The first 200 lines.
!گارد سلطنتی علیاحضرت ملکه! باز کن
خبری نشده؟
کاملا از سگهامون .صدایابها و بویابها اجتناب کرده
،یا تونسته از شهر فرار کنه .یا به خوبی مخفی شده
کی دیگه خبر داره؟
،فقط گارد سلطنتی .اما سوگند محرمانگی خوردن
که یعنی اشرافیها بهزودی خبردار میشن .اگر تا الان ندونسته باشن
و وقتی اشرافیها بفهمن .خدمتکارهاشون هم میفهمن
.خبرش پخش میشه
،اگه تروور از این ماجرا خبردار بشه .هیچ جوره نمیشه از جنگ دوری کرد
باید قبل از اینکه خبر .به دربار برسه از شهر خارجش کنیم
.سیبث امروز بهش وعده داده شده
اصلا چطور کار به اینجا کشید؟
...پیمان صلح بین دو کشور
به انتقام از یک زن دیوانه وابستهست؟
تاماکتی ،این سلاحهای خدای تندر که بابا میگه
نظرت راجع بهشون چیه؟
.نمیدونم چه نظری بهش داشته باشم
،بابا واس جنگجوی بزرگیه .اما خیلی سختی کشیده
.شاید گیج شده
.مهم نیست. یه نفر بهش حمله کرده
بهش اصرار میکنم ...به وطنش برگرده تا اطمینان حاصل کنه
،که این حمله، این سلاحها .از طرف تریوانتیس نبوده
.ماگرا تروور احمق نیست .میفهمه که داری دست به سرش میکنی
!باید دست به سرش کنیم تا خواهرم پیدا بشه
مگر اینکه بتونی متقاعدش کنی .در عوض چیز دیگهای رو قبول کنه
.نه، بهنظرم برای گرفتنش تصمیمی قاطع گرفتن
خب پس چی؟
.سفیر هنوز خیلی از حمله بابا خشمگینه
،بهش وقت میدم تا آروم شه .بعد میرم سراغش
چی بهش میگی؟
.نمیدونم
اما فکر کنم همه میدونیم .که بهتره حرفی زیرکانه باشه
میخواید سرنوشت همهی ما رو بسپارید به دست اون احمق؟
،لرد هارلن خصوصیات زیادی داره .اما احمق نیست
،اگه بهخاطر نفوذش پیش تروور نبود
.ماهها پیش وارد جنگ میشدیم
.باید کیر حسابیای داشته باشه
.خب، من که نمیدونم
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
.من باید اونجا میبودم
.حتی تو هم نمیتونستی پاریس رو نجات بدی
اجازه نمیدادم .که از اون زن شیطانی مراقبت کنه
.اون مراقب بچه بود، نه سیبث
.میدونم که بهخاطر پاریس ناراحتی
.ما همه برای سوگواری مرگش وقت داشتیم
.مسئله فقط پاریس نیست
منظورت چیه؟
.بو لاین رو کشتن
بو لاین؟
.خدای تندر
.حتی فرصت نکرد موقع جنگ بمیره
.بدون جنگ، مرگ خالی
پیش تو بود؟
.بله
.متأسفم
.منم همینطور
مامان؟
فرض رو بر این میگیرم .که اومدی آزادش کنی
.یه لحظه تنهامون بذار تا حرف بزنیم
.من با پدرم میرم - .حنیوا، الان وقتش نیست -
،خواهر تو پاریس رو گشت .و تو توی اتاق خواب زندانیش کردی
!بعد اون رو انداختی تو سیاهچال
،اگه آزادش کنم .دوباره میره سر وقت سفیر
.نخیر نمیره
.چرا میرم - !پاپا -
.حنیوا، تنهامون بذار، لطفا
.چیزی نیست عشقم
نه کجاست؟
نه؟
.سگه
سگ؟
،جاش از تو خیلی راحتتره .و به احتمال قوی شکمش سیرتره
.خوبه
سیبث چی؟
.هنوز خبری ازش نشده
.نمیفهمم چرا زنده نگهش داشتی
کشتن برادرت برای خودت راحت بود؟
.ببخشید
.ببخشید، حق با توئه
.کارم اشتباه بود .باید میکشتمش
.با تریوانتیها یه اشتباه دیگه نکن
.من مدت زیادی رو صرف مذاکره باهاشون کردم
و نمیتونم بهخاطر نتیجهای .که بدون مدرک گرفتی راحت بندازمش دور
،با این سلاحها میان اینجا
!و قلمروت رو با خاک یکسان میکنن
من شکی ندارم .که با این سلاحها بهت حمله شده
.تو مثل حیوون انداختیم تو قفس - !خودت مجبورم کردی -
فکر کردی میخوام این پایین باشی؟
،من فصلها خبر نداشتم که کجایی
.خواب برگشتت رو میدیدم
و حالا مجبورم زندانیت کنم؟
من فقط سعی دارم اونقدری اوضاع رو ،تحت کنترل نگه دارم تا سیبث رو گیر بندازیم
در غیراینصورت اگر ذرهای فرصت .برای صلح داشته باشیم از دست میره
اما اگه تو انقدر مصمم باشی .اوضاع رو بههم بریزی نمیتونم کنترلش کنم
،ازت میخوام بهم اعتماد کنی .فقط یه مدت کوتاه
میتونی این کار رو بکنی؟
.بله
.خوبه، چون یه کار دیگهای هست که ازت میخوام
چیه؟
.با کفون حرف بزن
کفون؟
.الان بیشتر از همیشه به پدرش نیاز داره
کلید داری؟
.نه
.پس برو کنار لطفا
.ببخشید که در سیاهچالت رو شکستم
