Never So Few

Never So Few

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Never So Few 1959 720p BluRay H264 AAC-RARBGFaDubbed(Mashhad-Film)
A Commentary by mortaj

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2024-03-11
Downloads: 74
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بسیارخوب ایناروبرگردونین بیوواک

و همه ، از جمله شما ، از مشروبات الکلی دور باشید. بعداً سهمیه بندی خواهیم کرد.

- مثل همیشه خراب شد ، ها؟ - آره. مرفین هم داشت.

بازم دکتری نیست؟ دعاکنیم

جواب منفی. اینم دکتر.

بسلامتی خدای مشروب

روحیه خوب

بازم دعاتام تودکترخوبی هستی

می دانید ، دختران ، مشروبات الکلی. شما در اینجا اسلحه بیشتری از یک دیک بانک دارید. قربان

- خانم. - شب بخیر.

خوب ، کی می خوریم؟

عجله نکن پاپی بزاروقت بگذره

کم کم وبازمان طولانی بنوشیم خیلی خوب

شکمم داره ازگرسنگی شکنجه میشه

بنابراین این افسانه های دوقلویی است که شما درباره آنها گفتید؟

- شما ناامید هستید؟ - اوه ، نه ، نه اصلا.

فقط این است که شما جوان تر هستید تا افسانه شوید.

خوب ، ما بیش از 21 سال داریم.

- چطور قصد دارید مرخصی خود را اینجا بگذرانید؟ - بدون مرخصی بدون برنامه.

خوب ، ما می توانیم چند ترقه یا چیزهای دیگر را شلیک کنیم.

ما باید بتوانیم چیزی هیجان انگیزتر از جرقه زن را برای شما فراهم کنیم.

پیشنهادی دارید ، کارلا؟

من فکر می کنم کاپیتان به طور اتفاقی وقت خود را پر می کند.

من می توانم در این مورد کمی کمک کنم. دوست داری برقصی؟

البته عزیزم.

آیا شما مدت زیادی در هند بوده اید ، خانم فیچ؟

چندین ماه.

اجازه بدهید

نشون مالکیته؟

نه ، اصلاً این فقط یک سلام خوب قدیمی آمریکایی است.

- یعنی هیچ؟ - هیچ چیزی.

شما از بعضی آداب و رسوم مردم من تعجب خواهید کرد.

- آروم باش. - ببخشید؟

راحت باش

من یه مردنرم راحت آقازاده ویه افسرم

و من هرگز حرکت ناگهانی نمی کنم.

ازشنیدنش خیلی خوشحالم

درجه وشماره پلاکتون چنده؟

من محتاط ، متعارف و بسیار بسیار دقیق هستم.

پس شمارسته25سبزهستید

شمامثل یه بسته هدیه کریسمس که دورهم جمع شدن هستید

وتومنوبیاددختری میدازی که قبلاعطرش دیوونم کرده بود

... من یک سرباز تنها م.

و من نیز به دنبال علائم مالکیت هستم.

شمامتعلق به اون آقای پیرخوشتیپ هستید؟

خیلی سرگرم کننده ای

به نظر می رسد یکی از صفات شگفت انگیز شماست.

خوب دیگه؟ عشق به جنگ

شما حتی جنگ را با خود به اینجا آوردید.

خوب ، گاهی اوقات مردان برای فراموش کردن جنگ دعوا می کنند.

کاپیتان رینولدز ، این اولین جنگ شماست؟

این قطعاً آخرین مورد من است.

فکرکنم شماجنگودوست دارین مثل همه مردها

خانم وساری ممکنه باورنکنی امامن ازجنگ متنفرم

وقتی برگردی خونه چکارمیکنی؟

من در فروشگاه سخت افزار پدرم در ایندیاناپولیس ، ایندیانا کار می کردم.

حالانگاه کن ازهمیشه بیشترلذت میبری

و شما در یک ماجراجویی بزرگ هستید. زندگی در وسط یک سفرخطرناک.

