The first 200 lines.
= قسمت 35 =-
چرا اینقدر خونه از اینجا دوره
از قدیم گفتن بدترین دشمنتُ در بدترین شرایط می بینی
نگاشون کن
راه بیفتین
به سلامت - خوش بحالتون -
خدا حافظ
صبر کن
شما اینجا چیکار میکنی؟
از سر راه برو کنار ،با تو کار ندارم
میخواستم با شما حرف بزنم
شما منو یادتون میاد
درست یادم نمیاد ،شما؟
من مادر شوهر یون شیل هستم
من شمارو توی عروسی دیدم
بله بله یادم اومد ، حال شما؟
چی باعث شده تشریف بیارین اینجا؟
حرفی داری بهتره به من بزنی
چرا ، میترسی با بابات حرف بزنم؟
خانم
حاج خانم
لطفا اینجا دردسر درست نکن
بیا با ن حرف بزن - ول ولم کن -
پدرش باید بدونه پسرش چیکار میکنه
در مورد دونگ جین حرف میزنه؟
خانم چوی اگه بشنوه شوکه میشه
داجونگ تو برو نذار مادر بزرگت بیاد بیرون
چی؟ - زود باش -
خیلی خب
سوار ماشینش کن - باشه -
این خانم در مورد چی حرف میزنه؟
...خب پدر
من خودم دقیقا براتون توضیح میدم
...پسر شما عروس منو
بیا بریم با ما حرف بزن - ولم کنین -
سوار شو دونگ سوک -خیلی خب -
ولم کنید
خفه شدم - خیلی خب -
موضوع چیه؟
نگران نباشیدآقای لی ما خودمون رسیدگی میکنیم
ما با اجازه میریم پدر زن
!مراقب خودتون باشید پدر
راستشو بگو
چی رو دارین از من قایم میکنین؟
بذارین برم دیوونه ها
چیکار میکنی؟
به این میگن آدم دزدی
آدم قحطه تو رو بدزدیم
ته پیونگ مارو ببر خیاط خونه
باشه
به هر حال چی میخواستی به پدرم بگی؟
...برادر جونت با عروس بنده
با هم رابطه دارن
چی؟
دونگ جین و یون شیل؟
امکان نداره
منم مثل تو همینو گفتم اول
اما راست راست میگه
چی؟
ولم کنین وگرنه میدمتون دست پلیس
یه دقیقه دندون به جیگر بگیر رسیدیم
ماشینو نگه دار ...کری؟
آروم بگیر حاج خانم الان تصادف میکنیم
چیکار میکنی؟ - ماشین نگه دار -
ولم کنین - تمومش کن -
چطوری میتونی مجلس عروسی مردم خراب کنی؟
دیگه خیلی گندشو در آوردی حاج خانم
پسر بدبخت منه که توزندان داره زندگیش خراب میشه
اونوقت من نمی تونم تلافی در بیارم؟
آقا و خانم لی حال عمومی شون زیاد خوب نیست
اگه به حرفهای شما گوش میدادن سکته میکردن
به من چه جلو پسرشونو بگیرن
تقصیر خودشونه با این بچه شون
انگار با دیوار حرف میزنی
الان یون شیل کجا شبها میمونه
نکنه با اون مرتیکه داره زندگی میکنه؟
این حرفها کدومه؟
اونا همچین آدمهایی نیستن
جون عمه شون
آدرس شونو بده
میخوام به بابا و ننه اش بگم بچه شون چیکاره است
ببین یه ساعته داریم با کی حرف میزنیم؟
اگه جای من بودی آدرس میدادی؟
بذار یه بار دیگه بهتون بگم
اگه حرفی به آقای لی و خانمش بزنی من ولت نمی کنم
شوهر من قبلا بوکسور بوده
داری منو تهدید میکنی؟
بله داریم تهدیدت میکنیم
پس بهتره کاری نکنی بعداپشیمون بشی
خسته شدم
یون شیل ممنون بخاطر غذاهایی که درست کردی
کاری نکردم
منظورت چیه؟
از کله سحر داری غذا می پزی
باید برم داخل یه کم استراحت کنم
شما نمیای؟
خسته شدی برو یه کم استراحت کن
من میخوام با دونگ جین حرف بزنم
خیلی خب
خدای من
منم با اجازه میرم - برو-
