The first 200 lines.
لينگسو
من برگشتم تا باهات خداحافظي کنم
من دارم ميرم
سعي ميکنم در مورد کاري که ميخوام کنم فکر کنم
پشيمونم که بيشتر نتونستي پيشم بموني
هرچند که منو تنها گذاشتي
ولي هميشه احساس ميکنم
تو در کنارم هستي
دوست داشتم همونطور که گفتي همراه من به اطراف سفر بکني
دوست داشتم همونطور که گفتي همراه من به اطراف سفر بکني
سخاوتمندانه همه چيز به من دادي
ولي قبل جبران کردن
براي کارات،منو ترک کردي
اونچه برام انجام دادي رو
من خو فِي،براي هميشه يادم مي مونه
برادر خو،امروز از هم جدا شديم
من ميدونم که خيلي ناراحت خواهي شد
مردها به راحتي گريه نميکنن
چي شين خَي تانگ رو که لينگسو گذاشته
اميدوارم بتوني پرورشش بدي من بذرهاش رو براي تو گذاشتم
اميدوارم بتوني پرورشش بدي من بذرهاش رو براي تو گذاشتم
اميدوارم بتوني پرورشش بدي من بذرهاش رو براي تو گذاشتم
من 7 سال زندگي اي که لينگسو بهم داده رو شاد زندگي ميکنم
من 7 سال زندگي اي که لينگسو بهم داده رو شاد زندگي ميکنم
اميدوارم 7 سال بعد ميوه چي شين خَي تانگ رو عمل بياري تا فداکاري لينگسو براي من بيهوده نباشه
اميدوارم 7 سال بعد ميوه چي شين خَي تانگ رو عمل بياري تا فداکاري لينگسو براي من بيهوده نباشه
اميدوارم 7 سال بعد ميوه چي شين خَي تانگ رو عمل بياري تا فداکاري لينگسو براي من بيهوده نباشه
مراقب خودت باش
زي يي
لينگسو
زي يي
من شما رو نااميد نميکنم
چرا اين نامه رو نوشتي؟
ميخواستم که بهش اميد بدم
براي اين 7 سال پيش رو
تا بتونه خوب زندگي بکنه
امور عشق واقعا خياليه
تا 7 سال بعد
فکر کنم دختري رو ملاقات بکنه که از من بهتر باشه
فکر کنم دختري رو ملاقات بکنه که از من بهتر باشه
ميتونه فراموشم کنه
نشست روئسا به خاطر کنار رفتن 5 گروه و دخالت ميااُ رن فنگ شکست خورد
نشست روئسا به خاطر کنار رفتن 5 گروه و دخالت ميااُ رن فنگ شکست خورد
نشست روئسا به خاطر کنار رفتن 5 گروه و دخالت ميااُ رن فنگ شکست خورد
گزارش جنرال تعدادي استادان گروه ها
از شاگردانشون خواستن در ازمون امپراتوري شرکت کنن تا براي دربار امپراتوري کار کنن
از شاگردانشون خواستن در ازمون امپراتوري شرکت کنن تا براي دربار امپراتوري کار کنن
جدا از اين شاگردان تعدادي از گروه ها
قبل از اينکه نشست روئسا شروع بشه بر سر پست رياست با همديگه مبارزه کردن
قبل از اينکه نشست روئسا شروع بشه بر سر پست رياست با همديگه مبارزه کردن
به اين خاطر تعداديشون ضعيف شدن
بازم از اين منفعت به دست مياريم
حيف شد که نقشه من توسط خو فِي و چن جيالو خراب شد
حيف شد که نقشه من توسط خو فِي و چن جيالو خراب شد
درود بر جنرال چه خبر؟
تا به اينجا همه چيز اروم بوده
فقط حادثه اي توي دره پادشاه سم اتفاق افتاده
چند نفر مُردن
ادامه بده
طبق گزارش
شاگردان پادشاه سم شو اُ و چنگ لينگسو
و شاگرد کوچيکشون شي ون چن مُردن
يواِن زي يي مسموم شده مُرده
خو فِي تنهايي به شمال شرقي رفته
نون برنجي خوب نون برنجي خوب
نون برنجي خوب
نون برنجي خوب
نون برنجي خوب
نون برنجي تازه
وقتيکه من کوچيک بودم
عمو سي براي من نون برنجي درست ميکرد
خيلي وقته نون برنجي به خوشمزگيه نون برنجي عمو سي نخوردم
خيلي وقته نون برنجي به خوشمزگيه نون برنجي عمو سي نخوردم
اقا لطفا امتحان کنيد تازه درست شدن
مشتري بيايد غذاي خوب و نوشيدني خوب بخوريد
بفرمائيد داخل
چه خوشمزگي؟ اين خيلي شوره
مشتري،اون تازه نبود بنابراين به شوري ميزد
اما براي خوردن کنار برنج خوب هستن
اين يکي امتحانش مجانيه باشه؟
بفرما داخل
مشتري غذاتون
اين غذاي ويژه ما هستش
غذاي محلي