و همه به این دلیل است که شما توانایی نادر خود را پیدا کردید...

... برای خشونت

شما یک قاتل با استعداد هستید.

- کسی مجبوره سگهای جنگ را ببندد. - البته. شما میهن پرست هستید.

مبارزی برای آزادی.

خیلی خوب. پس من جنگو دوست دارم.

تو چی دوست داری؟

من مردان پخته مثل کاپیتان رینولدز را دوست دارم.

میدنی منظورم چیزائیه که یه دخترروبالغ میکنه

اونامیدونن چگونه با رئیسشون صحبت منن

آنها می دانند چگونه در جمع رفتار کنند.

اما مطمئناً ، یک چیز کوچک مانند ارتباط...

... هیچ تفاوتی برای شما ایجاد نمی کند؟

ابدا.

با این حال ، من همیشه علاقه مند به بهبود خودم هستم.

چه چیزی می تونید به من پیشنهاد دهید؟

خوب ، من می توانم برای شما گل بفرستم ، می توانم چمن شما روبزنم...

... می توانم برای شما نوشابه وبستنی بخرم.

- و ما می توانستیم در فیلم ها باهم بازی کنیم. - داری منووسوسه میکنی

اما فکر دوم ، شما حتی توانایی آشپزی من را هم ندارید.

منظورت اینه که من توکلاس شمانیستم متل آقاپیره

از نظر مالی

شما در هیچ بخشی با او در یک کلاس نیستید.

خانم وساری...

-...میتونم دوباره ببینمت؟ - ابدا.

نیکو؟

بله عزیزم؟ از مهمان نوازی شما سپاسگزارم.

دوست دارم برگردونمش ما فردا به کلبه خود در کاوگار می رویم.

خیلی کوچک ودورافتاده

اگه مرخصی گرفتید خوشحال میشم اونجاپذیرائی کنم

- شب بخیر. - شب بخیر.

- شب بخیر. - شب بخیر ، خانم فیچ.

صبح می بینمت؟

بله قربان. ساعت8

شب بخیر آقایان

حالابراخوردن جین روپیشنهادمیکنم

جین؟

بله قربان. پلنگ قدیمی بسیار بسیار محبوب در میان نیروهای استخدام شده.

منظورت اینکه اونااینومینوشن؟

اونومیبلعن

مانند داستان قدیمی در مورد یه بازی چرند.

همه میدونن مزخرفه اماتنها بازی توشهره

از کجا پیدا می کنند؟

از من آقا

آن را درست می کنم ، بطری می کنم ، برچسب می زنم ، می فروشم.

من حتی آن را می نوشم.

اوه..روده هام

علاقمو جلب کردی رینگا متشکرم قربان

مشخصات آقاروبگیر تاحالاتوجنگ هم بودی؟

کم وبیش

خوب کم وبیش کجا؟

بیشترتونیویورک

من کارائی درویلیامزبورگ-بهاکن-یورکوبل وآشپزخانه جهنم کرده ام

خوب ، البته ، این در نیوجرسی است.

عجب کلبه ای

خیلی دهاتی ودورافتاده

میتونم شرط ببندم اون اینجارو باپول تجارت مهره ایجادنکرده

خوش آمدید ، متحدان.

آقای رگاس

مافکرنمیکردیم شماماروبه این جشن پرتاب کنید

اوه این کاراهرشب اینجاانجام میشه

میخوام اینجارو مثل خونه خودتون حساب کنین

یه ضرب المثله که میگه دهن روباهتون رودورازشغالها نگه دارین

حالا ، بعد از اینکه از همه اینها لذت بردید ، شاید استخر شما را سرگرم کند.

و فردا ، سالن ورزشی ، اصطبل ها.

اصطبل؟

بله من چندتااسب عربی دارم ازاونهاخوب نگهداری میشه

کارلا هر روز سوار می شود.

