The first 200 lines.
« كاخ باكينگهام، 1947 »
در جهت ملیسازی هویت بريتانيايي خود، والاحضرت
شاهزاده فیلیپِ یونان و دانمارک
...ملیت یونانی - اینجا، قربان -
و از تمام القاب خارجي خویش چشمپوشي ميكند
از این پس، او با نام ستوان نیروی دریایی سلطنتی فيلیپ مونتبتن، شناخته میشود
و اینجا
...فيلیپ مونتبتن
...من
...من
...من
،من به تو و وارثانت نوادگان مذكر
،فرزندان قانونیات ،مقامهاي بارون گرینویچ
،ارلِ مِریونِس دوکِ ادينبرا
و شوالیهي سلطنتی
و اصیل رتبهي گارتر رو اهدا میکنم
تبریک میگم - ممنون، قربان -
كارت خوب بود - ممنون -
بله
و؟
.كار اونا تموم شد كار منم تموم شد
گمونم جاي من یه "مارکیز" خوشتیپِ کمتجربه صاحبِ
دشتهایِ باقرقرهدارِ شهر اسکاتیش بوردرزُ ترجیح میدادن
مطمئنی یکی از اونا رو ترجیح نمیدی؟
یکی با مقام بالاتر، جایِ یه احمقِ آلماني آواره؟
نه
همچین شوهري که میگی بدرد نمیخوره
واقعاً باید سیگار بکشی؟ میدونی چقدر از سیگار بدم میاد
حیف. چون من خیلی ازش خوشم میاد
،ولی، مثل هزار تا چیز دیگه بخاطر تو میذارمش کنار
خب، هنوز ۲۴ساعت وقت داری که نظرت رو عوض کنی
بنظرت بعد از همهي این جريانات میتونم نظرم رو عوض کنم؟
نه. کار از کار گذشته
با امضاء اون مدارک حقوقم رو باختم - یا ارزندهترین جایزهی دنیا رو بُردی -
اونها قطعاً نظرشون همینه
قربان
نظر من هم همینه
بپا
فردا میبینمت
سعی کن یکم بخوابی
تو هم همینطور
جشن آخرين روز مجرديِ یه افسر نیروي دریایی؟ دلم میخواد ولی خیلی بعیده
ممنون
و عرفان (Ali99) زيرنويس از علی
یه سؤال از جفتتون دارم
دیروز صبح توی آبِ دهنم لکههای خون بود
باید نگران باشم؟ - خب، من که دکتر نیستم، قربان -
...قربان، اگر فقط لکههای خون بودن - فقط لکه بود -
.احتمالاً فقط بخاطر سرمای هواست سردی هوا درست به ته گلویِ آدم میرسه
سرمایِ هوا. نظر منم همین بود
کالسکه هم سرده، پیتر
ترتیب دادم چند تا شيشه آبجوش هم بذارن توی کالسکه، قربان
اوه، باریکلا
!محض رضای خدا، جیمز
داری یه کاری میکنی که باز کردن !این یقه برام عذاب جهنم بشه
ببخشید، قربان. تقریباً بسته بودمش - !داری عمدی سفتـش میکنی -
حالا، قربان، اجازه نمیدیم چیزی به کوچکی یه يقه بستن آزرده خاطرمون کنه، مگه نه؟
،نه، ممنون، جیمز. قربان به جلو نگاه کنین. چونه بالا
خانم جوونی بود به اسم سالی
که از گاه و بیگاه گذرونهای ،وقت میبرد چه حالی
مینشست توی بغل یه مردِ کیردرازی
"قربان! تو مرد رؤیای منی " این رو میگفت به زاری
صحیح
،كنتسي پير از " برِي" بود
...و
وقتي بگم ممكنه جا بخورین
که علیرغم جايگاه، طبقه و ...سطح تحصيلات بالاش
اعلیحضرت
...همیشه کُس رو با "ص" مینوشت
اجازه میفرمایین؟
چه خوشکل شدی
مشکلی پیش نمیاد
خیلیخب
شروع شد
آروم
ما آخرین نفریم؟
بله، قربان - خوبه -
بفرما، وینستون - صبرکن، صبرکن، صبرکن -
!حالا
وینستون خجالت سرش نمیشه؟
،این یه جشن ازدواج سلطنتیـه نه مجادله انتخاباتی
رفتارش خفتآورـه
اما باید اون رو تحسين کرد
.اونم اتلیِ پیرِ بیچاره نخستوزیرمونـه
هیچکس به احترامش از سر جاش بلند نشد - آره -
نه، نه
وینستون هنوز فکر میکنه لقب پدرِ ملت رو داره
.اینا همهش جشن پیروزی مونتبتنـه همهاش برنامه خودشه
مردی که "هند" رو از دست داد
خانمها و آقایان
همگی اینجا در پیشگاه خداوند گردِ هم آمدیم
،و در مقابلِ این حضار
...تا این مرد و زن را در این
عروسی مقدس به نکاح هم درآوریم
چه کسی دست اين زن رو در دست این مرد ميذاره؟
...من، فیلیپ - ...من، فیلیپ -
تو را، الیزابت الکساندرا مری برمیگزینم
تو را، الیزابت الکساندرا مری برمیگزینم
میدونی چرا ۳تا خواهرش اینجا نیستن؟
!چون همهشون با نازیها وصلت کردن - !خـفـهشو -
!نازیهایِ برجسته
...من، الیزابت الکساندرا مری
...من، الیزابت الکساندرا مری
