The first 197 lines.
تو انقدر با من خوب نبودی و ازم خوشت نمیومد که یه همچین ریسکی بخوای برام بکنی
راست میگی
میدونستم ازم خوشت نمیاد
پلیسا با توجه به احساساتشون کار نمیکنن
ما دستورات و اطاعت میکنیم
از کی تا حالا؟
تو برنامه ی کیم وو سونگ و چیده بودی؟
داستانش طولانیه
باورنکردنی ای
داشتی یواشکی برای یون سونگ رو خبرچینی میکردی
هر جا برم
کسایی مثل تو که از دستورات اطاعت نکنن و اعتراض کنن هستن
اینجوری با مردم معامله میکنی؟
بعضی وقتها، دلیلت و نمیتونی با کلمات بیان کنی
بیا تمومش کنیم دیگه، کلی شب بیداری کشیدیم تا بگیریمت
بزار بریم خونه دیگه،دیگه یادم رفته قیافه زن و پسرم چطوریه
نمیدونستم از این آدم های عشق به خانواده ای
....خانوادت
این روت و میشناسن؟
دستبندت و باز کن
حالا باید چیکار کنم؟
فرار کن، از اونور، میتونم بهت شلیک کنم
کاراگاه نام جواب تلفنش رو داد؟
نه، نداد
حتما داره میره سمت اداره پلیس دوربینا رو چک کن
ناپدید شده؟
بازم بگرد
بله ؟
ببخشید؟
خانم لی، یه گزارش دادن، تو جینسون-دونگ صدای شلیک شنیدن
شلیک؟ - کجا دقیقا؟ -
چیکار کنم؟
نمیتونم متهم و از دست بدم ولی باید نونا رو هم نجات بدم
دارم دیوونه میشم
اول باید بیای اینجا
ولی، متهم چی؟ - میشناسیمش، میتونیم بازم پیداش کنیم -
باید اول به مورد اورژانسی برسیم
یالا، باید قبل از اینکه دست پلیسا بهش برسه نجاتش بدیم
خیلی خب، دارم میام
....یه مشکلی هست، ماشین
تو مرکز پلیس پایتخت یا هیچکدوم از شعبه ها نیست
دوباره ببین
ماشین و پیدا کردم
نزدیکه خونمه
ولی خالیه
احتمالا فرار کرده
میدونستم
امیدوارم همینطور باشه
ممکنه مرده باشه
منظورت چیه؟
کی؟
نکنه .....نه، نونا رو که نمیگی؟
غش کرده، انگار تکون نمیخوره
باورم نمیشه، من فکر کردم فرار کرده
چرا غش کرده؟
زنده اس
ولی خیلی خون ازش داره میره
میدونی کجاش زخمیه؟
انگار شکمشـــه
باید چیکار کنم؟ چیکار کنم؟
بهش بگو منتظرم باشه
بومی، چی شد؟
حالش خوبه؟
بله دادستان، ما تو راهیم
تو بمون همینجا - چشم قربان -
لعنتی
مامان، بلند شو
نباید اینجا دراز بکشی
بلند شو
یونا
یونا
خیلی دلم برات تنگ شده بود
مامان! مامان! مامان
بلند شو
بلند شو، بلند شو
نمیتونی الان و اینجوری بمیری
انگار سوجی یا کاراگاه نام شلیک کردن
!خانم لی
رد خون از اونوره
رو به روی سمت راست آپارتمان، سمت چپ چهارراه
بعد مستقیم برو تا به پارک برسی
سمت راست؟ مستقیم؟
چی میگه؟
سوجی خوبه؟
صدامو میشنوی؟
وایسا
تو بیرونی؟
...مستقیم تا پارک رو ببینم، بعد روبه روی مدرسه
بومی، سئو بومی
خودشه، همون که تنها نجات پیدا کرد
خیلی بی شرمه، کل خانوادش مُرد
شنیدم این مدرسه میومده
اگه من بودم خودم و میکشتم
چطوری میتونه زندگی کنه؟ - میدونم، درسته؟ -
دیوانه اس - باورنکردنیه -
همین یونیفرم و میپوشید - واقعا؟-
خودش و نجات داد - خیلی خودخواهیه -
کل خانوادش مردن، ولی این زیر تخت قایم شده بود
