The first 200 lines.
«بیاتوموویز؛ مرجع فیلم و سریال بدون سانسور» :.: Bia2Movies.bid :.:
»» مریم و رضا کارگران «« :.:.: marYam & greatR :.:.:
ببینید، من به دوران خدمتم تو ارتش
،افتخار زیادی میکنم، و دو بار هم اعزام شدم
ولی هیچ وقت به حرفهی نظامی علاقه نداشتم
فهمیدم عاشق کار تو آزمایشگاه تحقیقاتی ارتش هستم
،با حقوق بازنشستگیم رفتم دانشگاه دولتی کالیفرنیا
و در حال حاضر معلم زیست دبیرستانم
.باشه، دن
فکر کنم آرتور هنوز مشغول بازبینیِ طرح پیشنهادیته
،عالیه، ولی دادههای بیشتری دارم
و همین نزدیکی هستم، پس میخوام
امشب یه طرح پیشنهادی جدید ارائه بدم - گوشی دستت باشه -
میوری؟ میوری؟
باشه، هیچ کدوم از شماها دختر من نیستید
کسی میوری رو ندیده؟
!دارم میام - اینا رو بگیر. یه ماموریت برات دارم -
ببرشون تو آشپزخونه
بله، قربان - آفرین. حالا قدمرو -
مهمونی خیلی خوبی شده، دن - ...ممنون. متشکرم که -
چه بوهای خوبی از خونهات میاد - ممنون -
همه چیز در مسابقهی فینال جام جهانی
به اوج هیجان خود رسیده
هی، فورستر
ببخشید، رفقا. یه لحظه کارش دارم - سلام. شرمنده، بچهها -
دستمالهای طرح کریسمس تموم شد
«باشه، اینا رو داریم، «فقط بهخاطر نوشیدنی اومدم
«یا «تولد 70 سالگیت مبارک
تولد 70 سالگی» رو بذار» - باشه -
عزیزم، منتظر برقراری تماس هستم
دارن آرتور رو پیدا میکنن
الان؟ - همین الان الان -
یه مشت میکوبم
تو اون صورت بدبختانه خیلی خوشگلت
همون تماسیه که منتظرش بودم
به مرحلهی نهایی رسیدم
کار واقعی تو یه آزمایشگاه واقعی
شغل رویاهامه
...خب، رویای میوری اینه که تو
بازی رو باهاش تماشا کنی - سلام -
قول میدم قبل از تموم شدن مسابقه برگردم
باشه؟ - بسیار خب -
این چیه؟ - ...این -
بابات برای میوری کارت تبریک کریسمس فرستاده
میشه فردا در موردش حرف بزنیم؟
عزیزم، دربارهش حرف میزنیم
دنیل. چیه؟
مجبور نیستیم حرف بزنیم
خب بابابزرگشه دیگه
خب، به نظرم همون موقع که
شوهرت رو ول کرد به امون خدا
از حق دیدن نوهش محروم شد
هی
هیچ کی خوراک تُن بابانوئلیم رو نمیخوره
وقتی برگردم، صاحب یه شغل جدید شدم
و خودم همش رو تا ته میخورم
سلام، دن - خدافظ -
آرتور. سلام، پسر - خوشحالم زنگ زدی -
سر تصاحب این شغل رقابت زیاده
بله، قربان - و تجربه حرف اوّل رو میزنه -
خب، من تجربهی رهبری دارم
ماموریتهای جنگی تو عراق رو رهبری میکردم
به درد این کار میخوره؟
تو دبیرستان که به کارم اومده
گوش کن
تو نامزد خیلی خوبی هستی
تنها چیزی که کم داری تجربهی کار تو بخش خصوصیه
که باید بگیم
بخش مهمّی از چیزیه که دنبالشیم
...نه، رفقا، رفقا
از این جهت مجبور شدیم تصمیم سختی بگیریم
یه نفر دیگه رو استخدام کردیم
...سابقهی کاری و تحصیلاتش
گزینهی مناسبتری برای ماست
شرمنده، دن
موفق باشی
آره
معلومه که تو رو انتخاب نمیکنن
خیلی احمقی
شرمنده
چی شد؟
زنده از کشور قطر همراهتون هستیم
...با اولین جام جهانی که در
میدونی «سلمان وکسمن» کیه؟
آره
واکسن سل رو کشف کرد
راست میگی؟
میدونی کجا پیداش کرد؟
تو بگو
تو گِل و خاک پیش کِرمها و فضولات
گرمای شدید شهر میزبان
بازی رو توی تابستون غیرممکن کرده
...اینا رو میبینی
که اونجا دارن فوتبال بازی میکنن؟
بهترینهای جهان هستن
باورت میشه؟
من میخوام بهترین باشم - جداً؟ -
مثل تو که توی علم بهترینی
مثل من که توی علم بهترینم
میدونی برای بهترین بودن چی لازمه
،باید به خودت بگی
