The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
...آنچه در "بزرگ کردن کینن" گذشت
یکی از جاسوسا توی اتاق بازپرسی دو داره گله و شکایت میکنه
باید برم بهش رسیدگی کنم
- خبرچین داری - خلاصهش کن
- با ما کار میکنه - کسشره
کسشر واقعی
اون شب چه اتفاقی افتاد؟
شبی که منو مجبور کردی کینن رو از ایالت ببرم؟
اتفاقی که افتاد این بود که من داشتم از پسرم مراقبت میکردم
اون به مغازه من اومد
هروقت بخواد، میاد و میره
یکی از حرکتاییه که توی بازیمون انجام میدیم
به دل نگرفتم، کسب و کاره
شاید بخوای صداشو بیاری پایین
تو و آه...خواهرت
میخواین بیاین داخل، کورین؟
گردنبند نجومیه، مشهوره
بهخاطر همین رو گردنمه، کاکاسیاه
دیگه نیست
از اینجا گورتو گم کن، فردی
- کیفو بردار - !هی! هی
این ممکنه همون چیزی باشه که لازم دارین
واسه هر کاری که برنامهشو دارین
همه چی این تو هست. رفقاتون مطمئنن
دمت گرم
این چیه؟
جواب سوالایی
که ممکنه هنوز داشته باشی
ما یه ترک برای زیسا توسعه میدیم
تهیه میکنیم و انتشارش میدیم
قرارداد تکآهنگ برا اسکلاست داداش
ماروین، چی باعث میشه کنترلتو از دست بدی؟
من همینجا و همین حالا
!دهنتو سرویس میکنم
تو نزدیک ادی مورفی توی نیوجرسی زندگی میکنی؟
من توی وستچستر اسکارسدیل زندگی میکنم
خیلی بد شد که رفتی
پس تو بعد از اینکه تمام
کارای جدی تموم شد، یهو پیدات میشه
و به خیالت میتونی چکتو نقد کنی
من فقط میخوام با دخترم رابطه داشته باشم
!اون دخترمون رو کشت
!جو، اون یه قاتله
!لاورن، تو نباید اینجا باشی
اون عاشق دخترت بود، میدونی
تا حالا دیدی وقتی آشغال پاشغال تو آب میریزی
یه سری موج ایجاد میکنه؟
این بازی هم همینجوریه
یه کاری بکنی، پخش میشه
یه سری امواج میسازی
و اونا به جاهایی میرسن که دست تو نمیرسه
به چیزایی برمیخورن که تو حتی نمیتونی اونارو ببینی
مسیرشونو پیش میرن، همهجا جاری میشن
یه عالمه کاکاسیاه قراره بهخاطر تو خیس بشن
بیشتر از اینکه اولش فکرشو بکنی
ولی بالاخره میفهمی
اینو یقین بدون
نیکول از اینجا متنفر میشد
اون به یونجه حساسیت داره
گرد درختا و چمن
بیچارهش میکنه
اون یه دختر شهری بود
...نگران نباش، لیندا اینجا نیست، آه
راستش ما داریم طلاق میگیریم
اگه بخوام با خودم صادق باشم
وقتی نیکول رفت دانشگاه
همه چی شروع شد
من و لیندا دنیا رو خیلی متفاوت میبینیم
...مرگ نیکول
به یه اتفاق اجتنابناپذیر سرعت داد
خیلی دلم براش تنگ شده
منم همینطور
...میدونی لاورن، آه
...خوشحالم که
اون عاشق بودن رو حس کرد
خوشحالم که تو زندگیش بودی
آقای برینگام، فکر میکنم یه چیزی هست که
نه، دیگه چیزی برای دونستن نیست
دیگه نمیخوام چیزی رو بدونم
...تو دخترم رو
خوشحال کردی
این تمام چیزیه که پدر مادر برای بچهش میخواد
اوه، ممنونم
تو برای نیکول مهم بودی
پس برای منم مهمی
اگر هروقت هرچیزی خواستی، لاورن
...هرچیزی
میدونی که از کجا پیدام کنی
میذارم یکم باهم تنها باشین
لازم نیست برین
اوه، من...من تقریبا هر روز اینجام
مطمئنم میخواد یکم از شر من خلاص شه
هی راستی، اون ویدئوی آواز خوندن
تو و نیکول چی شد؟
کل اتاقشو زیر و رو کردم
ولی نتونستم پیداش کنم
نمیدونم چه اتفاقی براش افتاده
اوه
