The first 200 lines.
بـسوي جـنوب
ميخواي به يه کوهبان شليک کني؟
تا ته دنيا هم دنبالت ميان و گيرت ميندازن
تيم ترجمه ايران فيلم با افتخار تقديم مي کند
ترجمه اي از راستين
دو هزار مايل ـيه شمال غربي
تو بهش گفتي که "اسنومبيل" ها خراب شدن؟
اوهوم
"آخه گفتش " من يه سورتمه دارم
سورتمه؟ اين يارو واقعا توي اين دوره و زمونه زندگي مي کنه؟
شنيدم که حتي از گذرگاه هم گذشته
چقدر ساده اي تو هيچ کس نمي تونه ازش بگذره
فريزر" واقعا از گذرگاه گذشته" - !!!! شوخي ميکني -
بيرون 50 درجه زير صفره تا سوار ماشينم بشم يخ ميزنم
يارو کار درسته
حالا دنبال کي رفته؟
بگم باورت نميشه
کي؟
يکي بايد به رئيس بگه
اين وظيفه ي گروهبانه
پس ... به گروهبان بگو
وقتي اينو بلندش کردم، سريع دستت رو بذار اينجا
... آماده اي؟ و
گروهبان؟ - بله -
ديگه دفعه ي آخريه که بيش از حد ماهي ميگيره
و اونوقت تو لازم دونستي که همين حالا و وسط يکي از بدترين
طوفان هايي که امسال پيش رو داريم بري و بگيريش؟
بله قربان
"فريزر"
تو يه نفر رو 300 کيلومتر تعقيب کردي چونکه زيادي ماهي گرفته بود؟
يکم بيشتر از حد مجاز بود قربان
مگه يه نفر چقدر مي تونه صيدش بيش از حد مجاز باشه
که بخاطرش بخواي ريسک کني و زندگيت رو تو خطر بندازي
و شهرت نيروي پليس هم خدشه دار کني؟
چهار و نيم تُن قربان
ماهي؟
بله قربان
توي رودخونه ديناميت منفجر مي کرد
و بعدش ماهي هاي قزل آلا رو از رو آب با بيل مکانيکي جمع مي کرد
، مواد منفجره ي پلاستيکي ، نيتروگيليسيرين
و مواد حفاري رو نابود کردم
و بعدش 3 کاميون و نصفي ماهي رو
به روستا اسکيمو هاي محلي اهدا کردم
رئيس قبيلشون گفت که به محض اينکه خط تلفن ها وصل بشن
براي تشکر باهاتون تماس ميگيره
قربان، يه رئيس قبيله پشت تلفن با شما کار داره
اينم همين الان رسيد
درباره ي پدرته
يه زماني وقتي از پنجره بيرون رو نگاه مي کردي به جز غاز چيز ديگه اي نبود که ببيني
هزاران تا ازشون
اون رودخونه اون پايين
سگاي آبي قبلا عين يه دسته مورچه اونجا جمع ميشدن
دولت يه جورايي فراريشون داد
... آره
همه چيز تغيير کرده
هنوز نمي دونيم که تو اون جهنم دره چي کار داشته مي کرده
ده درجه زير صفر وسط ناکجا آباد
دفترچه ي روزانش؟
آخرين پروندش رو هفته ي پيش بست
پس بعدش بايد کار دفتري انجام ميداد
ولي پدرت رو که ميشناسي
حاضر بود کونش يخ بزنه ولي پشت ميز نشينه
تفنگ شکاري دوربين دار 36 ميلي متري معمولي
اول هفته ي فصل شکاره
و هر الاغي هم دلش ميخواد بره و يه چيزي بزنه
نزديک ترين احتمالي که مي تونيم بديم اينه که توي مسير گلوله قرار گرفته
مزخرف ترين راه براي مردن
پسر، تمام افسراي اين بخش
سه روز گذشته رو صرف جستجوي اون درّه کردن
اگه مدرکي از توطئه بود، حتما پيداش مي کرديم
آخرين باري که باهاش حرف زدي کي بود؟
کريستمس
خب فکر کنم هر چي يه نفر رو بيشتر بشناسي
کمتر هم لازمه که دربارش حرف بزني
اين مال منه
دنبال گوشتي کوهبان؟ پس برو سوپر مارکت
تو اينا رو کشتي؟
نوچ
شکارچي اي هم ديدي که اينوري بياد؟
آره
اونا کشتنشون؟
نه
پس کي کشته؟
هيچکس
اين فقط زيادي آب خورده
بتي" عزيز"
شير داريم، ديروز برامون يه گالون آرودن
آره، يخچال رو نگاه کن
هيچ وقت نبايد اين ماسماسک رو ميخريدم
"... حالا چي، "شير بخر، کره بخر
من 10 هزار پا ميرم تو آسمون و بعدش اين ميخواد
که طبقه ي هفتم ترمز بگيرم
گفتي يه هفته ي پيش
شيش نفر بودن
يه چند تا راهبه رو آوردم اين بالا، کارت حل شد؟
نه، مگر اينکه اسلحه هاي گرم حمل مي کردن
مطمئني آمريکايي بودن؟
همشون پوتين هاي نو پوشيده بودن سوار يه جيپ "رنگلر" هم بودن
و تفنگ هاي گنده هم داشتن
صد در صد آمريکايي
... "بفرما، يه دسته دندون پزشک از "شيکاگو
براي آخر هفته اومده بودن
تا حد مجاز شکار زدن و رفتن خونه
