The first 200 lines.
!هوی، هوی
!قضیه این نیروی عظیم دیگه چیه؟
.مهم نیست، ما دیگه بخشی از تکادان نیستیم
.تو گفتی و اونا قبول کردن
.اگه ما رو پیدا کنن، شکارمون میکنن
،معنیش برای تکادان اینکه !مهم نیست که ما چقدر بخوایم ازش فرار کنیم؟
...زاک
.دستور شما این بود که اطراف پایگاه اصلی تکادان، منتظر بمونیم
!اما در مورد این مطمئنی؟
برای احیای مجدد قدرت گلارهورن
.باید به جهان بیگناهیمون رو اثبات کنیم
.این وضعیت رو تا زمانی که به مریخ برسیم، ادامه بدید
.بله، قربان
.بایدم همینطور باشه
.کنترل رسانه های غیر نظامی رو به تو میسپارم
.بسپرش به خودم
.ما، ناوگان آریان هود باید صلح دوباره رو به زمین برگردونیم
.مک گلیس فرید خائنی هست که علیه هفت ستاره شده
.و تکادان سازمان مسلحی که به اون کمک می کرد، باید نابود بشن
.ما پایگاه اصلی تکادان در مریخ رو محاصره کردیم
.ما خواهان تسلیم شدنشون هستیم ولی تا حالا جوابی ندادن
.بنابراین، ما فردا ظهر به وقت مریخ عملیات رو شروع میکنیم
.... رئیس
.حالا اونا هیچ جایی برای فرار ندارن
!حالا چیکار کنی، مک گلیس؟
.وضعیت خیلی ساده تر شده
.اگه اونا رو نابود کنیم، همه چی حل میشه
.شما باید اینجا روی زمین خودتون باهاش مبارزه کنید
.اگه اورگا بهم بگه باهاش مبارزه میکنم
!نظر خودت چیه؟
.من فقط کاریو میکنم که اورگا توش بهم نیاز داشته باشه
.اورگا ایتسوکا هیچ ربطی به این نداره
.من نظر خودت رو پرسیدم
!چند بار باید بهت بگم؟
.کاری که اورگا بخواد انجام بده، منم پایه ام
.تمام کابل های ارتباطیمون قطع شده
،انتظار میره LCS همونطور که از .اونا تمام هواپیماهای بدون سرنشین مارو از بین میبرن
،نتونیم استفاده کنیم QCCS اگه از
،نمیتونیم از بیرون اطلاعات بدست بیارم .چه برسه به تماس گرفتن با ماکانای سنسی
.گالارهورن هنوز دست به کار نشده
.اما هر لحظه ممکنه حمله کنن
.ما تو بن بست گیر افتادیم
!پس ما باید اول حمله کنیم؟
.احمق نباش، اونا تجهیزات بیشتری دارن
!چی کار کنیم , رئیس؟
!چی کار از دستمون بر میاد؟ .ما تصمیم به فرار گرفتیم
.پس فرار میکنیم
!اصلا تو باغی؟
.حتی اگه بتونیم فرار کنیم، اونا همواره دنبالمون میان
.تا وقتی بتونیم فرار کنیم، پیروز با ماست
.بعدش اینجا رو نابود میکنیم و وانمود میکنیم که همگیمون محو شدیم
!محو شدیم؟
!اره، فقط باید کاری کنیم که باور کنن ما مردیم
.بعد از اون میتونیم با ماکانای پیر تماس بگیریم
.حق با توئه
.به این ترتیب، دنبالمون راه نمیافتن بیان
... عالیه - .واقعه بین باش -
... غیر ممکنه بتونیم از اینجا بریم بیرون
.در واقع، ممکنه یه راهی باشه
.کابل های انتقال قدیمی جنگ مصیبت بار از زیر اینجا رد میشه
.اگه تونلها هنوز اونجا باشن, میتونیم به کریس فرار کنیم
!شدنی ـه؟
!واقعا؟
.یوجین، همین الان باهاش برو تونل هارو چک کن
.باشه، فهمیدم
.گوش کنید
.این نبرد برای کشتن کسی نیست که بخوایم انجامش بدیم
.بلکه برای زنده موندن همگی ـمونه
.این هدف ماست
.زنده بمونید، و با خوشبختی زندگی کنید
!فهمیدین؟
.هرگز عقب نکشید
.حسابی زده به سرش
.اما الان به خود قدیمیش برگشته
.اره، منم همین نظرو دارم
.به دلایلی مطمئنم
.من یه بار سر اورگا غر زدم
،هیچ کس فکر نمیکنه، راه مطمئنی که بذاریم اون .هدایتمون رو به دست بگیره
.اما این تا حدی دروغ بود
،من مطمئنم نیستم اگه فقط ازش پیروی کنیم .همه چیز درست میشه
.اره، منم همین حس رو دارم
.پس بیایین بریم
.باشه
.که اینطور
!پس شما تصمیم گرفتید تا از اینجا فرار کنید؟
.تکادانی که من میشناسم بدون لحظه تفکر مبارزه میکرد
.ما زرنگ تر از اونیم که جنگ از پیش باخت رو قبول کنیم
.ما روش متفاوتی برای جنگیدن داریم
!روش متفاوت، ها؟
!از این نبرد چی حاصلتون میشه؟
.در حال حاضر چیزی که گیرمون میاد، زنده موندن ـه
.ما باید از هر چی که تا حالا گیرمون اومده استفاده کنیم
