The first 200 lines.
= قسمت 48 =-
چی کار داری می کنی؟
برای چی به کسانی که درگیر این ماجرا نیستن آسیب می رسونی؟
چه می شه کرد ، جی وان
من می دونم
چطوری می تونم از نقاط ضعفت استفاده کنم
یادت رفته ما با هم دوستای صمیمی بودیم؟
شکایتت رو پس بگیر
اگه این کارو نکنی ...بخاطر تو
تمام آدمهای دورو برت صدمه می بینن ..دوست من
هر چقدر که بخوای می تونم بهت بدم
پس دیگه تمومش کن
دوست من
...تو واقعا
همون هیون دویی هستی که من می شناختم؟
یه کم استراحت کنین
بیا و بشین
دیگه می تونی تمومش کنی
منظورت چیه؟
خودم می تونم مراقب جی وان باشم
پس دیگه تو بهتره روی کار شرکت تمرکز کنی
الان بزرگترین مشکل شرکت شما... جی وان ـه
الانشم دارم برای شرکت کار می کنم پدر
من خودم انجامش میدم
اما شما تا حالا نتونستی هیچی رو حل کنی
فقط اوضاع رو بدتر کردین
من خودم انجامش میدم
من خیلی بهتر از شما جی وان رو می شناسم
و من تنها کسی هستم
که می تونم سریع تر از شما این مشکل تموم کنم
...اونها این کارو کردن تا تو
شکایتت رو پس بگیری؟
بله
فکر میکنم اونها بودن که باعث شدن
مرکز صادرات کشاورزی قرارداد رو لغو کنند
...واقعا که
...می دونستم اونها عوضی اند ولی
متاسفم
...بعد از بازنشسته شدن
شما خیلی سخت کار کردی تا تونستی این کاسبی رو راه بندازی
...اما بخاطر من
برای چی تو عذر خواهی می کنی؟
این ظلمی بوده که رییس جانگ کرده
اون واقعا آدم وحشتناکیه
همه کارها رو سعی می کنه با قلدری انجام بده
همین کارو با شرکتش کرده
جی وان لازم نیست از اون بترسی
ما خیلی بخاطر کمک هات بهت مدیونیم
تاکه تونستیم این کارو سروسامان بدیم
کاسبی وقتی
مزه داره که بالا و پایین داشته باشه
از همون اول موفقیت مزه نمی ده
ما می تونیم این شکست رو فراموش کنیم
و دوباره شروع کنیم
اما شما به خاطر من خسارت خوردین
اوه بیخیال
من و "جه چول" سونبه آدمهای معقولی هستیم
لازم نیست متاسف باشی
می تونیم خریدارهای دیگه ای پیدا کنیم
تو می تونی
پس منم بهتون توی پیدا کردنش کمک می کنم
ما ازت خیلی ممنون می شیم
درست میگم آقای رییس؟
البته
برای چی اصلا واسه ما کار نکنی؟
من می تونم
اونو بذارم کنار تورو معاون خودم کنم
هنوز نتونستی لی سونک جین رو پیدا کنی؟
نه
هنوز به آپارتمانش نرفته
فکر می کنم داره از ما دوری می کنه
بهش بگو اخراج می شه
اگه همینطور بدون اطلاع ما پستش رو هوا ول کنه اخراجه
برو به خونواده اش زنگ بزن بگو
بله قربان
می خواستم ببینم هنوزم با با رییس سابق
بخش فروش پارک جونگ سوک در تماسی
البته
اون برای شرکت تولیدی هه سونگ کار می کنه
و فکر کنم دو سال پیش کارشو ترک کرده
چند بار در سال اونو می بینم
و باهاش مشروب می خورم
می شه شماره اش رو به ما بدین؟
حتما
بیا
متشکرم
آقای پارک خیلی خوشحال می شه
بشنوه شما پسر آقای کیم سانگ جون هستی
بهتره بازم باهم در تماس باشیم
بله ، با اجازه
اگه به چیز دیگه ای احتیاج داشتی
