The first 200 lines.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «Sajad.Iniesta»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
امروز رفتم به فروشگاه اپل اونطرف خیابون
و یه گوشی ایفون جدید 64 گیگابایتی خریدم
مطمئن نبودم که مدل 16گیگابایتی رو بگیرم یا 64 گیگابایتی
ولی 64 گیگابایتیه به نظر خوب میومد پس بفرما
اون مسئول فروش نابغه بهم نشون داد که چجوری چیزها رو بزرگ کنم
ولی الان فراموش کردم
وای خدا، حس بینایی من خیلی قویه
ولی قبلش رفتم به گوگل و اپارتمانم رو پیدا کردم
وگفته شده که "تپهها"رو فیلمش کردن برای دو فصل
این مرتب نیس؟
اونها توی فروشگاه گروو عادت داشتن هر روز با ماریا لوپز برنامه های اضافی برگزار کنن
به نظر خوب میاد
و کی یه فروشگاه رو دم در خونه دوست نداره؟
...نمیتونم باورش کنم. من توی لس انجلس
اگه بابایی من رو الان میدید
امروز اونها "بیا با من پرواز کن" رو بازی کردن
و تقریبا به گریه افتادم بهش فکر میکردم
ولی گریه نکردم چون کلا حس عالی دارم
مثل این میمونه که توی خیابون اصلی دیزنی لند زندگی کنی
هر روز افتابیه و من بیدار میشم و فکر میکنم
ممنون جوی واسه ممکن کردنش
قسم میخورم که اگر با یه گاری باری اصابت کنم با خوشحالی میمیرم
فقط صبر کن اپارتمانم رو ببینی
من یه تراس دارم که با تراسهای بقیه به اندازه کافی فاصله داره
پس کسی نمیتونه از روی سقف یا جایی دیگه بپره
و محل پارکینگ من نزدیک آسانسوره
پس میتونم صاف برم اونجا
و همه محمولهای که از جرسی رسید رو دریافت کردم
تمام کارهای هنری خودم رو
عروسکی که واست درست کردم
و همچنین تصویر من و بابات توی ماشین قرمز جدیدش
اوه خدا... ما بهترین دوران رو داشتیم با اونها
بگذریم. بهم زنگ بزن عاشقتم
اوه خدا
برات نون اوردم
باید زنگ میزدی زنگ زدم
ولی من جواب ندادم
فکر کردم سرت به کاری بنده یا یه همچین چیزی
به سگهات سلام کن
سلام هاپو، چطوری؟
خیلی خب. همونجا بمون
باشه .فعلا
شیش تا نون گرد همهشون نمکیان
اونها بهترین نوع هستن
اوه لور، درخت کوچولو بابات خشک شده
اوه آره، ببخشید مامان
سعیام رو کردم ولی اونها خیلی حساس هستن
احمقانه بود
متاسفم جوی
ببین واسه همینه که گفتم من رو مسئولش نکن
تو نمیتونی یکی رو با یه درختچه یا ارکیده تنها بزاری
و تمام این فشارها رو روی اونها خالی کنی
گذاشتی ارکیده هم خشک بشه؟
هر روز بهش آب دادم
خب لوری جان... قرار نبوده هر روز بهش آب بدی
به اندازه کافی بهش آب دادم خب؟
خواهشاً کاری نکن دربارهاش حس بدی داشته باشم
باشه فراموشش کن
این چیه؟
درباره مراسم بچه امیلیـه
باید با کسی بری اونجا؟
چرا؟ شاید نخوام برم
چرا نری؟
چون باید کلی لباس بپوشم و هرکسی رو که میشناسم اونجاس
فکر کردم دود رو گذاشتی کنار
سیگار. گفتی که این بهتر بود
گفتم این مشکلی نداشت، بعد این که پدرت مرد و معده تو آسیب دید
خب این مال بعد فوت پدره و معدهام هم آسیب دیده
درباره جیکوب چیزی شنیدی؟ نباید بهش زنگ میزدی
کار چطور پیش میره؟ درباره کار بهت زنگ زدن؟
وقتی یه ضرب العجل داری نباید سیگار بکشی
مامان نگو ضرب العجل
درباره کار نگو و لطفا دیگه هیچ وقت هم درباره جیکوب حرف نزن
باشه
من فقط فکر کردم نباید بهش زنگ میزدی
مخصوصا اگر یه ضرب العجل برای کارت داری ...جیکوب... منظورم اینه که
فکر کنم باید واست یه سرگرمی جور کنیم
فکر کنم قرار بود برای بیمارستان داوطلب بشی
اره قصد همچین کاری رو داشتم
شاید تو میتونستی سرگرمی من باشی؟
و بعد اینجوری صفحه رو لمس میکنین
ببینید چطور بزرگش کردین این عالیه
بگو میخوای که ادرس یه لوازم بچه رو پیدا کنی
خب شما اینجا اپلیکیشن سافاری رو باز میکنین
و بعد مینویسیدش یا توی گوگل
اره توی گوگل جست و جو میکنین اگه باز هم نیاز داشتین
این توی سوابق گوشیتون هست
اوه خدای من. فردی تو یه نابغهای
این فقط یه برچسبه
دختر من یه نابغهاس ولی خیلی از تو بزرگتره
چندسالته؟ ماه اکتبر میشم 23 ساله
