The first 155 lines.
زیرنویس و ترجمه Patrick
...آروم آروم
.یکم منتظر بمون
.بزودی میایم کمکت
...ای کاش ما هم میتونستیم علامت نفرین رو برداریم
.اون موقع کار جیوگو سان یکم سبکتر میشد
چطور بود؟
دیگه پرندهی چشم قرمزی نبود
.نه شرق نه غرب و نه جنوب دریاچه
.پس فقط مونده شمال رو بگردیم
ممکنه چند تایی تو بتههای اطراف دریاچه .قایم شده باشن
.اونا با تو، میتسوکی
.من میرم شمال رو میگردم
...پس من
.بوروتو، تو همین جا میمونی
هان؟
یادت رفته کونوهامارو سنسه چی گفت؟
.گفت چشم از جیوگو سان برنداریم
.آره، راست میگی
باید علامت نفرین پرندهها رو برداریم
.و علتش رو هم پیدا کنیم
مسیر مقرر شده
.وقتش رسیده
.باشه
.لطفا سه ساعت دیگه به خودت تزریق کن
پس تصمیم گرفتی روی برنامه بهش تزریق بشه؟
.بله
به نظرم اگه قبل از ظهور علایم ،به خودش تزریق کنه
.دیگه علامت نفرین روش تاثیر نمیذاره
.اینم یک روششه
...ولی
،این دارو دگرگونی رو به تاخیر میندازه
.اما یک آرامبخش خیلی قویه
،وقتی تزریق بشه ...تمام حواسم رو از بین میبره
و زمان بیشتری ازم میگیره تا .بخوام علامت نفرین پرندهها رو بردارم
تا الان، به محض رویت علایم تزریقش میکردم
.بعد میرفتم غار
....ولی
وقتی کاملا دگرگون شدم
.دیگه دارو جواب نمیده
...آروم آروم
دیدی؟ اصلا درد نداشت، داشت؟
!برو
.خب همه چیز مرتبه
.بله
.به خاطر تلاش های جیوگو سانه
چی؟ هنوزم هست؟
!آروم باش بچه
.فقط این یکی رنگش فرق داره
.اره. اون یک غاز بومیه
،احتمالا مال یکی از اهالی باشه
.و تصادفی راه گم کرده
مدتها پیش مردم غاز وحشی رو .میگرفتن و اهلیش میکردن
مگه نمیتونه پرواز کنه؟
چون مردم میگرفتنشون و ،اهلیشون میکردن
.دیگه دلیلی برای مهاجرت نداشتن
یادته درباره ژنها چی بهت گفتم؟
در زمان خاصی این گونهی غاز
.ژن قابلیت پرواز رو از دست داده
...من از ژن چیزی نمیدونم
.ولی دوست دارم کمکش کنم پرواز کنه
.چه آرمانگرایی
!خب مگه چشه
...بهر حال میبرمش پیش جیوگو سان
...باشه
.این یکی آلوده نیست
کوچولو، خوشحالی؟
اینقدر خوشحالی میخوای پرواز کنی؟
...نمیتونه پرواز کنه
.توساکا سان هم همینو گفت
ولی مگه به تلاش خودشون ربط نداره؟
اگه ژن همه چیز رو تعیین کنه .که دیگه زندگی جذابیتش رو از دست میده
.یه سری چیزا هستن که با تلاش نمیشه کاریشون کرد
.بعضی مسیرها از پیش مقرر شدهن
.برای منم این طوریه
.من نمیتونم مثل شماها زندگی کنم
...بخاطر این نفرین
.غازهای وحشی پرندههای مهاجرتین
.به زودی از این جا میرن
اگه قبل از برداشتن علامت نفرین پرواز کنن
.علامت همه جا پخش میشه
...اگه این اتفاق بیفته
.این کوچیکترا آیندهشون رو از دست میدن
.ولی نمیذارم چنین اتفاقی بیفته
.یه طور نجاتشون میدم
میشه فردا هم کمکم کنید؟
!حتما
میخواین برین داخل؟
.دارین روی برنامه دارو تزریق میکنید
دیگه لازم نیست بری داخل، نه؟
.نه، باید برم
مقاومت داره ایجاد میشه
.و اثر دارو به زودی از بین میره
.و اون موقع دیگه تاثیری نداره
پس دارو تا یه زمانی جوا میده، هان؟
.باید عجله کنیم
.سارادا
همم؟
سرنگهایی که بهت داد رو داری؟
.فکر نکنم اینا دیگه فایده داشته باشن
.که یعنی باید به فکر چاره باشیم
.باید به رئیس خبر بدیم
.آره
...واااه
!برو که رفتی
.وقتش رسیده
چی بود!؟
!همهی غازهای آلوده رفتن
تف بهشون! چه خبره؟
!بچهها
توساکا سان، چی شده؟
!غازها یهو تبدیل شدن و فرار کردن
!جیوگو سان رفت دنبالشون
چی!؟
کجا رفت!؟
!اون طرفی
!جیوگو سان
...بوروتو
!فرار... کن
!بد شد
!باز دوباره میخواد وحشی بشه
،باید همین الان بهش تزریق کنیم !و ببریمش به غار
!من میرم سرنگها رو بیارم
!زود باش
!هنوز وقت داریم
!بکش
!واییی
!ازم دور شید
!جیوگو، آروم باش
!سارادا رفته دنبال دارو
.تحمل کن
!وای نه
چطور ممکنه!؟
...امکان نداره
...با هردوتونم
!فرار کنید
!سارادا برمیگرده
یکم دیگه طاقت بیار
!یالا سارادا
.ریسک نکنید
.به هیچ وجه درگیر نشید
!بوروتو
...همهی سرنگها
...کاملا تبدیل شده
.دیگه دیره
!باید همین جا جلوش رو بگیریم
...میکشمتون
!میکشمتون
!میکشمتون
!راسنگان
!مرسی
چی!؟
.رفت
جیوگو سان کجاست؟
ای وای، رفت سمت دهکده!؟
No comments yet. Be the first to leave one.