The first 195 lines.
جان کالیر، ۱۸۹۷
آنری ژروکس
۱۸۸۵
مانه
و البته
"منشأ جهان"
گوستاو کوربه
برخلاف نقاشان برجسته پرتره سنتی،
کوربه عریان میکند
بَبز! آخ!
معرفی میکنیم... بَبز!
صداقت در تمایلات جنسی
هی. ...امتناع از
ببز! عزیزم، چرا اینقدر جوش میاری؟
روری، من سر کلاسم.
فقط یه ویدئوئه. کی اهمیت میده؟
مشکلی هست خانم اندروز؟
آره. نه.
چه ناجور
نمیتونی همینجوری نادیدهام بگیری.
شتر!
خفه شو لعنتی، اسکات!
میشه رعایت کنی؟! بیفرهنگا!
باشه. میدونی، پسرا حق دارن در موردت.
تو واقعاً میتونی یه عوضی باشی.
میتونم ادامه بدم؟
آخ!
ممنون.
«لدا و قو» از میکلآنژ
اینجا، خدای زئوس در قالب یک قو
بلید، باید اون رو برداری.
هیچیشون نیست.
قراره کلی شکایت برام بیاد. این یه واقعیته.
این جای بحث نداره. برش دار. همین الان، لطفا.
پرو! معاون رئیس!
شما یه سخنرانی مهمان تو یکی از کارگاههای هنری من داشتید.
حرف نداشت. ممنون.
اف. تی. پی.
گور پدر مردسالاری!
هی، پرو؟ بیا با ما حرف بزن، ملکه فمینیست!
هی، اوم، فقط میخواستم راجع به پیرسینگ دماغت بپرسم.
امروز نه، عوضی. ما رو نادیده نگیر!
بعداً بیام؟ فقط داشتم فکر میکردم که بگیرم...
گمشو! ازمون دور شو!
در واقع، دانشجویان پسر ۲۶ درصد مواقع مورد حمله قرار میگیرن.
آره، توسط مردهای دیگه.
تو اجازه نداری از ما فیلم بگیری.
حقوق ما کجاست؟
طرحها و قوانین ویژه ما کجاست؟
خب، همینه. باشه، یه دونه دیگه، یه دونه دیگه.
هی، هی!
هی، پسش بده، زنیکه!
میخوای چیکار کنی؟ همینجوری که نمیتونی گوشیشو کش بری.
نوئه! آره، نمیتونی
بذار فیلم بگیره! بذار فیلم بگیره، سگ کثافت!
میخوان چی کار کنن؟ بدن به «پلیبوی»؟
به من دست نزن لعنتی!
هی!
دستاتو از روم بردار!
هِی، هِی! شما که باید از دانشجوها محافظت کنین!
اَه!
لعنتی!
لعنتی!
اخ! کام!
کام؟
مرگ بر مردان!
اوه!
هی، شما، امم، ورا بودید، نه؟
من... من... نه. نه، نه، استاد
من الیز هستم، ولی
آهان، درست میگی. آره
امم، مایلید، امم، تشریف بیارید پیش من؟
روی شزلون، الیز؟
آره، امم، فقط میخواستم بدونم شما میدونید
کی، امم، استاد والترز تشریف میارن؟
فقط میخواستم در مورد... نمرهام بپرسم
خب
اجازه هست؟
اوه! خب.
به همه این زنها لباس پوشوندی! ها؟
ازمون خواسته بودن اینو از نو بسازیم.
ولی من فکر کردم به سبک خودم مدلش کنم.
اوه، نه، نه، اشتباه نگیریا. تو... سبک عالیای داری.
ولی والترز یه کلاسیکگراست.
و تو یه سری آزادیهایی به خودت دادی.
من... من نمیتونم F بگیرم. من بورسیه دارم.
برای هنرهای زیبا؟
بورسیه نیانبان برای سنت استفن.
آها. من فکر میکردم که این...
آره، معمولاً مال مرداست.
ولی، ام... ...همسایه قدیمیم، آقای دانر، بهم یاد داد.
اون میگفت معمولاً ساز مردونهایه.
ولی من از عهدهش برمیومدم.
واو. واو.
میتونم یه نصیحتی بهت بکنم؟ آره.
اگه میخوای یه کار جسورانهای بکنی،
باید خیلی بیشتر از اینا انجام بدی.
تا اینکه فقط به آدمای لخت لباس بچسبونی.
آره؟
جسورتر باش.
رادیکال باش.
به متوسط بودن راضی نشو.
ممنون، ولی، ام...
آره.
صبح بخیر، عزیزم!
