The first 200 lines.
.سرجیو
دوباره تا دیروقت بیدار موندی و مطالعه کردی؟
.بیا طبقه پایین
.منتظریم که بیای تا صبحونه بخوریم
.تاتیانا اومده
.صبح بخیر
.شاهزاده هملت
میتونم به تاتیانا معرفیت کنم؟
...سلام
.باعث افتخاره
خوشگلترین زن جهان نیست؟
واقعاً؟ !نمیدونستم
شغلت چیه؟
.پیانیست کنسرت هستم
تکنواز... پیانوی کلاسیک؟
.بله، شومن، شوپین، باخ
.انگشتان بهشتی داره - ...برای پیانو -
.و دزدی
.ببخشید
.دزده و دزد خوبی هم هست
.پیانو و جواهرات دو تخصص من هستن
در ضمن، عاشق ایدهی دزدی از .بانک اسپانیاست
.میدونه
میدونه؟ - .بله -
.بین ما رازی نیست
راستش، بهتر از دزدیتون .از ضرابخانهی سلطنتی قبولش داره
...میشه یه لحظه خصوصی صحبت کنیم؟
دیوانهای؟
.شاید
آندرس، وقتی برای هر اطلاعاتی جایزهی
یک میلیون دلاری بذارن چی میشه؟
،با همچین کاری .مطمئناً اتفاق میافته
.زیاده روی نکن - چی؟ -
داری توهین میکنی که عشق زندگیم .قراره بهم خیانت کنه
،توهین نمیکنم .دارم میگم
،ولی، باشه ...بیا به عشق واقعی ایمان بیاریم
!لعنتی - .بیا بریم بیرون -
میگفتی، بیا به عشق واقعی .ایمان بیاریم، منم میگم البته
بله، بیا گمون کنیم تاتیانا .تو رو نفروشه
!گوش کن
.اون یه دزده
اگه مجبور بشه بین لو دادنت و رفتن به زندان انتخاب کنه چی؟
خیلی آسونه که از عشق حرف بزنی .وقتی ازش چیزی نمیدونی
دارم بیطرف میگم، دید من .با احساسات از شکل خودش خارج نشده
.بذار یه چیزی از تاتیانا بهت بگم
با اون اطراف اُروپا سفر کردم ،و گاو صندوق باز کردم
.و میدونی که دزدی کار سختیه .همیشه کشمکش داره
".مواد منفجره رو درست کار نذاشتی"
الماسها کجان؟" عادیه که" .هر اشتباهی رو بندازی گردن دیگری
،ولی با اون .این اتفاق نیوفتاده
.نیوفتاده .مثل راه رفتن روی ابرهاست
مدت 14 ساعت رو توی یه زیرزمین بد بو گذروندیم .تا یه سوراخ توی دیوار ایجاد کنیم
و جوری عشقبازی کردیم .انگار فردایی وجود نداره
زوجها دعوا میکنن وقتی ،توی تعطیلات به ماربلا میرن
ما از کردیت آگریکول دزدی کردیم و انگار .رفته بودیم ماه عسل
چهار بار دیگهای هم که ازدواج کردی .همین حس رو داشتی
.نامردی بود
نامردی و شنیع، به عنوان یه برادر .یا مرد حرکت زشتی بود
.صبح بخیر، جیووانی - .صبح بخیر -
.صبح بخیر
،اجازه میدی دوتا راهب وارد آشپزخونه بشن !و نقشهها رو روی دیوار گذاشتی
،بیخیال .به من میگن آقای مهندس
.فکر میکنن دانشجوییم، نه دزد چرا اینقدر بدبینی؟
چند وقته میشناسنش؟ تاتینا رو میگم. چن دوقته؟
چه اهمیتی داره؟ !روی عشق نمیشه زمان گذاشت
.عشق رو باید زندگی کرد
نه. نمیشه به خاطر یه زن .تمام نقشه رو تو خطر بندازی
.اولین قانون اینه .آندرس، اولین قانون
روابط عاشقانه نباید نقشه رو" ".به خطر بندازن. هرگز
.هرگز
.درکش خیلی سخت نیست
.ساعت 7 صبحه .باید تماس بگیریم
میشه لطفاً به پالرمو زنگ بزنی؟
پالرمو. وضعیت؟
.ده تن از بین رفته
.10,700 کیلوگرم ریزریز شده
.دو درصد بیشتر از برنامه
.داریم رکورد میزنیم، پروفسور
.مثل یوساین بولت
و استحکامات؟
.هنوز داریم جوشکاری میکنیم .فعلاً دو تا داریم
خبری نشده؟
.اینجا همه چیز تحت کنترله اونجا چی؟
.مشکلی نداریم
.پایان و تمام ارتباط
.دزدی به بانک .شک نکن
.داریم خطرات رو رو ارزیابی میکنیم
.لوئیس، من رو نگاه کن
میز کنار تخت خوابم روش یه جعبه قرص داره .با قرصهایی از همهی رنگها
.اگه پیژامه تنم نباشه حس عجیبی دارم
،به مدت دو سال به خاطر اون پفیوزها
.مشکل نعوذ داشتم
.استرس پس از حادثه
.کاری که باید بکنی اینه دیگه نیای اینجا
