The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

The Mentalist S06E05 480p HDTV x264-mSD
A Commentary by Ali Bavi
فصل ششم - قسمت پنجم - تاتوی سرخ

Tags

HDTV
hdtv
x264
480p
480
HD
Published on: 2013-10-28
Downloads: 55
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه رخ داد

جین فکر می کنه که رد جان می تونه یکی از این هفت نفر باشه

اما رد جان هم اسامی توی لیست جین رو می دونه

من اسما رو بهت می گم

و ازت می خوام یه ردیاب صوتی

توی موبایلاشون کار بزاری

همه چی ردیفه... خوب، ما باید مثل عقاب مراقبشون باشیم

هر جا که می رن در طول روز و هفته رو ثبت می کنیم

ما یه گزارش ناشناس توی محدوده ی شما داریم

فرد یا افرادی در خطرن 5570 وست هیورن

برت پارتریج اونجاست

پارتریج

ببر...

ب...ببر...

اون چکش... اون بالا می بینیش؟

روی قسمت ضربه زننده ش خون هست؟

می تونه باشه، من به پزشکی قانونی خبر می دم

دیدی؟! اون اصلا نخواست از پله بالا بره

مگه دفتر ثبت اون روان درمانگر

نگفت که رد جان از ارتفاع می ترسیده؟

تو از کجا اومدی؟

وقتی روی رد جان تحقیق می شد

امنیت ملی به وجود یه گروه سری

از یه سازمان مخفی قدرتمند

توی محدوده ی قضایی کالیفرنیا شک کرد

ما دنبال همکارایی از اف بی آی هستیم

بچه های رده پایینی که بتونیم روشون حساب کنیم

این که خود منم

ما باید بیشتر حرف بزنیم، سوار شو

انتخاب دیگه ای هم دارم؟ نه

من درباره ی تو اشتباه می کردم، تو رد جان نیستی

تو دنبال رد جانی، درست مثل من

ما هر دو به دنبال انتقامیم

و فقط یکی از ما می تونه بدستش بیاره

لطفا بهم بگو مظنونینت کی هستن

نه

می دونی که من میخوام شکنجه ت کنم

دستاتو ببر بالا... جین تو خوبی؟

تو تمومش می کنی؟

بله

سازمان قدرتمند و غیر قانونی، وجود داره

ولی خیلی بزرگتر از چیزیه که تو فکرشو می کنی

فقط هم شامل کله گنده ها نمیشه

اونا حتی بچه های رده پائین مثل منم راه میدن

مامور کرکلند می خواست فرار کنه

تو هیچ انتخابی جز استفاده از نیروی کشنده ت نداشتی

فهمیدی؟

ببر... ببر...

ببر... ببر...

آسانسور رو نگه دار

بابا، می تونیم سوار تراموا بشیم؟

بله، حتما

بعد هم نهار تو محله چینی ها؟

دوباره؟

من نودل و پادینگ میوه ای هاشون رو دوست دارم

خوب...

هی؟! چه خبرته؟

هوی! چی فکر کردی؟ فکر کردی می تونی بچه مو هل بدی؟

از من فرار نکن... هی.. هی...

درو باز کن

من دارم با مدیر حرف می زنم، صدامو می شنوی؟

تو خوبی رفیق؟

اذیتت کرد نه؟

آقای پارکمن؟

قربان، حراست هتل هستم

آقای پارکمن، باید ازتون بخوام

که در رو باز کنید لطفا...

آقای پارکمن؟ قربان؟

من دارم میام تو

کمک

اون بهم چاقو زد

کی بهت چاقو زد؟

آقای پارکمن؟

خدای من... آقای پارکمن؟

کمک میخوایم

به 911 زنگ بزن... اتاق 815

مقتول یه مرد سفید پوسته

شما میگید مقتول به نظر نگران می اومد؟

آره، اون هی به پشت سرش نگاه می کرد

وقتی وارد آسانسور شد، انگار که یکی دنبالش بوده باشه

آره، اون یه چیزی توی یه پاکت داشت

اره

و این دقیقا چه زمانی بوده؟

ساعت 10:55

من ساعت 10:58 وارد اتاق شدم

مقتول، چد پارکمن

کف زمین افتاده بوده

اون گفته که توسط یه نفر دیگه چاقو خورده

همچنین به نظر می رسه که توی اتاق تنها بوده

لیزبن، ایشون مسئول حراست هتل هستن

منبع اطلاعاتیه واسه خودش... مامور لیزبن از سی بی آی

اونم خوشحال می شه که به حرفاتون گوش بده

آلت قتاله هم داریم؟

نه خانم، همچنین نتونستیم هیچ حرکت

خاصی مبنی بر خروج قاتل پیدا کنیم

راستی پاکت چی شد؟

اون بچه به یه پاکت اشاره کرد

یه سری آشغال روی لبه سنگ توالت پیدا کردیم

احتمالا پاره کرده و انداخته توی توالت... نمی دونین چی بودن؟

نه هنوز

شاید مجرمی که اونو کشته کاغذ هم برده

هی رئیس، همین الان یه تماس از رادیو داشتیم

یه قتل دیگه همین نزدیکیا

به نظر اقدام به ماشین ربایی میاد... به هم مرتبط ان؟

احتمالا نه، ولی خوب چک می کنم

خوبه، به محضی که تونستی برگرد

باشه

وقتی بیرون بودم، شنیدم دارن دعوا می کنن

بعد صدای فریاد مقتول رو وقتی چاقو خورد شنیدم

بعدش در رو باز کردم...

