The first 200 lines.
!بارکا
!بارکا
"روح"
گرفتيش؟
ايناهاش
مرسي مل
اين آخرين باريه که ازم تشکر ميکني
با اين نسخه ديگه نميتونم برات اين دارو رو بگيرم
واقعا متاسفم رئيس
دکتر داروخونه گفت که نسخه قديمي شده
وقتي به قرص نياز پيدا کردم يه کاريش ميکنم
فعلا همين ها کافيه
گچت رو دو هفته پيش در آوردن
براي راه رفتن هم مشکلي نداري
فکر نکنم دردي داشته باشي
رئيس فکر ميکنم به اين قرص ها معتاد شدي
به مورفيت معتاد شدين
مل، ازت خواستم برام مسکن بگيري نه نقش مادرم رو بازي کني
...متاسفم
منظوري نداشتم
صبح بخير
صبح بخير جان
خانمت کجاست؟
تو تختخوابم سيم ، تو تختخوابم
فعلا تصميم گرفته بازي رو کنار بذاره و خونه بازي کنه
خب، باز خوبه
اگه ميخواي ميتونم دوباره ببينمش واسه تو رايگانه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سميرا
وقتي تو دادگاه بودم سيد زنگ زد؟
نه، زنگ نزن
اولين قرار ملاقاتم با کيه؟
خب، فردي اُوونز بود
...مجبور شدم يه ساعت عقب بندازمش
به خاطر درخواست فوري
درخواست فوري؟
باب آناند
...مدير کمپين انتخاباتي کارن کانا
درخواست ملاقات فوري با شما رو داشت
متوجه م
ممنونم ديويد خواهش ميکنم رئيس-
بفرماييد
بله، البته
خب، مطمئنم که دليل اومدنم رو ميدونيد
بله ميدونم
ميتونم با اطمينان بگم که اون زنش رو نکشه
آقاي آناند، تو اين همه سال تجربه کاريم ...بهم ياد داد که
که تو اين دوره و زمونه ...همه بيگناه نيستن
جتي اونايي که فکر ميکني بيگناهن...
ولي کارن بيگناهه
و ميتونم ثابتش کنم
واقعا؟
,شبي که بارکا کشته شد کارن همراه من بود
براي اون يه يه برنامه کمک مالي برگزار کرده بودم
آدمايي معروف و قدرتمندي تو اون برنامه شزکت داشتن
کارن بايد نوشيدني زيادي ميخورد
منم بهش گفتم که رانندگي نکنه
و به جاش خونه من بمونه
تا صبح خونه من بود
بله
,ولي آقاي آناند اين فقط بيانيه شماست
چطور ميتونيد ثابتش کنيد؟
ممکنه شا بخاطر آقاي آناند دروغ بگين
من فقط مدير کمپين اون هستم نه دوستش
اگه به خاطر اون دروغ بگم آبرو و اعتبار هردومون زيرسوال ميره
باشه، الان بگيم حرف هاي شما رو باور دارم
خانوم سينگ، انتخابات دو ماهه ديگه ست
حزب مخالف حتما اين مورد رو تبديل به رسوايي ميکنن
اگه بيشتر از اين ادامه پيدا کنه حتي نميتونه تو انتخابات شرکت کنه
حرفه سياسيش قبل اينکه شروع بشه تموم ميشه
کارن براي اينجا رسيدن راه زيادي رو اومده
عضو پارلمان شدن، روياي اونه
واقعيتش ميخواد براي جامعه کوچيک خودشون کاري کنه
و فکر کنم اگه تو زندان باشه ديگه اينکار ممکن نيست
براي همين پيش شما اومدم
ببينيد آقاي اناند هيچ قولي بهتون نميدم
ولي فقط ميخوام يه بار آقاي کانا رو ببينم
بعد از اون تصميم ميگيرم که پرونده رو قبول ميکنم يا نه
حتما
بيرون منتظر ميمونم
ممنونم
خواهش ميکنم
زنداني هاي سلول بي، دي" "اي که مشغول به کاري نيستن
'به سمت منطقه گردهمايي بيان'
'تکرار ميکنم'
زنداني هاي سلول بي، دي" "اي که مشغول به کاري نيستن
'به سمت منطقه گردهمايي بيان'
!مراقب رفتارت باش
اينا بهم دستبند زدن
مطمئنا براي اين ملاقات نيازي نبود
بهم اعتماد کنيد
فعلا براي اعتماد کردن زوده
...اگه فکر ميکنيد که من اينکه من چي فکر ميکنم مهم نيست-
چيزي که ميتونم ثابت کنم، مهمه
منظور؟ ...يعني اينکه آقاي کانا-
راستش براي من فرقي نميکنه
شما همسرتون رو کشته باشين يا نه
ولي براي دفاع کردن از شما حتما خيلي فرق ميکنه
پس اگه درباره اون شب حقيقت رو بهم بگيد براتون خيلي خوب ميشه
چون اگه دادستان چيزي که من ندونم رو بدونه
