The first 200 lines.
...میگم تو
زیادی نچسبیدی، پترا؟
.خب، تازه تماموکمال در اختیار اون بودی
!نامردی بود
اشکال که نداره؟
.چیزه، اونجور که فکر میکنی نیست پترا چان
...من و سوبارو فقط
!آره! حرفهای مهمی داشتیم
!عمراً بهت ببازم !شنیدی؟
.امیلیا تان، بچهست بابا
به حرف بچهها فقط باید .خندید و لبخند زد
.نخیر
،اگه بچه هم باشه
.نمیتونم چنین برخورد وارفتهای داشته باشم
وارفته؟ این دور و زمونه کی از این حرفا میزنه؟
!بازم داری سر به سرم میذاری
!من بچه نیستم
.معذرت، معذرت
.باید ازت تشکر کنم، پترا
سر قولت که امیلیا تان .رو تنها نذاری موندی
وقتی آب از آسیاب افتاد .باید از کسان زیادی تشکر کنم
،یه تشکر گنده از کروش سان و افرادش
.و آناستاسیا سان و افرادش که کمک کردن
،از گفتنش متنفرم
.ولی یولیوس اینا هم کمک کردن
.حتی به اوتو هم مدیونم
چیزی گفتی، ناتسوکی سان؟
.نه، هیچی
!بجز اینکه یه تشکر گنده بهت بدهکارم
این چه حرفیه میزنی؟
.داری خجالتم میدی
...و اینکه
چی شده، سوبارو؟
...چیزه، میدونی
...امیلیا تان
.یه چیز خیلی مهم هست که باید بهت بگم
اوهوم. چیه؟
،گفتنش خیلی برام سخته .ولی لطفاً گوش کن
اوه، لازم به گفتن نیست که آماده شدم !تا به گوش رام رسید ازش کتک بخورم
.ولی میخوام اول به تو بگم
.اوهوم
.راستش... دربارهی رمه
...رم گفت که منو
بازم منو کنار خودت نگه میداری؟
میدونی چی میخوام بگم دیگه؟
خب دیگه... رم حرفهای ...خیلی خوبی بهم زد
.یه لحظه سوبارو، آروم باش
،مطمئن نیستم از چی حرف میزنی
ولی معلومه داری تمام سعیت رو میکنی، خب؟
.پس آروم و پسر خوبی باش
پسر خوبی باش گفتنت .چندان روحیهبخش نبود
.ولی... باشه
!عین مرد حرف دلم رو بهت میزنم
...میخوام بگم
رم گفت همونقدر که من تو رو دوست دارم ...اونم منو دوست داره، واسه همین
...سوبارو
بله؟
...رم
کیه؟
.چندان خوشحال بهنظر نمیای، رم
نکنه هنوزم نگرانی؟
...کروش ساما
فلیس و ویلهلم و داوطلبانی که کنار مان .بهترین بهترینها هستن
ریکاردو و نیش آهنین هم .بهمون کمک میکنن
.همچین گروهی شکستبخور نیست
با این حال، خودخواهیه نگران باشم؟
...همونطور که ناتسوکی سوبارو گفت
.وقتی لبخند میزنی خوشگلتر از همیشه میشی
...واقعاً که
.سوبارو چه دردسرتراشیه
،مطمئنم شما هم با لبخند خیلی متفاوت میشین
.چون همیشه با وقار رفتار میکنین
.مطمئنم لبخندتون دوستداشتنی میشه
...آره خب
.خیلی خوب لبخند نمیزنم
.حتی تا الانم ازش پشیمونم
!حملهی دشمن
!حملهی دشمن
!زیرش کن
!کروش ساما
.ای کاش مجبور نمیشدم
با اینکه کاری نکردم دستور میدی زیر بشم؟
.هیچ آدم شریفی چنین کاری نمیکنه
به چه جرئت با افرادم چنین کار وحشیانهای میکنی؟
کی هستی؟
.که اینطور، که اینطور
.منو نمیشناسی
.ولی من تو رو میشناسم
.کاندید حکمرانی این ملتی
.زیاد ور ور میکنی
!جواب سوالم رو بده
!دفعهی بعدی، میکشمت
.رحمومروت سرت نمیشه
ولی گمون نکنم به کسی که یکم متکبر نباشه .امیدی برای حکمرانی به کشور باشه
