The first 186 lines.
«دوم پاترول» «فصل چهارم، قسمت دوم»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@
خودتون زودتر اومدین.
چه خارقالعاده.
مطمئنم خودتون متوجهین با چه مسئله مهمی روبهرو شدیم.
من شب تا صبح بیدار بودم و روشهای متعددی رو واسه...
اصلاح آینده ناخوشآیندمون بررسی میکردم.
ریتا، ما با هم صحبت کردیم.
خوشمزه است، مگه نه؟
معلومه که نباید بذاریم وقایعی که در آینده شاهدشون بودیم، رخ بدن.
- باید از وقوع... - کونالزمان قریبالوقوع جلوگیری کنیم.
- احسنت. - درست میگی ویکتور.
باید تمام توانمون رو به کار بگیریم.
من هم فکر همهجاش رو کردم.
باور کنین.
همونطور که ویکتور داشت میگفت،
خودمون شاهد بودیم آینده خیلی وحشتناک بود.
بهترین راهبردمون واسه جلوگیری...
از وقوع اون آینده از این قراره که برعکس اعمال احتمالیمون عمل کنیم...
- تا در نهایت با... - بحران کونهای بیپایان مواجه نشیم.
- ایول. - احسنت.
مطمئنم همگی متوجه شدین...
که خودم به جای کفش پاشنهبلند، کفش بدون پاشنه پوشیدم.
یکی از طرق ساده رفتار متفاوت همینه.
ضمنا، به لطف قابلیت کش اومدنم،
قدم هنوز هم عین سابقه.
میبینین؟
اِم...
خیلیخب.
جین، پیشنهاداتی در راستای...
رنگارنگتر کردن لباسهات آماده کردم.
کلیف، شاید بهتر باشه مقداری کمتر فحش بدی.
میانگین بیان کیر بر ساعتت خیلی زیاد شده.
سی و هفت بار کیر میگی.
- اِم... - به نظرم همگی موافقیم...
که بهترین راهحلمون تغییر روند کارمونه.
ولی باید ابعاد وسیعتری رو در نظر بگیریم.
صرفا جون خودمون در خطر نیست،
اگه تغییری درست و حسابی اعمال نکنیم، جون کل مردم زمین در خطره.
راستی، شاید از طریق مرگمون مطلع نباشیم،
ولی تقریبا مطمئنم به خاطر...
زیاد کیر گفتن کلیف نبوده.
اِم، شاید از طریق مرگمون مطلع نباشیم،
ولی تقریبا مطمئنم به باسنهای زامبی تخمیای...
که کل زمین رو تصاحب کردن ربطی داشته باشه!
شاید بهتر باشه از همونها شروع کنیم.
کاملا موافقم.
در واقع، بخش اصلی نقشهام از همین قراره، خب؟
یادتون باشه،
برتری با ماست.
خودمون وقتی زامبی بودیم، با باسنها مبارزه کرده بودیم.
در نتیجه، معلومه...
که خودمون باسنهای زامبی رو به وجود آوردیم.
ما هم میتونیم هر چیزی رو که به وجود بیاریم،
به راحتی نابود کنیم.
از صحنه جرم شروع میکنیم.
درن جونز.
همون طویله قدیمیه.
اصلا به گوشتون آشنا نیست؟
خیلیخب، قبوله، باهاتون راه میام.
اِم، خودتون پیشنهاد میدین چطور دنیا رو نجات بدیم؟
نظرت چیه رهبرمون رو عوض کنیم؟
رهبرمون رو عوض کنیم، ها؟
اوهوم.
جالبه.
اِم...
خب، مطـ... مطـ...
مطمئنم میتونیم رأیگیری کنیم.
آره.
البته یه حسی بهم میگه...
احتمالا تعداد افرادی که دلشون بخواد رهبر گروهشون...
براشون ساندویچ سالاد تخممرغ فراهم نکنه، کمتر از حد انتظارتون باشه.
ولی باشه، خیلیخب، بیاین رأیگیری کنیم.
لطفا هر کی موافقه من رهبر گروه بمونم،
دستش رو بلند کنه.
هر کی با رهبر جدید موافقه، دستش رو بلند کنه.
عجب، اِم...
نه، اِم، ویکتور، ما بارها همین بحث رو مطرح کردیم.
تو نباید رهبر بشی،
آخه تجهیزاتت رو از دست دادی.
کلیف و لری هم نمیتونن رهبر بشن، آخه صلاحیتش رو ندارن.
- جین هم که اصلا نمیخواد رهبر باشه. - ها؟
در نتیجه، معلومه که خودم باید باشم.
کسی جز من نیست.
اگه من نباشم، پس کی باشه؟
کی باشه ویکتور؟
کی باشه؟
من باشم؟
واقعا من باشم؟
واقعا؟
اون بیلبیلک کجاست؟ کجاسـ... کلیف.
آها.
وای، چه خوب.
