The first 200 lines.
«Pink Panther ترجمه از «امــیــررضــا و
آمادهای؟ بزن بریم - آماده به دنیا اومدم. یالا -
اونا خیلی شگفتزده میشن
بیا انجامش بدیم - عصات رو صاف کن -
پنج، شیش، هفت، هشت
هی، بچهها. بچهها، الان وقت ویدیوی سالانهی کریسمسه
الان نه، مامان
چی میگی؟ قبلاً عاشق اینا بودی
خوبه خودت از کلمهی «قبلاً» استفاده کردی
.فکر میکنم برای اون کار خیلی بزرگ شدیم یه جورایی خجالتآوره
.تو چطور، رفیق؟ بجنب وایِت، صدام رو میشنوی؟
گیتارت رو بردار. بیا انجامش بدیم
بابا، الان باعث شدی توی معادن کوتولهها بمیرم
چطوره توی دنیای واقعی به ما ملحق بشی؟
پنج دقیقه
...قبلاً دنیای واقعی رو امتحان کردم دنیای دیجیتال رو ترجیح میدم
مایلز؟ - مایلز -
تو پایهای، رفیق؟ - مایلز -
پیکلز - پیکلز کجاست؟ -
وای خدا - پیکلز -
درخت جزء قلمروت نیست
.اوه، عزیزم، مراقب باش. عصات گیر کردی. گیر کردی
من خوبم. خوبم
هی، بیل، این خانواده کِی بیخیال کریسمس شد؟
قانون جدید توی این خونه اینه که دیگه خبری از ریسهی تزئینی نیست
یعنی سیسی قبلاً عاشق ساختن اون ویدیوهای تعطیلات بود
آخه این چیزها همهجا میرن
.و نوازندگی توی خونِ وایِت بود اون حرکاتی مثل «جگر» داشت
چطور اون همه ادرار از اون سگِ کوچولو خارج شد؟
نگران اینم که همهمون یه جورایی ارتباطمون رو از دست دادیم
ببخشید، چیزی از من پرسیدی؟
هوم. ببخشید؟ - چی؟ هوم -
چیزی نیست - نمیشنوم... چی؟ -
نه. نه - اوه -
باشه. شب بخیر - شب بخیر -
.صبح بخیر، لسآنجلس ،فقط سه روز تا کریسمس
و یه فصل تعطیلات گرم دیگه اینجا توی سرزمین جنوبی باقی مونده
ما رو فراموش نکن، بابانوئل
،دمای هوا ۲۵ درجهست و رفتهرفته بیشتر میشه
،حالا که حرف هوا پیش اومد حتماً امشب به آسمون نگاه کنید
تا همراستاییِ تکرار نشدنی سیارهای رو تماشا کنید
و البته، به ۹۹.۳ کِیاِمسیجی گوش بدید تا وارد حالوهوای کریسمس بشید
.باشه. واقعاً فکر خوبیه، بچهها اما بدون من کاری انجام ندید
وقتی اومدم خودم میرم سراغش
سیسی
وای خدایا
فکر میکنی اینجوری زندگی کردن برات خوبه؟
مامان، سعی میکنم برای مسابقهم آماده بشم
واقعاُ نیازی به سخنرانی دربارهی اتاق تمیز ندارم
.همهش به هم مرتبط میشه ...اتاق نامرتب یعنی یه
یه ذهن آشفته. آره، میدونم
،همه چیز رو تحت تاثیر قرار میده از جمله فوتبالت
و مهمتر از اون، نمرههات
،اگه امیدوار دارم که برای تیم ملی بازی کنم
،باید روی تمرین کردن تمرکز کنم نه تمیز کردن اتاقم
مواظب باش
واقعاً نباید از دستت استفاده کنی
تا ۱۲ دقیقهی دیگه توی آشپزخونه باشی
هی، بیل؟
بیل، خوبی؟ - آره. آره -
فقط دارم وقت میگذرونم. میدونی که بچه چقدر ماشین رو دوست داره
اوه، بچه - مامانی کجاست؟ -
،حالا که کارهاش تموم شده میخوای ببریش سر کار؟
باهاش پز بدی؟ - شوخی میکنی؟ -
،وقتی اینقدر زمان رو برای یه ماشین صرف میکنی باهاش رانندگی نمیکنی
.یعنی حتی نباید بهش دست بزنی فقط از قدرت و زیباییش لذت میبری
،وقتی لذت بردنت تموم شد
،میتونی مطمئن بشی که وایِت بیدار شده لباس پوشیده و توی آشپزخونه آمادهی جلسهست؟
