Release info

Hua Mulan (2009)
A Commentary by chiaofeng
مترجم:چيااُ فنگ

Tags

other
Published on: 2014-02-08
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خوا مولان 2009 .:: (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي ::.

دانيو

چمن زارها براي مدت زيادي بود كه همچين فعاليتي رو نديده بودن

اين دفعه وقتي كه دشت هاي مركزي رو غارت كنيم

ميتونيم نيروهامونو با تمام 9 قبيله بزرگ متحد كنيم

يك چنين ارتش قدتمندي هرگز در گذشته ديده نشده

بياين

بنوشيم

بنوشيم

پدر

مندو هنوز نيومده؟

برادر گفت داره اسير ها رو خلاص ميكنه

خلاص ميكنه؟

بيايد با اونا بجنگيم

آشينا

بله

حمله

وايستيد

دانيو

دانيو

برادر،كشتن زنداني هايي كه بدون دفاع هستن

كار قهرمانانه ايه؟

همه اونا مثل گوشت گوسفند توي دهن منن

هر وقتي كه بخوام مي تونم بخورمشون

روزهاي ما داره تموم ميشه

بايد به سرزمين علف زارها برگرديم

اولين برف نزديكه

پدر،غارت كردن دشت هاي مركزي هر سال نقشه بلند مدتي نيست

پدر،غارت كردن دشت هاي مركزي هر سال نقشه بلند مدتي نيست

در عوضي كه توسط ارتش وِي به خاطر غارتگري تقسيم بشيم و شكست بخوريم

در عوضي كه توسط ارتش وِي به خاطر غارتگري تقسيم بشيم و شكست بخوريم

چرا از اين فرصت براي متحد كردن نيروهامون استفاده نكنيم

وقتشو داريم و مزرعه هاي حاصلخيز وِي رو به مراتع جديد خودمون تبديل ميكنيم

وقتشو داريم و مزرعه هاي حاصلخيز وِي رو به مراتع جديد خودمون تبديل ميكنيم

البته،تمام اينا بستگي به شما داره

شما ارباب واقعيه علف زارها هستيد

مندو،ديگه زنداني ها رو نكش

بله

فقط سربازان كهنه كار اينو مي فهمن

كه قهرمانان توي ميدان ها جنگ وجود ندارن

فقط مردان مرده و اونايي كه ديوونه هستن

درباره احساسات صحبت كردن؟

ابلهانست

اما اگر به خاطر تو نبود هيچ كدوم از ما اينجا نبوديم

تو كسي هستي كه با احساسات زندگي ميكنه

پدر،وقت داروئه

نميخوامش

ميخوام شراب بنوشم

پس بزاريد براتون بريزم

بگيريد

اينو نمي خوام،اونو ميخوام

هنوزم كه داروئه

به خاطر ناتواني ميري،از دشمنت مقابل خودش استفاده ميكني

مولان داره از تاكتيك هاي جنگي روي پدرش استفاده ميكنه

همش تقصير شماست

براي چي بهش كونگفو ياد دادي؟

براي اينده امادگي داشته باشه

اون يك دختره

چه كسي باهاش عروسي خواهد كرد؟

پدربزرگ

خواهر مولان

از چند وقته داري كونگفوي تمرين ميكني؟

تمرين كردم ديروز و امروز

من تو رو نديدم،كِي داشتي تمرين ميكردي؟

از وقتيكه خروسه شروع به خوندن كرد تا موقعيه كه تمومش كرد

بنابراين براي هر دو روز حساب ميشه

تو پُر رو هستي

مولان

روران ها مرز ما هستن،سربازهاي بزرگ به حمايت ما احتياج دارن

خانواده هاي نظامي از تمام دهكده ها فرمان امپراطور رو ملاحظه كردن

خانواده كشاورزان غذا تهيه كردن نظامي ها افراد فرستادن

با كمك يكديگر،متجاوزين رو دور ميكنيم

سااُ دايو

در خدمتم

خوا خو

در خدمتم

پدر،شما بيماريد،نميتونيد بريد

نميشه،اين وظيفه يه خونواده نظاميه

يانگ جي

يانگ وِي سَي

در خدمتم

ما ون

در خدمتم

رفيق قديمي

حالا نوبت ما شده كه بريم

دوباره جلودار باشيم

پدر

كمي شراب بخوريد

مقداري پول دارم كه قايم كردم

داخل كوزه زير تخته

استاد خو براي تو يك همسر پيدا كرده

بعد از سال جديد ازدواج بكن

هنرهاي رزمي ديگه بسه تو يه دختري