...تو را، فیلیپ
...تو را، فیلیپ
بعنوان همسر قانونی خود برمیگزینم
بعنوان همسر قانونی خود برمیگزینم
...تا از امروز به بعد
...تا از امروز به بعد
...تا از امروز به بعد
...تو را در کنار خود داشته باشم
...تو را در کنار خود داشته باشم
...در هنگام بهترینها و بدترینها - ...در هنگام بهترینها و بدترینها -
...در هنگام تنگدستی و ثروت - ...در هنگام تنگدستی و ثروت -
...درهنگام بیماری و سلامتی - ...درهنگام بیماری و سلامتی -
به تو عشق بورزم، تو را ستایش کنم و فرمانبُردارِ تو باشم
فرمانبردار"؟" - خودش اصرار کرد -
دربارهاش بحث شده
و فرمانبُردار تو باشم
به تو عشق بورزم، تو را ستایش کنم ...و فرمانبُردار تو باشم
تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند - تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند -
محشرـه - ...والاحضرت -
.بايد اعتراف كرد كاملاً یه پیروزیـه
هيچ شخصي موافق این وصلت نبود
هیچ متحدی نه در دربار يا حکومت نداشت
با اين حال همه اينجاييم
.معرکهست میشه خانوادهي داماد بیان برای عکس، لطفاً؟
همهمون رو بازي داد
و چندان زحمتي هم نكشيد
دستبالا میگیریش - تو دستکم میگیريش -
،خب، در 48ساعت گذشته حقیقت معلوم شده
با وجود خونوادهي فیلیپ
یه نگاه به مادرش انداختی؟
شنيدم، تازه از آسایشگاه اومد بیرون - و حالا مثلِ یه راهبه لباش پوشیده -
...آمادهاین؟ یک - یه راهبهی آلمانی -
یک، دو، سه
عالیه
.به من نگاه کنین، لطفاً آمادهاین؟
واقعاً فوقالعاده شد. ممنون، ممنون
علياحضرتين
.واقعاً دلرباست آمادهای؟
ممنون
این چیه؟ - این هدیه از سمت منـه -
ميتونم بازش کنم؟ - اوهوم -
!وای، باباجون
...اگر
ازدواجت به اندازهی ازدواج من سعادتمند باشه
نمیخوام حتی ذرهاي ازش رو هم از دست بدی
لیلیبِت؟ منتظرن
ممنون
بذارش داخل
برتی؟ - آمادهای؟ -
همه آمادهان؟ مارگارت؟
قربان - ممنون -
ممنون
!پادشاه رو میخوایم !پادشاه رو میخوایم
« 12 ماه بعد »
« 8 ماه بارداري، ساحل سيديل »
« فيليپ و چارلز، جزيرهي لينديسفارن »
« "غسل تعميد "اَن »
« فيلم خانوادگي، قلعهي بارمورال »
« تيم پاروزني، مالت 1951 »
فينال مسابقات پاروزني» « نيروي دريايي سلطنتي، مالت
پارو بزنین! پارو بزنین، حرومزادهها
همگی برین داخل. داریم شروع میکنیم
خیلی ممنون که قدمرنجه کردین !وای، چه خوب، شما هم اومدین
.خب، يالا، شما دو نفر، برین داخل بدون شما نمیتونیم شروع کنیم
یالا، پسرا - بله، خانم -
ممنون
،خانمها و آقایان، لطفاً به احترام والاحضرت شاهدخت الیزابت سکوت کنین
ممنون، مارتین
همانطور که مطمئنم همهتون میدونین
همسر عزیز من به زودی دیگه ستوان مونتبتن نخواهد بود
بلکه دریابان مونتبتن خواهد بود
خیلی ممنون
مهمونیای که ترتیب دادم، شامل دوختن !اون درجه روی یونیفورمت هم میشه
.نصفِ درجهست، عزیزم نصفِ درجهست، آقایون
بنابراین من از دو تا از مهمترین افراد خواستم بیان تا مراسم معارفه رو انجام بدن
الو؟ چارتریز. بله؟
خیلی خوب
.برو که بریم !چه پسر خوبی، چارلز، آفرین
ممنون. ممنون. ممنون
تماس مهمی از لندن گرفته شده، خانم
!چارلز! اَن
بچهها. صبر کنین. صبر کنین
توی اتاق پذیرایی سبز منتظرن، خانم
صحیح - بابابزرگ کجاست؟ -
طبقهي بالا پیش دکترهاست
حالا، تو پیش خانم پرستار منتظر باش و ما هم یه دقیقه دیگه برمیگردیم
چارلز، صبر کن. بیا اینجا. باشه؟
مادر جان - خیلی خوشحالم اینجایی -
هر چه زودتر خودمون رو رسوندیم - میدونم -
...خانم، واقعاً متأسفم - مادربزرگ -
دارن عملش میکنن
دو ساعتی میشه
دکتر اومد
باعت خرسندیم هست که اعلام کنم عمل با موفقیت انجام شده
و شرایط حیاتیِ پس از جراحیِ اعلیحضرت رضایتبخشـه
ممنون، دکتر
خبر خوبیـه، مگه نه؟ آره. تو خوبی؟
No comments yet. Be the first to leave one.