Apocalypse - La 2ème guerre mondiale
The first 200 lines.
قیامت جنگ جهانی دوم
تجاوز
زیر نویس :از حمید منصوری facebook: hamid.mansouri.79
برلین 1945
اروپا از چنگال رژیم وحشتناک نازی آزاد شده است
ارتش سرخ آخرین نبردهایش را انجام می دهد
کاپیتان ژوزف پراوتف :افسر روسی
عمق نفرت بی انتها بود"
ما می خواستیم جنگ را پایان دهیم و نیرویی که می خواست ما را بُکشد را از بین بریم
"یکبار برای همیشه نابودش کنیم
روزهای هیتلر به شماره افتاده اند
او پناهگاهش را برای آخرین نمایشِ تلخ ترک می کند
آن طور که در این فیلم تبلیغاتی دیده می شود
آیا سربازی باقی مانده یا این بچه ایست که می خواهد برای او بمیرد؟
جنگ چیزی حدود 50 میلیون کشته بر جای گذاشت
بیشترشان شهروندان بی گناه
برای پیروزی بر آلمان، فاتحان همچنان ادامه می دهند
حتی پس از سکوت سلاح ها
کتاب "زنی در برلین"، داستان عمیقاً منزجر کننده ای ست
از تجاوز روس ها به یک زن آلمانی در 1945
آنها مرا گرفتند و به زمین انداختند
و پوتین شان را روی سرم گذاشتند
دیدم یکی از سربازها به من خیره شده در حالی که بقیه لباس زیرم را می کندند
و او بیرحمانه به من تجاوز کرد
اما بعد با خود گفتیم، بهتر است یک روس روی شکم ات باشد
!تا اینکه یک آمریکایی بالای سرت
این زن آلمانی به بمب افکن های متفقین اشاره می کند که شهرش را ویران می کردند
میدان کوفورست، مجلل ترین خیابان برلین
13سال قبل، ویترین آلمان بود
ملتی که هنوز هم دست به گریبان بحران ها بود
مجسمه ای برای یادبود میلیونها قربانیِ
جنگ جهانی اول
مارلن دیتریش آهنگ "فرشته ی آبی رنگ" را در برلین می خواند الکساندر پلاتز
توماس مان جایزه ی نوبل ادبیات را می برد
در بعد از ظهری در زیر سایه ی درختان لیندن
برلین یکی از مراکز فرهنگی بزرگ اروپاست
یکی از آزادترین و مجلل ترین شهرهای جهان
در سال 1933 وضعیت به کلی تغییر می کند
تظاهر، عوام فریبی و تحریک کهنه سربازان زخم خورده ی آلمان
و هورست وِسل لید SA هیتلر و نظامیان مسلحش از جمله
آلمان را در کنترل خود دارند
نازی ها از این واقعیت که آلمان شکست خورده برجای مانده بود، بهره می بردند
و حتی فکر می کردند هیتلر با مُشت برافراشته
راه حلی انقلابی برای بازگشت به روزهای اوج دارد
کمونیست های آلمان از مسکو دستور می گیرند
به این بهانه آنها سوسیال-دمکرات ها را دشمن واقعی قلمداد کردند
هیچ صلحی بین آنها ممکن نبود
بنابراین برای آخرین بار کمونیست های آلمان سرود سوسیالیست انقلابی" را خواندند"
هیتلر 30اُم ژانویه ی 1933، قانوناً به قدرت رسید
در عرض چند ماه، دیکتاتوری اش کاملاً مستحکم می شود
یعنی پیشوا می شود "Der Führer" او
:طرفدارانش نعره کشان می گویند "Heil Hitler !"
