The first 200 lines.
شان شان،مي توني چطوري با ليو ليو تماس بگيري؟
اون و چنگ هاو تمام روز تلفن هاشونو . جواب نميدن
.ما هنوز نمي دونيم اون بچه کجا زندگي ميکنه
هنوز هم کليد خونشونو داري؟
اوه،ليو ليو حتما به يه دليلي تلفنش رو .جواب نميده
.به همي ن دليل تلفنشو تمام روز جواب نداده
،خب
،مامان،من از خونه ي ليو ليو رفتم
.پس مطمئنا کليد رو بهشون برگردوندم
...پس
پس،راه ديگه اي براي تماس باهاش نداري؟
شما جوونا معمولا از اينترنت براي پيام دادن استفاده نمي کنيد؟
،خب،مامان
اول بيا خونه ي من،بيا خونه ي من بعد .حرف ميزنيم،بيرون سرده
بيايد سريع بريم،ببين دماغت از سرما قرمز !شده،بيا
!اول به خونه ي شان شان بيا
!!زود باش بيا بريم
شان شان،اينا رو کجا ميذاري؟
!مي توني همونجا بذاريشون
!خونه ي تميزيه
!وزنش داره منو ميکشه
مامان،اين دوتا کيسه چيه؟
.فقط يه سري وسايل براي توئه
،فکر کردم چون به يه خونه ي جديد اومدي
.همه ي پولت رو خرج اجاره کردي
هيچ پولي براي غذا نذاشتي،براي خريدن کاغذ،چطوري زندگي ميکني/
.اينا اسنک هايي هستن که تو دوست داري .يواش يواش بخورشون
.مامان،حتما برات سخت بوده
،شان شان
هر ماه،چقدر حقوق ميگيري؟
چقدر پول اجاره ي همچين جاي بزرگي رو ميدي؟
،اوه،حقوق من اونقدرا زياد نيست
اما شانسم خوبه،براي همين مي تونم اجاره ي .همچين جاي خوبي رو بدم
،شان شان،اينجا،خونه ات تقريبا بزرگه
اما خيلي سرده،زمستون رو چطوري مي خواي دووم بياري؟
،نتونستم با ليو ليو تماس بگيرم .تا وقتي که ليو ليو رو پيدا کنم صبر کن
و پدر روميبرم تا توي خونه ي ليو ليو و چنگ هاو .زندگي کنه
.دارم بهت ميگم،خونه ي اونا هم خيلي بزرگه
اما مهم ترين نکته اش اينه که تو زمستون .گرم ه
.الان،با ليو ليو تماس ميگيرم
.ممامان،ببين منم وسايل گرمايشي دارم هيسسسس
!بابا
چي شده؟
.چيزي نيست،فقط خسته ام
.همتون خيلي حساسيد
اصرار داشتيد که اين پيرمرد رو از روستامون .به شانگهاي بياريد
.پدر،نبايد اينجوري حرف بزني
تو سن شما بهتره که توجه بيش تري .بهتون بشه
.بيا به يه بيمارستان بزرگ و چکاپ شو
.چيز بدي نيست
.درسته پدربزرگ
از ديدن من خوشحال نيستي؟
.خوشحالم،خوشحالم
!شان شان
ليو ليو؟
چرا اومدي اينجا؟
مامانم و همه داخل هستن؟
.جرات نکردم تلفن هاي مامان رو جواب بدم
،به تونگ تونگ زنگ زدم
.و فهميدم پدربزرگ و بقيه هم اومدن اينجا
حدس ميزدم وقتي مامانم نتونه منو پيدا .کنه،حتما مياد سراغ تو
چرا جواب تلفن خاله رو نميدادي؟
اون همش زير لب ميگه مي خواد .به خونه ي تو و چنگ هاو بياد
چطور مي تونستم جرات کنم تلفن رو بردارم؟
...در حقيقت
.يو چنگ هاو و من بهم زديم
.من به زودي از اون خونه اسباب کشي ميکنم
بهم زديد؟
.نزار مامانم بشنوه
چرا بهم زديد؟اون روزي که با هم بيرون .رفتيد غذا بخوريد خيلي با هم خوب بوديد
.بهش اشاره نکن
.ما دقيقا بعد از اون بهم زديم
،وقتي اومديم خونه
اون مدام ميگفت تو و فنگ تنگ رو ،بيرون دعوت کنم
،همون موقع بود که متوجه شدم
انگيزه اش اينه که با فنگ تنگ ،ارتباط برقرار کنه
...خلاصه
شماها به خاطر من بهم زديد؟
چي داري ميگي؟
،اين اتفاق بهم کمک کرد
.که چهره ي واقعي ه چنگ هاو رو ببينم
.بايد ازت ممنون باشم
،خب الان که تو بهم زدي
مي خواي کجا زندگي کني؟
نمي خواي که به روستامون برگردي؟
.اومدن به شانگ هاي واست آسون نبوده
.پس تو قطعا بايد بهم کمک کني
دارم بهت ميگم،نبايد به پدر و مادرت .درباره ي چيزايي که امشب گفتم چيزي بگي
.من هيچي نميگم
حداقل مدير کل شرکت باهام خيلي .خوب رفتار مي کنه
،اگه بفهمه پسرش مقصره
.اصرار ميکنه که تو شرکت بمونم
،پس در حال حاضر
.اگه کارمو داشته باشم،هيچ مشکلي نيست
،وظيفه ي اصلي من در حال حاضر اينه که
.خودمو جمع و جور کنم و خونه بگيرم
و يه زماني ميخوام که بفهمم . به مامانم چي بگم
