The first 200 lines.
:تنظيم و ويرايش مجدد .:: MehdiRCM ::.
:تنظيم و ويرايش مجدد .:: MehdiRCM ::.
:تنظيم و ويرايش مجدد .:: MehdiRCM ::.
:تنظيم و ويرايش مجدد .:: MehdiRCM ::.
:تنظيم و ويرايش مجدد .:: MehdiRCM ::.
براي اينکه واقعيت رو بگم
من زياد تعطيلات رو دوست نداشتم
تا زماني که تعطيلات واقعي رو شناختم
تا زماني که خانواده ام رو ديدم
تا زماني که دختري رو ديدم
تا زماني که سوار ماشين شدم
مي دونيد ماشين باعث شد من بيام اينجا
از تمام سيستمهاي امنيتي گذشتم
تونستم 5 تا از سخت ترين ماشين دزديها رو انجام بدم
ضمناً اعتبارم مثال زدني بود
و همکاراي قاتلم واسه 3 سال آزادي مشروط داشتن
دنيا بعضي وقتها کارهاي عجيبي مي کنه
هميشه ، در تجربه من که اينجوري بوده
اين منم روي دانکان
خطري براي اجتماع سمت چپتون
تکون بخوريد
اين يارو که سمت راسته نيک کسيدي است
بهترين دوستم
ما هر دوتامون چشم به 3 روز آينده داشتيم تا روز نويي رو آغاز کنيم
اين چيزيکه که تو زندان ازش حرف مي زني
چطور ميتوني درست انجامش بدي
شايد نتوني هميشه يه اشتباه رو تکرار کني
ما از اينجا ميريم ، از اون مسير
اولين کاري که ميخواي بکني چيه؟
هات چاکلت خوردن
چي ؟
اولين کاري که ميخوام بکنم
وقتي از اينجا برم بيرون يه ليوان هات چاکلت براي خودم درست مي کنم
و يه کيک گردويي ، درسته؟
درسته يه تيکه کيک گردويي
آره ، اون بيرون منتظره ، پسر
همون جا مي ايسته اونجا مي ايسته
امِت جانسون گزارش به بند شما
اون تو بزرگراه 5 يه متل داره
تمام هفته همون جا مي مونيم
شراب مي خوريم و حموم مي کنيم
هـا؟
آره
ميدوني نيک تمام عکسهايي که اون مي فرسته
مطمئني که عکسهاي خودشه؟
براي اينکه شنيدم بعضي از دخترها عکس خودشون رو نمي فرستند
اونها خودشون نيستند
يه کسي خوشگل تراز خودشونه
مثل دختر عموشون يا کس ديگه
چرا همچين چيزي رو ميگي؟
فقط ميگم چون شنيدم چرا همچين چيزي رو ميگي؟
چرا همچين چيزي رو ميگي؟
فقط مي خواستم بگم
من يه بار بايد باهاش مي رفتم بيرون
بايد چند روز پيشش مي موندم
مطمئنم که خودشه
فقط يکي دو روز
شايدم يک يا دوشب
خوب هر چقدر طول بکشه فقط مطمئن شو
اينطوري کار و بارت مي گيره
ميدوني چيه؟
از هات چاکلت لذت ببر ، رودي
فکر مي کنم شانسم رو با اشلي امتحان کردم
آره ، فهميدم فهميدم
درا رو باز کنين ، اولين صف
صبر کنيد
در شماره 3 باز بشه
لعنتي
چي شده؟
آلامو برگشته
فکر نمي کنم از نور خورشيد بگذره
من قاطي کردم
پينچر ميگه من کسي هستم که عصبانيش مي کنم
براي اينکه مراسم مذهبيشون رو به هم زدم
چون اونجا بودم اون فکر مي کنه دليل موندنش تو تنهايي منم
بسه رودي
حرکت کنيد
صبر کنيد
بريد تو
گوش کن
ليستم رو آماده کردم و دوباره چکش کردم
و تا زماني که تو باشي همين جور خواهد بود
تمام کاري که در روز مي کنم اينه که
چشمم رو ببندم و تصور کنم تو رو در آغوش گرفتم
و مي بوسمت
لمست مي کنم
براي اينکه اين حس رو احساس مي کنم
من يه دليل براي تمام زندگيم پيدا کردم
اون به نظر 25 ساله مياد
