The first 200 lines.
:نام ترانه Royal Blood - Oblivion
!نه
(آدمربایی با چمدان در هتل!! (کامل
« سوءظـن »
اجازه نداری توی اتاق مامان بری ...جدی میگم، اگه بفهمه
تقصیر رو گردن تو میندازم - پس فرقی نمیکنه -
امتحانش کنیم؟
اولاً که دیگه 7 سالم نیست دوماً، یه لیست دارم
چی؟ - یه لیست، با زمانبندی -
تو باید زیر دوش باشی از برنامه عقبیم
من یه ساعته بیدارم دارم خوابیدن تو رو تماشا میکنم
به خاطر اینه که پرواززدگی داری - نه -
بهش میگن "...پرت شدن از تخت توسط خواهر هابیت آرنج نوکتیز "
"در تمام طول شب..."
مجبور نبودی منو از نیویورک بیاری. بودی؟
حلقه نامزدیش کجاست؟ - نمیدونم -
شاید دوباره دستش کرده زود باش. باید بجنبیم
شما اینجا چیکار میکنین؟
مامان، حلقه نامزدیت کجاست؟ - تو حواست به عروسی خودت باشه -
میدونی ساعت چنده؟
دیدی؟ - و بزرگ بشین دیگه. با جفتتونم -
یکیتون باید بره حموم
تا شروع نکردین به جر و بحث
!آخ
!هی! چته
ببخشید. ممنونم
"...چمدونم رو میبندم"
یالا! زود باش، دیزی
اینو دیدی؟ - هردومون دیرمون شده. بجنب -
خانواده سلطنتیه. خب، ملکه، شاهزاده چارلز ویلیام و کیت
خفنه - میشه حالا گوشیمو پس بدی؟ -
فکر کردم لابد واسه من یه گوشی از نیویورک خریدی
واسهت یه هدیه خریدم دیگه - گوی برفی خریدی -
که باحاله اما توی این عصر دیجیتال کار خاصی نمیشه با یه گوی برفی کرد
ببین. میدونم که تقریباً همقد منی اما 11 سالته
!دقیقاً - !دقیقاً -
آخرهفتهبودن با بابا خوش گذشت؟ دلت واسم تنگ شد؟
...کلی تکلیف داشتم. واسه همین
خب، دل من که واست تنگ شده بود
چی؟
تکلیفمو فراموش کردم - اگه شوخی میکنی، خندهدار نیست -
و اگه نکنم چی؟ بازم خندهدار نیست؟
خیلی خب
باشه. نگران نباش. تو برو من واسه معلمت ایمیلی چیزی میزنم
باشه؟ حلش میکنم - باشه -
ممنون
دلم واست تنگ شده بود واقعاً - برو -
لامصب
سلام یوسین بولت - رآره، فکر کردم رفتی -
آره. حتماً همینطوره که میگی
ناهار
مرسی، آبجی
خوب دویدی؟
بابا یکم دیرتر میاد. پرسید که تو امروز باهاش میری
من فرشفروش نیستم
چند هفته میشه که ازت میخواد بری یه نگاه به سیستم کامپیوتریشون بندازی
آره، اما میدونی که من منتظر یه تماسم
برای همین بهشون میگن "گوشی همراه" ، آدش همراهتن
انبار خیلی پر سروصداست باید خودمو پای تلفن حرفهای نشون بدم
این چیز خوبیه که ازت کمک میخواد
همینکه باهاشون زندگی میکنم به اندازه کافی بد هست !چه برسه باهاشون کار هم بکنم
داداش، میای یه کار درست و درمون انجام بدی؟
باید دوش بگیرم - اشکال نداره. بچهها صبر میکنن -
سلام اسکات. خوشحالم که تونستی بیای بیا دنبالم
میدونم عجلهایه اما باید خودمونو بهشون برسونیم
در جریان اوضاع قرار گرفتی؟ - آره -
...یه گروهی که ماسک زده بودن
جوونی به اسم "لئو نیومن" رو توی چمدون میکنن
