Goblin slayer season 2

Goblin slayer season 2

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Goblinslayerseason02-E06 720
A Commentary by OSONEREZAHALO

Tags

720
Published on: 2023-11-24
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 146 lines.

هشدار: این انیمه‌ دارای صحنه‌های خشونت‌آمیز و .جنسی بوده و برای افراد زیر 13 سال توصیه نمی‌شود

‫جنگل پادشاهی الف ها

‫شرط می‌بندم که از بالای صخره‌ها میان.

‫یه چیزی داره میاد.

‫خیلی هم زیاده.

‫ای مادر مهربان زمینن

‫لطفاً از ما ضُعفا با قدرت‌های زمین محافظت کن.

حفاظ

...اگر انقدر زیادن، پس باید

‫گابلین‌ها!

OSONE REZA HALO با افتخار تقدیم میکند

گابلین کش

‫سُکان رو بگیر.

‫باشه!

‫عوضی‌ها...

‫نمی‌دونم می‌تونیم از پس‌شون بربیایم یا نه. ‫سر تیرهات رو شُل کُن.

‫عجب‌ حیله هایی به ذهنت میرسه...

‫اینم از این!

‫ایش.

اوه، نیزه اندازه؟

.دوباره روی یه چیز نوستالژیک دست گذاشتین

‫می‌دونی این چیه؟

‫اون یک وسیله پر کاربرد بین جنگ جویان روستای منه.

‫بهشون می‌رسه؟

‫مشکلی نیست.

‫اگر اینطوره...

‫وقت مهمانی‌ـه، اوندینه. ‫اکنون، بخون، برقص و بنواز!

‫کنترل اسپیریت

‫من با این یکی خوب کنار نمیام، ‫بخاطر همین نمی‌تونم خیلی سرعت رو ببرم بالا.

‫همین‌هم عالیه.

‫بخت باید بیش تر باهامون یار باشه.

‫ما نمی‌دونیم که چندتا هستن، ‫بخاطر همین نمی‌تونیم کار همه‌شون رو تموم کنیم.

‫گابلین‌‌کُش-دونو،

‫مشکلی نداره اگر به جای کُشتن ‫هدف‌مون فرار باشه؟

‫معلومه که بده. اما...

‫می‌تونیم بعد از اینکه از اینجا رد شدیم درموردش حرف بزنیم.

‫وضعیت دفاعی‌مون چطوره؟

‫می‌تونم هنوز... دووم بیارم. ‫یکی دیگه می‌تونم بزنم.

‫ممنون.

‫ا - اون چیه دیگه؟

‫اون‌ها می‌خوان قایق‌مون رو غرق کنن!

‫اَه! خیلی پر سروصدان و سر راه‌ هم هستن!

‫من می‌خوام اوندینه رو مجبور کنم تا قایق رو بلند کنه، ‫همینطور به تیر اندازی با هرچیزی که می‌تونین ادامه بدین.

‫منظورت چیه با هرچیزی؟!

‫پس اون‌ها سیل بنده هم یادگرفتن.

‫این با رفتن تو لونه‌شون هیچ فرقی نداره.

‫ای مادر زمین مهربان...

‫لطفاً ما را با دستان بزرگوارت، از فساد پاک کُن...

‫پیوریفای

‫عجب...

‫این شانس‌مون‌ـه. ‫لطفاً عجله کنین.

‫در نهایت من می‌خوام لونه‌شون رو گیر بیارم ‫و همه‌شون رو بُکُشم. حالا نوبت توئه.

‫حله!

‫بائو لانگ، جَد گرامی، فرمانروای کرتاسه، ‫اکنون وحشتت رو قرض می‌گیرم.

‫فکر نمی‌کردم به این زودی قراره بپوشیم‌شون.

‫اگر می‌دونستیم که قراره انقدر خیس بشیم،

‫از همون اول می‌پوشیدیم‌شون.

‫اصلاً تو کَتم نمی‌ره که با لباس برم توی‌ آب.

‫عه؟

‫من جذابیت پوست بدون فلس و پولک رو نمی‌فهمم،

‫ولی معتقدم که همه‌تون دوست داشتنی شدین.

‫واقعاً؟ گمونم پس خوبه.

‫گمونم انقدری عالی شدن که دیگه ‫جایی برای تعریف و تمجید نذاشتن.

‫آره. من حتی یکم حسودی‌ام می‌شه.

‫اوه، نظر تو چیه؟

‫من واقعاً درک نمی‌کنم. ‫فکر کنم به همه‌تون میاد.

‫فکر کنم تو باید یکم بیشتر ‫درمورد اینکه دخترها چه حسی دارن یادبگیری.

‫که اینطور.

‫خب، فکر کنم گابلین‌کُش-سان ‫همینطوری که هست خوبه.

‫لازم به گفتن نیست که... اینکه ‫زیادی بهت زُل بزنن... خب، خجالت آوره.

‫پس می‌خوای که بریم و ‫چندتا ماهی بگیریم؟

‫آره.

‫اینم از این.

