Release info

Strike the Blood - 24
A Commentary by mani_donte

Tags

other
Published on: 2014-11-24
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. پس تو واقعاً یوکینا - چان نیستی

آ - آره ، کانو - نـ

. کانون - سان

. و می گی برای تعقیب کردن یه غول جادویی به اینجا اومدی

چه جور غولی ؟

. چیزی که من دنبالشم یه غول ـه که توی تحقیقات آدما درست شده

... از زمان عبور می کنه ، فضا رو خراب می کنه

و از رگ های اژدها استفاده می کنه تا . سرزمین هایی که اون پشتیبانی می کنه رو نابود کنه

. اون بزرگترین شیطان از اسلحه خونه استراتژیک ـه

... اگه وِلش کنیم

... کل جادویی که جزیره ایتوگامی رو پشتی بانی می کنه بلعیده می شه

. و جزیره زیر آب میره ...

!هی ! این دیگه چیه ؟

. همون چیزی که به نظر میاد

. جزیره داره مجزا می شه

. با من این کارو نکن

! قدرت دهنده مانا که به بنا جادویی قدرت می ده تقریباً از دست رفته

... آره ، الان دیگه تعادل زیادی نداره

. ولی مثه سد ـه که می خواهد بشکنه ...

. اگه یه قسمت خراب بشه ، بقیه ـش هم مطمئناً خراب می شه

الان از سیستم فیزیکی برای تنظیم تعادل ... استفاده می کنم ، تا همه جریان ها رو دست کنم

. ولی چون دلیلش رو نمی دونیم ، خیلی نمی تونیم تحمل کنیم

. هنوز نمی تونم اجازه بدم این جزیره زیر آب بره

. روت حساب می کنم ، خانومی

یه غول جادویی که از رگ های اژدها استفاده می کنه ؟

. لُرد آدریال این رو گفت

. اون فکر می کنه برای همین هدف اون رو ساختن

مطمئنی ؟

. نادیده گرفتن ـش خطرناکه

... وقتی اونقدر نزدیک دیدمش

یه چیزی در مورد قدرت جادویی اون

. شاید تعادلش ، شایدم غیر طبیعی بودنش عجیب بود

یوکینا ، تو وقتی مبارزه کردی باهاش چه حسی داشتی ؟

یوکینا ؟

ها ، ببخشید ، چیه ؟

یه لحظه باهام میای ، یوکینا ؟

! هـ - هـی

دمای بدن ـت داره بالا میره ؟

. فقط دیشب خوب نخوابیدم

الان داشتی دمای بدن ـش رو چک می کردی ؟

!پس چی فکر کردی ، خون آشام منحرف ؟

مـ - مـنحرف

... واقعاً که

! ما از بچگی با هم دوست بودیم ها

. تو فقط 3 ماه ـه که اون رو می شناسی

! برای همین اینقدر فکر های کثیف داری

... سه ماه

. حالا که فکرش رو می کنم ، می بینم چقدر زمان گذشته

... هیمراگی واقعاً این همه مدت با من بود

. حس می کردم بیشتر از این بوده ...

. نگران نباش

. به زودی تموم می شه

تموم ؟

منظورت چیه ؟

. من یه درخواست از سازمان شیر شاه برای برگشتن گرفتم

. گمونم بی خیال مراقب بودن من شدن

... به جای اینکه فقط مراقب اون باشم

... من چند بار خون ـم رو به سنپای دادم ، و حتی اون رو قوی تر کردم

. من به چهارمین اصیل شدن اون سرعت دادم ...

، و بعدش من سکارو رو شکستم . سلاح خاصی که برای وقتی بود که اون از کنترل خارج می شد

... ولی اون

... ولی اگه من با هیمراگی بمونم ، ممکنه یه روزی

. وایستا ببینم ، یوکینا

واقعاً سازمان شیرشاه درخواست برگشتن تو رو داده ؟

کاملاً قضیه رو چـِک

. چیزی نیست ، سایاکا - سان

. این همه چیز رو آسون تر می کنه

. برای هر دوتای ما

. بهم خبر دادن که امروز عصر یکی دنبالم میاد

می دونم ناگهانی ـه ... ولی اتفاقی نمی افته ، مگه نه ؟

. حتی وقتی من رفتم هم ، صبح ها سر وقت بیدار شو

. و سعی کن با دخترا کارای بد نکنی

. و به خاطر اینکه نمی تونی بمیری کار های مسخره نکن

... و

. خیلی خوش گذشت

، خداحافظ

. سنپای

! یوکینا

امکان نداره ! اینطوری ـه ؟

. آره ، شاید این همون طوری ـه که همیشه بوده

. در هر حال ، فهمیدم

حالا باید چیکار کنم ؟

. من رو راهنمایی کن ، موئگی

می خواهی چیکار کنی ؟

. تو قبلاً هم بهم گفتی

. اگه من نبودم ، هیمراگی هیچ وقت توی دردسر نمی افتاد

پس ... اینطوری بهتره ، مگه نه ؟

!تو چرا اینقدر ترسو ای ؟

! اگه یوکینا بگه این رو می خواهد ، من هیچ وقت اعتراضی نمی کنم

. ازش می خواستم که دوباره درخواست برگشتن سر پُست رو بکنه

و فکر می کنی بعدش اون چی می گفت ؟

. این قول اونه

! برای همین اون تصمیم گرفته که با تو مسئولیت قبول کنه

! اون هیچ وقت تو رو به حال خودت رها نمی کرد

... اگه احساس می کنی تنهایی نمی تونی این مسئولیت رو قبول کنی

. پس منم باهات این بار رو تحمل می کنم ...