حتما باهام تماس بگیرین
باشه ، ممنون
باید برگردم دفتر
ممنون - حتما -
سلام عزیزم
نه همه چیز خوبه
من که بهت گفتم
بیخودی نگران نباش
خدافظ
اتفاقی برای خونواده افتاده؟
نه ، چیزی نیست
بیا بریم دیدنش
مطمئنم اون چیزی برای گفتن بهمون داره
هیون دو؟
آره
اون الان خیلی عوض شده
وقتی در مور اون ضبط صدا فکر می کنم
می دونی چه احساسی پیدا می کنم
و چقدر بخاطر جی وان متاسف می شم؟
برای چی اون ضبط پدرم انداخت دور؟
اون خیلی خودخواه و عوضی شده
چیه؟
هنوزم بهش احساس داری؟
نه
اما واسه چی
هیون دو توی کار پدر تو دخالت کرده بوده؟
منم می خوام همینو بدونم
هر چقدر فکر می کنم
بازم به این نتیجه میرسم شاید بخاطر
اون دفتری باشه که بابام به جی وان داده بوده
به نظر عجیب میای
به نظرم هنوزم دوستش داری
اون آدمی نیست که همچین کاری بکنه
و امیدوارم از شکنجه دادن خودش دست برداره
خیلی نگرانم اتفاق بدی براش نیفته
بیخود برا نگران بودن اون وقت تلف نکن
و روی خوشحالی خودت تمرکز کن
این کارو با خونواده یونگ جو کرد
فقط برای اینکه به تو صدمه بزنه؟
ته سوی عوضی
اون از خدا نمی ترسه؟
ته سو واقعا نفرت انگیزه
جی وان حتما باید توی دادگاه خدمتش برسی
کاری کن از کرده خودش پشیمون بشه
بله ، حتما
رفتی دیدن آقای لی سونک جین؟
بله ، خیلی بهم کمک کرد
تا با اشخاصی که در گذشته با
پدرم کار کردن ملاقات کنم
و اونها با کمال میل داوطلب شدن بهم کمک کنند
خدارو شکر
اونها بهم خیلی کمک کردن
حتی با وجود اینکه به اونها ربطی نداشت
طوری که حس کردم پدرم باید آدم خیلی
خوبی بوده باشه
البته که بوده
سونگ جون همیشه مراقب
افرادی که باهاش کار می کردن بود
بله ، مخصوصا با اون ته سوی اوپا خیلی خوب بود
برای چی حرف ته سو رو می کشی وسط؟
راست می گم دیگه
ساکت باش
...تو
واقعا همون هیون دویی هستی که من می شناختم
ای احمق
باز از زیر کار در رفتی؟
دوباره؟
...آه
هنوز با دوست دختر آشتی نکردی؟
برای همین اینقدر افسرده ای؟
هی ، همه زوج ها با هم دعوا می کنن
تمومش کن
ای عوضی چی رو تموم کنم؟ هان؟
تو یه مردی
"باید بری جدی بهش بگی "من متاسفم
تو واقعا خیلی بیخودی
آقای جونگ
می خوای اخراج بشی؟
آقای جونگ
قربان
برگرد سر کارت
بله قربان
تو با این افردا کار می کنی
پس مراقب حرف زدنت باش
منظورتون اینه که " افراد همه چیزند"؟
واقعا منظورتون این بود؟
چیکار می کنین؟
از قرص خواب آور استفاده می کنی؟
برای اینکه نمی تونم بخوابم
چرا نمی تونی؟
کی می دونه؟
سلام
برات یه نقاشی فرستادم
شنیدم اونو تا حد مرگ دوست داشتی بخری
سوگ یونگ
خدا نگهدار
...در مورد هیون دو
بله
تو درست میگفتی
فکر کنم اون به مراقبت نیاز داره
اما
اما براش بهترنیست به جای من
تو این کارو براش بکنی؟
...سوگ یونگ
من به زمان نیاز دارم
تا وقتی که تو به این
کارات ادامه بدی
چی؟
من باید سریع برگردم رستوران
No comments yet. Be the first to leave one.