یا شبه؟ بعدازظهره.
چطوری، عزیزم؟ دلم برات تنگ شده.
خیلی دلم برات تنگ شده. منم دلم برات تنگ شده.
اینجا بدون تو خیلی ساکته.
آخرین روز هفته دوم.
آره. گلم چطوره؟
هوم؟ خوبم.
دستمال توالتایی که فرستادم به دستت رسید؟
ام، آره مامان، اینجا هم دستمال توالت دارن.
میدونم!
ولی شرط میبندم اون با رایحه میوه گل رز رو ندارن.
چک نکردم. ام...
عزیزم، اون تکلیفت تو سطل زباله است؟
ام، آره. من... ترجیح میدم در موردش حرف نزنم، مامان.
اوه، عزیزم! اوه، متاسفم.
میخوای بیای خونه، عزیزم؟
مامان، اون نمیتونه حس درونی تو باشه.
هر بار که یه چیزی بد پیش میره.
هفته پیش، دهنمو با یه بوریتو سوزوندم.
و تو یه پروازو معلق کردی.
فقط یه کم نگرانتم، عزیزم.
نباش.
الیز؟
ام...
جا...
اه... ببخشید مامان. من، ام...
من... من باید برم.
هی.
حالت خوبه؟
آره. الن، من خوبم.
در واقع اسمم الیزه.
نمیدونم چرا مردم هی اشتباه میگیرن.
هو!
خیلی خوشحالم که این دفعه تونستم گیرت بیارم.
ممنون. هر چیزی که تو تردز پست میکنی،
واقعاً... واقعاً خیلی حیاتیه.
من واقعاً... و...
واقعاً... ازش ممنونم.
ام... ام...
من واقعاً کاری که با موهات کردی رو دوست دارم.
مثلاً اون بافتهای کوچیک... ممنون.
در واقع، از نزدیک خیلی روشنتر به نظر میرسه.
تو همه عکسات تو پروفایلت، انگار...
آلیسون! ...یه جورایی براقه.
هی! نزدیکتر شدی، ولی الیزه.
فکر کردم از شماها جا موندم. بقیه قبلاً رفتن تو؟
هوم.
ما باید... ما باید بریم تو و ببینیمشون.
لطفاً؟
طول نمیکشه. اه...
من... من... ام، باشه، آره. آره. درسته. درسته.
خداحافظ. بعداً. بعداً میبینمت، باربارا؟
من الیزم. تو باربارایی.
تو رو تو کلاس هنرهای زیبام دیدم.
ممنون که اون پشت کمکم کردی.
اون پسره رو میشناختی؟
دلم نمیخواد. اون پسریه که به همه پستام جواب میده.
پاسخ؟
ببخشید، من زیاد با اصطلاحات شبکههای اجتماعی آشنا نیستم.
نگو "لینگو".
پسری که به همه پستهای من جواب میده.
و وقتی لایو میذارم برام هدیه میفرسته.
پس یه جورایی بهش نیاز دارم.
من ۶۵۰ کا فالوور دارم.
بیشترشون زنهایی هستن که دنبال ایده برای مد میگردن.
ولی یه مزاحمهای گاه و بیگاهی هم هستن که باید مدیریتشون کرد.
باید به پلیس زنگ بزنیم؟
چی بگیم؟
دور و بر دانشگاه راه رفتن غیرقانونی نیست.
فقط ۳۰ دقیقه بهش فرصت بده. حوصلهش سر میره و میره.
وای، من واقعاً خیلی خوششانسم.
که فقط ۱۲ تا فالوور دارم تو...
عوضیهای لعنتی!
شتر! شتر!
سر همین داشتی بحث میکردی؟
با دوست پسرت تو کلاس؟
اِکس!
پارسال بچههای سنت استفن شش بطری ودکا ریختن
تو پانچ هفته اولشون.
شتر؟ باشه. آهان، یعنی کوهان؟ خیلی باحال بود.
آه، ولی خب، بیشترش برای بدنام کردن زناست.
یه نوشیدنی دیگه لازم داریم. من زیاد اهل نوشیدن نیستم.
وای خدای من، تو واقعاً سرت تو این کارای هنریه، نه؟
آه، این فقط برای کلاس استاد "ونکِر"ه.
باشه، باید مشخصتر حرف بزنی.
والترز. اه! لعنتی.
چه جور عدالتیه که من به خاطر یه تیکه سینه سایهبن میشم
و اون واسه نمایش دادن بوتههای کهنه پولدار میشه؟
میدونی، من اومدم اینجا که یه هنرمند معترض بشم، مثلاً
آره
No comments yet. Be the first to leave one.