید پیش هم بمونیم اوک اول ته ممکنه هر لحظه بیاد
نمیخواد، من مشکلی ندارم
کجا میری؟
...چیزه
این تنها اتاق این خونه نیست
نمیدونی زن و مرد باید یه فاصله ای رو از هم حفظ کنن
زمان شما اینا مرسوم نبود؟
اون خیلی وقت پیش بود
دارم این کارو واسه راحتی خودم انجام میدم
یا اینکه حس خوبی بهت دست میده که مثل اون دفعه پشت در اتاقت بمونم؟
انقدر وول نخور، بخواب
به خاطر کابوس هاته؟
نه، فقط یکم معذبم
چرا؟ به خاطر من؟
معلوم نیست؟
ما قبلا پیش هم خوابیدیم
بهتره به کس دیگه نگیا
ما پیش هم نخوابیدیم، فقط تو یه اتاق خوابیدیم
یه اتاق شریکی، عجیب تره
اگر اونجوری بگی آره
من میخوابم
بعد از حرف زدن با تو بیشتر حس خستگی میکنم
بوی رامیون میاد
قبلا درست کردی؟- نه-
این دستورالعمل نیست؟
درسته من میتونستم آشپزی کنم به جاش
نمیخوام خونه رو به آتیش بکشی
میدونی چیه؟ خوبه که یه نفر برای من رامیون درست کنه
خیلی آب داره
ممنون
چرا زل زدی به من؟
خوش مزه ست
چیزی میخوای بگی؟
بابت حرفی که تو کوه زدی ناراحتم
ازم خوشت میاد؟
چه یهویی
یه دفعه ای منظورت چیه؟
گفتی نمیخوای من بمیرم ...میخوای اوک اول ته بمیره
ولی میترسی منم بمیرم دیگه چی گفتی؟
اینکه من مهم تر از انتقام تو بودم
که همه چیز خراب شده
اینجوری ابرازش میکنی؟
خب، فکر کنم درست میگی
چرا از من خوشت اومده؟
خودمم نمیدونم
از کِی؟
چمیدونم بابا
چیزی هست که بخوام بخارش بازجویی بشم؟
...به خاطر اینکه
امکان نداره که از من خوشت بیاد
چرا نه؟- نمیدونم-
پس دلیلشو بگو، که چرا ازم خوشت میاد
...خب
...اگه دلیل میخوای
درسته
چون کمکم کردی
میخواستم بکشمت
ولی اینکارو نکردی
بهت گفتم به خاطر روحم موقتا ازت گذشتم
هنوزم، میدونم بعضی وقتا شک داشتی
چون حالا که شناختمت قلب مهربونی داری
شاید به خاطر همینم ازت خوشم میاد، راضی شدی؟
نه. هنوزم درک نمیکنم
تا حالا کسی هم بهم نگفته که قلب مهربونی دارم
و این طور نیست
تویی که قلب مهربونی داری به آدمای اطرافت اهمیت میدی
ولی این منو شبیه تو نمیکنه
...خب
باشه
میشه دیگه دراین باره حرف نزنیم؟
خدایا، میخوام غذا بخورم
فکرکنم سوءهاضمه بگیرم
ولی توی این 600 سال گذشته بلایی سرت اومد؟
گفتم که ازت خوشم میاد، ولی شروع کردی به بازجویی و شک کردن بهم
آخه تا حالا کسی از من خوشش نیومده
حتی زن خودمم ازم خوشش نمیومد
اون به خاطر اعصابته
درست میگی
داری چیکار میکنی؟
نمیدونم چرا ازت خوشم میاد
ولی از یه چیزی مطمئنم
نمیخوام که بمیری
پس بیا برگردیم به کسایی که بودیم
روحتو برمیگردونم
و دوباره بولگاسال میشم
چرا انقدر یهویی؟
میدونم همین که اوک اول ته رو پیدا کنی قصد داری همراهش بمیری
ولی من نمیذارم
پس تو دوباره بولگاسال میشی و باهاش میمیری؟
ترجیح میدم اینکارو بکنم
چون از همون اولشم من بولگاسال بودم
پس لازم نیست که تو خودتو قربانی کنی
من هیچوقت اینجوری بهش فکر نکردم
کاریه که باید انجامش بدم
تو، شی هو و دو یون نمیتونین تا ابد قایمکی زندگی کنید
اگه قرار باشه تو بمیری من نمیخوام زنده بمونم
...هیچکی
اینو نمیخواد
من به روش خودم با اوک اول ته تا میکنم
پس بیا برگردیم به کسایی که بودیم
...از اینکه
...پای تورو به این دردسر با اوک اول ته کشیدم
...و باعث شدم 600 سال عذاب بکشی
واقعا معذرت میخوام
همراه با پسری که از دستش داده بودی یه زندگی معمولی داشته باش
من دیگه نمیدونم چحوری باید به عنوان آدم زندگی کنم
پس چجوری میتونم دوباره آدم بشم؟
...ولیــ- طبق خواسته خودت روح منو گرفتی-
پس منم باب میلیم عمل میکنم
اگه بمیری، خواهرت چی میشه؟
...پس اگه تو بمیری
دو یون چی میشه؟
این چرت و پرتا بسه بذار یکم استراحت کنیم
نه، من از شما 2 تا محافظت میکنم
اینکارو میکنم، تو کی هستی؟
دو یون
هنوز باید استراحت کنی چرا این وقت شب بیداری؟
آخیش جیگرم حال اومد
بعد از ورزش کردن، پروتئین لازم دارم
حالا یکم جون گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.