...من کاری»
«...من کاری»
باید بهش فکر کنی
«کاری رو میکنم که هیچ کی حاضر نیست بکنه... »
آره. درسته؟
اوهوم
تقدیرم اینه که کار خاصی تو زندگیم بکنم
همه چی درست میشه، بابا
ممنونم، عزیزم. تو خیلی مهربونی
هر چند مطمئنم
من این حرف رو باید بهت بگم
نه اینکه برعکسش
ضربهی کُرنر رو میزنن
...میتونست گل بشه. داره
و دروازهبان توپ رو مشت میکنه
!یه ضربهی برگردون میزنه
بابا، نگاه کن - !صبر کنید -
داره به سمت دروازه میره
تک و تنهاست، و فقط یه دفاع پشتشه
!همینطور پیشروی میکنه. فوق العادهس
!میتونه گل بزنه؟ بله، میتونه
بین 50 تا 60 زن و مرد مسلح
در زمین بازی ایستادن
رسیدیم
چیزی نیست
،ما آیندگان شما هستیم
سی سال بعد در آینده
چیزی نیست، عزیزم
در حال جنگ هستیم
دشمن ما انسان نیست
و داریم شکست میخوریم
تا 11 ماه دیگه، همهی انسانها در آینده
از صفحهی روزگار محو خواهند شد
مگه اینکه شما کمکمون کنید
بهتون نیاز داریم
،پدران، مادران و پدر و مادربزرگهامون
به شما احتیاج داریم در کنار ما بجنگید
اگه بخواییم در این جنگ پیروز بشیم
شوخیه؟
...شما
آخرین امیدمون هستید
12ماه قبل، اصلاً نمیدونستیم که چطور اون کلمات
همه چیِ زندگی روزمرهمون رو تغییر میدن
بلافاصله، تاسیسات سفر در زمان
برای فرستادن ارتش جهانی به آینده
و کمک به نابودی بیگانهها
در سراسر جهان دایر شدند
اولین گروه هزار نفری سربازان
28سال به آینده فرستاده میشوند - ...پنج، چهار، سه -
با نگرانی منتظر بازگشتشون هستیم - دو، یک -
هفت روز بعد، امیدمون از دست رفت
چرا که تنها چند تن از سربازان زنده بازگشتند
از اونجایی که تنها 50 درصد ،از نظامیان واجد شرایط سفر در زمان هستن
،به کمک غیرنظامیان در جنگ نیاز شد
از این رو رهبران جهان توافق کردن
اولین فراخوان نظاموظیفهی جهانی را تصویب کنند
دیروز، اونا شهروند غیرنظامی بودند
ما آیندگان شما هستیم - ولی امروز، اونا سرباز هستن -
ولی حتی با وجود هزاران سرباز مردمی
،که در یک هفته فرستاده شدن جمعیت آیندهی جهان
در حال حاضر کمتر از 500 هزار نفر تخمین زده شده
،و با نسبت بقای کمتر از 20 درصد
برای خیلیا سوال شده، آیا ارزشش رو داره؟
جنبشهای ضدجنگ شتاب بیشتری میگیرن
شورش و اعتراضات گستردهای در سراسر جهان در حال وقوعه
،باید چی کار کنیم؟ یه گوشه بایستیم و بگیم
متاسفیم که میمیرید»؟»
،ولی چرا باید در جنگی شرکت کنیم
که تا جایی که میدونیم، هنوز حتی اتفاق نیفتاده؟
اونا فرزندان ما
و نوههای ما هستن که جونشون رو از دست میدن
نمیشه کاری نکرد و گذاشت
از هستی ساقط بشن
برای همین باید از غیرنظامیهای بیشتری کمک بگیریم
،برای جنگیدن به نیرو احتیاج داریم
همچنین به افرادی نیازمندیم تا این مشکل رو حل کنن
بایستی هر کاری از دستمون بر میاد انجام بدیم تا جلوی بیگانهها رو بگیریم
این شاید آخرین فرصتمون برای نجات بشریت باشه
لطفاً نذارید شما رو ببرن
لطفاً نذارید شما رو ببرن
فکر کنم خواب بد دیدی، عزیزم
...نذارید شما رو ببرن. خواهش میکنم
چیزی نیست. نفس بکش
چیزی نیست
نفس بکش. نفسای عمیق بکس. درسته، بابایی؟
...آره، دم
و بازدم
آره. آره
از طریق نفس کشیدن
چی وارد جریان خونت میشه؟ - اکسیژن -
اکسیژن. خیلی خوبه
به اکسیژن نیاز داری
اکسیژن کجا رو تغذیه میکنه؟
مغز
مغزت - خیلی آسونه -
خیلی آسونه؟
باشه
در پروسهی تنفس اکسیژن به چی تبدیل میشه؟
دیاکسید کربن
No comments yet. Be the first to leave one.