خیلی ترسناکه
بومی
بومی
دیگه نمیتونم برم
چی میگه؟ صدات و نمیشنوم
دیگه نمیتونم دورتر برم
پس سوجی چی؟
نمیدونم
هی
من آدمهِ بزدلــــیم ، خودتم گفتی
تو گفتی بُزدل ــــم
نه، منظورم این نبود
اون شب هم همینطور شد
.....اگه خواهرم و بیدار نکرده بودم
هی، هی، بلند شو
چیه؟
فکر کنم دزدن
....اگه در و میبستم
و به پلیس زنگ میزدم
فقط اگه به پلیس زنگ میزدم
هیچکاری نکردم
دیدم که خواهرم به خاطره من مُرد
هیچکس تو اون شرایط نمیتونه کاری بکنه
الانم همونطور شد
....اگه وقتی ازم خواست همراهش رفته بودم
همه .....همه مردن چون من یه احمقم
همش تقصیر منه
اگه بخوایم اشتباهامون بشمریم
من از همه بُزدل ترم
از مامانم خجالت میکشیدم
جلوی دوستام به خاطرش خجالت میکشیدم
برای همین از دستش دادم
وقتی یکی مثل من داره زندگی میکنه چه مشکلی برای تو داره آخه؟
....تو بعد از اون اتفاق
داری میجنگی تا جنایتکارا رو گیر بندازی
پس برای چی تو باید بُزدل باشی؟
گوش میدی بهم؟
اره
اون شب تموم شده
دیگه اتفاق اونجوری نمیوفته
ما نمیزاریم بیوفته
امروز آواتار* من میشی
میری دنباله سوجی میگردی
و مطمئن میشی زنده بمونه
سرت و بلند کن و چشمهاتو باز کن
واقعیت و ببین
من میتونم
تو میتونی، بومی
من میتونم
از اونور
....ای، من کاراگاه نام و دنبال کردم
چون به نظر مطمئن نمیومد، گمش کرد؟
خیلی برات وقت برد تا بتونی بگیریش خیلی نزدیک بود
کاراگاه نام کجاست؟ - احتمالا داره دنبال اون میگرده -
ای خدا، کجا رفت؟
این چیه؟
چرا خون رو لباست ریخته؟
اه، این چیه دیگه؟
چرا اینجوری نگام میکنی؟ فکر میکنی کشتمش؟
میفهمیم
برو بببین
دی ان ای سوجی و پیدا میکنی
این رد خون از ماشین کاراگاه نام موند رو لباسم
داشتم تو ماشین و نگاه میکردم، وای
میخوای برای اینکه نتونستم کاری از پیش ببرم، حرف الکی بری بزنی؟
خون توی ماشین خون کاراگاه جو عه؟
خب، انگار تو ماشین یه دعوایی داشتن با هم
انگار موقع دعوا اشتباها اون تیر شلیک شده
میفهمم الان چقدر حالت داغونه
چطور فکر میکنی من جنایتکارم؟
منم دادستانم، میدونی که؟
هی
من اونجارو گشتم
کاراگاه نام
پیداش کردی؟
کاراگاه نام بود؟ پیداش کرده؟
اینجا نیست
با اون بدنـــه زخمی کجا رفته؟
پلیسا چی؟
یه چند تاشون رفتن اما دست خالی بودن
اوکی، فکر کنم خیلی بد آسیب ندیده بوده
فکر کنم تیر نخورده، سوجی ـــه دیگه
امیدوارم همینطور که تو میگی باشه
تو چی؟ حالت خوبه؟
...اره، خوبم
چیه؟ چی شده؟
حتما رئیسه
منم دارم دیوونه میشم
...چطوری اون - کاراگاه جو کجاست؟ -
معذرت میخوام، فکر نمیکردم بخواد باهام دعوا کنه
امروز چند بار از دستش دادیم؟
هیچوقت هیچ کاری و درست انجام نمیدی
منتظر هشدار انضباطی باش
بله، معذرت میخوام
برای چند تا چیز باید معذرت بخوای
وقتی برگشتیم همه چیز و توضیح میدم
خیلی خب، الان نباید دعوا کنیم
باید دنبالش بگردیم
اون تیر خورده
No comments yet. Be the first to leave one.