The first 200 lines.
آنچه گذشت...
به فورت سِیلم خوش آمدید.
تعدادی از شما به کالج جنگ فرستاده،
و مابقی، به خط مقدم اعزام میشید.
گروه Spree بیرحم هستن.
این مال مادرت بود، موقع نبرد ازش استفاده کن، ازت مراقبت میکنه.
به نظرم مادرم موقعی که مرد خسته شده بود.
- لمسش کردی؟ - خطرناکه؟
بهتره به همون حالتی که هست بمونه.
میشه گفت بخشی از یه قارچ هست.
- عادل هستم. - بامزهست.
میشه قبل از اینکه برنامه عروسیم رو بریزی صبحونهام رو بخورم؟
خیلی از دیدن دوست دخترت خوشحال شدم رایل.
مهم نیست چه اتفاقی بیفته، من باهاتم.
یه بادکنک دیدم، فکر کنم سیلا عضو Spree هست.
- چطور فرار کردی؟ - آناکوستیا کمکم کرد.
اگه اونو برشگردونیم پیششون تا چشم و گوش ما باشه چی؟
قرار بود دخترم رو برام بیاری.
دشمن دیرینهمون برگشته، اینها کاماریا هستن!
- داره میمیره! - منو جایگزین کنید!
ممنون دخترم.
باید اتصال رو بشکنی وگرنه تو هم با من میمیری.
عمراً بزارم این اتفاق بیفته کالر!
نه!
مامان.
الان جات امنه.
همهاش دارم فکر میکنم، چرا ما نه؟
چه حسی داره؟
شبیه هیچ چیزی نیست که تا الان...
بهتره من...
نمیتونم بخوابم.
بیا، بیا بغلم.
به این خاطره که توی آسمون هستیم
جایی که خونه بادهای بزرگه.
بیا.
اینو اون بهم داد.
یکی از اونایی که جا گذاشتیم.
به این خاطر مرده؟
نه.
خوابیدن چنین جاهایی سخته.
مادرم عادت داشت وقتی نمیتونستم بخوابم یه شعر برام بخونه.
یه شعری که خیلی خیلی قدیمیه.
چرا بهم نگفتی مادرش هستی؟
نمیتونستم خطر کنم.
چطور تونستی منو بدون اطلاعات کافی بفرستی؟!
پوشش منو بخاطر یه ماموریت شخصی توی ارتش از بین بردی.
و بعدش مامور جذابت رو فرستادی
تا منو مجبور کنه اطاعت کنم؟
و وقتی که رایل رو نیوردم،
نیروهات رو فرستادی تا به عروسی حمله کنن!
عزیزم اون کار ما نبود.
این دقیقاً چه نوع استراتژی هست؟
گوش نمیدی چی میگم!
حمله به عروسی بلودر ها
هیچ ارتباطی با گروه Spree نداشت.
یه چیزی هست که باید نشونت بدم.
خواهش میکنم.
بخاطر یه مهمونی خصوصی تعطیل هستیم.
باعث افتخار ما هستید!
ما گروه Spree هستیم.
اونا نصف سران گروهمون رو با یه حمله از بین بردن.
- اونا کی هستن؟ - دشمن دیرینه برگشته.
- کاماریا. - ازت میخوام به من بپیوندی تا اونا رو نابود کنیم.
هدف ما دیگه ارتش نیست.
حداقل برای من اینطوره.
چرا من بخوام کاری برای تو بکنم؟
چون تو هم یه جادوگری!
این آدما قصد دارن همه ما رو نابود کنن،
هم ارتش و هم گروه ما رو.
متاسفم.
خیلی بیش از این که میگی هستی.
تو یه آدم بی ملاحضه، مغرور و غیر قابل مهار هستی.
همهتون همین رو میخواستید.
تو دخترم رو ازم گرفتی.
میدونی برای خانواده من این یعنی چی؟
ابیگیل آخرین مورد زنده...
این انتخاب ابیگیل بود که بیاد، به علاوه نشاندهنده شجاعتش بود.
من تو رو مسئول این قضیه میبینم سارا.
وای.
خیلی خیلی متاسفم.
منم...منم همینطور.
تکاور ها و Tarim ها چی گفتن؟
نظر قاطعی نداشتن.
موج انفجار دائماً شرایط جوی رو منحرف میکرد
طوری که برای ما قابل رویت باشه.
مساله ای که از همه عجیب تره اینه که، منطقه انفجار
به صورت مشهود، در حالی که داره از بین میره، در حال حرکته.
ژنرال بلودر، شما باید هرچقدر وقت لازمه بزارید تا...
اول سربازم بعد یه مادر.
مگه نه؟
الان اطلاعاتی به دستم رسیده که میگه یک هفته پیش
قبل از حمله به استادیوم فوتبال، به گروه Spree در بلژیک حمله شده.
حداقل 6 مامور عالیرتبه با
آفت مسلح شده از بین رفتن.
از همون نوع آفتی که یکی از کُلفت ها رو از بین برد.
و تقریباً داشت خالده رو میکشت.
Tarimها طعمه هستن.
برای اینکه منو بکشن بیرون.
تن اون زن بیچاره مثل خواهر من لباس کرده بودن.
سربازهای منو مثل قدیم جلو چشمام سوزوندن.
- کاماریا. - باید حرفت رو باور میکردم.