فیلمش توی سایت "گو لیک" پخش شد
و پلیس نیویورک چهار مظنون رو شناسایی کرده همشون هم بریتانیایین
خب، تا قبل از اینکه فیلم ترند بشه حداکثر چند ساعتی وقت داریم
آدمرباها درخواستی داشتن؟ - هنوز نه -
جرم سایبری؟
تو همون مایهها
ببین. هر کی که دزدیدش، گوشی خردشدهاش رو روی پلهها جا گذاشته
و چیز خاص دیگهای نیست
منتظر خبری از انگلیسیا در مورد مظنونهام
خب، کی مجرمها رو تحویل میگیریم؟
وقتی مدرک گیر بیارم
آسانسور شخصی سوئیت پنتهاوس
اگه میخوای با پرواز بعدی برم، باید تا یه ساعت دیگه توی فرودگاه باشم
خب، این دقیقاً چیه؟
ببخشید، بچهها میدونم که خودم خواستم اینکارو انجام بدیم
هیچوقت نمیتونم توی هواپیما بخوابم برای همین تقصیرو میندازم گردنِ پرواززدگی
هِدر، دیر کردی - شما هم همینطور -
آره اما من معذرت خواستم
منم بدم نمیاد عذرخواهی کنم اگه با از ته دل نبودنش مشکل ندارین
اکثر مردم از ته دل معذرتخواهی نمیکنن
که اینطور. پس بیاین شروع کنیم. نه؟
میدونی که "نورا" نمیتونه با عمو ری سر یه میز باشه
آره - اشکالی نداره -
چینش میزها رو بررسی کردم و سالن یه کپی ازش داده
مامان، من هنوزم راحت نیستم که تو پول کل پذیرایی رو بدی
یه هتل ارزون توی "پکهام"ـه
به لوکسیِ جاهایی که شما دو تا میرین، نیست
،اگه پسر نورا "ری" رو ببینه
دعوا میشه - ردیفش میکنم مامان -
از همین الانش هم لکنت داره نمیخوام بدتر بشه
یه کار مفید کن
به شرکت کرایه خودرو زنگ بزن و زمانو تایید کن
مگه من نباید این وسط استرس داشته باشم؟
!آره
این چیه؟
یه مُنگلی رو توی چمدون کردن کسی واست نفرستاد ویدئوشو؟
مال منه - !هوی -
خاله رُزت هست
خدا میدونه خانواده سلطنتی چه دستی توش دارن
امروز، میخوام در مورد "ذهن جمعی" صحبت کنم
...و اینکه چطور فراگیری رفتاری
میتونه روی افراد تاثیر بذاره
آزمایشاتی دیدیم که درشون ،حتی زرنگترینِ افراد
که زمانی جزو گروهی بودن، رفتار غیرمنطقیای از خودشون نشون میدن
و وقتی به آلمان دههی 1930 نگاه میکنیم ...کمکم میفهمیم که چه اتفاقی داره میفته
چیزی سرگرمت کرده، هِدر؟ یه چیز اساساً خندهدار راجع به حزب نازی؟
نه
پس چی؟
ملکه "کامیلا" رو توی چمدون میکنه
آها. همون ویدئویی که دختر 11 سالهام داشت بهش میخندید
چی بگم والا؟ ذهن جمعیه دیگه
الان همه میخوان از روش کپی بزنن - همه" رو تعریف کن" -
شما روانشناس اجتماعی هستین واسه همین ازتون سوال میکنم
اگه کس دیگهای به اون ویدئو علاقه نداشت، شما هم علاقه پیدا میکردین؟
از لحاظ فرهنگی، چه چیزی به چیز دیگهای معنا میبخشه؟
امیدوارم که از پرواز امروز از نیویورک لذت میبرین
بهزودی وضعیت آب و هوایی انگلیس رو خدمتتون اعلام میکنیم
اما در همین حین، لطفاً در صندلیهاتون بشینید
...و کمربندهاتون رو محکم ببندید
.ببخشید. ببخشید
چطوره بطری رو بذاری؟
