Suits

Suits

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Suits S08E10 Managing Partner WEB-DL x264-ION1010
Suits S08E10 Managing Partner 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Suits S08E10 HDTV XviD-RMX
Suits S08E10 Managing Partner HDTV x264-SVA
Suits S08E10 Managing Partner 720p HDTV x264-AVS
Suits S08E10 Managing Partner 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by GodBless
►►ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◄◄

Tags

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
TS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
Published on: 2018-09-21
Downloads: 53
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫یه اثر هنریُ داشتم منتقل میکردم.

‫یه حفره باعث فشارزدایی ‫و صدمه دیدن یکی از نقاشیها شد.

‫اینا بیمه شده هستن، پس مشکل چیه؟

‫مسئول بیمه با پرروی اومده میخواست ‫از من بابت خسارت شکایت کنه.

‫من با بهترین متخصص مامایی

‫در کشور یه نوبت گرفتم.

‫- واقعاً فکر میکنی متخصص لازم داریم؟ ‫- هرچی زودتر کمک بگیریم،

‫زودتر میتونیم اون بچه رو ‫در آغوش بگیریم.

‫دو روز پیش گفتی این حرومی

‫تعمداً به نقاشی خسارت زده.

‫اینطوری درمورد موکلهای سابقت ‫حرف میزنی؟

‫الکس، نمیتونی برنده بشی ‫موکلتو کنترل کن.

‫بهم نگو نمیتونم تو این پرونده ‫برنده بشم.

‫- شانس آوردی اصلاً اینجاییم. ‫- مزخرف نگو.

‫ما میریم دادگاهُ حساب کار دستت میاد.

‫سامانتا و الکس میخواند وارد جنگ بشن.

‫- بهش گفتم کنار بیاد. ‫- خب کنار نیومد.

‫اگه سامانتا اونکارو کرده ‫خودم درستش میکنم.

‫چطوری؟ چون از وقتی اومده اینجا

‫اجازه دادی هرکاری دوست داره بکنه. ‫- فکر نکنم فایده داشته باشه

‫ازت بخوام بذاری اسم «الکس» ‫بره روی دیوار؟

‫من پاپس نمیکشم چون فکر میکنم ‫از «الکس ویلیامز» بهترم.

‫نمیخوام بگم نیستم.

‫شما مقداری فیبروم رحم دارین که ‫متخصص اونُ ندید.

‫- و میخوام درش بیارم. ‫- اگه همینطوری هیچکاری نکنیم...

‫بدتر از اینه که بذاریم ‫خودشون با هم کنار بیان.

‫یه پرونده، رودررو،

‫برنده شریک اسمی میشه.

‫همونطور که میدونید، من ‫و هاروی قول دادیم

‫اسم شما قراره بره روی دیوار.

‫مشخصه که امکانش نیست هردوی ‫ما بتونیم به این قول عمل کنیم.

‫بهتره بهمون نگین قراره

‫اسم هردومون بره روی دیوار،

‫چون به همون اندازه‌ای چرنده

‫که بهم بگی قراره اسم ‫اونُ رسمیت بدی.

‫و برای یک بار منو ‫تو به توافق رسیدیم.

‫خوبه، چون ما یه فکر دیگه داریم.

‫اینا همون چیزین که فکر میکنم؟

‫دو منازعه متضاد منافع،

‫بهتون این اجازه رو میده که

‫وارد رینگ بشین. ‫- میخواستین بجنگین؟

‫میجنگین، برنده قراره اسمش ‫رسمیت پیدا کنه.

‫سؤالی هست؟

‫یکی دارم، قراره ‫"و ویلیامز" باشه یا

‫همون «زین اسپکتر لیت ویلیامز» میذارین؟

‫من میتونم جواب بدم ‫قرار نیست هیچکدومش باشه.

‫- پس فکر کنم قراره بفهمیم. ‫- فکر کنم همینطوره.

‫خب قبل از اینکه شروع کنین،

‫میخوام شفاف بگم. این یه نبرد منصفانه ست.

‫نه از اطلاعات طرف دیگه

‫سوءاستفاده بشه نه به مسائل ‫خصوصی کسی ورود کنید.

‫شفاف گفتم؟

‫بله ‫شفاف.

‫و اگه کسی نمیخواد بگه من میگم.

‫بیا حسابهارو تصویه کنیم.

