The first 200 lines.
پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند اپلیکیشن
ببین پسر، میای اینجا مثل موزز رفتار میکنی
ولی من و گروهم
دیگه قرار نیست با تو کاری داشته باشیم
خب، پس قراره از تشنگی بمیری همکار
وقتش رسیده دیگه پولا رو نریزی تو جیب گرینی
و بندازیش داخل جیب خودت
تو فرق داری
من از سازمان حمایت از کودکان اومدم
اومدم اینجا تا مطمئن شم تو یه محیط امنه
ببین، ما والدین مسئولی هستیم، خب؟
اون آدمهای بهزیستی همهشون سابقه
خراب کردن خانوادههای سیاهپوست رو دارن
اینکه اجازه دادم بری بزرگترین حسرت زندگیم هست
چرا بهم نمیگی باید چیکار کنم
و بعدش بریم سراغ کارمون؟
میتونی یه محموله که داره میاد رو اسکورت کنی
اگه میخوای هواپیمات فرود بی دردسری داشته باشه
باید هواپیما پیدا کنی که بشه جلوی چشم مخفیش کرد
هیچوقت جایگاهت رو فراموش نکن، خب؟
من همه چیز رو اداره میکنم، فهمیدی؟
من همه چیز رو اداره میکنم
چه وضعشه؟ ...چه اتفاقی داره
ای مارموز عوضی
من با آشغالها صحبت نمیکنم
تو زن بوم رو کردی
دمیتری رو میخوای؟ باید پاشی بری آتلانتا
پیش گروه تای هست
دمیتری... خیلی سریعه
برای شروع چقدر میخوای؟
250؟
مهم نبود چقدر پول در میاوردیم یا چقدر پیشرفت میکردیم، همیشه بهتر بود یه برادر پیشم باشه
هی دمیتری، خوب به نظر میرسه
اگه فکر میکنی این خیلی خوبه
پس صبر کن وقتی اولین محموله رسید
ببین چطوری برات پول جمع میکنم
خوبی لوکو؟
خیلی قویه
چه چیزیه
چه خبر خاوی؟
میخوام خلبان سینا رو استخدام کنم ولی انگلیسی صحبت میکنه
از لطفا و ممنونم استفاده میکنه سفیدپوسته
شاید پلیس باشه
دمیتری، به نظرت ممکنه پلیس باشه؟
بذار باهاش صحبت کنم
من انگلیسی صحبت میکنم
از قبل پولت رو میخوای یا بعدش؟
بعدا مشکلی نداره
حتما جزئیات رو بهم بده
خیلی خب
آره
چی گفت؟ - مشکلی نداریم، اوکیه -
چی گفت؟
ببین، پلیسها
بدون پول چیزی بهت نمیدن
ما چیزی برای از دست دادن نداریم و باید همه چیز رو به دست بیاریم
بهت گفتم، دمیتری آدم باهوشیه
اولین محموله، فرودگاه ماکوبت داخل دیترویت
داداشم تی رو میفرستم تا محموله رو بیاره
نه، نه، نه
از تی خوشم نمیاد
دمیتری برو
باشه
خودم میرم لوکو
از منظره لذت میبری؟ - نمیتونم دروغ بگم، آره -
هی، سویشرت من رو پوشیدی؟
روی زمین بود
هر چی
داری چیکار میکنی؟
کجا داری میری؟ چرا داری وسایلت رو جمع میکنی؟
خونه توعه، نمیخوام مزاحمت باشم
بیخیال، بهت که گفتم هر چقدر دلت بخواد میتونی بمونی
خونه من خونه تو هم هست
خوشگله
من هیچوقت خونه واقعی نداشتم، فقط یه کوله پشتی
اینجوری به اینجا رسیدم
که مطمئن شم هر چیزی که دارم داخلش جا میشه
یه درخت ریشه داره ...منم پا دارم، پس
انجل، قرار نیست که دوباره
بری کسی رو تیغ بزنی؟
دیگه تموم شده
پس قراره چیکار کنم میچ؟
از استعداد خدادادیت استفاده کن برقص
و سرت رو بالا بگیر
ببین، از الان به بعد همه پولی که در میاری برای خودته
قرار نیست به کسی چیزی بدی
من باید چند روزی از شهر برم
ولی چند نفر رو میذارم اینجا که حواسشون به خونه باشه
خب، کجا داری میری؟- میرم دیترویت چند تا کار دارم -
اگه گرینی اومد دنبالم گشت چی؟
نمیاد، باور کن
مطمئن باش جات امنه
پس باید یه چیزی بهت بدم که دلت براش تنگ بشه
صبر کن
لعنتی، انگار واقعا ویار کردی
آره فکر کنم
ببین واندا، این داستان سازمان حمایت از کودکان
خودش درست میشه
واقعا میترسم تی - میدونم -
باید بهم اعتماد کنی
تری، وقتی بحث اعتماد میشه اصلا آدمش نیستی
...ولی