يه روزي

يه ستاره جديد توي اسمون پيدا ميكني

اون ستاره من هستم

مادرت براي مدت خيلي زياديه كه اونجا بوده

خيلي تنها بوده

خواهر مولان كمكم كن

ببري اومدم

من در تربيت كردن دخترم ناموفق بودم به خاطر اون عذر ميخوام

خاندان خوا فقط بلدن چطور در نبرد ها چينگ كنن

اگه ميخواي بجنگي

در زندگيه بعديت يه مرد باش

قوانين ما:دزدي كردن از همديگه مجازاتش مرگ هست

قلدري كردن،ربودن و اوردن زن ها داخل كمپ همگي مجازاتشون مرگ هست

پخش شايعه در مورد ارواح و جادو مجازاتش مرگ هست

ترس و فرار بدون هيچ دليل مجازاتش مرگ هست

گم كردن نشان،خوابيدن بيش از اندازه معين مجازاتش مرگ هست

cدسته بريد 60 هزار جيره غذا از دهكده خانواده "تو" بگيريد

حركت كنيد

يادتون باشه

اين نشان رو بايد هميشه با خودت داشته باشي

اگر بميري نشون ميده از سربازان ما هستي فهميدي؟

بله

اسمت

فِي ببر

پسر خوا خو،خوا مولان

حواست كجاست؟

تشكر

لباستو بگير و به چادر شماره 3 برو

مولان؟

تو،براي چي اينجا هستي؟

من جاي پدرم اومدم

نميشه

ببر ببر

ببر

زن ها اجازه ندارن به كمپ هاي جنگي بيان

مجازاتش مرگ هست

تو ميخواي تمام دهكده مونو نابود بكني؟

بنابراين بايد رازمونو مخفي نگه داري

تو ميخواي برم پدرمو زودتر ببينم نه؟

ببري،تو بايد كمكم كني

تو پدرم منو ميشناسي،هرگز اين اجازه رو بهم نميده

...ولي

فِي ببري،بيا اينجا

كاري كه گفتم ميكني؟

ميكنم

من ميدونستم اينكارو ميكني

هر چي تو بخواي انجام نميدم

اما هر كاري كه من بگم بايد انجام بدي

كمتر حرف بزني،كمتر بخندي

براي چي؟

تو اينجوري ميخندي

ما اينجوري مي خنديم

همچنين،چشم هاتو خيلي گشاد نكن

براي چي؟

چشماي ما به بزرگيه تو نيستن

منظورت اينه چشماي شما كوچيكن

چشما تو خيلي بزرگن

از اين به بعد،همتون بايد از من پيروي كنيد

برادر ببري

من شنيدم اون برادر زاده فرمانده هست

خوا گويي

بَي

برادر ببري

مولانه

دانشور

چاقالو،برادر ببري

برادر مولان

بيا

اين خولو،برادر مولان

برادر مولان سلام

ما ميخوايم جاي خواب رو با تو معامله كنيم

براي چي؟

برادر مولان دوست داره موقعيتش در مقابل ديوار باشه

باشه

بشينيد،با ارباب جوان شرط بندي كنيد

من يه پلنگ ميخوام

بياريدش

بكش

از داخل لجن خاكستري يك لاك پشت به نام خو گوِي بيرون مياد

از داخل لجن خاكستري يك لاك پشت به نام خو گوِي بيرون مياد

بيا از اين به بعد لاك پشت صداش بكنيم

درسته،خو گوي لاكپشته صداش ميكنيم

تمرين تموم شد،به چادرهاتون برگردين

باد سياه،پدر منو مقصر ميدونه

كه بدون خداحافظي تركش كردم

تمام قهرماناي واقعي و قلابي،عاليرتبه ها از خودشون محافظت ميكنن

با توجه به اخلاق پدرم،نميتونه كنار بشينه

درست ميگم؟

اشتباهه

تازه كاري؟اسمت چيه؟

...پس

فقط با اسب ها حرف ميزني،نه ادما

در عوض يواشكي حرف كسي رو گوش نميدم

پس فكر كن كه من يه اسب هستم،من ون تَي هستم

اسم اسبم تعقيب كننده ماهه،مال تو اسمش چيه؟

اون باد سياهه

باد سياه

خودت؟

من خوا مولانم

چه اسب بزرگي

كمكم كن،بيا ايجا

اسب من عجيبه،اون قهرمان جنگ هست

جدي؟

ميدوني اينو چي صدا ميكنم؟

چي؟

خوا مولان

وِن تَي،بيا

More Farsi Persian subtitles for Mulan: Rise of a Warrior (Mulan / Hua Mulan / 花木兰)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left