. در هر حال ، من مراقب توئم

... چه بخواهی چه نخواهی ، تو فاجعه به بار میاری

. و با خودت مَردُم رو هم می کشی ...

. این سرنوشت تو به عنوان چهارمین اصیل ـه

... بفهم که کی هستی

! و حداقل بگو که از این قدرت برای محافظت از بقیه استفاده می کنی ، آکاتسکی کوجو

... راست می گی

من چهارمین اصیل ـم ، مگه نه ؟

. ممنونم ، کیراساکا

! تو واقعاً آدم خوبی هستی ها

چـ - چـی شده مگه ؟

. من جلوی هیمراگی رو می گیرم

! احتمالاً الان داره میره فرودگاه ، زودباش

! باشه

... ولی ... دستور بازگشت

... ها ؟ حالا گه فکرش رو می کنم

... درسته ، وقتی نمی دونستم با این همه قدرت چیکار کنم

. تو بودی که راه درست رو نشونم دادی ...

... فکر می کنم من

... چهارمین اصیل به درد نخوری هستم که

. به تو نیاز داره ، هیمراگی

. فایده نداره

! ارتش گارد جزیره باهاش برابری نمی کنه

! شما ها منطقه اطراف رو ببنید و مَردُم رو به یه جای امن بفرستید

تویی ، آساگی ؟

. کوجو ، جزیره الان توی وضعیت خطرناکی ـه

. احتمالاً قبل از غرق شدن 30 ساعت وقت داریم

. قبل از اینکه این اتفاق بی افته از اونجا فرار کن

... از اینجا فرار کنم ؟ تو

... زنده بمون

. کوجو

ها ؟

! احمق

! می دونی که نمی تونم همینطوری برم و تو رو تنها بزارم

... کوجو

. شاید این آخرین شانس من باشه ، پس می خواهم یه چیزی رو بهت بگم

... وقتی درگیر اون قضیه گروه تروریستی حزب امپراطور مرگ سیاه بودیم

... وقتی تو رو بوسیدم

... راستش اون

. مثه اینکه سیستم تلفن به فنا رفت

. همه خطوط معمولی قطع شدن

. دوربین هم از دست رفت

!بی خیال ، چی شده ؟

قطع شد

قطع شد

قطع شد

ارتباط با شبکه مقدور نیست

ارتباط با شبکه مقدور نیست

ارتباط با شبکه مقدور نیست

! لعنتی

... میموری - چان

. از صدای لرزش ها خوشم نمیاد

اون موج ها ... یعنی مال غول جادویی ـه دیروز ـه ؟

نمیری ؟

... تو

. کوجو - کون احتمالاً الان تو راه ـه

. ولی تو هنوز اینجایی

. می دونم که داری میمیری که باهاش بری

... برای همین

. برای همین نمیرم

. نمی تونم برم

... حالا می فهمم

... چون من سکارو رو داشتم ، چون ما می تونستیم جلوی همدیگه قد الم کنیم

. من می تونستم با سنپای باشم

... حالا که اون رو از دست دادم

. دیگه چیزی نمی تونه ما رو یه جا نگه داره

. من نمی تونم اینطوری بمونم

. دیگه نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم

. برای همین نمی تونم بیشتر از این با اون باشم

. قسم می خورم ، تو همیشه همینطوری بودی

. من نیومدم اینجا تا به بهونه های تو گوش بدم

تو چه حسی داری ؟

... نه به عنوان راهب شمشیرزن یا قسمتی از سازمان شیرشاه

!به عنوان یه دختر ، به عنوان هیمراگی یوکینا ، تو چی می خواهی ؟

! معلومه

... من می خواهم

! من می خواهم با اون بمونم

. بالاخره با خودت صادق شدی

. خب ، من بهت یه بلیط جادویی می دم که می تونه تو رو پیش کوجو - کون برگردونه

. شاید این دلیل اصلی اومدن من به اینجا باشه

. تا این رو به تو بدم

... لعنتی

! بیا ، رگولوس آرومو

جواب داد ؟

!دوباره زنده شد ؟

. اجرا رودوداکتیلوس

! آستارته

! ناتسکی - چان

! معلم ـت رو با " چان " صدا نزن

! زود باش برو تو موقعیتت

! آکاستکی کوجو

! منم پشتیبانی ـت می کنم

! دوباره بهش حمله کن

! بیا ، آل ناسل مینیوم

! آل - میسن مرکوری

. من ، رقصنده جنگ خدایان بزرگ و سرباز شیر ، درخواست می کنم

. انکو ـه سپیدم و کیلین ـه نور تابان را

... کسانی که حکمران صاعقه و آسمان ها هستند

وارد آتش مزین شوید

! تا هیولا های شیطانی را سوراخ کنید ...

... دیگه

! لعنتی

. حالا حس اینکه با چیزی که نمی میره بجنگی رو درک می کنم

! حالا که اینطوری ، تا وقتی یکی از ما از پا در نیومده می جنگیم

More Farsi Persian subtitles for Strike the Blood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left