هر چند که به نظر خيلي ساده به نظر ميرسه
ولي مزش خيلي خوبه
مشتري امتحانش بکنيد
مشتري هر چيز ديگه اي خواستين به من بگين
مشتري اينو امتحان کنيد
تازه درست شده شور نيست
پير مرد مُردني
اين خيلي شوره ميخواي ما رو بکشي؟
متاسفم متاسفم به خاطر اين
من خيلي پيرم
به اين خاطر زياد نمک ريختم
تو پيري جرات کردي ما رو ناراحت کني
پول اين از کجا مياد؟
ماموران عزيز
مدير ما اينجا نيست
کارو بار ما خيلي کساده
دهنتو ببند
هر دفعه همين حرفو ميزني
اگر نتوني پول ما رو بدي
من تمام مشتري هاتو مسموم ميکنم
و در اينجا رو گل ميگيرم
مامور
کسب و کار ما قانوني هست
نمي تونيد به ما تهمت بزنيد
دستور فرمانداري محلي هست مي فهميد يا نه؟
ولش کن نبايد توي کارشون دخالت بکنم
کاري که بايد بکنم
دنبال بزرگ کردن چي شين خَي تانگ باشم
اين نميتونه به تاخير بيوفته
اگه بهم پول ندي نميتونم برات کاري بکنم
تو هم
مامورين،ديگه زياده روي نکنيد
چقدر بايد بپردازن؟
يه احمق ديگه اينجاست
يکصد ليانگ
تو چي گفتي؟
اون درست گفت،يکصد ليانگ
خب،من يکصد ليانگ اينجا دارم
فقط ميترسم نتونيد بگيريدش
تشکر
تشکر تشکر
بهتره بريد جاي ديگه اي براي کار پيدا کنيد
اينجا ديگه براتون امن نيست
تشکر تشکر
عمو سي شما خوبي؟
خوبم خوبم
خوبم نگران نباش
شما عمو،نام خانوادگيتون پينگ هست؟
..تو هستي
فِي،فِي،فِي آر آر به معني پسرم
عمو سي
من خيلي دنبالتون گشتم
فِي آر
عمو سي
من فِي آرتم
فِي آر تو بزرگ شدي
هرگز انتظار نداشتم
تو اين همه تجربه کسب کرده باشي
فِي ار چيزي که امروز شدي
من نميتونستم انتظار پدرتو براورده کنم
عمو سي
برا اينکه اجازه دادم اين همه سال تنها اينجا زندگي کنيد احساس گناه ميکنم
برا اينکه اجازه دادم اين همه سال تنها اينجا زندگي کنيد احساس گناه ميکنم
نتونستم با استاد بااُ دينگ همراه بشم
بنابراين اونجا رو ترک کردم
يه ناتوان هستم نميتونستم معيشتمو به دست بيارم
خوشبختانه پدر اين خدمتکارو توي رستوران ملاقات کردم
بعدش اين رستوران رو باز کرديم
سال ها مثل برق و باد گذشت
پير شدم
حتي نمي دونم چطور چاشني نون برنجي رو بهش بزنم
کي گفته؟
عمو سي
مزه اين نون برنجي درست مثل گذشتست
خيلي لذيذه
واقعا؟
وقتي کوچيک بودي خيلي فقير بوديم
چيزاي خوب نداشتم بدم بخوري
بنابراين نون برنجي درست ميکردم
بعد اينکه اونا رو ميخوردي خيلي خوشحال ميشدي
اون زمان
فکر ميکردم نون برنجي ها که عمو سي درست ميکنه
خوشمزه ترين غذاي دنيا هستش
خوبه
کافيه کافيه ديگه نخور
ميدونم که شور هستن
فِي ار،اون موقع گفتي که ميخوايم کجا بريم؟
تي ين شَن در شمال
شنيدم که
که اونجا سردترين جاي ممکن هستش
براي پرورش گل اونجا ميرم
پرورش گل؟
درسته پرورش گل
براي نجات دختري گل پرورش ميدم
بايد براي 7 سال اونجا بمونم
بعد ميوه دادن برميگردم
چي گفتي؟
فِي آر
اگه اينکارو کني
چطور با استاد چن و رئيس يواِن رو به رو ميشي؟
تو الان در کونگفو خوب هستي
هنوز انتقام نگرفتي
و ميگي ميخواي 7 سال رو توي کوهستان برفي براي پرورش گل فقط براي يک دختر بگذروني؟
و ميگي ميخواي 7 سال رو توي کوهستان برفي براي پرورش گل فقط براي يک دختر بگذروني؟
عمو سي،براي اين کار من چاره اي ندارم
اگر ميدونستم اينقدر عوض شدي
ترجيح ميدادم تا ابد نبينمت
هنوز يادم مياد
پدر و مادرت خيلي قهرمان بودن
انتظارشو نداشتم تو همچين ادم بي فايده اي بشي
عمو سي،شما چتون شده؟
من که نگفتم انتقام پدر مادرمو نميگيرم
فِي آر،تو حس بزرگي از عدالت داري
دوست داري که به ديگران کمک بکني
ولي الان
ديدي افرادي توسط مامورا دارن قلدري ميشن
No comments yet. Be the first to leave one.