اسپاک، کارت مثل همیشه بیعیب و نقص بود
اما متوجه شدم چرا اون عدسی که ساختی به درستی باعث شکست نور نمیشه
تو مربع کردن «سی» رو فراموش کردی
کارت عالیه
نه، این کارت «چارزارد» درجهی دهم از سال ۱۹۹۹ عالیه
من واقعاً به اون کارت حسادت میکنم
.وایت، طبقهی پایین ملاقات خانوادگی داریم !بزن بریم
اینا کیان؟ اینا دوستای باهوشتن؟
داداشای جبری؟
بچهها، من باید برم. اسپاک، به ایلان بگو که بازم مدیون منه
خب داشتم به این فکر میکردم که شاید امروز بعد از مدرسه بتونیم با هم وقت بگذرونیم
میتونم رانندگی کردن رو بهت یاد بدم
موتورهای بنزینی سوءاستفاده از علم هستن
،و خودت این رو میدونی من خیلی از رانندگی میترسم
همچنین برای مصاحبهم برای دانشگاه ییل دارم آماده میشم
واقعا نمیتونم وقت رو تلف کنم
کاملاً درک میکنم. میفهمم چی میگی
میتونی تو این مشکل کمکم کنی؟
شوخی میکنم. نمیتونی کمکم کنی - نه، نمیتونم -
خیلیخب، من این جلسه رو رسماً شروع میکنم
چند روز مهم در پیش داریم
سیسی، توجه میکنی؟ - آره، دارم دنبال تکالیفم میگردم -
،دنبال تکالیفی که انجام دادی میگردی
یا اینکه مدرسه ۲۰ دقیقهی دیگه شروع میشه و تازه میخوای شروع کنی؟
همون گزینهی دوم درسته، مامان
کِی میفهمیم که زودتر وارد دانشگاه میشی یا نه؟
واقعاً دوست دارم توی جمع کردن وسایلت کمکت کنم
من طعنه رو تشخیص میدم، که در سطح جهانی به عنوان پستترین شکل طنز در نظر گرفته میشه
بیایید جلسه رو پیش ببریم. میدونی اگه زیاد حرف بزنیم، اون اذیت میشه
درسته. فردا روز بزرگی برای خانوادهی «واکر»ـه
،مصاحبهی دانشگاهِ ییلِ وایت رو داریم
.بازی فوتبال قهرمانی سیسی ...من ارائهی مهمم توی محل کار رو دارم
و آسماننما بعد از مدرسه رو فراموش نکن
.درسته، الان میخواستم اون رو بگم همه به اون چیزِ وایت میریم
من با گروه تمرین دارم
یادته که گروه «بابا یا زنده» توی جسن تعطیلات مدرسه برنامه داره
این میتونه شانس دومم باشه
من واقعاً نمیخوام به اون رویداد خستهکنندهی وایت برم
همراستاییِ سیارهای پنجگانهست
این محل تلاقی کهکشانی برای بزرگترین سیارات این گروهه
این چیزیه که من مدتهاست پیگیرش هستم
باشه، پدر واقعی اون کیه؟
ببینید، شما بچهها شاید به کریسمس اهمیت ندید، اما من میدم
پس امروز بعد از ظهر همه به آسماننما میریم
.من یه لباس خوشگل مخصوص تعطیلات دارم میخوام یه عکس بگیرم
ما به عنوان یه خانواده خاطرهی خوشی رو رقم میزنیم
میشه این جلسه به تعویق بیافته؟
جلسه به تعویق افتاد
!ایوا - !سیسی -
!سیسیِ قهرمان! سیسیِ قهرمان
هی، صبر کن
هی
هی، دستت رو بذار روی پولدرار - !هی، گرفتمش -
!من یه اسپارتانم! آه - اون کدوم گوریه؟ -
...بهت قول میدم - !من «هانتر درو»ام -
!من اسپارتانم
!سیسیِ قهرمان! سیسیِ قهرمان
.ما توی مراحل پایانی مسابقاتیم ] [ بیایید از تیمتون حمایت کنید
هی، واکر
توی راهرو ایستادی و به آریانا خیره شدی؟
!هی، آریانا !رفیق، این بچه داره ارضا میشه
...ببخشید. قول میدم
!تو الان با خاک یکسان شدی، پسر
تو یه پخمهای، واکر
یک، دو، سه
