The first 200 lines.
!نظرتون چیه یه سر اونجا بزنیم؟
!هتل؟
!شگفت انگیزه
!کاموکون، عجب استعدادی داری
!چطوری این قسمتهای فوقانی رو اینقدر دقیق درست کردی؟
از قبل میدونستم که دخترا از سبک .غربی خوششون میاد
!منظورش ساحل روبروی هتل بود؟
و از اونجایی که با شن و ماسه ،میشه به راحتی ساختش
به یاد انگلستان افتادم و تصمیم گرفتم .قلعه کانوی رو بسازم
.انتظار دیدن همچین مهارت خارق العاده ای رو نداشتم
!ابله
اگه الان از این فرصت برای دید زدن ،بیکینی دخترا استفاده نکنیم
!دفعه بعد مجبوریم به وی آر رو بندازیم
.آره، حق با توئه
معمولاً شیوری یا یقه آخوندی .بین مردم ظاهر میشه
... ولی الان، سلاح کشتار جنگیش
!خدایا، ازت ممنونم
!جیرو کون، روبه راهی؟
!عه؟! آه، آره! چیزی میخواستی؟
.راستش دوست دارم توی این قلعه لامصب تونل بزنم
.درست مثل بچگیهامون
از دو طرف سوراخ میکردم و دستامون .وسط راه به هم وصل میشد
!به هم وصل میشد؟
خیلی خب، نرم و آروم دستتُ وارد !سوراخ کن و فشار بده تا از اینور بزنه بیرون
.باشه
هووم، شاید بهتره دستتُ بیشتر !توی سوراخ فرو کنی
!آه، جیرو کون، پیدات کردم
شن بازی باعث میشه دوباره !یاد بچگیهامون بیفتم
!اینارو باش، چه حالی میکنن !مسخره بازی در آوردن
سطح "دوست داشتن" چقدر باید باشد !که آن را "عشق" نامید؟
خجالتی بودن جرمه
،ذکاوت یا توهمات وحشیانه، زودباش یکیش رو انتخاب کن
از آسمون صاف داره نم نم بارون میباره
تا جایی که بشه تصور کرد
قلب دخترها ناپایدار، ملایم و رام نشدنی ـه
مثل صدای ناقوس در روز طوفانی
سطح "دوست داشتن" چقدر باید باشد !که آن را "عشق" نامید؟
منو محکم در آغوش بگیر تا خوابم ببره
بعدش مثل داستانهای افسانه ای
بوسه ای بهم بده که سکوت انتظاری نمایش رو بشکنه
این بلاتکلیفی رو هم در آغوش بگیر
،قلبم شکسته و صدمه دیده
و با شادی و هیجان ناگهانی بصورت غیر قابل پیشبینی به تپش میفته
!این عشق حقیقیست !پس مرا محکم در آغوش بگیر
شجاع باش، عزیزم
همیشه همه چی بر وفق مرادمان نخواهد بود
همیشه همه چی بر وفق مرادمان نخواهد بود
یه بار دیگه بخند و دوباره زنگ را بزن
لطفاً مراقب قدمهایم باش، عزیزم
لطفاً متوجه عشق خالص و معصومانه ام شو
!سنگ، کاغذ، قیچی
بسیار خب، آکاری و یاکوئین .میرن سراغ خرید وسایل
!چی؟! با جیرو؟
!ما همیشه با همیم و یجورایی کسل کنندهست
.شرمنده که طرف حسابت منم
.چقدر اینجا شلوغه
.و انگار همگی با جفتشون اومدن
قدم به جایی گذاشتیم که تمام .مرغ عشقها دور هم جمع شدن
تخفیف زوجین فقط برای امروز
تخفیف 20 درصدی برای تمام اجناس
!شک ندارم همهش زیر سر اینه
!بیا ما هم از این فرصت استفاده کنیم
!چی؟! ما که دوست پسر و دوست دختر نیستیم
!ولی زن و شوهر که هستیم، نیستیم؟
وای عین لبو قرمز شد! پس اینو .بعنوان بله حساب میکنم
!مصلحتی! ما زن و شوهر مصلحتی هستیم
