Happy's Place

Happy's Place

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Happys Place S02E03 Straw Man 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 Happy's Place 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب، فکر کنم اینا سه تا فینالیست نهایی هستن

چنس، بادی و گانر

داری سگ نجات انتخاب می‌کنی؟

نه، بابای بچه

بابا، این روزا هرچیزی رو میشه آنلاین سفارش داد

اون یه آدم رو سفارش نمیده

اون فقط به... خب... مشارکتشون علاقه داره

دوست داری اشتباهی اون بسته رو باز کنی؟

ببخشید

آره، ببخشید

یادم رفته بود این یه مسئله جدیه

همینه

و شوخی‌های بچگانت سخت‌ترش می‌کنه

که گبی تصمیم بگیره

آخه اینقدر زیادن که نمیدونم کدومو انتخاب کنم

و همه‌شون اینقدر متفاوتن

خب، یه چیز مشترک دارن

همه‌شون به صد دلار نیاز داشتن

خنده‌داره. تو بانمکی.

نه، تو بانمکی. نه، تو بانمکی.

و خب، چرا بچگانه نیست

وقتی امت شوخی می‌کنه؟

چون دهنتو ببند، به خاطر همینه

ای وای، هنوز اهداکننده انتخاب نکردی؟

خب، فقط نمی‌خوام اشتباه کنم

باشه، بیشتر چی رو راجع به این سه تا کاندیدا دوست داری؟

خب، گانر اهل استرالیاست

و فکر می‌کنم خیلی بامزه میشه اگه بچه‌م لهجه داشته باشه

آره

گودِی، مام

باشه، گانر حذف شد

اون دو تای دیگه چی؟

راستش، انتخاب اصلیم چنِسه

خب پس مشکل چیه؟

اسمش خیلی مسخره‌ست!

یعنی واقعاً باید با اسم «چنس» ریسک کنم؟

اسم اون برامون مهم نیست

ما فقط به ژن‌هاش اهمیت میدیم

آره، اون رو شنیدم.

ببین، نمی‌دونم چرا اینقدر ناراحت میشی

گبی، هفته‌هاست که داریم این کارو می‌کنیم

و هنوز به تصمیم‌گیری نزدیک نشدیم

نسبت به اولش.

خب، متاسفم

ولی اصلاً اونجوری که من تصورش رو می‌کردم نیست

آخه میدونی، یه روزی بچه‌م ازم می‌پرسه

"مامان، تو و بابا چجوری آشنا شدید؟"

و من میگم، "بابا با پست به خونه مامان فرستاده شد،"

توی یه نی استریل، که تو یخ خشک بسته‌بندی شده بود."

ببخشید، باید برم یه چیزی به امت بگم

گبی، نمی‌تونم وانمود کنم

که می‌دونم چی داری می‌کشی

و می‌دونم عجیبه ولی بهم اعتماد کن، هیچ‌کس دیگه درکت نمی‌کنه

باید برم یه چیزی به امت بگم

باشه گبی، ما همه رو دیدیم

وقتشه که تصمیم بگیری

چنس.

چنس رو انتخاب می‌کنم. جدی میگی؟

آره.

تقریباً. شاید.

اوه، میدونی چیه؟

بیا قرعه‌کشی کنیم

انتخاب کلمات خوبی نبود

ببخشید، باید برم یه چیزی به امت بگم

اشکالی نداره عزیزم. یه فکری می‌کنیم.

مرسی بابا.

هی، چیزی شده؟

کیمی یه تکلیف با نمره اضافی داشت

و اصلاً جور درنمیاد

انگار وقت یه روتبیره.

میشه، بابا؟

نه... این چیزیه که به مامانت میگیم.

فقط بدونی، کیمی.

من وقتی همسن تو بودم، جون می‌دادم برای نمره اضافی.

چی بود؟

کاغذ اضافی؟

کاربرگ‌های جایزه؟

بازسازی امضای اعلامیه استقلال

با همه دوستات؟

اون داشت سعی می‌کرد یه کارآفرین رو بیاره

بیاد و با کلاس حرف بزنه

اوه

ولی ظاهراً بیانسه مشغول بود.

اون هدف‌های بزرگی داره.

همونطور که بیانسه هم داشت.

نمیدونم.

شاید باید انتظاراتم رو بیارم پایین.

شاید.

مردم وقتی همسن تو بودم حتماً بهم میگفتن این کارو کنم.

تو این کارو کردی؟

نه.

من ۱۵ ایمیل به آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان فرستادم

تا اینکه برای یه مصاحبه تلفنی دو دقیقه‌ای موافقت کرد

برای روزنامه مدرسه‌ام.

واقعاً؟

واقعاً.

تا امتحان نکنی، نمی‌فهمی چه توانایی‌هایی داری.

پس همیشه دنبال رویاهات باش.

واو. سه‌شنبه وقت داری؟

آخه خیلی دوست دارم بیای واسه کلاسم صحبت کنی.

به قول آنگلا مرکل، آره!

