The first 200 lines.
آنچه گذشت نشانه های استرس پس از حادثه است
من تنهام ، از مغز خودم هم می ترسم
هر شب کابوس دارم می بینم و فقط تو خواب نیست
تموم شد ، متاسفم که داریم به قهقرا می ریم
من آماده ام لیز متاسفم ، من نیستم
من کلیدات رو نگه میدارم چون یکی باید
بیاد و کثیف کاری بعد از ترکوندن مغزت رو جمع کنه
عقب وایسا
پس ، می خواهی بپرسی که تیراندازی به کسی چه حسی داره باشه ، می پرسم
بهتر از مرتبه آخر
ترجمه زیرنویس از میلاد محمدی
زودباش
با اون موفق باشی
افسر پلیس از پا در میاد
یا خدا
فکر کنم اون پشت کارشو انجام داد تاخیر
[پناهگاه خیابان برُک ، مذکر سفید پوست ، چهارده یا پانزده سال ـه]
پاپا چارلی وان در راهیم
پنجره رو بده پایین ما یکم هوا می خوایم
چه خبر؟
بچه خیابونی ، گفته که بچه ـهه مال خودش نیست
اما زمانی که کارگره درخواست می کنه بده به اون به اون نشون میده
یک نوع ریش تراش یک تیغ انتهای یک مسواک
صدمه دیده؟ همین آشفته بازای که می بینی
پسرـه کجاست؟ داخل ـه؟ رفت
بچه ـهه کجاست؟ همراش
گذاشتی بره؟ نمی تونستیم آرومش کنیم
نمی تونستیم به اندازه کافی نزدیکش بشیم تا بجه ـهه رو بگیریم من نمی خواستم
خطر کنم تا بچه ـهه آسیب ببینه اون داشت می دوید ، بندازش
و درست الان ، ما مجبور بودیم از پیاده رو یک بچه نازنازی رو جمع کنیم
پس آره ، گذاشتم بره باشه ، کدوم طرفی؟
گزارش بچه گمشده نداریم
در تمام شهر؟ در تمام کشور ، بازرس
فکر کنم بهتره که اعلامیه عمومی بچه دزدی بدیم پناهگاه به شما یک توصیفی
از بچه خیابونی داده؟ مذکر سفید پوست ، چهارده ساله
موهای قهوه ای پر پشت ، ژاکت سبز ، تلو تلو خوران
بچه ـهه یک پتوی صورتی با یک پینه دوز یا همچین چیزی داشته
ویک چیز اسباب بازی گوسفند شکلی خیلی خب ، یک هشدار عمومی بدین
بهش مسلح و خطرناک هم اضافه کنین
پسرـه از عصبانیت منفجر شده بود
فکر می کنی داره به صداهای تو سرش جواب میده؟
می تونه باشه
جنون به بچه های نوجوون درخشندگی میده
خب ، بهتره امیدوار باشیم که صداها بهش دارن میگن بچه ـهه رو فعلا نگهداره
ژاکت سبز
پتوی صورتی تیره
هی ، اون چیه؟
نشانه رو جاده
هر جائی بچه ـهه می تونه رفته باشه
بَرّه بایستی حتما بِره اونها دور نیستن
از چی فرار می کرده؟ نیم مایل؟
بچه ـهه بهش احساس سنگینی تو بازوش میده
تکون و ضربه می خوره ، پس گریه می کنه اما نمی تونه متوقفش کنه
اون ادامه میده سه انتخاب داره
می تونه بزاره بچه ـهه گریه کنه و توجه بیشتری کنه می تونه بچه رو ول
یه ناکجا آباد و بزاره بره یا گریه بچه ـهه رو متوقف کنه ، اما چطوری؟
بطری ، پستونک ، کهنه عوض کردن؟
که پولی نداره و نمی تونی برای بچه ـهه توضیح بدی
آخرین باری که دیدم پیشنهاد دادم که ده دلار میدم تا موهای سینم بره
این پسرـه ، اجازه نداد بچه ـهه بره
قبلش ، پس الان هم اجازه نمیده بره
اما اون جیغ می کشه و هر کسی متوجه میشه
اونها متوجه میشن چرا اونها متوجه میشن؟
چرا اونها متوجه میشن؟ خب خب تو الان رفتارت عجیب شده
