The first 200 lines.
لی سونگ گی
لی هی جون
کیونگ سو جین پارک جو هیون
موش
این سریال کاملاً ساختگی میباشد و هیچ ارتباطی با افراد واقعی، سازمانها مکانها یا وقایع ندارد
فیلمبرداری منطبق با دستورالعملهای کووید 19 بوده و برای بازیگران خردسال همراه با مشاور انجام شده
در بیشتر صحنههایی که حیوانات وجود دارند از تصاویر کامپیوتری استفاده شده
اول ایمنی
!تخریب کنید
سوپرمارکت تپلو
اول ایمنی
به لطفا همکاری شما، این منطقه را توسعه خواهیم داد
...چه فایدهای در حسرتِ پس از از دست دادن خانه
اعلامیه تخلیه
...ساکنین در عذابند
موش
قسمت چهاردهم
!اون طرفو بگرد فکر کنم اون طرفی رفت
فکر کردی کسی هستی؟
واسه همین به خودت اجازه میدی ول بگردی و آدم بکشی؟
تهش فقط یه جامعهستیز و قاتل سریالی هستی
قایم نشو خودتو نشون بده
!خودتو نشون بده پدرسگ
...فردی که پنج سال به جرم
حمله به متجاوز و به قتل رساندن وی
هنگام نجات دخترش زندانی شده بود
بلافاصله پس از آزاد شدن از زندان به قتل رسید
...زندانی پس از حمله، محکوم به پنج سال حبس شد
همین حالا ویدیویی از شخص ناشناسی دریافت کردیم
این فیلم ممکن است بسیار شوکه کننده باشد
اما حقیقتی که میشنوید عجیبتر خواهد بود
بهم رحم کن. کار من بود
من همه رو کشتم
من همه اون زنای سوسونگ رو کشتم کار من بود
...اون سه زنی که
...از اون مدرسه متوسطه اول ناپدید شدن
بالای تپه پشت اون مدرسه
یه تخته سنگ بزرگ هست
اونجا دفنشون کردم
وسایل اون سه تا رو هم که تو سوسونگ مردن
!دفن کردم
من... من همه چیو اعتراف کردم
!پس لطفا منو نکش !خواهش میکنم منو نکش
!بهم رحم کن! خواهش میکنم
آجوشی
!نه، نه
!نمیر
آجوشی چته چرا اینکارو میکنی آخه؟
بونگ یی
بونگ یی، چی شده؟
ها؟
فکر کردی کسی هستی؟
واسه همین به خودت اجازه میدی ول بگردی و آدم بکشی؟
تهش فقط یه جامعهستیز و قاتل سریالی هستی
من قاتلم
من آدم کشتم
...من
من اونی که تو میشناسی نیستم
...اوپا
همون چیزیه که تو بدن قربانیا پیدا شد
تعداد هم باهم یکیان
چشم در برابر چشم" "دندان در برابر دندان
چه اتفاقی افتاد؟
یادم رفت تو آخرین مصاحبه ازش یه چیزی بپرسم
واسه همین امروز زودتر رفتم ببینمش چون داشت آزاد میشد
ایستگاه اتوبوس: زندان موجین
خانم چوی، از این طرفا؟
اومدم با یه زندانی مصاحبه کنم ولی شما رو هم دیدم
انگار دارین آزاد میشین- بله-
کجا میرین؟
فقط میخواستم از نزدیک باهاش مصاحبه کنم
میرم سوسونگ. سر مزار مادرم
یه دفعه ازم خواست که برسونمش سر مزار مادرش
اتفاقا یه مصاحبه اونجا دارم سوار شین. میرسونمتون
آه، ممنونم
باید باهاش مصاحبه میکردم
واسه همین مجبور شدم کمکش کنم
...شنیدم اونجا جاییه که
ده تا از جسدای قتل سریالیِ سوسونگ پیدا شدن
فکر کنم این راهی که میرین اشتباهه
آه، واقعا؟ حتما از جادهی اشتباهی اومدم
اشکال نداره مسیرمون طولانی بشه؟
نه اشکال نداره. چیزی که زیاد دارم وقته
حتما گرسنهاید. اون پایین یکم خوراکی هست. بخوریدش
آه، ممنون
چی شده؟
خاطرات اون موقع یادت اومد؟
منظورتون چیه؟
میدونم کار توئه آشغال
چرا تنها رفتی اونجا؟
از کجا فهمیدی؟
من آماده بودم یه زندگی سالم شروع کنم
چرا تحریکم کردی؟
زندگی سالم؟
امثال تو هیچوقت عوض نمیشن
چی؟
مادر به خطا
دیدیش؟
چیزی ندیدم
...بی حس بودم
هوش و حواسم هم سر جاش نبود
...افسر جونگ، آزادیِ لی جه شیک
بخاطر یه مشکل داخلی امروز تاخیر داره