اگر چه تمام آلمانی ها کاملاً متقاعد نشده اند، اما به طور مکرر
هیتلر وطنش را با شعارهای ساده ی ناسیونالیستی به خروش می آورد
قبل از ما، آلمان خواب بود
با ما به جنبش درمی آید
و تمام آلمان پشت سر ماست
و سرانجام او بیشتر و بیشتر مردم را مسحور می کند
چرا که نیروی چشم گیری برای تحریک توده ها داشت
اما هیتلر چه می خواست؟
در کتابش "نبرد من"، به وضوح آنچه را که مأموریت هایش می نامد را شرح می دهد
به عنوان یک کهنه سرباز شکست خورده در جنگ جهانی اول اولین مأموریتش نابودی فرانسه خواهد بود
برای نابود کردن معاهده ی تحقیرآمیز ورسای که در سال 1919 بر آلمان تحمیل شد
که آلمان را از ارتش و بخشی از میهنش محروم کرد
سپس او می خواهد آنچه را که "وسعت خاک" می نامد را گسترش دهد
آلمان جمعیتی حدود 80 میلیون نفر دارد، دو برابر فرانسه
او می خواهد آلمان را به اَبَر قدرت جهان تبدیل کند آن چنان که شایسته اش است
یک آسیب شناسیِ ضد یهودی
هیتلر همچنین دست به انجام مأموریت ویژه ی پاک سازیِ نسل یهودیان می زند
Jude به اصطلاح
از نظر او یهودیان دلیل شکست آلمان در جنگ اول جهانی
تورم و بیکاری بودند
جنگ بعدی، جنگی علیه یهودیان است
آنها به "داخائو" فرستاده می شوند اولین اردوگاهِ کشتار جمعی
جایی که هیتلر در آن ضد نازی ها، کمونیست ها و سوسیال-دمکرات ها را نگه می داشت
و تمام آنهایی که با رژیم نازی مخالفت می کردند
و سرانجام هیتلر به پیوستن تمامیِ مردم آلمانی زبان به مردم تحت سلطه ی رایش می پردازد
با شروع از سرزمین مادری خودش
آنشلوس اتریش ضمیمه شد
و بلافاصله تسلیم رژیم ترور گشت، درست مثل آلمان
با گشایش یکی از مشهورترین اردوگاه های کشتار جمعی
در ماتاوزن، نزدیکِ لینز
کدام کشور قربانیِ بعدی او خواهد بود؟
چکسلاواکی همسایه، که در آن جمعیتی آلمانی ساکن است
آلمانی های سودِیتن
اما این کشور از نظر انگلیس و فرانسه، کشوری مستقل تلقی می شود
ابرهای جنگ سایه انداخته اند
در مونیخ معبد نازیسم، کنفرانس صلحی ترتیب داده می شود
در یک طرف آدولف هیتلر که بیشتر و بیشتر ترسناک می شود
و متحد او دیکتاتور ایتالیایی بنیتو موسولینی
موسولینی، بنیان گذار فاشیسم با شستشوی مغزیِ تمامیِ یک ملت
از دوران بچگی
در طرف دیگر دموکراسی های غربی
پیروز اما در هم شکسته از جنگ بزرگ
نویل چمبرلین نخست وزیر محافظه کار بریتانیا
و نخست وزیر سوسیالیست رادیکال فرانسه، ادوارد دالادیه
می خواهند صلح پایدار بماند
آنها مجبور به قبول "غیر قابل قبول" شدند
ایالت سودِیتن لندِ چک را به هیتلر واگذار کردند
در مقابل قول رسمیِ هیتلر مبنی بر اینکه ادعای مالکیت
بر کشور اروپاییِ دیگری را نداشته باشد
اما قول هیتلر چه ارزشی داشت؟
شش ماه بعد او بقیه ی چکسلاواکی را تسخیر می کند
و وارد پراگ می شود با مشاوره ی مارشال هرمان گورینگ
گورینگ، خلبان سابق جنگنده در جنگ جهانی اول
یکی از بنیان گذاران حزب نازی، اکنون فرمانده ی نیروی هوایی ست
و یک "اوگا" ست یعنی سعی در فریب دادن بچه های چک دارد
هیتلر دیگر به بهانه ی پیوستن مردم آلمانی زبان نیاز ندارد
صنعت قدرتمند چک برای او کار خواهد کرد
چرا از آن سود نَبَرد؟
متفقین که اجازه داده اند
اتحاد جماهیر شوروی، تنها قدرت بزرگ باقیمانده در آن همسایگی ست که برای مقابله با هیتلر باقی مانده است
کشوری که از قدیم با فرانسه همکاری های متقابل دارد
اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، نام رسمیِ
روسیه ی کمونیستی و جمهوری های متعلق به آن است
راهپیمایی توده ها در میدان سرخ، نقابی ست که چهره ی واقعیِ دیکتاتوریِ بی رحمِ استالین را می پوشاند
چرا که میلیون ها انسان بینوا را به اردوگاه های کار اجباری می فرستاد
گولاگ
صنعتی کردن و به زور نظامی کردن شوروی را به قدرتی بزرگ تبدیل کرده بود
با وجود ترس از کمونیسم، قدرت های غربی دست به دامان شوروی شدند
هیتلر می خواهد آنها را له کند
در تابستان 1939 در ویلای برختسگادن
همراه با وزیر امور خارجه اش، یواخیم فون ریبنتراپ
قراردادی را آماده می کند
هیتلر که قسم خورده، کمونیسم را نابود کند فون ریبنتراپ را به عنوان نماینده ی دولت نازی به مسکو می فرستد
تا قراردادی تاریخی را با بدترین دشمنش امضا کند
وقتی وزیر امور خارجه ی استالین، مولوتوف قرارداد صلح آلمان-شوروی را امضا می کند
