The Happiest Girl In The World (Cea mai fericita fata din lume)

The Happiest Girl In The World (Cea mai fericita fata din lume)

Cea mai fericită fată din lume

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Happiest Girl In The World 2009 1080p WEBRip x264 AAC-ESub 61800 1757858259
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Happiest Girl in the World زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب، حالت چطوره؟

درد می‌کنه؟

دلیا!

نه، درد نمی‌کنه. همه جام هست.

وایمیستیم یه پمپ بنزین تا بری دستشویی.

باشه.

اصلاً باید وایسیم... فکر کنم نزدیک شدیم، نه؟

آره. منم قمقمه آب رو پر می‌کنم.

شیشه جلو پر از مگس مرده‌ست.

خوشبخت‌ترین دختر دنیا

بگیرش. مواظب باش چروک نشه.

رسیدیم؟

بیا عزیزم، یه کم بخور حالت جا بیاد.

ولم کن. می‌دونی ازش متنفرم! - بگیرش!

حداقل شیرین که هست؟

ساکارین بزن.

با چی همش بزنم؟

حالت رو بهتر می‌کنه. من این راهو رفتم، بهتر می‌دونم.

باید خوب شی عزیزم. چقدر رنگت پریده.

ببین، خالیه!

چند بار بگم اون در لعنتی رو نکوب؟

ببخشید!

مواظب باش کجا وایمیستی. کی می‌دونه اینجا کی بوده!

نه، من روی اینا وایسادم.

بهتر شدی؟ - یه کم.

از هیجان و پاهاته، چون جوراب نمی‌پوشی.

به تخمدونات آسیب می‌زنه.

از این ماشین آشغالیه. بوش حالمو بد می‌کنه.

ربطی به بو نداره.

بوی بنزین و لکه‌بر میده.

ماه پیشم دقیقاً همین حس رو داشتی.

این یه باریه که ما زنا باید به دوش بکشیم.

ولی بعد از زایمان بهتر میشه.

بزرگ بشی خودت می‌فهمی.

بگیرش. ولی این آخریشه.

اونارو بگیر.

باشه.

ببین چقدر چروک شده! انگار اصلاً اتوش نکردم!

اینجوری بکن.

عالی شدی عزیزم.

چقدر شیک شدیم! آماده‌ای؟

آره.

بریم. باید پلاک رو تمیز کنم...

بی‌خودی جریمه‌ت می‌کنن.

لباس بپوش.

اسپری رو ول کن.

دیر کردیم؟ - آره. یالا، دلیا.

می‌تونیم یه توقف کوچیک دیگه داشته باشیم؟ - صبر کن!

ساعت چنده؟ نیم ساعت از...؟ - بیست دقیقه به...

وقت زیادی نداریم. باز حالت بد شد؟

یه کم.

نمی‌تونیم وایسیم، دلیا. دیرمون شده.

تو راه برگشت وایمیستیم.

هیجان‌زده‌ای؟ چون من که هستم. - به نظرت چی؟

فقط پرسیدم، با تبر که نزدمت.

نه، نیستم.

اینقدر سخت بود جواب دادن؟

خب، جواب دادم دیگه.

اینقدر سریع دور نشو.

و رسیدیم.

اینجا نمی‌تونی پارک کنی. - کجا می‌تونیم بریم؟

برو دور ساختمون.

پیاده‌م کن رفیق.

چقدر زیادن!

کی؟ مردم؟

این کار جدیه! - حالا می‌بینیم...

این بخارستی‌ها رو هیچ وقت نمی‌شه شناخت...

اینجا کشتارگاهه!

میگن دو میلیون و سیصد هزار ماشین بومی هست

و روزی بیشتر از یک میلیون ماشین در حال عبور و مرور.

مواظب باش اون یکی رو خش نندازی!

خب، من میرم کاستل رو ببینم.

نگفتی میاد اینجا؟ - نمی‌دونم.

گفت جلوی مجسمه‌ها، اونجا.

ببینیم چی میگه. - ما رو همینجوری اینجا ول می‌کنی؟!

خب چیکار کنم؟

حداقل ما رو ببر اونجا ببینیم چه خبره.

باشه... بریم.

درو ببند. - باشه.

یالا!

سکوت!

دوربین روشن!

داره می‌گیره.

سکانس هفت، برداشت بیست و چهار.

حرکت!

به نظرتون صاحب این ماشین خوشگل کیه؟

آقای کنستانتین مانیا از کالاراشی: اون منم.

برو کنار، داریم فیلم می‌گیریم. - ما هم اینجا کار داریم.

شما؟ هنرورید؟ - ما با ایشونیم.

مشکلی هست؟

خودم از پسش برمیام. - من مادرشم.

با آقای آروُنسکو تلفنی صحبت کردیم، منتظرمونه.

خب. اسم چیه؟

دلیا فراتسیلا. - فراتسیلا...

یه بار دیگه بگیریم! سریع! - فقط یه کم...

یه لحظه صبر کنید، لطفاً.

هی! آقا...

آقای مانیا، پر انرژی‌تر! شادتر! توجه! دوربین روشن!

از آشناییتون خوشبختم، خانم... دوشیزه...

من یولیان آروُنسکو هستم، تلفنی صحبت کردیم. خوش اومدین.

این دخترم دلیاست و شوهرم.

بذار ببینم...

گابی! گااابییی!

ویورل، بیا اینجا.

گابی رو همین الان بیار اینجا. - تو تریلره.

نه، این خانم خوشگله رو ببر پیشش.

