The first 200 lines.
Next Entertainment World Inc. تقدیم می کند
محصولی از ORM PICTURES
کارگردان اجرایی: KIM Woo-taek
LOVE 911
آروم باش.
برو کنار!
کانگ-ایل!
گفتم برو کنار!
شما کی هستی؟
نمی تونید بیایید داخل.
دکتر لی...
جی-یونگ.
بیدار شو؛ پاشو بریم خونه.
جی-یونگ!
3 سال بعد
بیمارستان گاچهئون
دوباره ضعف کردی؟
آخ، سرم...
- باید بری آزمایش بدی. - فراموشش کن.
اگه معلوم بشه که من سر درد دارم، دیگه نمیتونم یه جراح باشم.
فعلاً استراحت کن!
چه اتفاقی برای اون افتاده؟
یونگ-جو!
چه خبره؟
جایگزینی دریچه دولختی داشته.
الان، اون یه سردرد شدید داره.
خب، در مورد پرونده فیزیکی و آزمایشگاهش چی؟
اون همین الان اومده.
هنوز بررسی نکردید؟
وقتی نتایج آزمایش بیاد، دکتر جانگ از جراحان مغز و اعصاب برای معاینه اون میاد.
پیشینه بیمار پزشک: کو می-سو
اون یه MVR قلبی داشته.
فکر می کنی من به اندازه دکتر جانگ وارد نیستم؟
من
خیلی خب.
چی کار داری می کنی؟
سعی میکنم از رئیس اداره امتیاز بگیرم!
هی!
فکر می کنی که رئیس اینجایی که انقدر دیر میای؟
کتفت چطوره؟
این احمق کی میخواد درست بشه؟
این زخم در اثر کتک خوردن بوده.
این خیلی واضح نیست؟
- ولی آقا... - به دکتر بگید بیاد!
ما نباید این رو گزارش بدیم؟
ما باید نتایج رو بدیم و شاهد باشیم.
بهتره که از شکایت و موارد قانونی دوری کنیم.
محافظ خانم کیم سو-یهئون؟
بله!
حالش چطوره؟
سمپتومهاش از کی شروع شد؟
خب، برای چند روز اون...
خیلی چیز جدیای نیست. قرصهایی که تجویز شده رو بگیرید.
ولی اون واقعاً مریض به نظر میاد. مطمئنید که با قرص درست میشه؟
همه آزمایشهای اولیه، نتایجشون عادی بوده.
این ممکنه فقط یه شوک یا حملات مرتبط با استرس باشه.
خب چی میشه اگه یه آزمایش از مغزش یا...
اگر نمیخواهید به حرف پزشک گوش کنید، چرا اومدین؟
چی؟
وقتی بیدار شد، ببریدش خونه.
هی دکتر!
من یه توضیح بهتر میخوام!
اگر خیلی نگرانید، برید پیش کشیش!
قرصها رو امتحان کنید، اون با استراحت بهتر میشه.
ولی! اون سر من داد کشید!
چی؟
حکم ماموریت
ما باید بریم برای کمکهای اولیه؟
انتخاب دیگهای نداریم، قربان.
لعنتی.
بیشعور! چرا همیشه نیمهلخت راه میری؟ ما اینجا یه خانم متین داریم.
کدوم خانم متین؟
اون رو میگی؟
چشمهات رو ببند.
خانمهای بدون قوس کمر، بدبختاند.
حتی ماشینها و دیگهای بخار هم قوس دارند.
هیون-کیونگ چشه؟ اون مهربونه و...
اون خوبه! احمق!
همین؟
حواست رو جمع کن. ما باید کار کنیم.
من کسی نیستم که به این راحتی باهاش کنار بیای!
زود باشید، راه بیافتید.
عجب هوای خوبی برای نجات مردمه!
- ببخشید، راه رو باز کنید. - ببخشید.
متشکرم.
خواهش می کنم نجاتش بدید!
چی شده؟
ما توی اورژانس بودیم...
- از کی این طوری شده؟ - خیلی وقت نیست. لطفاً نجاتش بدید!
صبر کن. بزارش روی زمین.
حالش چطوره؟
اون چش شده؟
ظاهراً خونریزی مغزیه.
حتماً سمپتومهایی داشته.
چرا زودتر به بیمارستان نیاوردیدش؟
جونگ کانگ-ایل!
برو دنبالش.
لطفاً برید داخل و جلوی اون رو بگیرید!
- اون زن کجاست! - ولم کن!
- تو چته! - خواهش می کنم جلوش رو بگیرید، آقا!
لعنتی!
بیا اینجا!
آروم باشید، آقا!
ولم کن.
ولم کن!
آقا؟
این کار براتون هیچ فایدهای نداره.
