The first 193 lines.
!انفجار و انفجار، لا لا لا
!انفجار و انفجار، لا لا لا
!انفجار و انفجار، لا لا لا
با وجود مضنون بودن .برنامه همیشگیم با مگومین ادامه پیدا کرد
!انفجـــار
...چه تو روز بارونی
!نفجــار ...
...چه تو روز برفی
!فجــار ...
!حتی تو یه بعد از ظهر آروم
!آر ...
چطوره؟ رنگین کمونِ قشنگمُ دوست داری؟
!من بهش 120 امتیاز میدم
این شد زندگی؟
!دیگه تحملشُ ندارم
KONOSUBA! God's Blessing on this Wonderful World! 2
قسمت 03 : آرامش برای ارباب این پیچراه
!عجب غذاییه
!مشروبشم معرکه ست
.فردا میریم به یه سیاه چال
.نمیریم
.میریم
!نمیریم، نمیریم
!میریم! میریــم
!آخه من تو سیاه چال به دردی نمیخورم
،نمیتونم از انفجار استفاده کنم
!و عین آدمای عادی میشم
،یادته وقتی عضو گروهمون شدی
میگفتی حاضری بارمونُ برداری و هر کاری بکنی؟
حالا نمیشه تا اومدن دارکنس صبر کنیم؟
!گوش کـنیــد
قرضی که ما الان داریم .به اندازه قرض بعضی از کشورهاست
!اگه کاری نکنیم از گشنگی میمیریم
یعنی اینکه من واسه درست کردن اون کارتونای شیر بیشتر پول میگیرم هم بهمون کمکی نمیکنه؟
!چطور حالیتون نمیشه؟
!یه مشت خنگید
!خنگید دیگه؟ باید باشید
اینکه شبانه روز دارم سبزی میفروشم هم کمکی نمیکنه؟
...این کارای فرعی و نیمه وقت
.عمراً پولی که ما میخوایمُ بهمون برسونه
سیاه چالِ کیل ... برای مبتدیها؟
مگه کسی اینجا رو نگشته؟
...خب جریان اینه که
،تازگیا یه گذرگاه جدید توش پیدا شده
قرار بود یه ماموریت سطح بالا ...و یه تیم بررسی خوب واسش در نظر گرفته بشه
.ولی من خواهش کردم که بذارن اول ما اونجا بریم
.پس یعنی هنوز باقی ماجراجوها ازش خبری ندارن
.که اینطور. پس ممکنه الان گنج اکتشاف نشده ای اونجا باشه
!گنج؟
چه خبره؟ چیز خوبی به تورتون خورده؟
.موضوع خیلی جدیه
.نمیخوام پای تو یکی رو وسط بکشم
!اینکه امشب روز آخرشه
.خوب ازش استفاده کن
!دارمش
.بعد عمری یه پول حسابی جلومونه
.نمیذارم کسی مزاحم بشه
،ولی معلوم نیست که اون سیاه چال چقدر خطرناکه
.پس مراقب باشید
...کـــو-نوسوبا
ماموریت اکتشاف
سیاه چال کیل مسیر تازه یافت شده را جستجو کنید سطح سختی : نامعلوم
،سیاه چال به این سطح پایینی چرا اینقدر از شهر دوره؟
،حالا که اینقدر از شهر دوریم .میتونم هر چی دلم میخواد انفجار بزنم
.قراره زیرزمین بریم. نباید انفجار بزنی
.نزنیا
.این سیاه چال سالها قبل توسط ابرجادوگر پادشاهی ساخته شده
به نظرتون چرا چنین جاییُ ساخته؟
.چه میدونم
شاید از دست مزاحمایی که .دور و بر خونه ش میپلکیدن خسته شده بوده
...خب دیگه
.من اول میرم داخل، شما همینجا وایسید
.من دو مهارت دزدی به اسم "دشمن یاب" و "کمین" دارم
،اگه تو اکتشاف ازشون استفاده کنم .میتونم به راحتی از دشمن دوری کنم
.و قدرت "پیش بینی" هم دارم
با اون میتونم به راحتی تو جاهای تاریک .مسیرمُ پیدا کنم
.این برتریِ بودن تو کلاس ماجراجوئه
.داشتن مهارت دیگران بدردم میخوره
...اینجور وقتا میشه از چنین قدرتی بهره گرفت
میگما، جدی جلوی پاتو میبینی؟
.آره که میبینم
اصلاً گوش دادی به حرفام؟
،تو که هیچ کاری تو تاریکی ازت برنمیاد چرا پاشدی با من اومدی؟
یادت رفته من کی ام؟
.من که فقط یه کشیش ساده نیستم
.یالا، قبول کن
...شاید مگومین و دارکنس لجباز باشن و قبول نکنن
.یالا، اسم کلاسِ منو بگو
الهه قرض و قوله؟
!نه بابا، الهه آبم دیگه؟
!چپ بری، راست بیای من یه الهه ام
شاید اینجا کنار موجودات فانی ،بعضی از قدرتامُ از دست داده باشم
!ولی هنوزم دو سه تا قدرت الهی تو آستینم دارم
،شاید همه چیز دان نباشم !ولی یه کوچولو تاریکی که نگرانی نداره