اون تنها بود... پنجره هم باز بود

هم مسیر به پائین طولانیه، هم مسیر به سمت پشت بوم

فکر نکنم این طرفی رفته باشه

پس چی؟ جادو کرده؟ نه

یه حقه ی ساده

ما هم که می دونیم تو چقدر از این کارا بلدی مگه نه؟

حقه بازی منظورمه

هی تریسا... ری

اینجا چه کار می کنی؟

تو دیگه توی سی بی آی کار نمی کنی

من با مشتری اینجام... اون واسه گروه تجسم کار می کرده

درسته، و این هم یه مسئله مربوط به گروه تجسمه

اینا دیگه کی ان؟ این جیسون کوپر ه

نوچه ی رهبر فرقه شون، برت استایلز

و ری هافنر، یکی از اعضای فرقه شون

تجسم یه فرقه نیست

یه همچین تعصب بی خودیه که

منجر به جنایاتی مثل این می شه

چی داری میگی؟

چد پارکمن یه عضو عالی رتبه

از جامعه ی تجسم بود

ما کشته شدن اون رو بعنوان یه قتل از روی تنفر می بینیم

آقای هافنر باید توی تحقیقات شما شرکت داشته باشن

البته بعنوان وکیل مقتول

ولی من کلا ایده ی کار با تو رو دوست دارم تریسا

نظر لطف شماست آقای کوپر

ولی ما هرگز شهروندان رو توی تحقیقاتمون دخالت نمی دیم، هرگز

یعنی کلا هرگز؟

خوب اون، فرق داره... من فرق دارم...

من یه نامه به امضای ستوان فرمانده دارم

که آقای هافنر رو دعوت به حضور در تحقیقات کرده

فقط واسه نظارت، فقط همین

نامه رو بخون مامور لیزبن

شک ندارم که با درخواست ستوان فرمانده

موافقت کامل دارید

خوب، ایده ی خاصی تا الان داشتین؟

فقط سوال داشتیم

گیج کننده ست نه؟

راستی، تحقیقاتت روی رد جان در چه حاله؟

سربسته ست

می دونی، ما داریم روی تو توی گروه تجسم تحقیق می کنیم

آره...

زور زدن کورکورانه ت در برابر ایمان داشتن

خیلی قهرمانانه... خیلی هم بی ثمر

برت می گه چیزای خیلی زیادی

حتی از دیدن پاتریک جین می شه یاد گرفت... و همه ما هم همین کارو می کنیم

چقدر عصبانی...

خیلی واست خوب نیستا

عصبانی؟ من عصبانی نیستم

غضب سرکوب شده

درباره ی چی، من که نمی دونم

تو هیچی درباره ی من نمی دونی

فقط چیزی که از صورتت پیداست

تو از بقیه خیلی باهوش تری مگه نه؟

ولی این به تو کمک نمی کنه که رد جان رو بگیری، نه؟

اینم یه چشمه واسه تو

من می خوام آینده ت رو پیش بینی کنم

مزد عمل بدت رو خواهی گرفت

ذهن خوانیت خیلی داغون تر از پلیس بودنته

ترجمه از: علی باوی

هی

خوب، مقتول ما... چد پارکمن

یه مربی موفق ژیمناستیک المپیک بوده

اون یه کار دیگه هم توی مارین داشته

توی هتل چیکار می کرده؟

کنفرانس سلامت ورزش... اون سخنران اصلی بوده

در رابطه با گروه تجسم چی؟

اونجا چیزی پیدا کردی؟

هیچ چیزی اونو بعنوان یه عضو ثبت نکرده

فکر می کنی کوپر دروغ میگه؟

نمی دونم

اگه برت استایلز دست راست خودش و یه فرقه ی خصوصی رو

فرستاده، پس یه جورایی واسه "تجسم" مهمه...

بزار رو بازی کنیم... من می رم کوپر رو ببینم

ازت می خوام با هافنر بشینی نوارای امنیتی رو چک کنی

اون از تو خوشش میاد

فقط کمک کن و مهربون باش

اونو به حرف بیار

هرچقدر می تونی ازش اطلاعات بکش بیرون

حتما رئیس، می دونم چیکار کنم

ولی مراقب باش، می دونی که

آره

هی، می خوای با من بیای با کوپر حرف بزنیم؟

نه

نمی خوایم اونو بترسونیم

میخوام با چو برم به باشگاه پارکمن... اون با در و دیوار حرف بزنه

منم یه نگاهی اطراف بندازم

باشه، چیزی پیدا کردم بهت زنگ می زنم

خوبه... خوبه...

خیلی خوب، حالا...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left