The first 200 lines.
بهار گذشته، من مثل الان زانو زدم
و زندگي هردومون رو براي هميشه عوض کردم
و از اون موقع مطمئنم
ميخواستي بدوني کي ميخوام اين بخش رو رسمي کنم
نيکولاس ميلر،
آيا به من افتخار ميدي که ساقدوش من باشي؟
هي
خوشحالم که بيدارم بايد چيز مهمي ازت بپرسم
من حاضرم - ميشه.. -
به لحظه وايسا. من قهوه ميخوام
اينم قهوه
ممنون
حس ميکنم خيلي يهويي شد..
نميدونم چي بگم - بگو قبول -
خب، من ميخوام قبول کنم
واقعا ميخوام
ولي متاسفم
آمادگيش رو ندارم
من فکر ميکنم آمادگيش رو داري
ولي اين قضيه ميترسونتت
کاش قضيه همين بود..فقط..
از ته قلبم، مطمئن نيستم که ساقدوشت باشم
نيک..ازت ميخوام آماده بشي
ميخواي ساقدوش من باشي؟
بله! بله! بله، بله، بله!
غافلگير شدي؟! چجوري حس ميکني غافلگير شدي؟!
ما از کالج بهترين دوستاي هم بوديم!
داري پوزخند ميزني؟
ارزشش رو داشت؟
واقعا ارزشش رو داشت حاضر بودم دوبرابر پول بدم!
خيلي خب، بلند شو
حرومزاده خنگ
بيا ببينم، معلومه که ساقدوشت ميشم
خيلي خب!
اين حلقه ها، اولين سري
از دوجين لوازميه که قراره همراهان عروس رو متحد کنه
همونطور که از چشم انداز اوليه من ميتونيد ببينيد
عروسي ما بطور مساوي از سهگانه مقدس
ليز تبلور، جکي او و پاور گيز بهره ميبره
من ترسيدم - بايدم بترسي! -
بچهها مارو ببينيد
يک سال پيش ما داشتيم مثل گاوهاي فيلم توييستر ميچرخيديم!
حالا چي؟ شماها نامزد شديد
تو صاحب بخش کمتر بار شدي
من ساقدوش عروسم که باعث افتخارم
اين جوک روي کاغذ بهتره
آره احتمالا - و اين آقا.. -
پليس لعنتي ايه که جون به يچه لعنتي رو نجات داد
کمک!
گير کردم! کمک!
کمک!
ممنون افسر
آمبولانس خبر کن - من حالم خوبه -
براي خودم ميگم!
ميدوني کانال 4 به من ميگه قهرمان گاراژ
فقط..فقط اميدوارم اين لقب روم بمونه
خيلي چيز مهمي نيست
امسال..سال ماست
طالع بيني چيني ميگه امسال سال ميمونه
من ميگم، امسال سال..
ماااست
امسال سال..
مااست
امسال سال
ماااست..
ما
خيلي ممنون براي کمکت جس
سيسي اصلا خبر نداره که تو مادرش رو خبر کردي براي مهموني نامزدي امشب بياد
سيسي..به طور نگران کننده اي بي خبره
شايد يه قضيه فرهنگيه
ميدوني، آمريکا خطر بريتانيا رو درک کرد هنديا نه
براي ديدن مامان سيسي نگراني؟
نه، سيسي گفت مامانش حسابي هيجان زده است
که توسن کوچولوي سکسيش بالاخره يه گاوچرون پيدا کرده که رامش کنه
تفسيرش اين بود. و من واقعا هيجان دارم که قراره زني رو ببينم که سيسي ازش اومده بيرون
بدون تفسير
از اعتماد به نفست خوشم اومد
ديدن مامان پي بزرگ خيلي مهمه
براي سيسي تاييد مامانش خيلي اهميت داره
مامان
اين دوست جديدمه، جس
ميتونين 20 دقيقه بازي کنين
در خفا، مامانش خيلي رومانتيکه
چون قبلا يه رقاص باليوودي بوده
و والدين آقاي پي ازدواجشون رو ممنوع کرده بودن
جذاب شد.خب؟
وقتي اونا اجراش رو ديدن، انقدر متاثر شدن که بهشون اجازه ازدواج دادن
رقص يه وقتايي خيلي قدرتمنده
مگه من نميدونم
براي همين، من بهترين گروه رقص باليوودي لس آنجلس رو رزرو کردم
ماهات مووز گاندي
مامانش عاشقت ميشه. هواتو دارم
خيلي خب، من ميرم به ساقدوش سر بزنم
مطمئنم هرچيزي که بهش بسپاري رو به خوبي
انجام ميده
نيک توي همه چي خيلي بده!