آره
تو ديترويت به دنيا اومدي و حسابي پخته شدي
اگر چه اين عکسها مال 10 سال پيشه
البته من نبايد ميلي بابک رو از دست ميدادم
من به ميلي هم مديونم
اگر اون رو نمي کشتم
الان اينجا نبودم
آره. تا زماني که تجربه نکني
معني عشق واقعي رو نمي فهمي
حسود
نيک اگر اون تو رو ببينه
و بفهمه که اين کار رو براي اون نکردي چي؟
ميدونم عصبي ميشم
ميدوني اون اونجا نبوده
ميخواي چيکار کني؟
ميدوني من و اون با هم ارتباط داريم
اوه خداي من ببرش اون طرف
توبايد براي اون مجله نامه مي نوشتي
اوه ، آره
من مي خوام از اينجا برم
من مي خوام با همه ارتباط داشته باشم
و تو دوست من
با اتوبوس ميري بيرون
و دنبال زيباترين دختر مي گردي
درسته
صبح بخير ، اگناگ مي خوايد؟
بايد نامه مي نوشتي رودي
مي تونستي براي خودت يه دختر پيدا کني
آره ، مي شد يه کاري کرد
تنها چيزي که من مي خوام
اينه که به سيدنا برگردم
و بشينم سر سفره کريسمس
تو تخت قديميم بخوابم
و با پدر بزرگم مسابقات فوتبال ببينم
و غذاي شب مونده رو براي شش ماه بخورم
من فکر ميکردم از اونجا متنفري
بعضي از پدرام کريسمس ترکيه داشتن
بله ، چي باعث شده فک کني که پدرت تو رو ميبخشه؟
خوب ، اون گفت من واسش پرداخت ميکنم
ميدوني؟
من و پول هاي فراونم
اين چيزيه که اون صداش ميزنه
بعد از تلف کردن 5 سال لعنتي از زندگيم
مجبورم بگم اين يارو يه هدفي داره
5سال ، پسر
من زمان داشتم
من فقط مي خوام برم خونه
صف ببنديد بريد
اين چيه؟
هديه تعطيلات
چه کوفتي توشه؟
بخورش مي فهمي
خوب مي دوني
هـي
من و اين پسر دو روز ديگه از اينجا ميريم
و درست زماني که ميريم لندن و بيسکويت هاي عالي مي خوريم
تو هنوز همين جا ايستادي
نيک اين کِرم مرموز لعنتي رو بو کن
حالا کي تو زندانه؟
آلامو تقصير من نبوده
برگرد تو صف
من نبودم
دو روز ديگه صبر کن
يادت مياد برادرش يه راننده کاميون بود؟
فکر مي کنم که اون مي تونست به من کمک کنه
چه کاري ، امنيتي؟
نه
نه من وارد اين کار شدم
اشلي راست مي گفت من بايد يه کاري مي کردم
من مي تونم
يه تجارت به راه بندازم
نمي دونم پسر
من تو کار تجارتم
ماشينهاي با سيم پيچي پيچيده رودي
به نظر تجارت کوچيکي نمي ياد
تو رزومه بنويسم فروشنده مغازه بوديم
خيلي خوب
ميدوني من دوست دارم رييس باشم مي فهمي؟
آدمهايي باشن که برام کار کنند
هي پسر تو چته؟
...هيولاها
تو ژلاتين
اين فقط يه سوسکه زوک
آره ، پروتئين داره واست خوبه
....هيولاها
تو ژلاتين
باشه آروم باش
تو ژلاتين هيولا هست
هـي زوک ! بتمرگ سرجات
هيولاها ... تو ژلاتين
اين گُه رو ببين
هي خداي من
بشين! بشين
حرومزاده
اوه ها
تو اين رو خوردي
آها
بشين تکون نخور
ازش دوري کن
ازش دوري کن رودي ازش دوري کن
من کاري نکردم ، پسر ! آروم باش
تو هيولا ي کيري مي خواي؟
اينو بخور ، کيرخور
دو روز ديگه ، مرد
لعنتي
فقط بشين اينجا تکون نخور ، تکون نخور
ما نبايد کاري کنيم
ما نبايد کاري کنيم
!هي ، هي! برگرد اينجا
رودي مراقب باش
آها
No comments yet. Be the first to leave one.