The Spirit of the Beehive (El espíritu de la colmena)

The Spirit of the Beehive (El espíritu de la colmena)

El espíritu de la colmena

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Spirit of the Beehive 720p bluray
A Commentary by D3m@h
The Spirit of the Beehive 720p bluray

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2013-11-09
Downloads: 70
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

The Spirit of the Beehive روح کــــــندويِ عسل

"...يکي بود يکي نبود"

،مکاني در نواحي دشت کاسيليان" "...در حدود سال 1940

!فيلم داره مياد !فيلم داره مياد

.الان پرتتون مي کنم پايين، پسرا

حالت چطوره ؟

داري چکار مي کني ؟ !بريد اون طرف

!اونارو ببين، يه عالمه فيلم

.بذاريد رد شم

فيلمش در مورد چيه ؟ - فيلم ؟ -

.فيلمش حرف نداره

فيلم وحشتناکه ؟

تموم شد ؟

فيلم گاوچروني (وسترن) هستش ؟

.فيلم خيلي زيبائيه

توش سرخپوست هم هست ؟

!فيلمش فوق العاده ـست .بهترين فيلميه که تا حالا به اين شهر آوردم

.حتي نمي تونيد تصورشُ بکنيد

تنها چيزي که مي تونم بگم اينه که !شاهکاره

،امروز بعد از ظهر ،در سالن ِ نمايش شهر

ساعت 5

...قرار است يک نمايش ويژه

.از "فرانکشتاين" پخش شود فرانکشتاين*: شخصيت هيولا ي رمّاني به همين نام از ماري شلي؛ که فيلم هاي متعددي بر اساس آن ساخته شده است

...مبلغ بليط نمايش

،براي بزرگسالان 1 پِسِتا

و براي بچه ها 2 رئالِز؛

اوضاع چطوره، "توماسا" ؟

.اميدوارم فيلم اين دفعه فيلمِ خوبي باشه

.فيلمش فوق العاده ـست

.آتيش راه نندازي الان

. مراقب اون منقل باش

تهيه کنندگان فيلم دوست نداشتن که ...اين فيلم رو

.بدون هيچگونه مقدمه اي ارائه کنند

،اين داستان زندگي دکتر فرانکشتاين است

...يک دانشمند

،که سعي در خلق کردن موجودي زنده دارد

بدون اينکه به عاقبت کارش واقف باشد؛ .چون اين کاريست که فقط خدا مي تواند انجام دهد

.اين يکي از عجيب ترين داستان هاييست که تاکنون گفته شده

.اين داستان در مورد راز بزرگِ آفرينش است

.زندگي و مرگ

.خودتون رو آماده کنيد

،ممکنه بعد از ديدنش شوکه بشيد

.يا حتي به شدت وحشت زده

کمتر فيلمي در دنيا ساخته شده .که بتونه همچين تأثيري روي بيننده بذاره

:ولي يه نصيحت از من به شما

.زياد جدي نگيريدش

اگرچه هيچ چيزي نمي تونه ،اون لحظات خوشي که با هم داشتيم رو برگردونه

ولي من هميشه از خدا مي خوام که .دوباره توفيق ديدارتو نصيب من کنه

...از وقتي که ما در زمان جنگ از هم جدا شديم

،اين دعاي هميشگيِ من بوده

و همچنان در اين مکان پست و دور افتاده اين تنها دعاي من است؛

جايي که من و "فرناندو" و دخترا .تمام سعي ـمان اين است که زنده بمانيم

از اون خونه اي که مي شناختي .الان فقط چندتا ديوار مونده

اغلب شگفت زده ميشم وقتي با خودم فکر مي کنم .چه به سر روزهاي در اونجا بودنمون اومد

نمي گم که دلم براي اون روزها تنگ نشده؛

...ولي بعد از اتفاقاتي که در اين چند سال اخير بين ما گذشت

.سخته که احساس دلتنگي بکني...

،ولي بعضي وقت ها ...که نگاه دور و برم مي کنم

و مي بينم که... ،چه چيزها از دست دادم

،چقدر ويران شدم ،چقدر افسردگي و غم داشتم

يه حسي بهم ميگه ...شايد ما واقعن توانايي حس کردن زندگي رو

.در طي اين دوران از دست داده ايم

حتي نمي دونم که .آيا اين نامه به دست تو خواهد رسيد يا نه

...خبر هايي که از بيرون به دست ما ميرسه

.خيلي کم و گيج کننده ـست

،لطفن جواب نامه رو زود بده

.تا بدونم که هنوز زنده اي

."با عشق؛ "تِرِسا

.بشين

.بشين

ديدي ؟ !اون حرف هاي منو مي فهمه

!نگاش کن

. "ترسا"

. "ميلاگروس"

همسرم رو نديدي ؟

.فکر کنم يه چند دقيقه پيش رفت بيرون از خونه

دخترا کجا هستند ؟ - .رفتن فيلم ببينند -

تو خونه چيزي واسه خوردن هست ؟

.معلومه که هست

ولي بهتره در وقت هميشگي غذا بخوري؛

.بهتره صبر کني

.بشين، دکتر

.صبور باش

انتظار داشتي به همين سرعت نتيجه بگيري ؟

بايد تمام حواست به مخلوقت باشه .و با دقت بررسيش کني

گوش کن چي مي گم؛ .اين ممکنه خيلي خطرناک باشه

خطرناک ؟

هيچوقت توي زندگيت نخواستي که ريسک کني ؟

اگر هيچکس براي پي بردن به ماوراي اين قضايا تلاشي نکنه چي ؟

تو هيچ وقت دوست نداشتي که ماوراي ستاره ها و ابر ها رو ببيني ؟

يا مثلن چه چيزي باعث رشد درخت ها ميشه ؟

يا چکار ميشه که تاريکي به روشنايي تبديل ميشه ؟

ولي در اين دوره زمونه اگر حرفي از اين ها به ميون بياري، مردم تورو ديوانه صدا مي زنند؛