.اونوقت، همه میتونیم با هم بیرون بریم
.روش مدیریتم همیشه اینطوری بود
.به همین خاطر باعث شد از خود گذشته ام دور بشم
.چه درک بیهوده ای
.هرچی میخوای بگو
.علاوه براین بیهوده نبود
.نه با وجود رفقا
.رفقا
.اورگا، ما تونل رو پیدا کردیم
واقعا؟
.اره، ولی زیاد قابل اطمینان نیست
.اینجا نمیشه مواد منفجره استفاده کرد، باید دستی یه کاری بکنیم
.همه رو جمع کنید و شروع به حفاری کنید
!فهمیدم ... و یه چیز دیگه
!بعضی از کابل ها هنوز کار میکنن
،اگه ترمینال طرف کریس کار کنه .میتونیم با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنیم
.که اینطور. فهمیدم
.رو آماده کنید ASAP به هر حال تونل
.دریافت شد
!اگه نمیتونیم به سرعت فرار کنیم
.حداقل ای کاش میتونستیم با ماکانای پیر تماس بگیریم
!میخوای با زمین تماس بگیری؟ - .آره -
،اگه فقط میشد به شرکت آدموس توی کرایس برسیم
.میشد یه راه حلی پیدا کرد
.اما کاملا محاصره شدیم
.اگه فقط چند نفر از شما باشه، شاید بشه به خطوط دشمن نفوذ کرد
.من خودم هم قصد دارم به محاصره گالارهورن نفوذ کنم
!چی؟
.مطمئنا حواس اونا بهم پرت میشه
.با این وضع شاید شما بتونید فرار کنید
!تو این کارو به خاطر ما انجام میدی؟
!اشتباه نکن
.من فقط اقدامات لازم رو بخاطر هدفم انجام میدم
.دیگه اینکه از این فرصت استفاده میکنید به خودتون ربط داره
.... ولی
.استراتژی تو به نفع منم هست
،با این کار شما میتونید فرار کنید .و ما هم میتونیم به راستال الیون نزدیک تر بشیم
.من قصد دارم از شما برای از بین بردن راستال استفاده کنم
.چاد، به راید بگو یه ماشین آماده کنه
.قصد داریم به شرکت آدموس بریم
!ها؟! چطور؟
.ما یه راهی برای عبور از اونا داریم
.البته کودلیا و آترا رو هم با خودمون میبریم
.برو آمادشون کن
.وقت نداریم، عجله کن
.من نمیرم
.آترا سان
.اینجا قراره میدون جنگ بشه
.واست امنتر با کودلیا باشی
.ولی دلم نمیاد میکازوکی و بقیه رو ترک کنم
.وقت نداریم، آترا
... آره، ولی
.آترا سان
.بیا باهم بریم
.من به میکازوکی قول دادم که از تو و بچه ات محافظت کنم
!بچه؟
!لطفا، آترا سان
.اجازه بده قولم رو با میکارزوکی سان نگه دارم
.وعده با مردی که دوستش دارم
.باشه
.پس لطفا آماده شید
!پس خودت چی؟
.هنوز کارای هست که باید انجام بشن
... ولی
.نگران نباش. مطمئنم که دوباره همدیگرو میبینیم
.گل آهنی به آسونی خشک نمیشه
.بارباتوس لوپوس رکس
!پادشاه گرگ ها، ها؟
.نام شجاعانه ایه
!چرا اینطور لباس پوشیدی؟
!جایی میری؟
.بله
.میکازوکی اوگاس
!بهم ملحق نمیشی؟
!چرا؟
!حق با توئه
.میدونم
.فکر میکردم روش مبارزه ات خیلی زیباست
.شکل ایده آل من از قدرتی که میتونه آینده ای روش رو به وجود بیاره
.تو نمیدونی چطور از این قدرت درست استفاده کنی
.فکر میکردم میتونم این قدرت رو به سمت هدف مشترکمان هدایت کنم
.ولی اشتباه می کردم
.درخشندگی تو ایده آل نیست، بدون هدف و هیچ مقصودی
..... زودگذر و - .زیادی حرف میزنی -
.ما بدون شک اونجا میریم
!کجا؟
.هی، افراد ما رو عصبانی نکن
.ببخشید
.پس من میرم
!اورگا، می خوای منم باهاش برم؟
.هنوز وقتش نشده
.من یه کار دیگه ای برات دارم
.که اینطور
.ما شانسمون رو برای پادشاه مریخ شدن از دست دادیم
!واقعا اونجا جایی بود که میتونستیم بهش احساس تعلق داشته باشیم؟
.این چیزی که تو فکرم بود
.ما جای دیگه ای پیدا میکنیم
.برای انجام این کار قرار با کودلیا به کریس بریم
.من با ماکانای پیر صحبت می کنم
.نگرانم
.نمیدونم اگه با من نباشی، ممکنه تو چه هچلی بیفتی
.ببین
.تو نمیتونی بارباتوس رو بذاری تو جیبت و شهر بری
... آره، ولی
.پس بزار به جاش من اسلحت رو قرض بگیرم
!این؟ - !آره -
.یاد گذشته افتادم
.راستش رو بخوای اون روزی که ازت ترسیده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.