ليست مسافرين رو داري؟
... اوه، آره
ميخوامشا، برش گردون
ممنونم
قابلي نداشت
داري گوش ميدي عزيزم؟
آره - باشه -
حيوون خونگيه، نه؟
فکر مي کني بتوني بهم که چي باعث مرگش شده؟
بذارش توي سرد خونه، يه چند روزي طول ميکشه
22سال پيش
من به عنوان سرجوخه به شمال غرب کشور اومدم
حتي اون موقع هم اسم باب فريزر" در بين"
نيرو هاي تازه استخدام شده پر آوازه بود
گفته ميشد که اون مي تونه رد پاي يه روح رو
روي يخ هم پيدا کنه و اون افسر جوان مي تونه
به قدري سريع حرکت کنه و بتازه
که از سايه ي خودش هم پيشي بگيره
بسياري از مفهوم و ارزش هاي پليس
سلطنتي سوار کانادا پيروي کردند
و قليلي هم تجليگرش بودند
اسم گروهبان "رابرت فريزر" هميشه در بين تجليگران خواهد بود
به افتخار پدرت
حتما نميذاره فرشته ها يه آب خوش از گلوشون پايين بره
من و پدرت شباي زيادي رو توي يه همچين جاهايي گذرونديم
اونا چي گفتن؟
من اسامي رو بهشون دادم اونا هم يه نفر رو مامورش کردن
تا پيگيرش کنه
با تمام احترام قربان "ولي پليس "شيکاگو
اين مورد رو توي اولويتش قرار نميده
نه ممنون
پيرو روش هاي خانوادگي، نه؟
من فهميدم که در کنسولگريمون
تو شيکاگو يه پست خالي هست
و اونوقت تو ميخواي چي کار کني؟
مي خواي بري اونور مرز و هر کي رو ديدي تفتيشش کني؟
بن"، مرد و مردونه بذار بگم" اگه اين واقعا يه قتل بود
دوست داشتم هر کسي که اينکار رو کرده بگيرم و با طناب دار
عدالت رو بهش نشون بدم
ولي نه من مي تونم کاري بکنم و نه تو
اون روز صدها شکارچي ميون درختا بدون
بيشترشون هم خدا مي دونن اهل کجا بودن
تو شيش تاشون رو پيدا کردي
اونا هم پيگيرش ميکنن بذار کارشون رو بکنن
مي دونم که اجازه ي کار کردن روي اين پرونده رو ندارم قربان
اما اگه توي همون شهر باشم حداقل مي تونم از روند کار باخبر بشم
بهم بگو پاسبان، چند ساله که تو نيروي پليسي؟
و بزرگ ترين شهري که توش کار کردي کجا بود؟
"موسجا" - آره -
و بعد از 5 هفته از اونجا منتقل شدي
چونکه نمي تونستي خودتو با سبک زندگي اونجا وقف بدي
تو هم عين پدرتي
اين بالا و اينجا، پليسي پليسي نيست که تو دنيا ازت بهتر باشه
ولي توي شيکاگو در عرض چند دقيقه درسته قورتت ميدن
متاسفم
متوجهم
ولي شما هم بايد متوجه باشي که چيزي نمي تونه جلوم رو
براي پيدا کردن قاتل پدرم و اجراي عدالت بگيره
انتقاليش رو بده
"بيخيال "چارلي
فکر ميکني اجازه ميدن کاري کنه؟
اون صلاحيت قضايي نداره
پليس "شيکاگو" اينم مثل درخواست هاي ديگه در نظر ميگيره
تنها راهي که مي تونن اونو دستگيرش کنن
اينه که بخاطر چراغ عقب شکست بگيرنش
يا اينکه خودش بره اعتراف کنه
ناسلامتي اون "باب فريزر" بودا
انتقاليش رو بده بره
به گرسنه ها کمک کنيد
غذا براي گرسنه ها
اين چيه؟
گوشت دودي
اگه بعد از اينکه خورديش بازم گرسنتون بود، آب بخوريد
تو شکمتون منبسط ميشه
پس تا وقتي که پيش پرداخت ندي
دخترت رو عمل نمي کنن؟
هي مرد، بدون پول نقد حتي گوز هم نميذارن کف دستت
قول ميدي که عرض يه هفته پسش بدي؟
خدا شاهده
خب، مي ترسم نتونم بيشتر از 100 تا بدم بهت
ميخواي 100 دلار به يه غريبه بدي؟ شوخي مي کني
پسر، من هيچ وقت درباره ي جون يه بچه شوخي نمي کنم
شما بفرماييد خانم
سلام
بفرماييد
اينم " نانوک" از شمال
پاسبان "فريزر" ار پليس سوار سلطتني کانادا
شوخي نکن سگ هم داري؟
تو قرنطينست - حيف شد، از پنگوئنا خوشت مياد؟ -
زياد تجربه اي باهاشون ندارم
گروهبان، چقدر ميخواي لفتش بدي؟ - "ببند دهنت رو "ديپز -
درباره ي اين نيستش که اونا کثيفن يا نه
فقط ميخوام که درباره ي وفاداريشون سوالايي بپرسم
من دنبال افسري که روي اين پرونده کار مي کنه مي گردم
اوه، آره از اين يارو حتما خوشت مياد
وسايلت رو اونجا روي جايگاه بذار
برو سمت اون درا، ته سالن
No comments yet. Be the first to leave one.