The first 200 lines.
«: مـتـرجـم: مـرتــضــی و محمد نجفی :» .:: GodBless & Mohammad_Na ::.
یک ده مرکز هستم.
دریافت میکنی؟
یک ده هستم بفرمایید.
موقعیتت چیه یک ده؟
خیلی خب موقعیتت چیه یک ده؟
ما همین گوشه هستیم «ماریان».
چی لازم داری؟
یه موقعیت چهار یک پنج
در خیابان 68م کوربین جنوبی داریم.
تمام واحدها یه مورد 211 داریم.
بانک آمریکا
سوژه یه سدان سفید میرونه تکرار میکنم
سوژه یه سدان سفید میرونه
یک ده تو راهم
یه سدان سفید رؤیت شد
که به سمت جنوب میره
تکرار میکنم میره سمت جنوب
میره به سمت پل هوایی 35م
ما در تعقیبش هستیم درخواست پشتیبانی داریم
میبینیش؟
چهار ثانیه فاصله دارم
بهش میرسیم
مرکز، سدان سفید رو پیدا کردیم تمام
درخواست پشتیبانی دارید؟
اه اثری از سوژه نیست
محض اطلاع یه ماشین آبی داره
تمام واحدها، به سمت پل 35م شمالی
سوژه الآن یک سدان
آبی چهار در میرونه
تکرار میکنم، سدان آبی چهار در
گشتی آزادراه وارد عمل بشید
ده چهار، دریافت شد
هی ببخشید، کمک لازم ندارید؟
نه مشکلی نیست، خب...
این لعنتی یه مایل عقب تر به ترتر افتاد
سعی کردم به خروجی بعدی برسم
ولی خاموش کرد
بذارید یه نگاه بندازم
ینی مشکل از رادیاتشه؟
ممکنه
داغ کرده؟
عجیب نیست
چیزی از ماشینها میدونی؟
اه نه راستش
خب کجا میرین؟
اه راستش هیچجا
- فقط میرونی ها؟ - اهمم، فقط میروندم
هی، از اون ماشینت خوشم اومد
- آره منم همینطور - آره؟
دزدیدمش
واقعاً؟
نه
مال شوهرم بود
اه
کجاست؟
خب اون...
مُرده، رفته اونجا
اه
میتونم اسمتو بپرسم؟
جول
جول؟
- اسمت اینه؟ - آره
چطور؟ باور نکردی؟
نه باور کردم فقط اه...
خب بهت میاد
آره خب
خب شما چی؟ اسمت چیه؟
آقایی که کت آبی پوشیدی؟
من باب هستم، «باب کالاهان»
خب کجا داری میری؟
خونه
یه مدتی تو جاده بودم
چیکار میکردی؟
همه کار، میفروشم
چی میفروشی؟
گفتم، یکم این...
یکم اون
خودت چی میخوای؟
- خب اسب دوست داری؟ - چی؟
- اون گردنبند... - آه آره! آره دوست دارم
پس یه گاوچرونی که ماشین میدزده؟
- دیگه چی نمیدونم؟ - تقریباً همینه
من سه تا اسب دارم تو کشور زندگی میکنم
- سه تا اسب؟ - رانندگی دوست دارم
- آره - اسماشون چیه؟
- اسبا؟ - آره
وایلی ، کلمنتاین و دوروثی جین
دوروثی جین؟
انگار قالب خودمه، دوروثی جین
سواری میکنی؟
من؟ نه. نه هیچوقت سواری نکردم
- ولی تو لیستمه - چجور لیستی؟
کارهایی که میخوام انجام بدم ولی نتونستم
خب بهتره عجله کنی
آره چطور مگه؟
چیزی لازم دارید؟
- نه نه همه چیز مرتبه - نه متشکرم
خیلی خب، هروقت آماده بودید
متشکرم بله
نه نه! تو منو رسوندی، این کمترین کاریه که میتونم بکنم
- نه نه، نگرانش نباش - خواهش میکنم، اصرار دارم
متشکرم
خب گفتی چیکار میکنی؟ فروشنده ای؟
- آره - دوره گردی؟
- اه نه نه نه - کتاب مقدس میفروشی؟
نه اون که نه
شوخی کردم
اه میتونم یه چیزی بهت بگم؟
من چیزی درمورد فروشندگی نمیدونم
- اه - از خودم درآوردم
خب پس چیکار میکنی؟
خب این یه رازه
- اه جدی؟ - آره
و چرا اونوقت؟
خب اگه بهت بگم،
احتمالاً دیگه نمیخوای منو ببینی
کی گفته میخوام دوباره ببینمت؟
میخوای؟
این...