این همه چیز .برای درست کردن هستم اینم روش
،پایا زمانی قلمرویی بزرگ و روحانی بود
جایی که حتی .اشاره به بینایی گناه محسوب میشد
...اما حال، قلمروی مقدس ما توسط
حاندان سلطنتیای .که اون رو ساخته به فساد کشیده شده
اونها خودشون رو .نسبت به مردمشون در اولویت قرار دادن
،و با انجام این کار .از میراث خودشون دست کشیدن
.من به وولف کین خدمت کرده بودم، .پادشاهی بزرگ، که بیشک تنش توی گور میلرزه
،دخترانش بهش خیانت کردن .و به ما خیانت کردن
و چون اینجا نیست ،تا اشتباه دخترانش رو درست کنه
.ما براش این کار رو میکنیم
وقتش رسیده تا بهعنوان مردم ،به عنوان مومنین حقیقی قیام کرده
.و پنسا رو از شر این جادوگرها خلاص کنیم
.ممنون
باید فرزندان حرامزادهی ماگرا !و سیبث کین رو از بین ببریم
.چت چت
!جادوگر کیری - !گرفتمش -
.نگهش دار
!کفون
!دیگه بسه
!کفون
بابا؟
کفون. زخمی شدی؟
.نه. یه برش سطحیه. خوبم
.بذار حسش کنم - !نه، گفتم خوبم
چرا اینجایی؟
.شنیدم اینجا میتونم پیدات کنم
نه یعنی، اصلا چرا برگشتی؟
.باید صحبت کنیم
.مادرت همه چی رو برام تعریف کرده
.پس نیازی نیست صحبت کنیم
.کفون! به من گوش کن. خواهش میکنم
.بابا واس! سگ داری
.برو پی کارت
کفون؟
.بله مامان. اینجام. حالم خوبه
.باید بهم میگفتی برگشته
چند نفر اونجا بودن؟ - .چهار نفرشون رو دستگیر کردیم -
.گفتم حالم خوبه
،اگر اون تیغه عمیقتر میبرید .الان میمرد
،این؟ بعد از اینکه حنیوا رو گرفتن و نزدیک بود تو خیابون بسوزه؟
.جادوگریابها بیش از حد جسور شدن
،اگر جادوگریابها بهش حمله کرده بودن
.پسره میمرد
.زر مفت نزن - .این بازم کار اوناست -
یاغیگری اونها داره به بقیه مردم .جرئت میده تا به بچههای من حمله کنن
.میخوام تا نفر آخرشون بازداشت بشه - به چه منظور؟ -
.به جرم خیانت اعدامشون میکنم
.تنهامون بذارید
!همین حالا
.برو
.عصبانی هستید میفهمم. خانوادهتون تهدید شده
اما نمیتونید بدون طی کردن روند قانونی .راه بیفتید و شهروندها رو اعدام کنید
مثل والد فکر نکنید .مثل ملکهای فکر کنید که هستید
گاهی اوقات ملکه باید .برای مصلحت قلمروش کارهای وحشتناکی بکنه
.مثل خواهرتون حرف میزنید
!خب، شاید حق با اون بود .هیچکس جرئت نداشت مثل من از اون تمرد کنه
من 20 سال عمرم .بی چون و چرا نوک شمشیر سیبث بودم
.دوباره این کار رو نمیکنم
،اگر چنین دستوری بهم بدید .پستم رو ترک میکنم
.پس چنین دستوری بهت نمیدم
!سروان گاست
.ملکهی من
.افردات رو ببر و تک تکشون رو برام زندانی کن
من در قلمروی خودم .ترس جون بچههام رو نمیکنم
.اطاعت ملکهی من
منتظر موندن برای بازگشت سفیر تروور چه فایدهای داره؟
...دیر کردنش مشخصا نشون میده
که پنسا اصلا قصد نداره .شروط آتش بس ما رو ادا کنه
.تروور سیاستمدار سرد و گرم چشیدهایه
،اگر مقاومت کرده باشن .با مذاکره به شروطمون میرسه
.شروط ما بیشتر به نفع پایاست تا ما
.در نتیجهی گرینهیل گپ بیش از حد نترس شدن
.تریوانتیس قدرت ارتشی بسیار بالاتری داره
تنها کاری که لازمه بکنیم اینه که ،مزه شکست رو بهشون بچشونیم
.اون موقع شروط بهطرز چشمگیری عوض میشن
،ژنرال واس هم چنین نظری داشتن
.که اصلا همون منجر به گرینهیل گپ شد
،ایدو نیروهای پایا رو دست کم گرفته بود .اما دلیل نمیشه اشتباه میکرده
،ما قبایل گنایت رو شکست دادیم ،در اوج قدرت خودمون هستیم
.و باید از اون موقعیت مذاکره کنیم
نظر خزانه چیه؟
از من خیلی بعیده .که به راه حل نظامی روی بیارم
،اما فعلا .ساده بگم از خیلی چیزها بیخبریم
.تروور یا با ملکه برمیگرده یا برنمیگرده
.در هر صورت، اون موقع میدونیم که چه باید بکنیم
.و تا اون موقع، اونها برای حملهمون آماده شدن
اگه اگر طبق گفتهی شما در اوج قدرت .خودمون هستیم، نباید اهمیتی داشته باشه
.من که میگم منتظر بمونیم
.مردم با خزانه موافقت میکنه
.ارتش نظر جمع رو میپذیره
به این نتیجه رسیدم که تو و کفون .فعلا نباید قصر رو ترک کنید
.بیش از حد خطرناکه
No comments yet. Be the first to leave one.