خیلیخب. باشه
اوه، شما... تمومش کنید، یک ثانیه صبر کنید
.تنش وجود داره شما تنش رو توی این اتاق احساس میکنید؟
.باید بیخیال باشیم. موسیقیتون رو دور بریزید صفحهی نتنویسیشدهتون رو پرت کنید
.از شرش خلاص بشید اِما، چرا دستت رو بالا آوردی؟
.هرج و مرج رو با آغوش باز بپذیر با صدای بلند بگو. چی میگی؟
چطور قراره بدون صفحهی نتنویسیشده آهنگ رو بزنیم؟
لوک اسکایواکر چطور ستارهی مرگ رو بدون کامپیوترش منفجر کرد؟
.نمیدونم اینا که گفتی چی بودن من سال ۲۰۰۸ به دنیا اومدم
...باشه. آم
بَکستر؟
اون از «نیرو» استفاده کرد - !آره -
نیرو چیه؟
نیرو یه انرژی مرموزه
،که درون همهمون وجود داره و خوبه
.بچهها، شما عضو یه گروه هستید شما نوازندههای جداگونه نیستید
شما بچهها یه موجود هستید. یکی هستید
پس از سر خودتون بیرون بیایید و وارد قلب همدیگه بشید
همه سعی کنید همدیگه رو درک کنید
فقط سعی کنید احساس کنید که معنای یه گروه بودن چیه
حالا، یالا. بیایید همونطور که جک وایت» لیاقت داره بهش احترام بذاریم»
شروع کنید
طبل، لطفاً
آره
ملودی، سازهای زهی
سازهای بادی چوبی. شروع کنید. یالا
کی حسش میکنه؟
وای، پسر
سنج، آماده شو. سنج
احساسش کردید؟
...چی... اون
.یه اتفاقاتی داره میافته باید یه ثانیه برم
.مککراکن، تو مسئولی اوه، «جینگل بلز» رو بزنید
الان برمیگردم
بچهها، جلسه اضطراری گروه «بابا یا زنده» برای چیه؟
لیک، بهم نگو که دوباره مچ دستت پیچ خورده
نه، از یه برنامه تلویزیونی کوچیک به اسم «پس فکر میکنی توی موسیقی راک حرفهای هستی؟» بهمون خبر دادن
چی؟ - بهمون فرصت تست دادن! آره -
.بچهها، سر به سرم نذارید الان خیلی زودرنج هستم
یه گروه تلویزیونی برای پخش زنده در روز جمعه
به مراسم رقص مدرسه میان
!گروه «بابا یا زنده» در شرف معروف شدنه
!چی؟ این دیوونه کنندهست
!باور نکردنیه. همینه - !آره -
،آقای عاشق همونطور که شاهزاده گفت ساکت بمون و منتظر باش، تو یه مادر جذاب هستی
باید سختتر از اینا تلاش کنی تا من رو با خانمهای نمادین دهه ۹۰ بیجواب بذاری، گاسگاس
تو خیلی خوبی
چیزایی که دوست داری - ممنون -
اصلاً میشه توی کلوچههای تعطیلات شکلات «ام اند امز» نباشه؟
لطفاً. یکم از کارم تعریف کن
آه. اینجایی. صبح بخیر، کارا - صبح بخیر -
.قهوهی سه شات همونطور که دوست داری مخلوط شده، رئیس
شیر جو دوسر؟ - اوه، آره -
ممنون - یاد گرفتیم -
این رو باور میکنی، رئیس؟ مارِ پسرم منو گاز گرفت
وقتی به فروشگاه حیوانات خونگی اعتماد میکنم همین میشه
.بهم گفتن که اون بیآزاره معلوم شد که یه مار زهردار آبیه
خیلی میترسم که ارائه رو خراب کنه
نه، اصلاً. یعنی به سختی میشه دیدش
هیچکس متوجه نمیشه
آه، ممنون - کریسمس مبارک -
همون کسی که فکر میکنم اومده؟
برای ارائه آمادهای؟ - الان آمادهام، گلن -
اینا رو برای تو آوردم. دوستشون داری - خیلی ممنونم -
کریسمس مبارک - کریسمس مبارک -
گروه مالسون تماس گرفتن تا ارائه فردا رو تایید کنن
و آقای هَنس میخواد با تو ،و شرکا جلسهای ترتیب بده
No comments yet. Be the first to leave one.