- جدی نمیگی، جدی؟ - هستم
- این یه شوخیه - جدی میگم
- بیخیال - نه شوخی نیست اصلاً
پس چرا داری به من میگی؟
خب فکر کنم چون بهت اعتماد دارم
تازه منو دیدی
بعضی وقتا همینطوری میدونی
به من میگی، میدونی؟
خب هنوز نشستی
خب بخاطر اینکه باور نکردم
و اگه باور میکردم...
خب کدومش بدتره؟
اینکه دروغ بگم یا حقیقت گفتم؟
ثابتش کن
- ثابت کنم؟ - آره
- میخوای ثابتش کنم؟ - آره
خب اگه ثابت کردم چیکار میکنی؟
از اون در بیرون نمیرم
نه انجامش نمیدم
فکر هم نمیکردم
نه چون نمیتونم
چون این روش من نیست
روشت نیست؟
- روش هم داری؟ - دارم
خب بهم بگو چیه
- روشم؟ - آره
باشه خب، اینجا مثلاً
اینجا به درد من نمیخوره
فرض کن یه بانک بود
و به جای اون پیشخون
یه پنجره تحویلدار بود
خانمی که اونجا وایستاده
تحویل دار پشت پنجره ست
تو وارد میشی، خیلی آروم،
و یه جا پیدا میکنی
و میشینی
همینطور که اینجا نشستیم
و صبر میکنی و نگاه میکنی
و ممکنه چندساعت طول بکشه،
شاید چندروز طول بکشه حتی
ولی باید صبر کنی، باید وقتش درست باشه
زمانبندی باید درست باشه
و وقتی موعدش رسید، کارتو شروع میکنی
مستقیم میری به چشماش نگاه میکنی،
و میگی، "خانم، این یه سرقته"
و تفنگو نشونش میدی اینطوری
میگی "میخوام این کیسه رو پر
پول کنی و بدیش به من
و کار احمقانه انجام نده
نمیخوام صدمه ببینی
چون ازت خوشم میاد
خیلی خوشم میاد
حتی شاید عاشقت شده باشم،
پس لطفاً قلب منو نشکن باشه"
بعد کیسه رو پر پول میکنه
تحول من میده
و همونطور که اومدم میرم بیرون
خیلی طبیعی
و اون...
خب بهم بگو اون چیکار میکنه؟
هی فقط دارم تهییجت میکنم
دستاش داشت میلرزید. متوجه این شدم
دستاش مدام داشت میلرزید
اگه اون ماشه رو کشیده بود،
فکر نمیکردم بتونه ماشه رو بکشه،
بدجوری گیر افتاده بود
ولی اگه میچکوند، من...
نه نه نه
کار درستو انجام دادی
حالت چطوره؟ خوبی؟
هی هی جان جان!
نمیخوام بزرگش کنم
ولی همه جمع شدیم
و یه چیزی واست داریم
ای بابا چهار صفر بزرگ
از مرکز شهر تا اینجا
مجبور شدیم چون بابا اینجاست همه رو بیاریم تو
تولدت مبارک!
اه مرد! چه خبره؟
- سورپرایزه! - چرا بهم نگفتین؟
No comments yet. Be the first to leave one.