!تا وقتی کسی متوجه نشه، مشکلی پیش نمیاد
!مشتری بعدی
... بذار ببینم ... سه تا یاکیسوبا و
زوجها میتونن بدون هزینه اضافی .از سایز بزرگش بگیرن
!واقعاً؟! این نهایت لطف شما رو میرسونه
!پس میتونم سه تا سایز بزرگش رو سفارش بدم؟
!به دختر خانوم بامزه ای مثل شما هرگز نه نمیتونم بگم
!حقیقتاً به دوست پسر خوش شانست حسودیم میشه
خیلی خب، شماره شما 13 ـه .وقتی سفارشتون آماده شد اعلام میکنم
.ممنون
!منظورت از این لبخند موذیانه دیگه چی بود؟
!میمیری یکم بیشتر شبیه دوست پسرا رفتار کنی؟
!چی؟! ازم انتظار داری چطوری برخورد کنم؟
دستت رو دور گردم حلقه میکردی و میگفتی از .داشتن همچنین دوست دختر نازی خیلی خوشحالم
.از شنیدنش همچین کلماتی واقعاً خوشحال میشم
اگه مینامی کون اینجا بود .بدون شک این کارو انجام میداد
!این چیزی که فی البداهه بخوای انجام بدی
!مشتری شماره 13
.من میرم سفارش رو بگیرم
!امروز چش شده؟ !بدجور داره رو اعصابم میره
!هی، تو تنهایی؟
!لعنتی، تا یه دقیقه پیش کجا وایساده بودیم؟
!اونا از آشناهای آکاری هستن؟
!حالا باید چیکار کنم؟
!جیرو، من اینجام
!هه، پس منتظر دوست پسرت بودی؟
.شماها اصلاً بهم نمیایین .واقعاً خنده داره
!ببخشید ... شما از دوستاش هستید؟
.بینگو، صد امتیاز مثبت .تازه باهم آشنا شدیم
!کاملاً واضحه که نمیشناسمشون .دارن مخمو میزنن
.کاملاً واضحه
هی، داداش، تو امروز به عنوان !اسکورت همراهش اومدی، مگه نه؟
!میشه اسمشُ بهمون بگی؟
!ازش پرسیدیم، ولی جوابمون رو نمیده
!هی، امشب همینجا میمونین، مگه نه؟ !محل اقامت همین اطرافه؟
!ببخشید، میشه دست از سرش بردارید .اون از این کارها خوشش نمیاد
!اوه، شروع شد
!تو هم میخوای مخ این دخترُ بزنی؟
... نه، راستش
!رفیق، این لقه یکم برات گنده نیست؟
!از سر روت میباره که باکره هستی، اشتباه میکنم؟
.ایشون همسر منه
!چــــــــی؟
!شما ازدواج کردین؟
!رفیق، کاملاً متاسفم
!آره ... امیدوارم به پای هم خوشبخت بشید
... گوش کن، جیرو
!متاسفم
!عه
،چیزی بهتر از این به ذهنم خطور نکرد
!و از اینکه گفتم همسرم هستی حتماً ناراحتی، مگه نه؟
،ولی اگه میگفتم که دوست دخترم هستی ... میدونی که
!امروز اعصابم بدجور از دستت خط خطیه
!گفتم که متاسفم
!کی گفت از شنیدنش متنفرم؟
!هه؟
!همچنین چیزی نگفتم
.حرف تو دهنم نذار
،خیلی باحال به نظر میرسیدی .ولی بعدش گند زدی به همه چی، احمق
اگه با این منوال پیش بری .هرگز دوست دختر پیدا نمیکنی
،پس برای چیزهای بیخودی معذرت خواهی نکن
.وگرنه بخاطر به تپش افتادنم احساس حقارت میکنم
... در حین تمیرین هم
!بهم نشون بده که چجور مردی میتونی باشی
!در حین تمرین؟
حالا که شیر فهم شدی، بیا .پیش بقیه برگردیم
..... هـ
!هی، هل نده
اونا بخاطر اینکه اینقدر لفتش دادی .بهمون میخندن
!تقصیر من که نیست
!سریعتر برو
