The first 200 lines.
یه قصه برام بگو
خوب .. روزی روزگاری .. دو تا بچه خرس بودن
شاه واقعا از این خرس ها خوشش میومد واقعاً
با اونا مثل شاهزاده رفتار میکرد
یک روز .. خرس ها تصمیم گرفتن که میخوان شاه بشن
و همه عسل های اونو بدزدن
این یک داستان غمگینه، مگه نه ؟
حالا بگیر بخواب
کریسمس مبارک !
همین !
نه نه ! سول ! من مثل هلو کوفته میشم !
میتونم ؟
فقط کاغذش رو خیس نکن، باشه ؟
هیچ وقت اینکارو نمیکنم
واقعاً .. باید یه چیزی رو بهت بگم
میدونی .. من الان توی اقیانوس خودارضایی کردم
و علیرغم این تو قسمتی از قاب تخبلات درونی من نبودی
ما حداقل دو یا سه بار .. چشم تو چشم شدیم
وقتی به اوج میرسیدیم
نمیخوام این مساله دوستی ما رو دچار مشکل کنه
نه .. خوشحالم کمک کردم آره
لعنت .. من آفتاب سوخته شدم
شاید چند دقیقه دیگه برم از کلبه آب بیارم
عالیه .. وقتی رفتی اونجا پیراهنت رو بردار
چون اینجا شبیه منطقه جنگی شده
باشه باشه ...
این اواخر به گورستان ماشین ها رفتی ؟
چطور ؟
شی گفت یه دختر دنبال ما میگشته
ظاهراً همشری ما بوده
هی .. میدونم چی فکر میکنی رفیق
هی .. من درگیر این قضیه نمیشم .. باشه ؟
اگر خودش باشه معنیش اینه که ما رو پیدا کرده
نه .. اگر پیدامون کرده بود تا حالا مرده بودیم
یه لحظه صبر کن ... اون مثل تله عسل خودمون خواهد بود
آره، ولی اگر بهشون خبر بده امکانش هست اوضاع خیلی خراب تر بشه
حرف های خودتو میشنوی ؟
تو خیلی از این کشیدی دوست من
تو داری توهم میزنی
درسته .. ببین، شاید توهم زده باشم ولی معنیش این نیست که اشتباه میکنم
باشه .. آره آره الان میریم پیش شی
ازش میپرسیم درمورد کی حرف میزده
احتمالاً یه دختری بوده که دیده دارم آفتاب سوخته میشم
و میخواد شماره منو بگیره .. ها .. ها ؟
این اولین بار نخواهد بود
تو داخل اقیانوس به چی فکر میکردی ؟
درست زیر سطح آب .. زن ماهی های کارتونی با من حال میکردن
برو به جهنم !
خوب باید همه چی رو تازه نگه داریم ، مگه نه ؟
اون واقعاً شبیه زن ماهی بود ؟
آره، اون یک نقطه مرجع بود
فکر نمیکنی کمی جوان باشه ؟
آره .. ولی ما داریم در مورد موجودات افسانه ای حرف میزنیم مرد
اینجا غرب وحشی لعنتیه
سلام پوپول
میخوام به این بچه ها نشون بدم چطور بازی کریکت رو درست انجام بدن
سلام آقای شی !
سلام ! آقای لی ! بیا بیا بیا
به آنیل سلام کن دلش برات تنگ شده
آنیل تو خونه ست !
سلام لی !
ها ها ! دنبال این هستی ! میخوای اینو بگیری ؟
دردسر داره میاد تو عاشقش هستی
عجب منظره ای ، ها ؟
آره
خیلی خب آقای شی .. سلام رفیق .. بشین
اون میدوه .. میزنه .. آه از خط رد میشه !
من قوانین بازی رو نمیدونم ولی منو هیجان زده کرد
حالت خوبه ؟ خیلی وقته ندیدمت سلام برادر
خوبم
گوش کن شی .. تو گفتی یه دختر دنبال ما میگشت
آره .. یادته هفته پیش یه دختر اینجا بود ..
یه چیزی میگفتی انگار دنبال ما میگشته
من اونو ندیدم ..
همسرم گفت یه دختر دیده که دنبال یک مرد سیاه و یک مرد سفید میگشته
لعنت .. تو به کسی حرفی زدی ؟
نه، من به کسی حرفی نزدم سول !
هیچ ارتباطی نداشتم همونطور که توافق کردیم
میدونی بقیه کجا رفتن ؟
امیدوارم صاحبخانه عزیز ما در این داستان نباشه
اجاره ارزونه .. نقطه خوبیه اون به مراسم مذهبی و این جور چیزها میره
مراسم .. اون قبلاً نظامی بوده سالی اون قاطی داره
دستاش به خون آغشته شده مرد !
این یک فازه .. تحت تعقیب بودن .. مواد ..
فقط یه کمی به خودش مسلط نیست
سوم شخص صاحبخانه برگشته حالت خوبه مایک ؟
سفر خطرناک بزرگت چطور بود ؟
در ضمن هنوز به خاطر دیشب به من بدهکاری
واقعاً ؟ .. من .. ؟
نه، دو تا پیک وودکا .. یه لیوان هنی
و سه تا کینگ فیشر برادر
آره ... فکر کردم مست کردم آره
بزار ببینیم اینجا چی داریم
چقدر شد .. 100 تا ؟
نه، 35 تا شد پس همون 35 تا
باشه .. 35 تا .. بگیر همشو یکجا خرج نکن
جدی میگم مرد .. باید پول خودت رو جایی قایم کنی که کمتر تابلو باشه
آره، اینو مراعات میکنم برادر
قبل از اینکه بریم بیرون میرم یه دوش بگیرم، باشه ؟
بزار ببینم .. کریستال های سفید خیلی خب خوشگله
شامپوی خودمو فراموش کردم شوخی میکنی ؟
مشکلی نیست !