هر کسی بهش نگاه عاقلان اندر صفی می کنه اون نمی تونه بپذیره
چکار می کنه؟ چکار می خواهد
می خواهد اونجا پنهان بشه
بچه ـهه به شدت گریه می کنه که این خوبه
من مطمئن نیستم که اون جنون داشته باشه
بیشتر شبیه به موتور و صداهای غیر عادی ـست علائم تورِت
سلام یارو ، مشکلی نیست
اسم من آیدان بلک ـه من افسر پلیس هستم
فقط می خواهم صحبت کنم می تونیم؟
مثل اینکه کسی ناخوش احوالت کرده ، تو خوبی؟
اسمت چی ـه؟
تِرِی
تِرِی ، می تونم ازت درخواست کنم اون تیغه رو بذاری زمین؟
مثل اینکه همراهت یه دوست کوچولو هم داری
اسمش چی ـه؟
رُز رُز چند وقت ـه همراهت ـه؟
از دیشب من ندزدیدمش
من فقط ، من فقط پیداش کردم آره ، نه
این که خوب ـه تو پیداش کردی
اما اون به نظر می رسه خیلی کوچیک ـه
شاید بهتر باشه برگردونیش پیش مادرش ، چی فکر می کنی؟
تِرِی ، من یک دوست با خودم آوردم
اون یک دکترـه ، اسمش هم دنیلا ـست سلام تِرِی
اون فقط می خواد بیاد و ببینه حال بچه ـهه خوبه
اما تِرِی ، اول ، ازت می خواهم که اون تیغه رو بزاری زمین
باشه؟
من یکم دارم نزدیکتر میشم
من نمی خواهم نه
من نمی خواهم بگیرمش
من نمی خواهم بگیرمش من فقط می خواهم ببینمش
آفرین تِرِی آفرین پسر خوب ، آفرین پسر خوب
اون خوب ـه؟
حالش خوب ـه
اونها بچه رو دارن ، دختر بچه کوچیک من هشدار عمومی رو کنسلش کردم
عالیه ، به دنیلا بگو که درخواست آزمایش خونه در سنت اِستفین بکنه
ما می تونیم با استفاده از دی.اِن.اِی بچه و سیستم جنائی جدیدمون
ببینن که والدینش در لیست افراد ما هست یا خیر
هی ، بهشون بگو ، کارشون خوب بود
پس اون اونجا دراز کشیده بود
اینجا ، داخل این
تو اینجا پیداش کردی ، داخل کیف؟
این که خوب ـه تِرِی
این خوب ـه که ما رو آوردی اینجا
می دونم تمام شب از رُز مراقبت کردی اما
اما اون بچه تو نیست
و نمی تونی نگهش داری اینو می دونی ، آره؟
شاید وقتش باشه که بدیش به دنیلا تو چی فکر می کنی؟
بچه ها عیوبی که ما در خودمون می بینیم رو نمی بینن
احساس خوبی برای یک دگرگونی می کنن
متاسفم ، نمی تونم متوقفش کنم
مشکلی نیست ، من می فهمم مثل غلغلک تو گلوـت می مونه
دیر یا زود ، تو سرفه می کنی ، درسته؟
کی تو رو زده؟
دو نفر اونطوری که من پشتشون می رفتم دوست نداشتم
خب ، من طوری دوست دارم که تو دنبال بچه رفتی ، تِرِی
تو کار خوبی کردی مرد
متشکرم
خیلی خب ، ما یک برچسب مسافر خالی داریم چرا ما این رو برنگردونیم به دادگاه
ببنیم ، می تونیم مادرش رو شناسائی کنیم چی؟
نچرخ
پشت سرت ، دختر نوجوون ، دراز ، موهای تیره
به نظر فقط یکم به ما علاقه منده
صبر کن ، وایسا
صبر کن
اون حدودای 15 سالش ـه ، موهای قهوه ای تیره ، یه طورائی فرفری
اون داشت ما رو از نزدیک نگاه می کرد و گذاشت رفت زمانی که دید من دارم میرم پیشش
متشکرم ، پاپی کاراگاه بلک
دکتر یک نسخه برای تِرِی تجویز کرده این نمی تونه تورِت رو درمان کنه
اما اثرش رو کم می کنه ، باشه من میرم با افسری صحبت کنم