‫ماجراجوها واقعاً فوق‌العاده‌ان.

‫تو همیشه اینجور جاها میای، مگه نه؟

‫بهتره که نگیم همیشه...

‫آره. ما معمولاً غرق چیزهای حال‌بهم‌زن، ‫لزج و بد بو هستیم. خیلی افتضاح‌ـه.

‫ولی خب این عروسی خواهرم‌ـه، پس ‫باید مطمئن بشم که اونجا تمیز و خوب باشم.

‫وقتی که بچه بودم خیلی درموردش فکر می‌کردم.

‫چیزی بوده که همیشه بخوای؟

‫چیزه، نه، منظورم این‌ـه که...

‫چیزه، درمورد اینکه یه ماجراجو باشم حرف نمی‌زدم.

‫اوه، منظورت این‌ـه که ملکه باشی؟

‫بلند نگو!

‫یا منظورت این بود که عروس باشی؟

‫مجبورم نکن که بلند بگمش!

‫سرده سرده!

‫ولی عروس بودن خیلی دوست داشتنی بنظر میاد.

‫یکم خطرناک نیست که بذاریم ‫دختر ها همینطوری برای خودشون بگردن؟

خودم مراقب‌شون هستم.

‫و از اونجایی که داریم می‌ریم خونه‌اش، ‫می‌خوام بتونه راحت و آروم باشه.

‫سرجمع می‌شه گفت که گابلین‌کُش-دونو، ‫شبیه مایاسائورا هست.

‫چی هست؟

‫یعنی برخلاف ظاهر، تمایل به نگرانی درمورد بقیه دارین.

‫یعنی این چیز خیلی چشمگیری‌ـه؟

‫من اصلاً چشمگیر نیستم.

‫ای‌بابا، حتی میثریل هم ارزش خودش رو نمی‌دونه.

‫به هرحال، ما الان توی سرزمین الف‌ها هستیم.

‫بعید می‌دونم که گابلین‌ها ‫کار خیلی احمقانه ای انجام بدن.

‫اینطوری فکر می‌کنی؟

‫منم همینطور فکر کردم.

‫اینطوری‌ـه؟ خب، به هرحال بیا نوشیدنی بزن.

‫فقط حواست باشه که تگری نزنی.

‫خیلی‌خب، بریم سراغ بعدی!

‫بگیرش!

‫حله.

‫بگیرش!

‫بسه!

‫بی‌خیال! اینطوری ماهی‌ها رو می‌ترسونی!

‫الان نزدیکیم دیگه؟

‫آره. احتمالاً الان دقیقاً ‫روی مرز بین جنگل و دهکده‌ایم.

‫ممکنه اون‌ها اول ما رو پیدا کنن.

‫شرط می بندم که یه عروس ‫الف خیلی قشنگه.

‫معلومه!

‫خواهرم قشنگه! ‫بالاخره یه الف اشراف زاده‌ست.

‫خب تو هم هستی.

‫امیدوارم که گونه‌ی من رو بپذیرن.

...باید با خواهرت یه احوال پرسی درست حسابی کنم

‫و بهش بگم که چقدر کمک‌مون کردی.

‫خواهرم خوبه... ‫ولی برادرم فرق میکنه.

‫برادر هم داری؟

‫منظورم پسر عموم‌ـه. زن داداشم.

‫اون همیشه عاشق خواهرم بوده، ‫ولی همیشه سعی می‌کنه خودش رو عالی وقوی نشون بده.

‫ولی از اونجایی که دارن باهم ازدواج می‌کنن، ‫احتمالاً به تفاهم رسیدن.

‫منظورم این‌ـه که همیشه مشخص بود.

‫ولی نمی‌دونم خواهرم توش چی می‌بینه.

‫بعضی‌ موقع‌ها، وقتی که الف‌ها از هم ‫خواستگاری می‌کنن، آواز می‌خونن.

‫اون سعی کرد تا درمورد مثلاً کارهای ‫قهرمانانه‌اش آمواز بخونه،

‫بخاطر همین زدمش ‫و یکم حالشو گرفتم.

‫اوهو، جدی می‌گی خانم تیرانداز؟

‫گذاشتم خواهرم به حسابش برسه.

‫جدی می‌گی؟

‫کاملاً!

‫زادگاه... قشنگ بنظر میاد.

‫خب، آره. قلبم اونجاست.

‫و گابلین‌ها نزدیکش‌ان.

‫بیدار شو! فکر کردی که کجایی؟

‫تو یه الفی.

‫درسته. تو داخل قلمروی الف‌ها هستی.

‫اصلاً می‌تونی با اون شمشیر بجنگی؟

‫با گابلین‌ها آره.

‫چی؟ یه عجیب الخلقه و یه کوتوله هم هستن؟

‫من مردمارمولکی‌ام.

‫ماجراجویین، هاه؟ ‫شما باید همون‌هایی باشین که دیروز با گابلین‌ها مبارزه کردین.

‫آره.

‫ما کَلک اون‌هایی که دیروز باقی مونده بودن ‫و فرار کرده بودن رو رسیدیم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left