بزن بیرون بابا. اکتبر باعث قویتر شدنت میشه، مگه نه؟
در مقیاسها عدالت به نظر خیلی دیپلماتیک میای
باید یه وکیل بشی
...شاید
باید بشی، باید
!نه! نه! نه
من حتی عمل لیزیک رو هم نمیخوام
اونها گفتن که باید چشمم رو بشکافن و یه لنز کوچیک رو بزارن
خب گوش کن ببین چی میگم اون متغیر ها
اونها از عینک های معمولی تبدیل میشن به عینک افتابی وقتی که میری بیرون قدم بزنی
و میتونی همه جا با خودت ببری شون لنز های هنری
میخوای واست یه نوبت بگیرم؟
باید بری سراغ شرکت زیلوو
اونها کلی جا برای رهن دارن یا میتونن بهت مشاوره بدن
من که اینجوری خونه ام رو پیدا کردم
زیلوو
کاری که باید بکنی اینه که مجبورش کنی که بیاد واست کاری بکنه
من و جو واسه متقاعد کردن لوری اینکار رو کردیم
این اسونه.اون زن ریزنقشیه اره
یه خرگوش صورتی دیگه
عاشقشم بعدی چیه؟
این یه مانیتور بچه اس؟
از طرف خانم مینروینی
این چیه؟
اوه خدای من
این یه آیپده
چی؟چی؟
اوه خدای من مارنی این دست و دل بازی زیادیه
خب میدونم این توی لیستت نبود
نه
ولی اونروز توی فروشگاه اپل بودن
و یه پسر فیلیپینی رو دیدم یه بچه
و با یکی از این ها بازی میکرد
منظورم اینه کاری که میکنی آیپد
اره آیپد وبعدش فردی اومد
وبهم گفت که میتونی برنامه هارو نصب کنی
مثلا نیمو یا سیرک بارنی رو
عالیه اره
عالیه مارنی،متشکرم این خیلی خوبه
لوری بهترین مامان دنیا رو داره
به جز مادر خودم یادداشتش کردی؟
دارم مینویسمش اره بنویسش
لوری کجاس؟
فکر کنم سرگرم کاره یه ضرب العجل داشت
منظورم یه کار لحظه اخریه
اره اون گفت بجای من مواضب تیهاس امشب
من و دنی یه ساله که نتونستیم باهم بریم بیرون
اوه من میتونستم فکر کردم اون خارج شهره
بهم گفت که مریضه
اره اون مریض بود
من هم بودم با بلایی که جیکوب سرش اورد مریض میشدم
اون خیلی خوشگله چرا نمیتونه از پسش بر بیاد
اون اخرین نفری بود که باباش رو دید
اوه اون واقعا پدرش رو دوست داشت
واسه اینکه از پسش بر بیاد اون سرسخته
اون نمیتونه از پسش بر بیاد اگر که همینجور هر چی که اون مرده میخواد رو بهش بده
اون چی میخواد؟ اوه خدا من
دار میمیرم
اون چی میخواد؟
این هم توی لیست نبود
مارنی؟مارنی؟
ایشون پدر گریگ هست
اون اومده تا برای پرستاری کمک مون کنه
مارنی سلام مارک
اون تا پنج شنبه توی شهره پس اره
اون با شخصیته مگه نه؟
خب
شما اومدین تا پسرتون رو ببینین؟
اره امیلی گفت که خیلی مهمه که من اومدم
ولی فکر کنم من فقط واسه هدیه ها اینجام
خب مادرش دیگه این دور و بر نیس پس
شوهر من یه سال قبل مرد
اوه همسرمن زنده اس تو لندن زندگی میکنه
ولی میدونی ما از هم طلاق گرفتیم
اوه متاسفم
امیلی بهم گفت شما توی بروکلین بزرگ شدین
اره کدوم..کدوم قسمت؟
پارک سانست
من در یه گوشه بین خیابون 48ام و هفتم بزرگ شدم
برو بابا اره
من در خیابون چهارم شماره 43 کنار اون کلیساده بزرگ شدم
اره قبل اینکه پارک ها زیاد بشه عادت داشتیم بریم استخر عمومی
بروبابا من همیشه اونجا میرفتم
شرط میبندم مثل هم زندگی میکردیم
قطعا این دیوونه واره
اره اره بامزه اس
میدونی قبل اینکه شهر رو ترک کنم
باید بریم یه ناهار بزنیم با دختر ها
یا یه موزه مربوط به قتل عامه که همیشه میخواستم بررسیش کنم
تاحالا رفتی موزه مربوط به قتل عام؟
نه به نظر جالبه ولی نمیتونم
واقعا نمیتونم چون من اسباب کشی کردم میدونی
کلی کاغذبازی هست که باید انجام بدم و میدونی
علاوه بر اینکه من داوطلب کار توی بیمارستان شدم
شاید پرستار بچه بشم
مطمئن نیستم ولی به نظر میاد که خیلی زود پرستار بچه بشم
ولی خیلی سرم شلوغ نبوده
باشه دارم زنگ میزنم
من توی راه بیمارستانم واسه کار داوطلبانه
و خیلی زود بهم زنگ بزن
چون وقتی که برسم اونجا دیگه میرم داخل
و بعدش در دسترست نیستم
اهان در باره این اهنگ جدید بیانسه بهت گفتم؟
بهش گوش کن
اره درسته؟ به هرحال
زودی بهم زنگ بزن چون وقتی میرسم اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.