که تو پناهگاه بود ، ببینم می تونم اتهامات رو کم کنم یا کلا بی خیال بشن، باشه؟
اون از بطری خوشش میاد
مالتی اندرسون محافظت از بچه ها
شما دکتر رایدلی هستید؟ آره ، متاسفم ، دستام بنده ، باشه
این دختر بی نام ماست؟
رُز سلام رُزی ، رُز
درسته
باشه ، خب ، میشه؟
سلام عزیزم
صبر کن
متشکرم سلام کدو تنبل
من این تعقیب کننده رو می شناسم اسمش جان ـه
و جان تورِت داره ، و اگر شما اون رو سر کار یا خونه دیدید
کلمات رکیک می گه
یا هر جائی وِلو می کنه خودشو
اما زمانی که وارد دادگاه شد خبری از عادتاش نبود
منظورم اینه که ،من دیدم که هیئت منصفه حتی ازش خوششون اومد
بعد زمانی که داشت از دادگاه خارج می شد
عادتاش برگشتن
اما می دونی ، اون زن و بچه ای داره که دوستشون داره
با این وجود دست پاچگیش ، مجموعه کراوات
تِرِی ، پرستار لیلیا می خواهد تو رو به طبقه دوم ببره
اونجا یک کارگر خدمات اجتماعی هست کسی که کمکت می کنه بفهمی از اینجا کجا میری
باشه؟ همراهم ، در صورت نیاز
کاراگاه ، یک نکته ایست که یک کودک
در گروگان یک بچه بی خانمان دیوانه امروز صبح بوده می تونید با دقت شرح بدین؟
آره می تونم توضیح بدم چطوره که نظرتون رو به ترافیک جلب کنم
تو ِ تفاله بی مصرف؟
فهمیدم ، پسر بی خانمان دیوانه ای که در موردش صحبت می کردین؟
اون یک دختر بچه کوچیک رها شده پیدا می کنه و محافظت از اون تنها راهی بوده که می فهمیده
پسر بیشتر نجابت و انسانیت نشون داده
از هر چیز دیگه ای که شبکه شما تو این دهه نشون داده پس چرا شما نمی رین
و بیخ خِر یکی دیگه رو نمی گیرین؟
چرا نمی ری اعتراف کنی بدبخت و عقب مونده ای؟ صبرکن ، مشکل همین بود
من ازت می خواهم که با کسی صحبت کنی
من نمی خواهم با کسی صحبت کنم
و من نمی خواهم تو رو در جایگاه مجازات ببینم کاغذ بازی رو انجام بدم
آیدان تو هفته قبل به یکی شلیک کردی
اینبار نکشتش
بی خیال ، فکر می کنی که من الان تبدیل شدم به یک پلیس دیوونه؟
آیدان ، مدیر من به دنبال یک بهانه است
تا واحد جنایات روانی رو حذف کنه اونها فکر می کنن که به این واحد نیازی نیست
من این واحد رو عملیاتی می خواهم و تو رو هم در این واحد لازم دارم
مجبورم نکن انتخاب دیگه ای بکنم
فقط ، دیگه مثل یک توپ سرگردون رفتار نکن
من یک توپ سرگردونم
بازرس ، دیوانگی من مثل یک قلقلک تو گلوم می مونه
دیر یا زود ، سرفه می کنم
چای زنجبیلی و عسل
حالا برو مادر بچه رو پیدا کن
باشه ، وایسا
چرا جواب ندادی؟ من سوالی نشنیدم
تلفنت
دنیلا ، چرا
هر کاری می کنی باشه ولی اینجا چکار می کنی؟
اینطوری بخوری تا ده سال دیگه می میری
من با مرگ صلح نامه امضا کردم
می تونم نوشیدنی مهمونت کنم؟
نه ممنون گرسنه ای؟
الان گرفتم چیزی خوردم سرزده؟
آره ، اما قراره به خاطر چیزی که بهت میگم من رو ببخشی
باشه ، پس تو می دونی چطوری دی.اِن.اِی رُز
با تمام نمونه های موجود در آمریکای شمالی مطابقت داده شد؟ آره
یک مطابقت
چی؟
اما نه کاملا پس در اصل ، مطابقتی نداریم
نه ، گوش کن
No comments yet. Be the first to leave one.