در واقع کمونیست ها کاملاً عقب نشینی می کنند همچون اعضای این حزب فرانسوی
آگوست 1939 است و مردم در فرانسه اولین تعطیلیشان را جشن می گیرند
یکی از پیروزی های جبهه ی بزرگ سوسیالیست
یکی از دلایل قبول این قرارداد غیر عادلانه؟
شوروی جواب می دهد که استالین برای وقت قمار می کند
بگذار هیتلر و قدرت های غربی همدیگر را نابود کنند
شاید استالین که می خواست کشورهای بالتیک و بخشی از لهستان را بگیرد
چنین خیالی را در سر می پروراند که می تواند برای همیشه اروپا را با هیتلر تقسیم کند
در سال 1936 کنگره ی ایالات متحده عمل بی طرفانه ای را انجام داد
تا اروپا یک بار دیگر صحنه ی جنگ نشود
بنابراین بدون ترس از چیزی، چه ایالات متحده چه روسیه
هیتلر تصمیم می گیرد آنچه را که "اوج شرارت معاهده ی ورسای" می نامد را زیر پا بگذارد
"دالانِ دَنزیگ"
در سال 1919، کشور آلمان به دو قسمت تقسیم شد
به این منظور که لهستان به دریا دسترسی پیدا کند
هیتلر تصمیم می گیرد به لهستان حمله کند تا دَنزیگ را پس بگیرد
1سپتامبر 1939
ساعت 5:35 صبح
اولین شعله های آتش جنگ جهانی دوم، بر روی دَنزیگ فرو می ریزند
هیتلر متقاعد شده که فرانسوی ها و بریتانیایی ها واکنش نشان نمی دهند
دو کشور بلافاصله ملاقاتی ترتیب دادند و به او اعلام اولتیماتوم کردند
که تمامیِ عملیات های نظامی علیه لهستان را متوقف کند
هیتلر پاسخ می دهد "!دشمنان ما، کرم های کوچکی هستند"
و می افزاید "چه کسی می خواهد در باتلاق یک جنگ جهانی فرو رود به خاطر دَنزیگ!؟"
سوم سپتامبر 1939
ساعت 11 صبح، سفیر بریتانیای کبیر در برلین شروع جنگ را اعلام می کند
ساعت 5 بعد از ظهر، فرانسه به آلمان اعلان جنگ می کند
هیتلر به سختی می تواند باور کند
ژنرال های آلمانی خود را با بدترین سناریوی ممکن رودررو می بینند
جنگ در دو جبهه
اما مرگ تاوان پیروزی ست
هیتلر "ورماخت" را اعزام می کند نیروهای مسلح آلمان نازی
به لهستان
ورود به میدان نبرد با تسلیحات قدیمی !سواره نظام لهستان به جنگ تانک های آلمان می رود
و همگی سلاخی می شوند
پاریس، مردم روانه ی ایستگاه قطار می شوند
بسیاری از این مردان، 25 سال پیش با همین اعلامیه ها، اعزام شده بودند
در فضایی کاملاً متفاوت
در آگوست 1914 آنها با عزمی راسخ به پیشواز جنگ رفتند
با گل هایی در لوله ی تفنگ هایشان
اما این بار نه گلی در کار بود
و نه تفنگی
هیچ کس نمی خواست در این جنگ شرکت کند
4میلیون نفر اعزام شدند
بیشترشان کشاورز بودند فرانسه هنوز هم عمدتاً روستایی بود
آنها پیاده به سوی مرزهای آلمان سرازیر شدند در حالی که افسرانشان سوار بر اسب بودند
ارتش هنوز هم شدیداً متکی به اسب ها بود بنابراین از سراسر کشور درخواست دادند
موتوریزه کردن رواج پیدا نکرده بود
گاستون سیرِک، راننده ی یکی از این کامیون های قدیمی
:با تایرهای جامد سنگین، به یاد می آورد
تجهیزات تا این اندازه کم بود ما برای دو نفر در هر کامیون، یک تفنگ داشتیم
جعبه ای شامل 10 گلوله داشتیم که مجبور بودیم بازش نکنیم
رقت انگیز بود
اگر چیزی لازم داشتیم قرض می گرفتیم
اما از میان "بوش" ها دوستی پیدا نمی شد
بوش، اصطلاحی تحقیرآمیز بود که در جنگ قبلی به سربازان آلمانی گفته می شد
هم نامیده می شدند "Vert De Gris" آنها که به زبان فرانسوی یعنی خاکستری پوش ها
رنگ یونیفورم هایشان که آنها را قادر به استتار با محیط اطراف می کرد
اما این سربازان که بودند؟
بگذارید برای مثال یکی از این جوانان آلمانی را انتخاب کنیم که در حال رژه رفتن می خواند
پرچم مان پیشرومان است پرچم مان عصر جدیدی ست
پرچم مان قوی تر از مرگ است
نامش آگوست فون کاگنک است :او می نویسد
من فکر می کردم خدمت نظامی انتخاب درستی ست والدینم هم این گونه فکر می کردند
:پدرم می گفت لااقل می توانی دهانت را باز کنی و هر چه دلت می خواهد بگویی
و مجبور نیستی سلام نازی بدی
در سپتامبر 1939، آگوست فون کاگنک همچنان به عنوان فرمانده ی تانک تحت آموزش است
:او می نویسد
پدرم که یک ژنرال بود به من می گفت
فرانسوی ها 40 لشکر در مرزشان دارند ما 15 لشکر داریم
بقیه ی نیروها همه در لهستان اند 500هزار نفر علیه 200 هزار نفر
نسبت آنها به ما 2 به 1 است
نیروهای فرانسوی هفتم سپتامبر 1939 حمله را آغاز می کنند
No comments yet. Be the first to leave one.