منم برم؟ - نه، اونجا شلوغه.

برو تو سایه بشین.

من رفتم. موفق باشی!

دیگه بزرگ شدی. خداحافظ.

صاحب این ماشین خوشگل کیه؟

آقای کنستانتین مانیا از کالاراشی، یعنی... بنده خودم!

بیشتر!

آب یا قهوه میل دارید؟ - نه، ممنون.

من یه نفر دیگه آوردم. ایشون دلیا هستن. دلیا، ایشون گابی.

عصر بخیر.

چه موقع خوبی!

داشتم می‌رفتم سر صحنه. - ولش کن، پسره دیگه...

از ایشون شروع کن و ببینیم چی میشه.

عالیه! بهم یاد بده چطوری آرایش کنم.

این آقا مثل اسفنج عرق می‌کنه و کسی نیست پودر بهش بزنه.

با بی‌سیم صدات می‌کنم.

کاملاً باز نگهش دار!

باشه عزیزم، اونجا بشین.

تکون نخور.

این چیه رو صورتت؟ - خب...

کرم پودر.

زیرش چیزی زدی، کرم یا چیزی؟

نه. - این خوب نیست عزیزم.

این کرم پودر کثیفی رو جذب می‌کنه و میره تو منافذ پوست.

الآن برات مهم نیست، ولی ده سال دیگه،

صورتت پر از جوش‌های سرسیاه میشه.

شامپوت می‌کنم تا اسپری موهات بره.

کسی بهت نگفت آرایش کرده نیای؟

نه... - معلومه. کی اهمیت میده؟

باید از مامانم بپرسم. که ناراحتش نکنم.

می‌بینی چقدر خوشگل میشی. مثل جِی. لو.

چشمت آب میاد؟ - نه.

گوش کن، از سر کنجکاوی... چند تا برچسب فرستادی؟

سه تا. - امکان نداره! باور نمی‌کنم!

آره.

شانس آوردی.

اون آقایی که الان ازش فیلم می‌گیرن هزار تا فرستاده بود.

ولی شنیدم زد و بند بود. - نمی‌دونم...

یه زد و بند. یه جورایی ساخت و پاخت...

نمی‌دونم.

آروم باش، آروم باش... روی صندلی بشین.

در رو باز نذار. موج گرماست.

اگه میخوای برو اونجا بشین.

امروز صبح موهاشو شسته و من یکم مرتبش کردم.

خوشت میاد. خیلی خوشگل میشه.

ببین عزیزم، آقای آروونسکو اینو بهم داد. دیالوگ‌های تو.

اونی نیست که برای من فرستادن.

همین الان بهم گفت بدمش بهت.

ولش کن، بعداً کلی وقت داره.

بعدش میرم ببینم کاری هست که باید انجام بشه.

نمی‌خوام مزاحمتون بشم.

آروم باش عروسک، کلی وقت داری.

صاحب این ماشین خوشگل کیه؟

آقای مانیا کنستانتین از کالاراشی، یعنی... بنده خودم!

کات! ممنون، عالی بود!

یکم پر انرژی‌تر: بنده خودم! تو تازه یه ماشین بردی.

و سریع‌تر بنوش.

باید دستت روی بطری باشه.

بریم! از پسش برمیایم.

اجازه بدید شما رو به آژانس معرفی کنیم.

باشه. - دوربین، حرکت...

خانم دلیا فراتیلا.

ما به تأیید شما برای آرایش و لباس‌ها نیاز داریم.

آدریان میهای، مدیر برند آب سیب، آب پرتقال و کمپوت.

تبریک میگم! - خانم‌ها از آژانس هستن.

ایشون مشتری هستن. مسابقه رو ایشون مطرح کردن.

من نه، شرکت ما. من همه کار رو تنهایی نکردم...

ولی این لذت‌بخش‌ترین قسمت کارمه.

کدوم قسمت؟ - کمک به مردم نیازمند. واقعاً.

متوجه نشده بودم که اینقدر خیرخواه هستید.

مواظب باش قسمت‌های مردم‌گریز منو نبینی.

فکر می‌کنم خوبه. هم موها هم لباس.

میشه به سمت چپ بچرخید، تا نیم‌رخ‌تون رو ببینم؟

اون طرف.

و حالا، به سمت ما برگردید. و حالا بخندید.

گسترده‌تر، از ته دل.

ایشون خوبه و ما توافق کردیم که نیازی به مدل نداریم.

برای همین از آدم‌های معمولی استفاده می‌کنیم و پول رو صرف تبلیغات مردمی می‌کنیم.

آره، خوبه. ممنون عزیزم.

تنها چیزی که دوست ندارم اون صندل‌های بدردنخوره.

نشون داده نمیشن. - پس خوبه.

می‌تونید برید. - خیلی ممنون.

ما هنوز آماده نیستیم. اگه چای یا آب معدنی خواستید...

ممنون. شما چیزی میخواین؟

نه. - ما چیزی نمی‌خوایم.

پس میتونید برید تو تریلر گریم بشینید.

اونجا خنک‌تره، تهویه داره.

ممنون. میخوای بریم اونجا؟ - آره.

چقدر خوشگلن...

خدا میدونه اینا چقدر گرونن.

فقط یکی از این جعبه‌های صورتی یا آبی حتماً یه عالمه قیمت داره.

خسته شدی؟

سعی کن یه کم بخوابی. کم خوابی به مغز آسیب می‌زنه.

آره...

The Happiest Girl In The World (Cea mai fericita fata din lume) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left