آخ جون! ممنونم.

ایزابل، چه مهربون!

ای جان.

بیانسه دوم!

بد نیست.

هی.

هنوز باهام قهری؟

برای اینکه این‌قدر طول کشید تا یه بابا برای بچه انتخاب کنم؟

گبی، باهات قهر نیستم. فقط کلافه‌ام.

ای کاش یه تصمیمی می‌گرفتی.

خب، با این اوصاف...

فکر کنم باید با یه نفر آشنا بشی.

یالا!

یالا، یالا، یالا، یالا!

خب، این آدم کجاست؟

دینگ دینگ دینگ دینگ دینگ!

واو، اون کیه؟

چَنس.

چَنس؟ چَنس؟

همون چَنس که می‌گن «به چَنس، شانس بده»؟

آره.

استیو تو اینترنت پیداش کرد.

بعد با یه کوپن کشوندش اینجا.

برای یه همبرگر و سیب‌زمینی سرخ‌کرده مجانی.

چی کار کردی؟ می‌دونم.

به استیو گفتم لازم نیست سیب‌زمینی سرخ‌کرده رو اضافه کنه.

ولی اون اصرار کرد.

من اصلاً سیب‌زمینی مهم نیست برام.

اون اینجا چی کار می‌کنه؟

خب، اگه قراره اونو انتخاب کنم...

باید اون آدمی که پشت این پروفایله رو بشناسم.

چه فکر مسخره‌ای. فکر کنم می‌خوام اونو انتخاب کنم!

تو یه نابغه‌ای!

فقط مونده که تو بری ببینیش.

و مهر تأیید نهایی رو بهش بزنی.

چرا؟

چرا نظر منو می‌خوای؟

چون تو خوب تشخیص می‌دی.

و من تو بیست سالگی یه تایم‌شر خریدم.

خواهش می‌کنم.

باشه.

خب؟ ازش خوشم اومد.

با دهن بسته غذا می‌خوره و یه "کلیپوپوتاموسه".

این چیزیه که ما کوپن‌بازها به همدیگه می‌گیم.

کی فکرشو می‌کرد اون دنیا انقدر بامزه باشه؟

هی، من بابیم. صاحب اینجام.

تا اینجا اوضاع چطوره؟

عالیه. مرسی.

می‌دونی، اینجا صمیمی‌ترین باریه...

که تا حالا رفتم.

ای جان. حتی حسابدارتون رو هم دیدم.

اوه.

خب، ما دوست داریم حس کنیم هر مهمونی...

می‌تونه بخشی از خانواده باشه.

ببخشید، شوخی خودمونی بود.

باشه، خب، خیلی از دیدنتون خوشحال شدم.

خب، می‌دونی من عجله‌ای ندارم.

چرا یه کم با هم گپ نزنیم؟

نظرت چیه؟

آه، اِم...

ببین، ممنون از لطفت.

ولی راستش من زیاد اهل خانم‌ها نیستم، می‌دونی...

تو رده سنی شما.

اوه! نه، نه، نه.

من فقط یکی از اون صاحبای فوق‌العاده صمیمی‌ام.

همین. ببخشید.

درست شنیدم گفتی صاحب اینجایی؟

سرم شلوغه!

درباره خانواده‌ت بهم بگو.

فکر کنم بهتره من برم.

اوه، نه، صبر کن، نرو.

می‌دونم این یه کم عجیب به نظر میاد.

اوه، نه، نه، اصلاً.

فقط دارم میرم چون این خیلی عادی و طبیعیه.

من فقط ده دقیقه از وقتتو می‌خوام.

تا بهتر بشناسمت.

ولی من نمی‌خوام.

می‌خوام باهات روراست باشم.

خیلی ساده‌ست.

دوستم می‌خواد بچه داشته باشه و منو فرستاده اینجا.

تا ببینه همون‌قدر خوبی که تو پروفایلت نشون دادی؟

اوناهاش، همون‌جاست.

صبر کن، پروفایل ناشناس من؟

پس تو منو تو فضای مجازی تعقیب کردی و گولم زدی...

فقط برای اینکه منو بکشونی اینجا؟

آره، تقصیر ما بود.

ولی خب، یه برگر مجانی گیرت اومد.

و سیب‌زمینی سرخ‌کرده.

خب، ام... همه چی خوبه؟

نه. اصلاً امکان نداره.

من به شما عجیب‌غریبا اجازه بدم بچه منو داشته باشید.

من دارم به بانک اسپرم زنگ می‌زنم و جلوی این کارو می‌گیرم.

درباره Happy's به دوستاتون بگید!

آره، فکر کنم می‌تونیم بهتر از این باشیم.

چرا بهش گفتی که می‌خواستم اون اهداکننده اسپرمم باشه؟

کی تا حالا صداقت اوضاع رو بهتر کرده؟

من فقط می‌خواستم کمک کنم.

تازه، دو تا نامزد نهایی دیگه هم داری.

خب، دیگه نمی‌تونم ازشون استفاده کنم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left