‫هاروی، اینجا چیکار داری؟

‫اومدم بگم میدونم قرار نبود اینطوری

‫توافقُ پیش ببریم.

‫و میخواستم مطمئن بشم ‫تو باهاش مشکلی نداری.

‫اگه لازمه کار اینه، پس نه ‫تنها باهاش مشکلی ندارم،

‫بلکه با اینم مشکلی ندارم.

‫بذار حدس بزنم،

‫میخوای من برات راست و ریستش کنم.

‫قبلا هم انجامش دادی.

‫پس قبلاً که میگفتی دلت نمیخواد من دخالت کنم؟

‫از اینکه وقتی ازت نمیخوام

‫دخالت میکنی خوشم نمیاد.

‫الان دارم میگم جفت پا بپر وسط.

‫خیلی خب «الکس».

‫مطمئنی؟

‫چون وقتی اینکارو بکنم ‫دیگه راه برگشتی نیست.

‫بله مطمئنم.

‫چون بهت قول میدم

‫اون داره میره پیش رابرت ‫تا دقیقاً همین کارو بکنه.

‫پس سؤال اینه، تو هوامو داری یا نه؟

‫هواتو دارم الکس.

‫تا تهش باهاتم.

‫خوبه، اینجایی.

‫- نه. ‫- ینی چی نه؟

‫حتی نمیدونی چی میخوام. ‫- چرنده.

‫اومدی واسه الکس ویلیامز ‫بهت کمک کنم.

‫منم قرار نیست کمکی کنم. ‫- چرا نه؟

‫چون اگه برای کمک بهت دخالت کنم،

‫کل توافقُ زیرپا گذاشتم.

‫فقط ازت میخوام دادگاهُ ‫یه هفته عقب بندازی.

‫سامانتا من قائم مقام اینجا شدم

‫چون زمانش که رسید پامو کشیدم عقب.

‫خب، هنوز همینطوره.

‫و اگه میخوای تأخیر بندازیش،

‫باید خودت انجامش بدی.

‫- این مزخرفه. ‫- این نظر توئه.

‫اگه کار دیگه‌ای داری،

‫فقط بذار اینجا در آرامش ‫دستامو بشورم باشه؟

‫ آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫12 سال قبل

‫ممنون

‫شبت تموم شده یا کار ‫فردات شروع شده؟

‫جفتش.

‫منم همینطور.

‫بانکداری یا وکیل؟

‫راستش خیلی علاقه ندارم.

‫خب، شاید علاقه نداشته باشی،

‫ولی میخوام گوش کنی.

‫میتونیم رسمی صحبت کنیم ‫سامانتا یا ...

‫فقط میتونی منو «تام» صدا بزنی.

‫باشه تام.

‫گوش میکنم.

‫میدونیم تو شرکت دارن ‫پولشویی میکنن.

‫ولی نمیدونیم زنجیره غذایی ‫تا کجاها رفته.

‫و حوزه ما فکر میکنه تو بهترین فرد

‫برای پاسخ به سؤالات ما هستی.

‫- چرا من؟ ‫- ما میدونیم،

‫قبلاً به کشورت خدمت کردی.

‫اینم یه فرصت دیگه برای ‫خدمت دوباره.

‫خب هرچی میخوای پرچمُ ببر بالا.

‫ولی من هیچی نمیدونم،

‫و من الان به کسانی که ‫باهاشون همکاری میکنم وفادارم.

‫خب اگه نمیخوای بدونی چه ‫کارهای میتونی برای کشورت بکنی،

‫پس شاید بخوای بدونی کشورت ‫چکاری میتونه با تو بکنه.

‫- این اسناد مهرو موم شده بود. ‫- درسته.

‫و اینکه مهر و موم بمونند ‫یا نه به خودت بستگی داره.

‫ببین چی میتونی بفهمی.

‫و درمورد این به کسی چیزی نگو.

‫تو معمولاً نمیای و همینطوری بشینی.

‫- حتماً باید مهم باشه ‫- باید درمورد این

‫محاکمه یه چیزی بگم، و ‫میخوام بهم گوش کنی.

‫«دانا» اگه اومدی درمورد ‫مشورت نکردن باهات صحبت کنی،

‫یه تصمیم درمورد شریک اسمی بود ‫- درمورد اون نیست.