تو هم با اونایی!؟
چی؟
تو هم طرف اونایی کثافت، مگه نه!؟
از سر راهم برو کنار، حرومزاده!
احمقهای دیوونه.
سر اون زن با خون پر شده بود.
روی بدنش آثار حمله...
فکر می کنی یه پلیسی؟
پزشک معاینه می کنه، نه قضاوت!
شما دو تا از کار معلقید. کارت پرسنلیتون رو تحویل بدید. فعلاً برید تا بعداً خبرتون کنم.
پس جراحی هفته آینده چی میشه؟
آیا اون مشکل شماست؟
کمیته اخلاقی آشوب به راه انداخته و می خواد که شما دو تا رو اخراج کنم.
برید و برای دادگاه آماده بشید.
کدوم دادگاه؟
چه اتفاقی برای ما می افته؟
در بدترین حالت، شما جریمه میشوید.
- مشکل می-سو هست. - من؟
برای من چه اتفاقی قراره بیوفته؟
حداقل 3 سال مجوز طبابت شما معلق میشه.
3 سال؟
این طوری من نمیتونم دیگه جراحی کنم...
دوران جراحی من دیگه تموم میشه!
تشخیص غلط، بی توجهی به نظرات محافظ و همینطور توصیه شدید و اجبار ترخیص بیمار از بیمارستان.
اگر وضعیت بیمار بدتر بشه، ممکنه مجوز طبابت خودتون رو از دست بدید.
اون یه گردن کلفت دمدمی مزاجه، درسته؟
کی میدونه چه بلایی به سر زن آورده بعد از بیرون بردنش؟
اون وقتی به بیمارستان اومد، ما رو با یه چاقو تهدید کرد!
اون حتی بینی آتشنشانی که میخواست میانجیگری بکنه رو شکست!
فکر می کنی می تونی اون آتشنشان رو پیدا کنی؟
برای چی؟
برای اینکه شکایت کنه!
شکایت کنه؟
اگه تشخیص داده بشه که به خشونت تمایل داره، این دادگاه به نفع ما تموم میشه!
ولی چطوری؟
تو گفتی که همسرش نشانههایی از ضرب و شتم فیزیکی داشته، درسته؟
اونها نتیجه استفاده از دارو ها بوده، ربطی به خشونت نداشته...
این احتمال که اون ممکنه همسرش رو مورد ضرب و شتم قرار داده باشه، برای ما خوبه.
چی فکر می کنی؟
فکر می کنی اون آتش نشان شکایت بکنه؟
عجیبه که ما این طوری همدیگه رو می بینیم؟
چی می خوای؟
خب...
این چیزیه که من هستم.
کو می-سو جراح قلب
خب که چی؟
من مسئول اتاق جراحی اورژانس هستم و نمی تونم از کنار این رد بشم...
جراحت صورتت خیلی بد به نظر میاد، این مال همون روزه؛ درسته؟
که چی؟
ازش شکایت کردی؟
شکایت؟
آره، ازش شکایت کن.
من بهت یه گواهی پزشکی تمیز میدم.
نه، متشکرم.
ببین
اگر به تو حمله شده، تو باید شکایت کنی. این طور فکر نمی کنی؟
من نمی خوام. فقط برو.
بی خیال. فقط ازش شکایت کن.
گردن کلفتهایی مثل اون باید از جامعه اخراج بشن.
ببین.
واقعاً فکر می کنی من نمی دونم چرا اون این رفتار رو کرد؟ هان؟
فکر می کنی من نمی دونم داری چی کار می کنی؟
ولی اون حداقل باید هزینه جرمش رو بپردازه، درسته؟!
ببین!
زندگی همسرش لب پزتگاهه، کدوم خری اگه جای اون بود، این رفتار رو نمی کرد؟
برو و تمام تقصیر رو به گردن اون بنداز، من هیچ کاری نمی کنم.
واقعاً که...
با بستن چشم هات روی این، نمی شه دیگه به این گفت پیروی از قانون جامعه...!
ولی تو یه افسر غیرنظامی هستی...
جرأت داری دوباره برگرد!
همینه!
چی؟
گمراه کردن...
چی؟
شک دارم که کار بده.
ببین.
تو میدونی یانگ-گیبی و کلئوپاترا همین طوری تاریخ رو عوض کردند؟
چی؟
بزار ببینم.
خیلی عجیبه؟
یانگ-گیبی؟
حتی سگها هم می خندند!
خب، پس عجیبه.
این آخرین مدل بهاره.
پاکش کن!
همین طرف!
اون عوضیها اینجا هستند...
اون ها اومدند، بهترین کارت رو نشون بده. موفق باشی!
اول راننده رو چک کنید...
چی شد؟
بگیریدشون!
جمع شون کنید!
خیلی ممنون! چطوری شما...
No comments yet. Be the first to leave one.