اینجوری لازم نیست هِی داد بزنم
اشکالی نداره، قربان واسه همین کار اینجام
خودم میدونم کِی بسامه - ...ببخشید قربان. من اجازه ندارم -
چی؟ که از مغز خودت استفاده کنی؟
وقتی تموم کردین، میتونم دوباره پُرش کنم
!ببخشی
آدم باید چیکار کنه تا توی این هواپیما بهش سرویس بدن؟
همینجور داد میزنم. خوبه؟
سلام رفیق چطوره آروم بگیری؟
خودت چطوره آروم بگیری... رفیق؟
منو نگاه کن - آره. آره -
آروم میگیری؟
آره. مشکلی نیست
ممنون. آره
اون چیزی که واست فرستادم رو دیدی؟
پشمام ریخت، داداش اون ویدئوی آدمربایی واقعیه؟
کدوم ویدئو؟ چرا من نگرفتم؟
کامپیوتر رو درست کردی؟ - خراب نیست -
فقط قدیمیه و کُند
آره، مثل بابا
پس درستش کردی؟
تقریباً. کدوم ویدئو؟
هی، از بابات خواستم که شبها از سیستم خارج بشه
آره. میکنه - نه، نه، اینکارو نکرده -
میکنم - ...آره، پس کی -
چای من کجاست؟ - پس این کار کیه؟ -
...اوه، چی
درستش کردی؟ - نه، خراب نیست -
پس یعنی درستش کردی؟ - آره، دارم روش کار میکنم -
یه لباس مخصوص شرکت لازم داری
نه، راستش لازم ندارم
اون ویدئویی که فرستادین شوخیه دیگه؟
حداقل یه فنجون چای میشه بهم بدین؟
فرش "کشکو" ؛ بله. اتفاقاً داره بعد قرنی یکم کار انجام میده
در مورد چیه؟
با تو کار دارن
به نظر میاد مهم باشه
سلام. "آدش چوپرا" هستم
چرا هیچ پولی توی حسابمون نیست؟
الان شروع نکن، سان
اینترنتی چک کردم فکر کردم اشتباهی شده اما نشده
چهارصد پوند به یه شرکت مسافرتی واریز شده
چرا اینکارو کردی؟ میدونی که خودم کارهای مالی رو درست میکنم
چه خبره، آدش؟
هیچی. فقط مجبور شدم یکم پول جابهجا کنم
خیلی خب؟ مشکلی نیست - چیزیو مخفی میکنی -
چرا همیشه گوشیت جلو چشمته؟
بهت که گفتم - پول واسه چی بوده؟ -
چی؟ - پولی که به شرکت مسافرتی دادی -
گوش کن. شب که بیام خونه، صحبت میکنیم
میخوام الان صحبت کنییم - !میخوام کامپیوتر بابات رو درست کنم -
فکر کردم گفتی خراب نیست
اسکات
کاترین نیومن هستن و ایشون هم مامور ویژه اسکات اندرسون
سلام
اسکات مسئول تیم جرایم خشن ما هست
چندین سال در پروندههای آدمربایی، دزدی و اخاذی تجربه داره
اگه کسی باشه که بتونه پسرتون رو پیدا کنه، ایشونه
شما رو تنها میذارم
یه ساعت دیگه یه تماس با کاخ سفید دارم
...و با این وجود
تو مهمترین شخصی هستی که امروز باهاش صحبت میکنم
...میدونین که من قراره - بری لندن؟ میدونم -
و میدونم که قراره بفهمی این آدما کی هستن
و لئو رو برگردونی پیشم
پس گمونم باهاتون در مورد دشمنهای احتمالیتون صحبت کردن
"اسمشو میذارم تستِ "عدم خلافی ...ما از مشتریهامون میپرسیم که
"دوست ندارین که چه کسی در مورد شما توی تلویزیون صحبت کنه؟"
پس توی لیست شما آدم انگلیسیای هست؟
...شما میدونی "ارتباطات راهبردی" چیه
مامور اَندرسون؟
No comments yet. Be the first to leave one.