دونگ جین بیا بریم اتاق تو حرف بزنیم
باشه پدر
نگران نباش
حالا چیکار کنم؟
جا خوردین پدر؟
اگه بگم نه دروغ گفتم
ببخشید که زودتر بهتون نگفتم
میخواستم بعد اینکه همه چی مرتب شد بهتون بگم
یون شیل دختر خوبیه
ولی منم هیچ وقت به عنوان عروسم نگاش نکردم
من در موردش خیلی فکر کردم پدر
تو برای مادرت یه چیز دیگه ای
خودتم میدونی گرفتن رضایت مادرت کار آسونی نیست
میدونم - موقعیت تو فرق داره -
با خواهرت
متوجه ام
مثل اینکه باید خودم به طور جدی دست به کارشم
ببخشید که الان با این وضعیت سلامتی تون باعث نگرانی شما شدم
فعلا سعی کن از مادرت مخفی نگه داریم
بعد از اینکه خودم به نتیجه رسیدم بهش میگم
باشه باهاتون موافقم
اشتباه برداشت نکن
معنیش این نیست که من یون شیل دوست ندارم
...گفتم بعدا باید صحبت کنیم
وقتی که حسابی در موردش فکر کردم
متوجه شدم
مادر گی پیو کجاست؟
...خب
فرستادمش رفت بالاخره
ولی معلوم نیست تا کی آروم بگیره
میخواست بدونه تو کجا زندگی میکنی
اینکه با دونگ جین زندگی میکنی یا نه
پدرمون در اومد - ببخشید -
برای چی تو عذر خواهی میکنی
آقای لی و دونگ جین کجان؟
دارن صحبت می کنن
فکر کنم آقای لی فهمید
منم همین فکرُ میکنم
به هر حال دیر یا زود اینطوری میشد
باید حسابی قوی باشی
باشه
منم ، میتونم بیام داخل؟
بله بیا تو
آقای لی عصبانی شده؟
نه سوء تفاهم شده بود براش نه عصبانی بود
فقط گفت باید در موردش فکر کنه
حالشوم خوب نیست
خیلی ناراحتم
اگه ببینه ما تصمیم جدی داریم
پدر طرف مارو میگیره
پس بیا ما رو خودمون تمرکز کنیم باشه؟
حالا که اون دسته گل گرفتی
اگه ظرف شش ماه ازدواج نکنی بد شانسی میاره
باید عجله کنیم
...تا حالا نشده یه زوج
با هم دسته گل بگیرن
...این باید نشونه خوش شانسی باشه پس
دودل نشو
مادرم بسپار به پدرم
چرا هیچی نمیگی؟
متوجه شدم - تو همچین وقتهایی -
ما باید کنار هم باشیم
پس بیخودی پریشون نشو ، باشه؟
راستی
الو؟ - منم ته یانگ -
با عجله اومدم نتونستم درست خداحافظی کنم
نگران بودم چرا بدون اینکه چیزی بخوری رفتی
چیزی شده؟
نه تازگی یه کارپاره وقت گرفتم
بایدتا کانگنام میومدم
تو چرا صدات اینطوریه؟
چیزی شده؟
تلفنی نمی تونم برات بگم بعدا که دیدمت برات میگم
با دونگ جین دعوات شده؟
نه اصلا
پس باشه بعدا حرف میزنیم
خداحافظ
این روندفعلی ماست- درسته -
باید اینمدلی بترکونه
سلام ، سلام
هیووون
یوبو
تو چرا اینجایی؟
.سلام - .سلام -
داشتیم در مورد عکسبرداری امروز صحبت میکردیم
چی؟ - تا حالامدیر برنامه و مسئول لباس-
به این خوبی ندیده بودم
مدیر برنامه و مسئول لباس؟
چرا اومدی اینجا؟
میخواستم تنهایی بیام ولی مامان اصرار کرد بیاد
راهی دیگه ای نداشتم
ببخشید ته یانگ
باید خدارو شکر کنه چرا داری عذر خواهی میکنی؟
وقتی یکی با وقار مثل من کنارت باشه
اونها بهت سخت نمیگیرن
...موقع بستن قرار داد
من 300دلار برات زیادش کردم یادت نمیاد؟
البته که یادم میاد و ممنونم
تشکر بذار برای بعد
No comments yet. Be the first to leave one.