اونوقت براي شما مشکل بزرگي ميشه
من دروغ نميگم
حقيقت اينه که بيگناهم
زنم رو نکشتم
پليس اين تصاوير دوربين مدار بسته رو از خونهتون گرفته
شبي که زنتون کشته شد اون شب ساعت 2 شب به خونه رفتين
و ساعت 4 خونه رو ترک کردين
بعدش ساعت 6:30 برگشتين
پليس بر اساس اين مدارک شما رو دستگير کرده
ميدونم
پس اين رو هم ميدونيد که اظهارات باب بخاطر وجود اين عکس ها، ديگه فايده اي نداره
ديديد آقاي کانا حقيقت اوني نيست که شما باورش داريد
حقيقت اونه که بتونيد ثابتش کنيد
اون شب رو خونه باب موندم
اين من نيستم
باشه
پس به هيئت ژوري ميگيم که اين دوقلوي بد ذات تونه
که تو نمايشگاه لندن ازتون جدا شده
داريد شوخي ميکنيد؟
شمايين که فکر ميکنيد من و قانون مسخره بازي هستيم
چيکار کنم، حقيقت همينه
هر چقدر راستش رو به شما بگم شما بيشتر فکر ميکنيد که دارم دروغ ميگم
به غير از گفتن حقيقت چاره ديگه اي نداريد
تو خونهمون يه روح هست
من و بارکا هردومون حضورش رو حس ميکرديم
اون روح بارکا رو کشت
...زنم
يه روح اون رو کشت
بهتون که گفتم باور نميکنيد
اگه فکر ميکنيد که يه روح زنتون رو کشته
خب، ديگه حرفي ندارم
منظورم اينه که منم خدا رو نديدم
ولي به اين معني نيست که خدايي وجود نداشته باشه
ولي آقاي کانا متاسفانه ...قانون فقط با آدما سر و کار داره
نه روح و شبح
خب ديديد، نميتونم کمکتون کنم
...به متخصص جادوي سياه نياز داريد
نه متخصص قانوني...
...خانوم سيمرن
هميشه يه زماني تو ...زندگي يه نفر پيش مياد
که نياز داره تا بهش باور داشته باشن...
حتي يه نفر هم کافيه
منم فکر کردم، شايد براي من اون يه نفر، شما باشيد
خداحافظ آقاي کانا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
!آهاي
کسي اونجاست؟
آقاي کانا، هنوز ميتونيم زنتون رو نجات بديم
بيايد
اين عکس هارو ببينيد
ديشب اين اتفاق افتاد
کارن فکر ميکرد که کابوس ديده
ولي وقتي صبح بيدار شد اين نشونه ها رو بدنش بود
آقاي آناند، ميدونيد که ...بر اساس اين عکس ها
نميشه چيزي رو تو دادگاه ثابت کرد...
متاسفم
ازتون نميخوام چيزي رو ثابت کنيد
فقط ازتون ميخوام کارن رو باور کنيد
اگه نميتونيد تو اين پرونده کمکش کنيد حداقل کمک کنيد براش وثيقه بذاريم
باشه
ولي بايد بهش فکر کنم
ممنونم
لطف بزرگي ميکنيد
هنوز جواب بله ندادم آقاي آناند
فقط گفتم که بهش فکر ميکنم
ميدوني ولي براي الان همين هم کافيه
سلام سلام-
ميز رزروي به اسم سيد شارماداريد؟
بله البته
کنار ميز پيش پنجره، منتظرتون هستن
اجازه بديد نشونتون بدم
اونجا هستن
ممنونم خواهش ميکنم-
!سلام
ببخشيد دير کردم
باورت نميشه که چه پرونده عجيبي گيرم اومده
راستش ميخواستم دربارهش باهات حرف بزنم
ببخشيد
اشکالي نداره بخاطر همين دير اومدم-
اول بيا سفارش بديم
بعدا هم ميتونيم صحبت کنيم
سيد، حالت خوبه؟
نه سلامي نه عليکي
حتي يه بوس درست و حسابي هم گيرم نيومد
مستقيم رفتي سر سفارش غذا
واسه اينکارا وقت ندارم
بايد به دادگاه برگردم
بايد چندتا پرونده رو بررسي کنم
...باشه
منم با دادگاه و پرونده سر و کار دارم سيد
اين رو هم ميدونم که ...تو يه قاضي جووني و
من يه وکيل معمولي ام...
ولي ديگه اينقدر سرت شلوغ نيست که تماسام رو جواب ندي و ناديدهم بگيري
واسه اين چيزا وقت ندارم
خواهش ميکنم سيمرن
بيا ناهارمون رو بخوريم و به دفترمون برگرديم
چت شده سيد؟
چرا اينقدر ناراحتي؟
تماسام و پيامام رو ناديده ميگيري
يهويي چي بينمون تغيير کرده؟
!لعنت بهت سيمي
No comments yet. Be the first to leave one.