من باید مصاحبه رو انجام بدم پس میشه شماره دونگ گو رو بدی؟
حتما. الان براتون میفرستمش
اگه خانم چوی تو خطر باشه چی؟
باید زودتر از اونا حرکت کنم
اعترافاتِ فردِ اِی در ویدیو تایید شدهاند
پلیس متعلقات قربانیان را ...پشت مدرسه متوسطهی اول پیدا کرد
...این ویدیو توسط قاتل اِی فرستاده شده
...و کیم بونگ چول که مجرم قتلهای سریالی
شناخته شده بود، تبرئه شد
شخصی که مجرم واقعی پشت ...قتلهای سریالی سوسونگ را به قتل رساند
"حالا با عنوان "آقای عدالت و "قهرمان سیاه" نام برده میشود
با اینحال، کاخ آبی نگرانی خود را
نسبت به مجریِ غیرقانونیِ عدالت بیان میکند
...رئیس جمهور درباره انتقام یا دشمنی خونی
و تاثیرش در مختل کردن ریشههای قانونمداری کشور صحبت کردن
...ایشون بنابراین، از قوه قضائیه خواستن
تا تمام توان خودشون رو برای گرفتن مجرم به کار بگیرن
حالم بده
...چرا اینقد بی حالم
دفعه پیش که خیلی خوشحال بودم
تهش فقط یه جامعهستیز و قاتل سریالی هستی
من اونی که تو میشناسی نیستم
بخاطر من بود
بخاطر من اون کارو کرد
احیانا از آجوشی موچی
خوشتون میاد؟
یه بار بهش اعتراف کردم
ولی سریع ردم کرد
زمان مناسبی برای اعتراف نبود
...راستش، درست بعد از این بود که
تصمیم گرفت هان سو جون رو بکشه
...نمیخواست منم بدبخت کنه
واسه همین پسم زد
حتماً دلیلِ با روم هم همینه
درست مثل آجوشی
میتونی پیاده شی
این محلهایه که من توش بزرگ شدم
دنبالم بیا
مراقب باش
عه... اینا چیَن؟
شنیدم تو کریسمس آرزو کردی که یه مخفیگاه داشته باشی
چی؟
پدرجون اینجا رو آماده کرد تا غافلگیرت کنه
...اون روزی که نصفه شب از خواب پریدی
کریسمس بود نه؟
پدرجون هم کلی عرق کرده بود و هم زیر بارون حسابی خیس شده بود
شلوارشم گِلی و لک شد
همش بخاطر این بود
این؟ رفته بود بیرون تا اینجا رو برام آماده کنه؟
ولی من از هیچی خبر نداشتم
خدایا. من با بابام چیکار کردم؟
!بابای بیچارهم
چیزی نیست
...بابای بیچارهم
شادوماد وارد میشه
لطفاً یه کف مرتب براش بزنین
!این شما و این شادوماد
!برو، برو
هیجان زدهای، نه؟- خیلی-
و حالا، وقتشه که به بانوی مراسم خوشامد بگیم
کارآگاه شین پنج سالِ آزگار دنبالش بود
بالاخره، اونا با این پیوند مقدس متحد میشن
!این شما و این عروس خانوم
ببخشید بابا
...گریه نکن
اون چجوری تونست بیاد؟
فکر کردم اول باید یه دادگاه رسمی برگزار بشه
یه امروز رو بهش مرخصی دادن
اگه بخاطر اون نبود، آجوشی الآن اینجا نبود
!چیزی نمونده تا بی گناهیت ثابت شه
ایش
...قاتلِ واقعی
اعتراف کرد
صبر کن. یه لحظه صبر کن
ببین. اینو بخون، آجوشی
قاتل واقعی اعتراف کرد
!بیاین کمک
اون جون آجوشی رو نجات داد
و همینطورم زندگیِ دخترش رو
قاتل همه این کارا رو کرد
خاله جون- بله؟-
باورم نمیشه که فقط چون ...نتونستم این اواخر بیام اینجا
خونهت رو تبدیل به یه خوک دونی کردی
بدون من میخوای چیکار کنی؟
دیگه از دستم ناراحت نیستی؟
امیدوارم زیاد به هون سوک گیر نداده باشی
شوهرخالهت قراره به شعبه آمریکا منتقل شه
همه مون باهاش میریم
واقعاً؟
چه خوب. کِی میرین؟
باید تو اولین فرصت خودشو برسونه اونجا
کلی کار دارم که باید انجامشون بدم ولی فکر نکنم وقت کافی داشته باشم
...باید خونه رو بذاریم واسه فروش
و منم باید وسیلهها رو جمع کنم
در ضمن، بخاطر اینکه تو رو تنها میذارم و میرم عذاب وجدان دارم
نگران من نباش. چیزیم نمیشه
وای، ساعتُ ببین
No comments yet. Be the first to leave one.