.اما،من مي ترسم نتوني پنهانش کني
خاله حتما با .چنگ هاو تماس ميگيره
.نگران نباش
چنگ هاو خيلي روي ديدن تو .و فنگ تنگ اصرار داره
اون انقدر احمق نيست که پيش دستي . کنه و به مامانم بگه ما بهم زديم
و من به مامانم ميگم دوست هاي چنگ هاو .تو خونه هستن و کمي ناجوره
.زياد درباره اش فکرنکن
،شان شان
اين بار به کمکت نياز دارم،بهم يه ذره .زمان بده،مطمئنا باهاش کنار ميام
.نگران نباش،من حتما کمکت ميکنم
.حتي پدر و مادرم هم چيزي نميگن
،حس مي کنم
.اين صحنه رو يه جايي ديدم
يادم مياد که وانگ پين رو(دوست دختر سابق ،فنگ تنگ)روي درس هاش تمرکز نمي کرد
همه ي حرف هاش درباره ي اين ستاره ي .هاليوود و اون ستاره ي هاليوود بود
ممکنه اون فقط از فرصت درس خوندن ،در آمريکا استفاده کرده
.تا به روياش که بازيگر شدن بود،برسه
احساس مي کردم شما دو نفر واسه ،همديگه مناسب نبوديد
،بعد از اين همه مدت اومدي ديدن من
که فقظ درباره ي اون حرف برني،لي شو؟
.لي شو
اين چطوره؟ .من به تازگي کار با دوربين رو شروع کردم
.بد نيست .بذار ببينم،دقيق به عکست نگاه کنم
!اين يکي خوبه،اين يکي خيلي احمقانه است
!پاکش نکن!پاکش نکن
.قبول،يه عکس از سه تاييمون بگير
.دوست ندارم عکس بگيرم
.نخواستم فقط با تو عکس بگيرم .مي خوام يه عکس سه تايي بگيريم
داري کجا ميري؟
!هي فنگ تنگ
مي توني يه عکس ازمون بگيري،لطفا؟ .بله،البته
.بيايد،بيايد،بيايد،خوبه،خوبه،خوبه
.بخند،بخند،بخند
يک،دو،سه .بله
.دوباره
!نگاه کن
،اين سبک کيوسک تلفن قرمز
.وقتي ميبينيش،ميفهمي که تو انگلستاني
،حس مي کنم ميشه با چشم لندن (بلندترين چرخ و فلک اروپا با ارتفاع 135 متر (يکي از جاذبه هاي توريستي لندن به حساب مياد
.يا ساعت بزرگ مقايسه اش کرد ((بزرگترين و معروفترين برج ساعت جهان
اين نوع کيوسک تلفن بيش تر .نمايانگر لندن ه
مي تونيم سه تاييمون با هم عکس بگيريم؟
.به شما دوتا کمک مي کنم عکس بگيريد
!باشه!ژنگ کي
.شما دوتا خيلي بهم ميايد
!خب البته
.قدم بزنيم،ژنگ کي
سلام،حالت چطوره؟
تنهايي؟
مي خواي نوشيدني اي چيزي با من بخوري؟
!سلام
!سلام !سلام
چي مي خواي بنوشي؟
.همون چيزي که تو بخواي
،امشب،تو خيلي خوشکل لباس پوشيدي
.و اين خيلي خطرناک ه
فقط امشب؟
،تو هميشه زيبايي
يادم مياد وقتي دانشگاه بوديم ،من هميشه سپر بلاي تو ميشدم
...يادم مياد
يه دانشجوي ممتاز در دانشکده ي حقوق بود ،که خيلي سنش بالا بود
،خوشبختانه،تو منتقل شدي
.وگرنه من مرده بودم
.اون تنها يزي بود که ازش مي ترسيدي
تو گفتي جرات اينکه منو تا اونجا .دنبال کني داشتي
،ژنگ کي
،ايمان دارم اگه اون اين قول رو مي داد
.هيچ نيازي نبود من خودمو سپر کنم
!!به سلامتي
...تو
...واقعا فکر مي کني
ژنگ کي براي من مناسبه؟
.البته
.فکر م يکنم شيوه ي زندگيتون خيلي شبيه همه
تو دوست داري غذاهاي مختلف رو ،امتحان کني،تجربيات جديد
.اونم همينطوري ه
.مثل من نيست
،برخلاف ما آدماي تاجر
.خسته کننده نيست
.اما آدما تغيير مي کن
،ممکنه،من الان خيلي کاري شدم
.و چيزاي که من مي خوام مثل ه هم نيست
،اما تو الان واقعا تغيير کردي
!واقعا
،از يه دختر کوپولوي سرکش
به شخص برازنده اي که امروز هستي تغيير .کردي
.فکر م يکنم که بالغ شدي
،و محدوديت هات کمتر شده
در غير اينصورت،بهترين دوست من چطوري مي تونست عاشقت بشه؟
کسي که کاملا بالغه و شوخ طبعه؟
...راستش ژنگ کي و من
...ژنگ کي
ژنگ کي چي؟
،ژنگ کي خيلي تلاش ميکنه
،يه سري شايعه درباره اش شنيدم
تو ميگي ما يه چيزي بينمون هست ،که نميشه توضيحش داد
اينجوري نيست که اون هيچ کاري نکنه،درسته؟
،ژنگ کي
...يه جنبه ي عاشقونه داره که
.ممکنه من متوجه اش نشده باشم
.بله
.اما تو دوستش هستي،بايد کاملا بفهمي
.هر اتفاقي ممکنه درآينده بيفته
No comments yet. Be the first to leave one.