.ولی هیچی تو اینا نیستها
...شاید چشماش به تاریکی عادت کرده باشه ولی
!آی آی
.خدا میدونه چه خرابکاریِ بدی به بار میاره
.سیاه چال همیشه پر از مردگانه
.که اونا زندهها رو از طریق انرژی حیاتشون دنبال میکنن
.که یعنی قدرت "کمین" جلوی هیولاهای مرده جواب نمیده
.پس، من باید باهات باشم دیگه
همم؟
!گنج میخوایمُ گنج میخوایم، لا لا لا، گنــج
!دیگه ناجور احساس خطر میکنم
...قدرت من
سلاح من ...؟
دیوانگیِ من؟
!باشد که دیوانگی من آشکار شود
انفجــ ــــ
اینه؟
پس منطقه اکتشاف نشده از اینجا شروع میشه؟
!بعید نیست پر از گنج باشه
!نباشه که به دردی نمیخوره
.خب دیگه، بریم
،میگما، اینجور که من میبینم
.هر قدمی که برمیداری از ترس به خودت میلرزی
خودت چی؟
.یه صدای جیک هم که میشنوی، از جا میپری
،من تو چنین جای تاریکی هم بلدم فرار کنم
.پس هیولا دیدی خبرم کن
.و فکر نکنی تو تاریکی میتونی دست به کونم بزنیا
تو میفهمی من الان دارم به چی فکر میکنم؟
...به اینکه چقدر احتمالش هست
.بخوام تو رو توی این سیاه چال ول کنم و در برم
!اوا کازوما! عجب شوخیایی میکنی
.آکوای خنــگ
یعنی هنوز اونقدر منو نشناختی که بدونی الان شوخی نمیکنم؟
.یه چیزی داره میاد
.دشمن یابم فعال شده
.شیـش
چیه؟ چی شده؟
میخوای با سایه بازی منو بترسونی؟
!دست کم گرفتی
.سایه روباه و خرگوشِ مسخره ـت رو بذار کنار
!بذار بهت نشون بدم با سایه چطور میشه قلعه درست کرد
!نه بابا
"!این اشاره یعنی "دشمن داره میاد، بیا فرار کنیم
چی بود این؟
با "پیش بینی" تونستم ببینمش ...ولی تو واقعیت شکل دیگه ای داشت
.یه شیطان سطح پایین به اسم گرملینه
گرملین : موجود جن مانند خيالي و كوچكي كه به شوخي گفته مي شود .باعث خراب شدن هواپيماها و به هم خوردن كارهاست
.سیاه چال از این موجودات ضعیف هم داره
پس یعنی تو تاریکی چشمات کار میکنن؟
.عین روز روشن
...اوندفعه که تو اصطبل خوابیده بودیم
...سر و صدای ورجه وورجه کردن منو شنیدی
.چیزی ندیدم
.صداتو که شنیدم رومُ اونور کردم و خوابیدم
.خیلی ممنونم، آکوا ساما
.اینکه جسد یه ماجراجوئه
.پس کسِ دیگه ای هم تا اینجا اومده
یعنی چی جلومونه؟
.کازوما، یه لحظه وایسا
...ای روحی که به دنبال جاه طلبیِ ناتمامی در اینجا سرگردانی
.برو به آرامش برس
.دیگه ردیفه
...آکوا، امروز عوض شدی
!ببین چطور به کف کردن افتادی
دو ساعت واسه ما باحال بازی در آورده .و حالا از کار من کف کرده
.باید ولش کنم و در برم
!رگبار آتش! منفجر شـــو
،معمولا تو سیاه چال باید مراقب تله بود
،از دست هیولایی که میخواد چشمتُ در بیاره فرار کرد
،با دقت پیش رفت .و نقشه هر اتاقی رو به دست آورد
...شاید کاری که ما الان داریم میکنیم
.توهینی به کسایی باشه که سیاه چال گردی رو جدی میگیرن
...هیچی نیست
.میگم، کازوما
.کازوما، به گوشم
.جوری حرف نزن که انگار ما دزدیم
این حرفا چیه؟
.منم احساس گناه میکنم
!وای اونجا رو! گنجه
!صندوق گنجه! پیداش کردیم
!هوی، وایسا بینم
فکر کردی گنجُ اینجوری جلوی چشمت میذارن؟
.بفرما، "دشمن یابم" داره کار میکنه
!چـ ــ چنـــدش
الان یادم افتاد که بچههای دسته میگفتن ...باید مراقب حقههای سیاه چال بود
...حتی بعضیاشون
تظاهر به انسان بودن میکنن .تا بتونن هیولاها رو بخورن
!هیولا بخورن؟! اینکه وحشتناکه
...پس تو سیاه چال هر کاری واسه زنده بودن میکنن
.عجب دنیای ظالمی داریم
!بـ ــ بس کنیــن
!دست برداریــن
...چرا میخواین چنین چیز شرم آوری بپوشم
!لعنت بهتون
!میکشمــتون
!بازگشت مــرده
،ای ارواح سرگردان در این سیاه چالِ سرد و تاریک
.به آرامش برسید
No comments yet. Be the first to leave one.