چه خوب شدن. بیسکویت پفی میل ندارین؟
گرسنه نیستن.
تو تنها نامزدمون نیستی.
پیشنهاد دادیم به طور موقت و امتحانی رهبر بشی.
اگه علاقهای نداری، خودم با کمال میل...
ما که قبلا بحث کرده بودیم.
ابرقهرمان سابق لازم نداریم.
آدم خبیث سابق لازم داریم.
طرف باید حاضر باشه به هر قیمتی پیروز بشه.
سابقه پیروزی و شکست من رو با خودش مقایسه کنین.
من به عمرم یه روز هم تسلیم نشدم.
مگه قبل از این که روژ جداتون کنه،
نمیخواستی همونجا بمونی و با آینده خودت رفیق جینگ بشی؟
روژ نقش بابام رو ایفا کرد،
نذاشت اعتماد نیرویی ارزشمند رو جلب کنم.
ببینین، درک میکنم.
بیرحمانه عمل کرد.
حتی خبیثانه عمل کرد.
واقعا الان به چنین اعمالی نیاز داریم؟
احتمالا ویکِ آینده هم عین بقیهمون مقصر بوده.
تنها کسی که میدونیم مقصر وقوع...
آینده نبوده، روژه.
اینطور که فهمیدم، اصلا پیشمون نبوده.
اگه رهبر گروهمون باشه،
احتمال تغییر همهچی بیشتر میشه.
ریتا هم از اولش همین رو میگفت.
من نگفتم باید یهویی...
تصمیمات بدی بگیریم.
آها، باشه، برنامه اعمال برعکست...
واقعا حرف نداشت.
- کیرم دهنت کلیف. - کیرت دهنم؟ کیر خودم دهنت.
باز هم بگو.
دلم نمیخواد میانگین بیان کیر بر ساعتت خراب بشه.
- وای! کیر! کیر! کیر! - بیست و سه، بیست و چهار، بیست و پنج...
- کیر! کیر! کیر! - بیست و شش، بیست و هفت، بیست و هشت...
- کیر کیری! کیر! کیر! کیر! - بیست و نه، سی، سی و یک، سی و دو.
- وای، خفه شین! - کیر! کیر! کیر! کیر!
ریتا درست میگه.
واقعا تصمیم جسورانهای گرفتین.
ضمنا، همگی خیلی لطف کردین که من رو نامزد کردین،
با این اوصاف، اِم،
من که اصلا ستاره طلایی دریافت نکردم.
الکی تواضع به خرج نده،
تأثیری نداره.
میخوای بحث ستاره طلایی رو پیش بکشیم؟
من شب تا صبح بیدار بودم و واسه نجات دنیا زحمت کشیدم،
همونطور که از صبح دارم میگم،
منشأ مشکل باسنهای زامبی رو...
پیدا کردم. خب؟
منشأش باید درن جونز باشه.
همون شب، بعد از این که جین گازش گرفت، فرار کرد.
من درن رو گاز نگرفتم.
حالا یا تو گاز گرفتی یا من، چه فرقی میکنه؟
حتما به همون خاطر زامبی شده.
از شانس خوب ما،
هنوز نشونهای از آلوده شدن بقیه پیدا نکردم.
احسنت ریتا.
خب، اگه اکتشافاتت درست باشه،
احتمالا اون باسن جهشیافته زامبی شیاد...
هنوز هم حوالی همون طویله قدیمی مخفی شده.
- همونطور که داشتم میگفتم... - خب، اگه بجنبیم،
میتونیم درن رو از بین ببریم...
که کس دیگهای رو آلوده نکنه.
در همین حین، آینده رو هم تغییر میدیم، خیلی راحته.
خودم میدونم، ضمنا، نقشه خودمه،
پس بهتره خودم اجراش کنم.
چه فرقی میکنه به اسم کی تموم بشه؟
بیاین اون آشغال عوضی رو بکشیم...
- و تمومش کنیم. - چه فرقی میکنه به اسم کی تموم بشه؟
من به هر دری زدم که همهتون رو نجات بدم،
اونوقت میخواین ریاست رو به کسی بسپارین...
که هم در قهرمان بودن و هم در خبیث بودن شکست خورده؟
درک میکنم.
بهم اعتماد کن، واقعا درک میکنم.
ولی این مأموریت رو...
به ریاست روژ پیش میبریم.
حالا میخواد خوب پیش بره یا بد.
خب، یه عضو ازتون کم میشه.
ریتا، خواهش میکنم.
نهخیر، تو مأموریتی که نمیخوان...
حاضر باشم، حضور پیدا نمیکنم.
همهتون باید بدون من پیش برین.
امیدوارم شانس بیارین.
واقعا به شانس نیاز دارین.
خب...
صحنه دردناکی بود.
واسه همهتون هم ناراحتکننده بود،
ولی بیاین از یاد نبریم...
که همهتون شاهد منظره به شدت ناراحتکنندهای بودین.
No comments yet. Be the first to leave one.