فکر کنم باید ایمان داشته باشم
که همه چیز درست میشه، خب؟
بهت قول میدم
کسی قرار نیست خانوادهمون رو اذیت کنه، خب؟
تی، بیخیال پسر
همین الانش هم حاملهست
دیگه لازم نیست باز با این نفله بچه درست کنی
خیلی بامزه بود
کون لقت رولند
هی هی
هی، اون محموله کی میرسه؟
میدونی، بعضی از مشتریهامون دارن عصبی میشن
میشه یه لحظه آروم بگیری؟
یکم آسون بگیر
...این
هی، پادشاه برگشته
چطوری
هی میچی میچ حرومزاده
خودت که میدونی - چی؟ -
مامانم گفت وقتی نبودم تو حواست بهش بوده
خیلی ممنون رفیق
خواهش میکنم، خانوادهست
خودت که میدونی، پسر کوچولوت چطوره
حالش خوبه
ممنون بابت هدیهای که براش گرفتی
بخاطر عمو میچ همین الان گوچی تنشه
میدونی که کاری نکردم پسر
میدونید که برای پیک باید چهار نفر باشید
بریم سراغش دافی چطوره؟
خیلی دیوونهست... همهاش میخواد به یه نفر گیر بده
شبیه خودش به نظر میرسه
چه خبر شده؟ لعنتی
لعنتی، تری یه چشم
میشه یه دقیقه وانمود کنی از دیدن برادرت خوشحالی؟
خیلی اینجا نیستم
چرا این همه عکس بچگیام رو آویزون کردی اینجا؟
خودمم نمیتونم تشخیص بدم خودم هستم
دمیتریوس، چرا اومدی اینجا؟
مشکلت چیه؟
اینقدر گیر نده
این قضیه سازمان حمایت از کودکان واقعا داره بهم فشار میاره پسر
میخوام باهات جدی باشم
به نظرم کار مارکیشا بوده - نه، کار مارکیشا نبوده -
نباید هی این حرف رو بزنید
از کجا میدونی؟ - چون در واقع داره بهم کمک میکنه -
داره یه قاضی برام پیدا میکنه که میتونه بهم کمک کنه
خدایا، نمیخوام دیگه در موردش صحبت کنم، خب؟
محموله فردا میرسه، فرودگاه ماکومب
خیلی خب، تقریبا وقتش رسیده چی مانع شده بود؟
خاویر نگران خلبانها بود
ولی ازت میخوام که پخششون کنی
میدونی که لوکو بهت اعتماد نداره
میخواد تو انجامش بدی
چرا؟
برداشت اولیه خیلی مهمه
و تو هم حسابی خراب کردی
خیلی خب، بذار ببینم درست فهمیدم یا نه
قراره تا ماکومب با ماشین رانندگی کنی
تو یه ناحیه که از واند برد هم سفیدتره
با 250 کیلو مواد و بدون گواهینامه؟
برای اینکه 250 کیلو جابهجا کنم نیازی به گواهینامه ندارم
نمیزنم بغل، تمام
نه تنها ممکنه پلیس دستگیرت کنه
الان براینت هم حواسش بهت هست
اون یارو الان رفته پیش هنریتا دیوونه
که خیلی با من حال نمیکنه
هنوزم ارزش این ریسک رو داره؟
لوکو جونم رو نجات داد تی
این اولین محمولهای هست که داریم میگیریم
نمیتونم خرابش کنم وگرنه همه چیز میفته گردن من
پس آره، ارزش ریسکش رو داره
قطعا هوپ داره میبازه
امکان نداره - داره خوبم داره -
چیزی که مردم
در مورد داستان پسر ناخلف فراموش میکنن
اینه که در مورد دوتا برادر هست
یه برادر که گمشده و دیگری که برگشته
و حالا که میچ برگشته بود جوری همه تصمیمات رو میگرفت
که انگار دوباره پادشاه دیترویته
اون شاید میخواست از فرصتهایی که استفاده کنه که من نمیخواستم
ولی این سری
نمیتونستم تشخیص بدم که بیخیاله
یا یه مغز متفکر در حال شکل گرفتنه
دلم برات تنگ شه چهچه
سلام
وقتی میگفتن دنیا روشهای کارهای عجیبی داره
امیدوار بودم که در مورد تو صدق نکنه
فقط میخواستم ببینم حالت خوبه یا نه
خب، حتما داشتی یه چیز خیلی مهم
جابهجا میکردی که پیای بویز
و بیاماف دنبالت بودن
برگشتم که نجاتت بدم مجبور نبودم، ولی برگشتم
کون لقت براینت
چی میخوای؟ بگم ممنونم؟
بالاخره میفهمم داری چه غلطی میکنی
و وقتی فهمیدم، یه گزارش کامل میذارم روی میز کار
وقتی داشتی گزارشت رو مینوشتی
حتما این اعتراف رو هم بهش اضافه کن
No comments yet. Be the first to leave one.