نه، مشکلی هست لی !
همینطوره چون پول ندارم
چی ؟ و اون رایگان بود ؟
ببین سالی .. این یک سرمایه گذاریه .. باشه ؟
من آخرین 100 دلارم رو خرج این کردم
ولی تضمین کردن که حداقل هزار دلار گیرم بیاد
آره .. خوب من اونو میرزیم توی توالت
چی ؟ چه غلطی میکنی ؟
نمیتونم بزارم وارد این ماجرا بشی لی !
آره .. ولی این به تو ربطی نداره مگه نه ؟
تو هیچ وقت فکر نمیکنی، مگه نه ؟
این حجم مواد همه ما رو تو دردسر میندازه
هی وای وای وای ... ببین ببین، این برای تو راحت تره
درسته .. روی یک تخت پر از پول میخوابی
برو به جهنم لی !
من یک لحظه چشم رو هم نزاشتم چون میدونم اون پول از کجا اومده
پس علف بیشتری میکشیم رفیق
این کار یک شبه ... باشه ؟
من کلی پول درمیارم
و بعد میتونی این سبک زندگی سطح پائین رو با من تموم کنی
اینطوری بهش فکر کن .. لطفاً
مراقب باش لی یادت باشه با شی طرف هستی
اگر مواد بفروشی ماهیگیرها میان سراغت
ببخشید
من دنبال این مرد میگردم اونو دیدی ؟
بسیار خب .. بزار کریسمس کوچک ما شروع بشه .. ها ؟
کریسمس کوچک ما ؟ همم ؟
این یکی به خاطر توئه عیسی
میشه من ؟
آره .. فقط اونو خیس نکن
من هیچ وقت اونو خیس نمیکنم از چی حرف میزنی ؟
شما مزاحم مدیتیشن من شدید
سرم درد میکنه میخوام دوباره شروع کنم
تو کجا بودی مایک ؟
هانا دراما
اون ساحل کثیف ؟
اونجا ساکته سرباز
آره .. همینطوره چون پر از ماهی گندیده ست
من از بوی ماهی خوشم میاد
فقط تو به اون ساحل کثیف زشت میری مایک
تو اونجا چیکار میکنی ؟ نمیشه شنا کرد
من میتونم شنا کنم سرباز
هانادرما مکانی برای آرامش هست تو درک نمیکنی
گوش کن مایک .. ما میریم غذا بگیریم قبل از اینکه ..
بریم به مهمونی اگر میخوای بیای ..
آره، میام هرچند چیزی نمیخورم .. من روزه گرفتم
من کاری میکنم تو هم امشب قانون خودت رو بشکنی مرد
چطور ؟
این قانون مزخرفی نباید با زن های بالای 45 سال رابطه داشته باشی
کلی ..
ولی چهل ساله پولدار گیر نمیاد و فکر کنم ..
زن های خوشگل خیلی زیادی تو این ساحل هستن
دیگه کافیه
60 .. 65
نه نه
نه
واقعاً ؟
واقعاً ؟
مرده !
منزجر کننده ست واقعاً حالم بد شد
لعنتی کوچولو ! گرفتمت !
مجبور نیستی اینکارو بکنی
آره .. ولی اون یک پشه ست مایک .. میدونی
اون نیش میزنه اون یک روحه !
اون چیه مایک ؟
اون یک چاقو هست
میخوای چیکارش کنی ؟
مردان روحانی دشمن دارن
آره .. تو واقعاً اون آناناس رو نشون دادی رفیق
منظورم اینه .. فقط به خاطر اینکه یک لباس بلند میپوشه و سرش رو میتراشه
باعث نمیشه یک مرد روحانی باشه
آره، ولی اگر عادلانه حرف بزنیم همیشه اینطوری نبوده
آره، ولی این نکته منو ثابت میکنه میدونی چی میگم ؟
چون اون رفته به هند لعنتی این باعث نمیشه بهتر از ما باشه
زود باشید خانم ها
امشب دوست من .. امشب من کمربند خودم رو ترمیم میکنم
آره آره
این دفعه حسابی رو شانسم تو هیچ شانسی نداری
میدونی .. بعد از یک ماه این اولین روزه که بیرون بودم و اصلاً نمیدونم چه روزیه
فکر کنم پنج شنبه هست
آره ... خوب حسش مثل جمعه ست
هر روز حسش مثل جمعه ست رفیق
خیلی خب هرزه ها
من یک گپ سریع 5 دقیقه ای با مارلو میزنم
تا قرار کاری بزارم
سلام لی !
وای !
بابونه با عسل عزیزم ؟
درست همونطور که دوست داری
ممنون
تو نباید الان دنبال مارلو باشی ؟
در واقع .. میخواستم بپرسم
نمیتونی یک جلسه 5 دقیقه ای برام جور کنی، مگه نه ؟
میخوام یک پیشنهاد کاری بهش بدم
و میدونم که تو بهش نزدیک هستی
تو فقط 5 دقیقه شده که اینجا کار میکنی
بله .. ولی اگر اینکارو بکنی هر روز یک لیوان برات درست میکنم
باشه ببینم چیکار میتونم بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.