...اگه مي تونستم فقط يکي از اين سوال ها رو جواب بدم

...مثلن مي تونستم بفهمم "ابديّت" چيه

دگه اهميت نمي دادم که .که مردم منو ديوانه صدا بزنند

،تو الان جووني دوست من .موفقيت ِ الانت باعث شده زيادي سرخوش بشي

.بهتره از خواب بيدار شي و واقعيت رو ببيني

...ما اينجا يه هيولا داريم که مغزش

.بايد بهش فرصت بدي تا مغزش کامل بشه

.اين واقعن يه مغز عاليه، دکتر

بايد بدوني که .اين مغز رو از آزمايشگاه خودت برداشتم

...مغزي که از آزمايشگاه من دزديده شده بود

!متعلق به يک جنايتکار بود...

خيلي طول ميکشه، بابا ؟ - .نه، فقط ميخوام ديوار رو تعمير کنم -

باهام بازي نمي کني ؟

.نه عزيزم کار دارم

.برو با بچه گربه ات بازي کن

.خداحافظ، بابايي - .خداحافظ -

.بچه ي خوبي باشي

کي هستي ؟

.من ماريا هستم

با من بازي مي کني ؟

يکي از اين گل ها رو مي خواي ؟

.اين واسه تو، اين واسه من

.مثل قايق ـه

مي بيني چطور روي آب حرکت مي کنه ؟

.آماده شو، ماريا

من ميرم سقف رو چک کنم

.و بعش ميام که بريم به روستا

. "ايزابل"

چرا اون دختر رو کشت ؟

چرا اون مَرده دختره رو کشت ؟

!ساکت

.بعد بهت مي گم

! من فرانکشتاين هستم

پروردگارا؛

،به نشان اين صليب مقدس

.ما را از گزند دشمنان در امان دار

،به حق پدر، پسر و روح مقدس .آمين

کبريت هارو کجا گذاشتي ؟

.توي کشو

چيه ؟

چيزي که اون موقع مي خواستي بهم بگي رو .الان بگو

چيو مي خواستم بگم ؟ - .در مورد فيلم -

.الان نه. فردا

.الان بگو .بهم قول دادي

،چرا اون مرد دختره رو کشت

و چرا بعدش مردم اون مَرده رو کشتند ؟

.خودت هم نمي دوني .دروغگو

،اونو نکشتند .اون مَرده هم دختره رو نکشت

از کجا مي دوني ؟

از کجا مي دوني که اونا نمردند ؟

.همه چي توي فيلم الکيه

.همشون ساختگيه

علاوه بر اون .خودم ديدم که زنده ـست

کجا ديديش ؟

.يه جايي نزديک روستا

.مردم نمي تونند ببيننش

.فقط شب ها از خونه اش مياد بيرون

اون يه شبح ـه ؟

.نه، اون يه روح ـه

مثل روحِ "دونا لوسيا" ؟

.آره، ولي روح ها جسم ندارند

.براي همين نميشه اونا رو کشت

.ولي اوني که توي فيلم بود جسم داشت

.دست و پا داشت

.همه چي داشت

اون يه لباسه که وقتي .مي خوان بيان بيرون مي پوشنش

اگه اون فقط شب ها مياد بيرون پس تو چطوري مي توني باهاش حرف بزني ؟

،گفتم که .اون يه روحه

...اگه باهاش دوست باشي

.هروقت بخواي مي توني باهاش حرف بزني...

فقط کافيه چشماتو ببندي

.و صداش کني

"منم، "آنا

"منم، "آنا

،اخيراً به شخصي کندوي شيشه ايم را نشان دادم"

با آن حرکات و فعاليت هاي منظم ...که همچون چرخ دنده هاي يک يک ساعت بود

کسي که سرآسيمگي ِ هميشگيِ ،کندوي عسل را ديده بود

،آن راز اسرار آميز ... آن اضطراب ديوانه وار ِ

زنبور هاي پرستار ،در اطراف کندو

،آن پل ها و پلکان مملو از عسل

،آن تاخت و تاز پر شور در اطراف زنبور ملکه

،آن کار گروهيِ بي پايان و مکرر

،آن رنج و زحمت مداوم و بيهوده

،آن گرما و هيجاني که مدام در حال گذران است

،آن وقت خوابي که هميشه ناديده گرفته ميشود

،آن تخريب و تحليل از روز کاري بعد

و عاقبت آخرين آرامش ِ حاصل از مرگ

دور از مکاني که ...نه مريضي را تحمل مي کند نه قبر را

،کسي که اين چيزها را ديده بود

،بعد از اولين حيرت و سرگشتگي که بر او سپري شد

سريعاً به دور دست نگاه کرد

همراه با نگاهي سرشار از ".غم و وحشت ِ غير قابل وصف

دو به اضافه ي دو مي شود 4

چهار به اضافه ي دو مي شود 6

شش به اضافه دو مي شود 8 و به اضافه ي هشت مي شود 16

به اضافه ي 8 مي شود 24 به اضافه ي 8 مي شود 32

.اي ارواح مقدس، ما در مقابلت زانو مي زنيم

.خيله خب .وسايلتون رو جمع کنيد

!ساکت

!ساکت

.وگرنه آقاي "خوزه" عصباني ميشه

.صبح بخير آقاي خوزه

!طفلکي آقاي خوزه

کي به اين وضع انداختتش ؟

More Farsi Persian subtitles for The Spirit of the Beehive (El espíritu de la colmena)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left