The first 200 lines.
- تو خوبی؟ - سخته
ما به وظیفه خودمون عمل کردیم
دوستان و خانواده کانر با خبر شدن
تو چنتا از مراسم یادبود شرکت کردیم
و نور این هولوگرام
با این حال، هنوز واقعی به نظر نمیرسه
شاید لازم باشد یه لحظه برای کنار اومدن باهاش وقت بزاری
میدونی وقتی تولا مرد تو اصلا وقتی برای عزاداری نذاشتی
در عوض، سریع رفتی سر خودتو با بلک مانتا گرم کردی
و وقتی والی مردش من خیلی عوضی
بودم و همه مشکلم رو روی تو خالی کردم
اصلا به غم خودت فکر نمیکنی
فهمیدم
و آکوامن استعفا داد و تو نه تنها
کار اونو ادامه دادی
بلکه لیگ عدالت رو توی تاریک ترین ساعاتش هدایت کردی
و حالا کانر؟
کالدور، تو همیشه رهبر بودی، یه آدم باوقار
صخره ای که همه به اون تکیه می کنیم
اما شاید تو نیاز به استراحت داشته
باشی، قبل از اینکه همه اینا نابودت کنه
نه خوب میشم مجبورم که بشم
از نگرانیت ممنونم، اما من
فردا کنفرانسی تو پوزیدونیس دارم
که باید برای اون آماده بشم
یانگ جاستیس: فانتوم ها فصل چهارم - قسمت چهاردهم
نمایندگان ایالت شهر های بزرگ آتلانتیس
من اومدنتون رو به مراسم افتتاحیه
کنفرانس سالانمون خوش آمد میگم
از اونجایی که ما تو اینجا چهره های جدیدی
داریم، اجازه بدین کابینه خودمو معرفی کنم
مرا نروس، شاهزاده خانم زبل
ملکه آتلانتیس
رئیس هنرستان جادوگری
و وزیر سحر و جادو
ولکو از پوزیدونیس، وزیر علوم
فرمانده اوندین از پوزیدونیس، وزیر امنیت
گارث کراستینوس، وزیر دیپلماسی
و کلدراحم شایریس
آکوامن لیگ عدالت
و وزیر عدالت
و حالا اگه نماینده ها اجازه بدن
من لرد رونال کراستینوس از اقیانوس منجمد شمالی هستم
نخست وزیر توپو لموریا از شمال اقیانوس آرام
مامور سری کورال نپتونوس از جنوب اقیانوس آرام
من نانائو شارک هستم
پادشاه نانووِ و اقیانوس جنوبی
ژنرال لوری لماریس از تریتونیس تو اقیانوس هند
اولین شهروند کالوین دورهام از شایریس تو اقیانوس اطلس شمالی
و از زبل تو اقیانوس
اطلس جنوبی، هیچ کس
زبل با این غیبت به ما توهین میکنه. دارم میرم
به نظر می رسه شرم آوره که بدون انجام کاری از اینجا بری
دوستای من، مطمئنم که تا زمانی که کنفرانس فردا
شروع شه، نماینده زبل به ما ملحق میشه
ما برای این روز برنامه هایی
داشتیم، اما اجازه بدید به تعویق بیفته
از همه شما دعوت می کنیم تا از خوشی های پوزیدونیس لذت ببرید
ببین چطوری اورین ثروت پوزیدونیس رو به رخ می کشه تا ما رو شرمنده کنه
باید دوباره با پدرت تماس بگیری
اون باید یکی رو بفرسته
هر کسی که بتونه تا فردا اینجا باشه
تلاشمو میکنم
آرتور کمکم کن
کاملا گیر افتادم
هیچوقت نترس، لاگان
آکوابوی تو رو نجات میده
یا حضرت پشم تو منو نجات دادی، آکوابوی
تو یه قهرمان هستی
سلام. چطور بود؟
همونطور که انتظار میرفت
و از اونجایی که انتظارشو میرفت
تو یه پدر فوق العاده میشی
همه کار هارو درست انجام میدی
ازت ممنونم که مراقب شاهزاده هستی
اون بیشتر مراقب من بود
آکوابوی حواسش به همه هست
دوباره تورو توی قصر میبینم
مامان کجا میره؟
میره با پدربزرگ صحبت کنه
-اوه اوه- واقعا هم اوه اوه بیا دیگه
-بریم امشب تو شهر -یه دور فقط
- من خسته شدم -لوری، ژنرال لماریس، صبر کنین
- تو خارج از وظیفتی؟ - برای امشب، آره
یک سال پیش
هرگز باور نمی کردم که بتونم این زندگی رو داشته باشم
نظرت چیه بری اطراف به دلفیس نشون بدی
اون به ندرت می تونه پوزیدونیس رو ببینه
اوه، شالینا، مطمئنم ...کالدور و واینده
- دوست داریم میزبانت باشیم - خوشحال میشیم
همیشه
اوه، اون بمب واقعا ترتیب منو داد
مگان؟
مگان، کجایی؟
...اوه
یا من کجا هستم؟
مگان
پیوند ذهنی ما... قطع شده
هی... هی، خوبی؟
مئال
هیچ اثر گرمایی برای هیچ کدوممون نیستش
