The first 200 lines.
چرا تا حالا متوجهش نشده بودم؟
واقعا خيلي شبيه عمو "راس" نيست؟
.بچهم تو دسامبر به دنيا مياد .ترجيح ميدم توي نوامبر به دنيا مياومد
...ميتونم دارويي درست کنم تا
.بچه اونطور که ميخواي به دنيا بياد
.من تو رو از مجلس ميندازم بيرون
واقعا "جورج"؟
و چطوري ميخواي اين کار رو بکني؟
.بهم قول بده که دنبال "جورج" نري
.ديگه تحملشو ندارم دوباره درگيري بالا بگيري
هردومون به خاطر از دست .دادن دخترمون رنج کشيديم
عشق هميشگيـمون .چيزي که شکسته رو ترميم ميکنه
.دختردار شدي
فکر نميکني که شايد چيزي بيشتر از عشق جسماني وجود داشته باشه؟
فقط همسر من باش و من .هرگز چيز بيشتري نميخوام
چرا اينقدر تاريکه "جورج"؟ .از تاريکي ميترسم
.نترس عشقم
.اليزابت" مرده"
!برو! ببين ما چه بلايي سرش اورده
...چرا بايد اينا رو بخوام
وقتي اينجا نيست تا باهام سهيم بشه؟
.اليزابت" اولين عشقت بود"
.اما آخريش نبود
.سالها قبل اين تصميمو گرفتم
.منم
.چارهاي نداشتن
.وقتي که ما رسيديم همه چي تموم شده بود
کسي زنده مونده؟
.هيچکس
و اگه اين يکي رو ببازي .بايد به من جوابگو باشي
.تمام سعيـمو ميکنم سرهنگ
.پيشمون بمون دوست من
يه احمق ديوونهاي اما !اينجا به احمقهاي ديوونه نياز داريم
..."سرهنگ "دسپارد
.پرچمدار "پولدارک"ـم
."فکر کنم الان ديگه شدي سروان "پولدارک
."بخيهش بزن "انيس
.جنگش هنوز تموم نشده
.يه ساعت وقت داري
.ممنون
.اونايي که ميخوان کمک کنن نميتونن
.اونايي که ميتونن کمک کنن نميکنن
.شايد اين يکي کمک کنه
يادش مياد؟
.يادش مياد
ولنتاين"؟"
.بسي" برو و اون پسر رو بيار"
.نميرم
.نميرم، نميرم
.نميخوام برم ترورو
.کافيه
.راه بيافت
.يکي منتظرته
."جفري چارلز"
جفري چارلز" کجا بودي؟"
.دلمون برات تنگ شده بود
!"خاله "دملزا
.يتيم بودن خيلي خستهکنندهس
.نه خونهاي، نه پولي و نه ملکي
.ماماني هم ندارم که بهش شکايت کنم
.ما رو داري
.فکر نکنين که ناسپاسم
...اما حالا فقط بايد به فکر خودم باشم
...فکر نکنم به هرو برگردم
.به آکسفوردم نميرم
.بايد بگردم و راه خودمو توي دنيا پيدا کنم
و کجا بري؟
.آکادمي نظامي جديد در گريت مارلو
.فکر کردم که افسر بشم
.که پول بسيار زيادي هم ميخواد
!نه
قسم ميخورم حاضرم از گشنگي .بميرم تا از اون مرد يه سکه بگيرم
.خواهيم ديد
.ويل" سرشار از نعمت"
بله؟
از وقتي تو حقوقها رو بالا کشيدي .شده "ويل" بدبختي و قحطي
عاقلانه بود؟
چرا بايد پول کارگر بيشتري بديم وقتي کمتر گير خودمون مياد؟
آخرين باري که خوشگذروني کردي کي بود؟
.حوصله اين کارا رو ندارم
"سروان "راس پولدارک ."و "جفري چارلز پولدارک
چطوري "جورج"؟
.خيلي سرحال و خوشحال
درخور مردي که به زودي .در حضور شاه شرفياب ميشه
پس حقيقت داره از ترنويس ميري؟
.به پشتسرمم نگاه نميکنم
تا جايي که به من مربوطه .ميتونه همونجا که هست بپوسه
...خب در اين مورد
ميتونه کمي بيتوجهي رو قبول کنه .تا وقتي "جفري چارلز" به سن قانوني برسه
حالا که حرفش شد پسرخوندهـت ...تصميم گرفته هرو رو ترک کنه
.و آموزش نظامي ببينه
!خب آرزو ميکنم گلولهش پرسرعت باشه
...و منم آرزو ميکنم
.و ميدوني که پدرش هيچ سرمايهاي براش نذاشته
...اينطور که يادمه تو وظيفه داشتي تا وقتي که
.به سن قانوني برسه تامينش کني
يه بچهي لوس که هيچ تلاشي نميکنه تا تنفرشو پنهان کنه؟
چرا بايد يه پول سياه خرجش کنم؟
.چونکه عاشق مادرش بودي