- ژانین - اوئی؟

اون باهرزبانی باسروان میجوشه

حالا

بامقداری خاویارچطوری؟

اوه

کارلا

- چطور ی؟ - خیلی خوب ، ممنون از دیدنت خوشحالم

تازگی کلوپها شبانه روخراب کردن؟

میتونم مقداری خاویاربهتون تعارف کنم؟

اروپایی ، سیک ، چینی ، پزشکان...

... وکلا ، بازرگانان و سارقان.

شما شاعر وحشتناکی هستید.

آقای رگاس کاملا تورش روپهن کرده

- او دوستان زیادی دارد. - و پول زیاد

این دقیقاً مانند ایندیاناپولیس است ، با این تفاوت که این بالا و پایین می رود.

- زیبا نیست؟ - چرا

شما اینجا با نیکو زندگی می کنید؟

من می خواهم به شما یه چیزی بگم ، کاپیتان ، و بعدش شاید منو تنها بگذارید.

من اینجا با نیکو زندگی می کنم.

پس چرا به تپه ها برنمی گردید و با تفنگ های خود بازی نمی کنید.

من هنوز فکر می کنم او کمی برای شما پیر است.

معصومیت شما تأثیرگذار است.

آیا واقعاً فکر می کنید جوانان از همه مزایای دنیا برخوردار هستند؟

من به مزایای خاصی فکر می کردم.

از نیکو بگو

اوهمیشه به 7 زبان چیزهایی را می خرد و می فروشد.

نیکو به منگفت هر روز صبح سوار ی میکنی.

نه هر روز صبح

فردا با من سوار ی میکنی؟

شاید.

- دنی یک بار همینطور زندگی کرد. - امامن تحملش نداشتم

بنابراین به دنیای مردان و کارهای آنها بازگشتم.

تحمل آن را هم نداشتم.

برات ناخوشاینده؟

احساس می کنم کمی سخته . زندگی شبانه زیاد و تنبلی زیاد.

- شما اغلب اینجا می آیید؟ - آره.

نمیدونم چطورتوصیف کنم منومجذوب کرده

آنها به نماز و ریاضت اعتقاد دارند و علاقه ای به لذتهای دنیوی ندارند.

ممکنه شماروهم مجذوب کنه

هیچوقت نمیتونم ازپسش بربیام

من دیگر شرایط ریاضت ندارم. من سه سال سرباز هستم.

به چی اعتقاد داری؟

زندگی کن وبزارزندگی کنن

وقتی به کسب و کاری که در آن هستم فکر کنید خنده تون میگیره.

اوه دنی چه اتفاقی افتاده؟

همیشه وقتی دخترجذابی که اونجاست میبینم سرم گیج میره

او تیفوس دارد. بهتره همه از اینجا بروید.

من تیفوس ندارم

ببخشید؟

من تیفوس ندارم.

شما مدرک پزشکی دارید؟

نظر شما چیه؟

مالاریای مغزی.

مالاریای مغزی.

آزمایش مشخص میکنه من ترتیبشومیدم

شایدحق بادکترباشه چراازاینجانمیری؟ نه من تیفوس ومالاریارودیدم

اون مالاریاداره

- اجازه دهید ازاینجابرم! - یک دقیقه صبر کن!

بذار برم. میکشمت!

بایدببندیمش

بایدکاری کنیم عرق کنه تاتبش بشکنه

آره

راحت باش ، دنی

من سابقه پزشکی وی را از مقر دریافت کردم.

وی مالاریای مغزی دارد. واضحه که دوباره شعله ور شده است.

همانطور که فکر می کنم او سعی داشت به من بگه. چه مدته اینجاست؟

کمی بیشتر از سه دقیقه.

امشب دیگر کاری برای انجام دادن نداریم مگر اینکه مدام عرق کنه.

تب در حال شکستن است. من صبح با کینین شروع می کنم.

- چند روز نباید منتقل شود. - البته. او میهمان ماست.

فردامیام دیدنش شب بخیر

- شب بخیر. - شب بخیر کاپیتان.

شب بخیر دکتر

می خواهی چه کار کنی ، دوباره منوزنده کنی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left