احتمالا لیندا انداختتش بیرون
مراقب خودت باش، لاورن
هنگامیکه سایر کارکنان
درحال اشک ریختن بودند
رالف هم حرفهایی برای گفتن داشت
و با این یک بر روی آن نقطه حساس، دست گذاشت
این یارو اصلا قراره آهنگ ما رو پخش کنه یا نه؟
تو قراره منو بکنی
نه اینکه به رادیو گوش کنی
آره، همینطوری
- چه خبرا؟ - کراون کجاست؟
تو دیگه چه خری هستی
و توی استودیوی من چه گوهی میخوری؟
داداش، استودیوی کراون همینه، پسره کجاست؟
اینجا مال من و کراونه
- اینجا نیست - پس کجاست؟
قیافهم شبیه محافظشه؟
تو دیگه کدوم خری هستی؟
پسر اسکل، یه سری کار باهاش داریم
...کسب و کار کراون
کسب و کار من نیست
همین الان گفتی اینجا مال هردوتاتونه
پس کسب و کار اون، مال تو هم هست
و اگه به زودی نبینیمش
کسب و کار تو، میشه کسب و کار ما
اوه، اوضاع اینجوریا نیست
...پسر
ما مامورای لینتان مانلی هستیم
آره، داداشیت، کراون پنجاه هزارتا ازش قرض گرفته
و اینجا رو هم بهعنوان وثیقه گذاشته
پس اگه اسناد سریع به دستمون نرسه
اینجا میشه استودیو لینتون منلی
باید کارتو تموم کنی
باشه، خاک بر سرت، لو
کراون تخمی
گوه توش
...لع...اوه...لعن
...لعن
بفرما
پیتزائه خیلی خوبه، نه؟
ریدم تو پیتزا
گفتی کار داری
غذا فرهنگای مختلف رو بهم نزدیک میکنه، کاپون
میخوام این پلها رو
روی پنیر و سس بسازم
چقدر اسکلی
کار داری یا نه؟
دور و ورت، یه خبرچین هست
خودم درستش میکردم
ولی اگه منِ سیاهپوست اونجا پیدام شه
همه آژیرا صدا میکنه
مردم فرار میکنن
درحالیکه یه بی رنگ و رو مثل تو
عین هلو اون وسط جا پیدا میکنه
چقدر؟
پنج
خیله خب، گوش کن
اگه اینکارو بکنم، به خانوادهم ربطی نداره
باشه؟ بابام خبردار نمیشه
هرطور میخوای، داداش
خیله خب
راجع بهش فکر میکنم
ولی دوباره بهم زنگ نزن
خودم پیدات میکنم
راستی، فهمیدم اون تیکه رو به فنا دادی
بهت که گفتم، این موزارلا پیوندمونو قویتر کرد
خاویار مثل پوله
- هومم - بهش عادت میکنی
اولش نمیفهمی
روش درست لذت بردن ازش رو نمیدونی
ولی به محض اینکه متوجهش بشی
دیگه برات بس نیست
خب وقتی ماجرا پول باشه، کاملا بهش عادت کردم
ولی نمیدونم به اینم عادت میکنم یا نه
اوهوم
لیاقت تو خیلی بیشتر از این یارو پیریه، دختر
اوه بوریس، کی میخوای به نوکرا اجازه بدی
که کارای غذا رو خودشون انجام بدن؟
تریمونت استینسون، از استینسونهای فورت واشینگتون
شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟
همکاریم
تریمونت، منو ردیابی میکنی؟
چون طبق تقویم من
قراره بعدا ملاقات داشته باشیم
- خب میدونین که اینجا پاتوق منه - پوف
قبلا که تو بالتیمور باهم کار میکردیم
تریمونت عادت داشت با چکش، بزنه رو خرچنگا
من این حرومزاده ابله رو متمدن کردم
حاجی، من خیلی قبلتر از تو، توی این فازا بودم، کارتیر
!لعنتی
لعنتی، خودم به این سمت بردمت
بعدا میریم میش هیلتون؟
پیِر، یه سوییت گرفتم
- آبراهام باهاته؟ - خودت خوب میدونی که آبراهام
فقط با هتلای تعطیلاتی حال میکنه
احمق پیزوری
تو اتاق چای روسی، خاویار داری؟
سوئیت توی پیِر؟
بهنظر میاد دارم حسابی پولدارت میکنم
خودم دارم خودمو پولدار میکنم، کارتیر
هی به خودت اینو بگو
No comments yet. Be the first to leave one.