.برو بيرون
.جورج" بيشتر از اونکه بدوني باهات همدردي ميکنم"
اگه ارتش رو دوست نداري ...يه پيشنهاد ديگه دارم
."ويل لژر"
ويل لژر"؟"
اين پسر زماني به .معدن علاقه نشون داد
شايد بتونه معدن رو زنده کنه؟
.هر دو ميدونيم که اون معدن هيچوقت جواب نداده
.اينو به عنوان حرف آخرم درنظر بگير
..."ويل لژر"
.ديگه هرگز معدن يه پولدارک نخواهد شد
.اينا رو از خونهـم بندازين بيرون
...به سلامتي
...اين خونه
...و مادرم
."اليزابت"
."براي "اليزابت
!"براي "اليزابت
."اليزابت"
..."و براي پدرم و عمه "آگاتا
و تمام کساني که در .گذشته و حال نام "پولدارک" رو يدک ميکشن
.به افتخار "پولدارک"ـهاي گذشته و حال
!و براي شاه
.که به زودي افتخار ملاقات با " سر جورج" رو داره
شاه چه کار کرده که لياقتش اين باشه؟
.به افتخار قرن جديد
برامون چي داره؟
انجمن سلطنتي جراحان .ازم دعوت کرده به اونا ملحق بشم
.و شام افتتاحيه در لندن شرکت کنم
.که "کرولاين" رد کرد
.هوراس" ترجيح ميده تابستون توي کورنوال باشه"
.خب من پيشت ميام
.دوستاني در لندن دارم
...و بايد آکادمي رو متقاعد کنم جامو نگه داره
.تا وقتي که بتونم پول گدايي يا قرض کنم يا بدزدم
حرف از گدايي شد، ميشه يه لطفي بخوام؟
ميشه گاهي اوقات به اينجا سر بزنين؟
آتيشي روشن کني؟
پامچالهاي زمستوني رو بذاري پشت پنجره؟
.اگه تو ميخواي آره
.ميخوام
.اينجا خونهي "پولدارک" ـه
.لطفا برامون امن نگهش دارين
.چقدر قوي و پر از زندگي بود
.اليزابت" رو ميگم"
.چقدر بيرحمانه که اينطوري از بين رفت
.زايمان ميتونه خطرناک باشه
.مادر بودن هم ميتونه
...يه چيزو بهت اطمينان ميدم
.به سرنوشت اون دچار نميشي
.دلم براي "جفري چارلز" ميسوزه
...از دست دادن مادرش
.خوب ميشه
.حالا راهي رو به جلو پيدا کرده
.يا حداقل حواسش پرت ميشه
.زندگي بايد به پيش بره
.هيچي ثابت نيست
.به جز من
.به جز تو
.و گاهي اوقات شايد اينو ناديده بگيرم
.فکر کنم امکانش هست
.گاهي اوقات باعث ميشي غصهم بگيره
!گاهي اوقات تو هم غصهم ميدي
...اما
...چه خوب يا چه بد
...در رضايت
...يا در بلا
.هيچ چيز توي زندگيم بدون تو معنا نداره
.زندگي منم بدون تو معنا نداره
...و مهم نيست که آينده با خودش چي بياره
...و چي بينمون پيش بياد
.ميتوني روي اين حرفم حساب کني
.منو ببخش، کالسکهي لندن زود اومد
.مستقيم اومدم اينجا
.شوهرم بهم گفت اين نامه رو بيارم
...گفتش بايد بهتون هشدار بدم
اگه پروندهـشو قبول کنين .شايد عجولانهترين کار ممکن باشه
.اسم من "کاترين دسپارد" ـه
همسر "ند"؟
.گفتش يادتون مياد
.نامه رو نشونم بده
...دوست عزيز، ترديد دارم که ازت بخوام
.اين کاري خطرناک و نامشخص ـه
.اما درماندهـم و تو آخرين اميد مني
...پس
...شوهرتون شوهر شما رو
.از آمريکا ميشناسه
وقتي شوهر شما اومد خونه، شوهر من .به جنگ با ارتش اسپانيا ادامه داد
.حسابي درجهدار شد، به فرمانداري رسيد
....چطوري شما شدين - همسرش؟ -
.من خدمتکار آشپزخونهش بودم
...نه، نه
.نه منم بودم! خدمتکار سروان "پولدارک" بودم
چند وقت توي کورنوال ميمونيم؟
.تا وقتي که کارم به نتيجه برسه
چرا به من نيازي هست بابا؟
.من که ربطي به اون ماجرا ندارم
.بيشتر زندگيت ما با هام غريبه بوديم عزيزم
.واقعا ميخوام وقت از دست رفته رو جبران کنم
...به علاوه، امروز بايد چند نفر رو ببينم
.که به حضورت نيازي ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.