...به شخصه این حساسیت رو درک نمیکنم، ولی
!گفته بودم فرصت دوم نمیدم
!حواست باشه
کی بهت گفته اینجور شمشیر کشیدن روی کسی
که داره با خوشحالی حرف میزنه قابلقبوله؟
!معتقدم این نقض حق صحبت منه
!کروش ساما
...فلیس
!هر چی میخورم سیری ندارم
میخورم، میبلعم، میجوم، گاز میزنم ...سق میزنم، به دندون میکشم، قرچقرچ میکنم، ملچملوچ میکنم
!شکمپرستی خالص
!ممنون واسه غذا
...شما دوتا
،اسقف اعظم گناه فرقهی ساحره ...نمایندهی شکمپرستی
.لای پاتنکایتوس
،اسقف اعظم گناه فرقهی ساحره ،نمایندهی طمع
رگولوس کورنیاس
با شنیدن خبر کشتن ،حیوون دستآموزمون اومدیم
!و ببین به چه پاداشی رسیدیم
انتظار داشتم یه عده کاربلد و خفن باشن
که تونستن حیوونی رو که ۴۰۰ سال ...آزادانه وحشیگری کرده بکشن
!ولی این فرای انتظارمه
!خوبه! عالیه! محشره! معرکهست !فوقالعادهست! شگفتانگیزه! حیرتآوره
!خیلی وقت بود دلی از عزا درنیاورده بودم
.خیالت راحت باشه .من اصلاً شبیه اون بابا نیستم
.از مبارزه و این چیزا متنفرم
چرندیات «گرسنگی» و «عطش»؟
.در حد من نیست خودمو غرق این افراطها کنم
اصلاً گوشت با من هست؟
مگه نگفتم از مبارزه متنفرم؟
،تمام حرفی که داری همینه
فرقهی ساحره؟
بهزودی قهرمانی میاد .که شر همهتون رو میکنه
.قهرمان یکییهدونهای... که عاشقشم
.اوه؟ قهرمان؟ چشمانتظارشم
حالا تو کی هستی؟
...سرخدمتکار عمارت مارگراو روزوال ال. میزرس
،و سرپرست فعلی عشق یکییهدونهم
،ناتسوکی سوباری عزیزم ...که روزی یه قهرمان میشه
!رم
!به نفعته آماده باشی، اسقف اعظم گناه
بهت قول میدم چیزی نمیگذره که قهرمانم
!شما رو به سزای اعمالتون میرسونه
!چه غیرتی
...مطمئنم حسابی از این غذا
!لذت میبرم
.ممنون برای غذا
...چه وحشتناک
اینجا چی شده؟
رم کجاست؟
!رم کجاست؟
!عین دفعهی قبل شده
رم کیه؟
.من خواهر کوچیکتری ندارم
رم؟
!عین هموندفعه که وال سفید رم رو خورده بود
!ولی وال سفید رو که شکست دادیم
!پس چرا؟
!رم! کجایی؟
!اگه صدام رو میشنوی جواب بده، رم
!رم
!رم
...خودش نیست
!رم
!رم! رم
!رم! رم
!رم
!رم! رم! رم
!رم
...رم
کجا رفتی، رم؟
!رم
!آهای رم، بیدار شو! منم
آهای، رم؟
!رم... رم
این دخترو میشناسی؟
!آره! اسمش رمه
!زندهست دیگه؟ !چرا بیدار نمیشه؟
.متاسفانه کار از کارش گذشته
...هیچجوره نمیشه بیدار
!واسه چی؟ !مگه شفابخش نیستی؟
!اگه شفابخشی درمانش کن
!همین الان با جادو بیدارش کن
!یالا
...خواهش میکنم
...اگه با مرگ برگردم
.باز باید با پتلگیوس بجنگم
.ولی به درک
...هرچقدر لازم باشه باهاش میجنگم
...هرچقدر لازم باشه شکستش میدم
.تا امیلیا و رم رو با هم نجات بدم
!نمیذارم هیچکدومشون بمیره
...اگه هر دوتون نجات پیدا میکنین
...من
!هرچقدر لازم باشه
حالت خوبه؟
سوبارو، چی شده؟
رم کجاست؟
رم چی شده؟
...سوبارو
...رم
کیه؟
،حالا که بهش فکر میکنم
.هیچوقت موقع خواب ندیده بودمت
.همیشه زودتر از من بیدار میشدی
،قبل از اینکه بفهمم
No comments yet. Be the first to leave one.