‫اومدم درمورد وقتی که ‫همه اینا تموم شد حرف بزنم.

‫- منظورت چیه؟ ‫- همه ما هنوز قراره اینجا باشیم.

‫و برنده یا بازنده بازم حفظ ‫صلح گردن توئه.

‫امیدوارم همینو از «زین» خواسته باشی.

‫- نخواستم. ‫- چرا نه؟

‫چون اینجا هنوزم شرکت توئه تا اون،

‫و همه میدونن.

‫بنابراین اگه الکس برنده بشه،

‫تو باید درموردش سخاوتمند باشی.

‫و هاروی، اگه سامانتا برنده شد، ‫باید مرد بزرگ باشی و

‫با فروتنی قبول کنی.

‫فکر میکنی الکس نمیتونه برنده بشه مگه نه؟

‫- اگه بگم فکر نمیکنم چی؟ ‫- میخوام بدونم چرا.

‫چون قضیه این نیست کی وکیل بهتریه.

‫این درمورد برنده شدنه.

‫مگر اینکه اون به یه آدم دیگه تبدیل بشه،

‫به اندازه اون نمیخواد برای ‫برنده شدن تلاش کنه.

‫خب شاید داره تبدیل به یه آدم دیگه میشه.

‫- منظورت چیه؟ ‫- اومد پیش من ازم کمک خواست،

‫و درخواست نمیکرد، داشت بهم میگفت.

‫- و بهش کمک کردی. ‫- کمک کردم.

‫هاروی اگه الکس بازم اومد ‫ازت کمک خواست قبول نکن.

‫- چرا؟ ‫- چون قضیه فقط حفظ

‫صلح برای بعد نیست.

‫اگه مراقب نباشیم این میتونه ‫مارو از هم جدا کنه

‫قبل از اینکه تموم بشه.

‫اینا چیه؟

‫فقط خواستم از تمام اکتشافاتم خبر داشته باشی.

‫تو یه گاری سند آوردی بررسی کنم

‫اونم ساعت 9 شب؟

‫این فقط یه چشمه‌اش بود.

‫شاید بهتره از بیرون غذا سفارش بدی.

‫چقدرش قراره وقتمو تلف کنه؟

‫خودت بفهم، ولی حرف زمان شد...

‫باورم نمیشه، تو دادگاهو گذاشتی فردا؟

‫من قرار نیست دورخودم بچرخم،

‫من ضدحمله میکنم، و الانم وقت نمایشه.

‫فکر کردی نمیدونم داری چیکار میکنی؟

‫میخوای به کار سرعت ببخشی

‫چون میدونی موکلت گناهکاره.

‫همونطور که میدونی اگه برای ‫تحقیق وقت داشته باشم ثابتش میکنم.

‫میخوام به کار سرعت بدم ‫چون هرچی بیشتر طول بکشه،

‫ممکنه درمورد موکلم حرفای بدی بزنن.

‫نمیخواد برام شعر بخونی الکس.

‫شاید قاضی نتونه اینو ببینه،

‫- ولی من میبینم. ‫- راست میگی از دید من بهش نگاه کرد.

‫و تنها چیزی که قراره ببینی اینه که

‫از فردا میخوام کف اتاقمو جارو کنم.

‫- بله. ‫- لوئیس.

‫هی داشتم بهت فکر میکردم.

‫چه خبرا؟ روزت چطور بود؟

‫خبرای بد و خبرای خوبی دارم.

‫- چی شده؟ ‫- همسر «دین استنتون»

‫سرطان سینه گرفته.

‫و میخواد یه مدتی بره ‫کنار همسرش باشه.

‫شیلا من خیلی متأسفم.

‫خبر خوب اینه که،

‫بهم توصیه کرده موقتاً ‫رئیس دانشکده بشم.

‫اه خدای من این عالیه.

‫الان میام خونه و جشن میگیریم.

‫مجبور نیستی بیای.

‫میدونم مجبور نیستم ولی میخوام.

‫نه ینی مجبور نیستی بیای چون خودم اینجام.

‫خیلی بهت افتخار میکنم.

‫لوئیس، هنوز اتفاق نیافتاده.

‫میافته.

‫میدونم اتفاق میافته.

‫معذرت میخوام آقای «جارویس»؟

‫یه دقیقه وقت دارید؟

‫البته که دارم.

More Farsi Persian subtitles for Suits

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left