... دیگه طاقتش رو ندارم
.اینجا خود بهشته
.میبینم که داری عین پیرمردا حرف میزنی
این وضعیت من یاد مسافرتهای .مدرسه میندازه، چه روزایی بود
!می چان، آفتاب سوختگی اذیتت نمیکنه؟
.نه، یکم روغن مالیدم .پس مشکلی نیست
!ولی برای کاملاً برنزه شدن یک روز کفایت نمیکنه
!آه، ولی خطوط برنزه این قسمت داره محو میشه
.تو هم تا حدودی برنزه شدی
.حق با توئه. خوبه که حالا کرم ضد آفتاب زده بودم
.عجله کن و بیا بریم تو
:به همین دلیل برگشتم بهش گفتم
!از شروع رابطهمون اصلاً میدونی چقدر وزن اضافه کردی؟
غیر ممکن که 24 ساعت شبانه روز !بتونی دوست دختر ایده آلش باقی بمونی، درسته؟
.دقیقاً
!تو کلی به سر و روت میرسی و آخرسر حتی متوجهش نمیشه
.شک دارم حتی آخرش بتونه عروسی کنه
.آره، حرف دل منم همینه
.تمام حرفاشون رو به راحتی میشه شنید
!به هر حال، آکاری وضعیت تو در چه حالیه؟
.درسته
!من؟
حدس میزنم اون دوتی کون همیشه توی توهمات .فانتزیش غرق میشه
.اوایل خیلی از دستش شاکی بود
.هرگز فکر نمیکردم اینقدر بتونی تحملش کنی
!دلیلش اینکه اون خیلی بی نظم و شلختهست
!پس توی خونه شلخته بازی در میاره؟
،از وقتی که دوتیکون تجربه بیشتری کسب کرده !رفتارش باهات بهتر نشده؟
!آخر سر همه چی توی مهربانی خلاصه میشه، مگه نه؟
.اگه مهربون نباشه، زندگی برا آدم زهرمار میشه
.درست مثل دوست پسر سابقم
قبلاً دوست داشتم هر چی تو دلم هست .رو با صدای بلند بهش بگم
هی، بچهها
!شما با اینکه ما تمام حرفاتون رو بشنویم مشکلی ندارین؟
!اصلاً، اشکالی نداره !درواقع، هامانو سان، بهتره تو هم بهمون ملحق بشی
!تو هم ساکورازاکا سان
!هه؟
!دوست دارم حرفهای تو رو هم بشنوم
... خب ... راستش ... من
طبق چیزی که ازتون شنیدم، مسئله .سر اهمیت دادن متقابل ـه
برای مثال، وقتی که من عاشق یکی ،هستم و بهش عشق میورزم
دوست دارم طرف متوجه حضورم .بشه و بهم عشق بورزه
.ولی طرز انجام دادن این کار اصلاً برام مهم نیست
همین که یه تماس چشمی باهام برقرار .کنه برام کافیه
.این چیزی که خیلی ازش خوشم میاد
!گُل گفتی
!دقیقاً همینه
.فقط میخوام حس کنم که دوستم داره
!هامانو سان، لطفاً باهام ازدواج کن
!هی، چرا اینجوری بهم چسبیدی؟
!زودباش، ولم کن
.از اینکه مجبور شدی همچنین حرفایی رو بشنوی معذرت میخوام
!چی؟! آه، نه، اشکالی نداره !من کسیم که باید عذرخواهی کنه
،راستش ... بخاطر بی تجربگیم .نتونستم خودمُ راضی کنم تا وارد بحثتون بشم
!جداً؟! تو که خیلی خوشگلی
اما درکت میکنم، ورود به همچین .مکالماتی برا منم خیلی سخته
وقتی بحث سر عشق باشه، هرگز .به پای اون دوتا نمیرسم
!با گوش دادن میشه کلی چیز ازشون یاد گرفت، مگه نه؟
!الحق که خیلی جاه طلبی، ساکورازاکا
.... اگه جیرو کون بود
... اگه جیرو بود
!آکاری
.من زودتر برمیگردم
No comments yet. Be the first to leave one.