ضعفم باعث شد نتونم واقعیت رو ببینم.
اونها یه راهی پیدا کردن که نه تنها کارمون رو ضعیف کنن،
بلکه به انجامش نزدیک هم شدن.
- یه راه بیرحمانه اما موثر. - چطور؟
تارهای صوتی، کاماریا صداشون رو گرفته بودن
یه راهی ساختن تا از بافتهای مرده استفاده کنن.
میخواستن مثل Spree به نظر بیان تا
به فرصت مناسب دست پیدا کنن.
و صدای ما رو برای استفاده بر علیه خودمون بردارن.
عذر میخوام ژنرال ها، فکر کنم دلتون بخواد اینو ببینید.
روزی هست که معاون رئیس جمهور جناب سیلور و خانوادهاش
به این زودی فراموش نخواهند کرد.
روزی که مشخص شد دخترش پنلوپه،
یه موهبت خیلی خاص داره.
تصور کن ندونی چی هستی.
درست مثل اون بلودر هایی که
موقع حمله به شارول، بهشون حمله شده بود.
دختر سیلور باید آزمایش بشه.
خدا میدونه چندتا ازشون اون بیرون هست.
باید پیداشون کنیم.
موافقم. باید قبل از اینکه کاماریا پیداشون کنه
اونا رو پیدا کنیم.
عجب انفجاری بود.
حداقل 10 مایلی میشد خنگه.
میدونی، اگه قراره منو هر دو ثانیه یه بار خنگه صدا کنی،
دیگه اون حس خاص بودن نداره.
و منم واقعاً دلم میخواد خاص باشم.
خفه شو.
فکر کنم پایگاه 60 مایل بعد اون تیغه کوه باشه.
خورشید داره غروب میکنه، باید ادامه بدیم.
ما اینکارو کردیم.
باید به محض اینکه برگشتیم، اینو به یه نفر نشون بدیم.
فکر میکنی برمیگردیم.
حتماً یه سری تکاور فرستادن دنبالمون.
نه اگه فکر کنن ما مردیم.
وظیفه داریم اینو نشون آدلر بدیم.
بعدش چی؟ باقی عمرمون رو توی آزمایشگاه ها بگذرونیم؟
من چنین چیزی نمیخوام ابیگیل، عمراً.
به نظرم متوجه نیستی این مساله چقدر مهمه.
میتونیم توی دستورالعمل ها باشیم رایل.
دستورالعمل، ها؟ به نظر جالب میاد.
دیدی؟ چی بهت گفتم؟
ابیگیل بلودر هستم، سرباز یکم.
- این هم رایل کالر هست. - همونجا که هستی بمون سرباز، حالا میبینم واقعاً کی هستید،
و یا چهره کیو دزدیدید.
تا اون موقع، بازداشتید خانمها.
چه اتفاقی افتاده؟
همینطوری پیداش کردیم.
دنبالمون بیاید.
بشین.
اشتباهی ازم سر زده؟
نه، اصلاً، کاری که تو برای من کردی،
فداکاری که تو کردی رو هیچوقت قابل جبران نیست.
خیلی ازت ممنونم!
ما همه ازت ممنونیم.
خواهش میکنم.
کُلفت شدن چیزی هست که آدم باید
سالها براش آماده بشه.
سالها تمرین و ارزیابی دقیق تا شخص بتونه ویژگی ها رو شناسایی کنه.
تلاش میکنم به بقیه برسم.
تالی؟
میخوام بهت پیشنهاد یه چیز خیلی کمیاب رو بدم.
یه فرصت تا زندگیت رو همونطور که بوده از سر بگیری.
من یه تصمیم گرفتم و پاش میمونم.
این راه من برای خدمت هست.
این یه دستور نیست، یه پیشنهاده.
ازت میخوام با دقت بهش فکر کنی.
این فرآیند بدون خطر نیست.
اما تو قوی هستی.
خودم شخصاً متوجهش شدم.
ژنرال...
اونا زنده هستن!
ابیگیل و رایل سوار هواپیما هستن و دارن میان خونه.
اونا زنده هستن.
آره، جواب من آره هست.
ممنونم، ممنونم.
خیلی خیلی ممنونم.
من راجع به کاری که کردیم میگم.
حتی اگه تو نگی، چون کار درست همینه.
ممنونم.
حالا نمیخواد برام بلودر بازی در بیاری.
تصمیم اینکه چی درسته با تو نیست.
ابیگیل چرا باید به آلدر در این مورد اعتماد کنیم؟
به من اعتماد داری؟ چون من رسماً
دنبالت تا مرگ اومدم آبجی.
سروان، چیزی هست که میخوایم باهاتون در میون...
شما دوتا حتماً یه کار خیلی ناجوری کردید.
چون الان بهم دستور دادن سوال و جوابتون نکنم.
میتونید برید، خدا بهتون رحم کنه.
معاون رئیس جمهور لانتون سیلور.
دخترتون چطوره؟
مثل همیشه نماد خونسردی
- و شجاعته. - همم.
درست برعکس من.
ازتون میخوام یه بار دیگه،
بگید...این به ارث-مادری چطوریه؟
مردهای ما هم این خاصیتها رو با خودشون هنگام تولد دارن،
درست مثل خواهرانشون،
بعضی از اونها خیلی هم قوی هستن.
No comments yet. Be the first to leave one.