،با مرکه به شهر خانگیتون برید .استراحت کنید و مراقب خودتون باشید
.و تلویزیون کوفتی رو روشن نکنید
.لوئیس، اشتباه من رو مرتکب نشو
اگه مجبوری یه بمب 20 مگاتنی !روشون بندازی، انجامش بده
!فقط انجامش بده !از عواقبش نترس
بهتر از اینه که
هر دو ساعت بمبهای آشغالی .پرت کنی
،چون این پفیوزها
،اگه به زور وادار نشی .میرینن به تمام هیکلت
،تا وقتی بخوان میتونن برینن بهم .تا وقتی رازهای کشوری رو فاش نکنن
،اگه وارد بانک بشیم ،آلفونسو
.همهمون روانهی دادگاه میشیم
.یا بدتر
پس چیکار کنیم؟
،بشینیم و نگاه کنیم انگار دست و پامون رو بستن؟
،اگه اون برتری رو دارن .خنثیش میکنیم
مردم میدونن اون رازها چی هستن؟
!نه .حتی خدا هم خبر نداره
.خب، اطلاعات میدونه
.چه برگهای استفاده میشه، چه مهری
.عالیه
.بیاید رازهای خودمون رو بسازیم
بیاید دفاتر سرمقالهای تمام روزنامهها و شبکههای تلویزیونی رو پُر کنیم
.مثل کاری که پروفسور میکنه
..سیرا، لطفاً، حرفت
،دلالهای مواد ناظرها رو میخرن ،وزیرها رشوه میگیرن
...هزینهی اورجیها رو
.با پول تعاونی پرداخت میکنن .همه چیز رو
چی داری میگی؟ .گوش کن
،نمیتونیم اون کار رو بکنیم .اعتبار سیستم رو نابود میکنیم
...پلیس، سیاست، سازمانها !همه چیز رو
!نه ...رسانه
.شروع میکنه به تأیید اطلاعات
.و همه یه عذر و بهونه خواهند داشت !فلانی کجا بوده؟ تو شهر خانهاش
!محض رضای خدا دیگه کجا باشه؟
و وزیر؟ .تو یه جلسه در بروکسل
،و وقتی پروفسور ،چوپان عزیزمون
...رازهای کشوری واقعی رو منتشر کنه
حتی خدا هم نمیتونه دروغها رو .از حقیقت تشخیص بده
اینطوری برگ برندهشون رو .ازشون میگیریم
و میدونی چی خیلی خوبه؟
،که تا وقتی سعی کنه ورق رو برگردونه .رفتیم داخل بانک و خارج شدیم
.این رو بهت قول میدم
ترجمه از حسین و امیرعلی illusion & HosseinTL
روز دوم
خوبی؟
.دلم درد میکنه
.از گلوله خوردن
.اینجا
.سفت شده، به خاطر برخورد
.طفلکی
.و یبوست گرفتم
،با این وضعیت .میتونی تصور کنی
.البته
میشه قهوه رو بهم بدی، لطفاً؟
.بیا اینجا
من؟
بله، تو. البته. دیگه کی؟ .پاشو و بیا اینجا
.باهام بیا
!باورم نمیشه
!برو، برو
چه غلطی میکنی؟
!متأسفم
با صحبت دربارهی عن سعی کردی با اون دختره لاس بزنی؟
فقط میگفتم دلم به خاطر باد معده .درد گرفته
!عجب خنگی
.باشه، باشه .گوش کن
از اون دختره خوشت میاد؟
.بله
.خیلی زیاد - .خیلی -
.خیلی ...فکر کردی
،صحبت دربارهی یبوست گرفتن
،دربارهی مشکل رودهایت
راه خوبی برای اغفالش بود؟
.گوش کن ...باید
،از الان به بعد .تو یه قهرمان کوفتی هستی
.یه قهرمان کوفتی .هیچی بهت صدمه نمیزنه
.هر روز جیرهی غذاییت رو بهش میدی
.هر کدومشون رو
،و اگه گستاخی کردم .جلوم در میای
.از الان به بعد .جلوم در بیا
!جلوم در بیا، کوفتی
!بله، آقا
.ببخشید
.بابت کارم
.که به جلیقهات شلیک کردم .اوقات سختی داشتم
.نگران نباش، آقای دنور
میدونم توی دزدیها .این اتفاقات میافتن
.آسون نیست، میگل .نیست
.ولی بذار یه چیزی بهت بگم
...میدونم
که با هوش من
،و اون لبخند دغلوارانهی تو ،اون ملایمت
.دل آماندا رو میبری
درست میگم؟ .از نزدیک خیلی بهتری
.خب، هر کار بتونم میکنم، آقای دنور
.البته
حالا، برو توالت
.و تا وقتی ریدنت تموم نشد بیرون نیا .برو
.آقای دنور
چیشده؟
،اگه اونجا باشی .نمیتونم تمرکز کنم
.ما این برنامه رو قطع کردیم بزرگترین پالایش رازها
.الان در تاریخ کشورمون رخ داد
این روزنامه به بیش از 100 سند .محرمانه دسترسی داشته
اسپانیا شش ماه قبل از حملهی عراق
No comments yet. Be the first to leave one.