ببين، نيک فقط از معدود مرداي دگرجنس گراست
که براي برنامه ريزي عروسي استعداد نداره
هيچوقت اينجور مردا رو نميفهمم
من نميتونم برم دنبال مامان سيسي فرودگاه
فشار زيادي رومه
تو گفتي فقط بايد کاراي آسون رو انجام بدم
قراره با ماشين بري فرودگا دنبال يه نفر
نه اينکه با قايق بري فضا که! آسونه نيک
پس چرا خودت نميري؟ - من نميتونم -
امشب يکي از مهمترين شبهاي زندگي موهاي منه
و من به شامپو نياز دارم
نميخوام کوتاه کنم اونا سعي ميکنن ولي من جلوشون رو ميگيرم
يه روزه کوتاه کردن ديوونگيه!
مگر اينکه، البته، جوليان کار کنه
که کار نميکنه
توي ماشينت لوازم آتيش بازي داري؟
کي هستي؟ يه پسربچه چيني؟
هي رفقا! سلام ميکنم فقط!
قهرمان گاراژته عزيزم قهرمان گاراز عزيزم
ميتونه دردت رو از بين ببره هميشه کنارت باشه
ميتونه نفست رو
بند بياره
با من ايطور رفتار نکنين، خب؟ من با بقيه هيچ فرقي ندارم
افسر بيشاب
زندگي کردن توي ساختمون شما باعث افتخاره قربان
اون گلنه مرد گلن از همه متنفره
گلن به بچه ها بيلاخ نشون ميده!
رفقا، تمومش کنين، باشه؟
از وقتي که من شدم قهرمان گاراژ
شما باهام جوري رفتار ميکنيد انگار من خاصم، ولي نيستم
منم. ويني بيش! بيش با آرزو!
و آرزوم اينه که خوش بگذرونم!
دقيقا براي همينم اون لوازم آتيش بازيه پشتت رو مصادره نميکنم
آره، مچمو گرفتي افسر بيشاب
بيا بگيرش
ميخوام اين کلاهگيس مسيح رو هم بگيري
ميدوني، کلاهگيس غير قانوني نيست - ميدونم -
ولي به نظرم خيلي بهت مياد
منم همينطور - بگذار سرت -
قبوله
خوشگله! - وينستون، خيلي خوشتيپ شدي -
اوه خداي من! - از اوني که فکر ميکردمم بهتره -
پرواز 262 از بمبئي
چمدان شما در بخش شماره 2 چمدان هاست
آره! آره!
پنج دقيقه استراحت - هي -
من الان يه پيام از مامانم گرفتم چون رسيده فرودگاه
تو..تو براي مهموني خبرش کردي بياد؟
آره
آره من خبرش کردم، ولي قراربود سورپرايز باشه..
خيلي خوشحال شدي؟ اوه ببخشيد
اوه..چيزه.. - هي نيک -
هي جس
حدس بزن کي انجامش داد. من
من مامان سيسي رو آوردم. به موقع هم رسيدم
اوه اونجاست. گوشيو بده بهش
واقعا؟ ميتوني باهاش حرف بزني؟ چجوري؟
چي داري ميگي؟
نه جس، الان بايد باهات حرف بزنم
خيلي خب،من بايد برم
جس سلام رسوند!
ترجيح ميدي پنجره پايين باشه يا کولر بزنم؟
واو، دقيقا شبيه سيسي اي!
آره
فوقالعاده است، آره. مال خودمه
منطقه سفيد تنها براي بارگيري و
خالي کردن بار مسافران است.
چه خبر شده؟
هرچي که هست نميتونه بد باشه
جس من به مامانم نگفتم دارم ازدواج ميکنم
خيلي خب
خيلي خب
درست ميشه، چون..
من ساقدوشتم
و من امشب کنارتم
تمام مدت
چون امسال، سال ما....
اوه!
اوه خداي من!
اوه جس! اوه! اوه!
من خوبم
نگران من نباش دکتر گفت زودي خوب ميشم
ميدونم الان شبيه کسي نيستم
که بايد قضاوت کسي ديگه رو زير سوال ببره ولي..
شايد بايد به مامانت ميگفتي که داري ازدواج ميکني
ميدونم. من فقط خيلي نگرانم که از اشميت خوشش نياد
و بعد با ازدواجمون موافق نباشه..
که منو ميکشه
وقتي ببينش عاشقش ميشه
اشميت دقيقا چيزي نيست که مامانم براي من در نظر داشت
ميدوني، مامانم يکي رو ميخواست که انقدر چيز نباشه..
سفيد؟
اوه اون خيلي سفيدپوسته
يادته اون دفعه که برقا رفت
و ما گذاشتيمش دم پنجره که هواپيماها رو دور کنه؟
اگه اشميت بفهمه چه فکري ميکنه؟
من ساقدوشت نيستم اگه رضايت مامانت رو نگيريم
اون پله ها شايد بدنم رو شکسته باشن
ولي روحيه ام رو نشکستن
و با روحيه ام بلند ميشم
عسلم تو نبايد...فقط.. آره،آروم..خيلي خب
تو قطعا نميتوني بياي مهموني
من بايد برم به اشميت بگم
بايد قبل از اينکه مامانم برسه بهش بگم
No comments yet. Be the first to leave one.