...غیر ممکنه. مگه اینکه
ما مردیم؟
اه این شگفت انگیزه
پوزیدونیس خیلی درخشان تر از شایریسه
این یکی از ریشه های مشکل بین دولت شهرهاس، اینطور نیست؟
تضاد بین ثروتمندا و فقیرا؟
همم من همچین چیزی رو توی بمبئی دیدم
در واقع پر کردن این شکاف ها یکی از
بزرگترین چالش های پادشاه اورینه
سیاستا رو برای کنفرانس بزار
جلبک، میخواد کسی؟
سه سفارش از طلای سیاه، لذت ببرید
ممنون مینکیس قطعا لذت میبریم
...اوه من چطور
خیلی ساده فشارش بده و بخور
وای خوبه
راحت باش
وایند همیشه چیزای سختی رو سفارش میده
چرا خودتو با چیزای دیگه مشغول نمیکنی
هنوز هم خنده داره که بشه با جلبک مست شد
- من باید برم یه سلام کنم - هممون باید اینکارو کنیم
کلدرام
لوری لماریس
اجازه بده دستمون دلفیس رو معرفی کنیم
سلام، دلفیس، از آشنایی باهات خوشوقتم
تو خوب به نظر میرسی، لوری
و تو هم مثل همیشه به نظر میرسی، وایند
مثل مارماهی که الان از زندان فرار
کرده و مشتاقه تا به اورم برگرده
لری، خواهش میکنم این برای 10 سال پیشه
وایند جوون بود، تأثیرپذیر بود
یه دیوانه. یه احمق کامل
من از کارام، حتی افکارم
تو اون موقع شرمندم
و امیدوارم یه روزی بتونم بهت ثابت کنم که تغییر کردم
خب اگه کالدور تورو دوست داره
فکر کنم امیدی هست
خب، اگه اون ژنرال کوچیکی نبود
برو یه جای دیگه مست شو، شارک
بالاخره یه خودی نشون دادی
اگه وقتی من قلمرو پایین تر رو میخواستم متحد
کنم بقیه تریتونیس توانایی تورو داشتن
تو بدون هیچ دلیلی حمله کردی
ضعف خودش یه دلیله، دوست من
حالا این یه نوعی از دیپلماسی منه
بسه
ما اینجا هستیم تا درگیری های قدیمی رو پشت سر بذاریم
شکایت خودتو برای میز نماینده ها بزارش
فراموش نکن، همه ما زمانی
با هم دوست و هم کلاسی بودیم
همم من به قدرت تو احترام می گذارم، هم مدرسه ای
اما برای کنفرانس فردا زیاد امیدوار نباش
پادشاه ما برای درک نارضایتی ما به
چیزی بیش از یه طلسم ترجمه نیاز داره
برای یک بار هم که شده مجبورم قبول کنم
گابریل؟
نه، منظورم ویولته
من نمی خواستم تو ...غافلگیرت کنم مادیا
خانم داو یا دکتر داو
اوه مشکلی نیست
میدونم دیدنش عجیبه...
بله عجیبه
ولی خوشحالم که اومدی
خواستم ازت تشکر کنم
من و صمد معتقدیم که ویزامون رو مدیون تو هستم
اوه، کار ترویا دبیر کل بود
کسی که بخاطر تو از ما خبر داشت درسته؟
لطفا بیا داخل
- مرسی - دلت برای صمد تنگ شده بود
واقعا؟
همم حالش چطوره؟
اون یه کار جدید توی یه قایق ماهیگیری داره
این بچه صحرایی تو عمرش حتی یه روز هم
ماهیگیری نکرده اما انگار عاشقشه
و حال تو چطوره؟
خب من قبل از جنگ تو قراق جراح چشم بودم
"الان تو "سانگلس ایگلو عینک آفتابی می فروشم
امیدوارم مدارک پزشکی من منتقل
بشن، اما در حال حاضر، زندگیه دیگه
دلیلی هستش که اومدی؟
موضوع اینه که
میدونم که ایمان گابریل برای اون
خیلی مهم بود و می خواستم بفهممش
که اسلام ممکنه برای منم معنی داشته باشه
اوه... اوه؟ خب، من دوست دارم بهت کمک کنم
میخوای چیو بدونی؟
اون واقعا بهترین چیزی بود که میتونستیم گیر بیاریم؟
تمام کاری که پدرم میتونست بکنه این بود که اونو بفرسته
بدینوسیله این کنفرانس رو فرا میخونم
و به نماینده زبل خوش آمد میگم. اسقف بلوگا
پادشاه نرئوس با فرستادن یکی از اونا
به تمسخر ما ادامه میده
اگه نانووِ اونا رو تو حملاتی که تو سراسر مرزهای ما
ترتیب داده بود نمی کشت رهبرای با تجربه تر اینجا بودن
من اونو به عنوان یه تعریف در نظر میگیرم
ما برخی از گاردهای قدیمی رو تو نبرد اخیر از دست دادیم
در حالی که دیگران به طور داوطلبانه روی
اساس تعالیم و پیشگویی های ما کنار رفتن
ما اینجا هستیم تا در مورد بسیاری از موضوعات
No comments yet. Be the first to leave one.