The first 200 lines.
در سیستم قضایی
جرایم جنسی
به طور ویژه فجیع محسوب میشن.
در شهر نیویورک، کارآگاهان فداکار
که این جنایات وحشیانه رو بررسی میکنن
اعضای یک تیم ویژه هستن
که به واحد قربانیان ویژه معروفه.
اینها داستان اوناست.
پس کار یه کارآگاه واحد قربانیان ویژه اینه؟
جابجا کردن مایعات بدنی؟
ما که هر مایع بدنی رو برنمیداریم.
همین رو میگم دیگه.
منظورم اینه که چیزی که میگیریم مدرکه.
آره، حتماً. اما این...
با نگه داشتن خون مشکل داری؟
نه. میدونی که ندارم.
بزاق دهن؟
این که قرار نیست خون یا بزاق باشه.
فکر نکنم از کارآگاهی درجه یکی که
توی این بازدید میدانی شده، قدردانی کنی گریفین.
یه مظنون تجاوز سه سال پیش اسپرمش رو اهدا کرده.
ما حکم داریم که اون نمونه اهدایی رو بگیریم.
اگه به کیت تجاوز تطابق DNA پیدا کنیم
یه آدم مریض کمتر تو خیابون.
پس بزرگ شو و تصور کن که این ترازوهای کوچیک عدالته
که اینجا دستت گرفتی.
باشه. قبوله.
چرا من باید اونی باشم که حمل کنه
شیرِ لای پای یه مظنون رو؟
چون تو تازه واردی.
۱۰-۶۶، ما یه انفجار در ۱۲۹ وست ۱۸ام داریم.
همه رو بفرستید.
دو تیم SVU در حال ورود.
هی، هی، هی. بیا اینجا.
هی، بیا. بیا اینجا.
من حواسم بهته. خوبی؟
باشه.
خسارت به قسمت پشتی کلینیک محدود شد.
خوشبختانه، اون قسمت موقع حادثه خالی بود.
اما صبر کن، بذار متوجه بشم.
چرا SVU پاسخ داد؟
اوه، ما از قبل اینجا بودیم.
آره، داشتیم تلاش میکردیم یه نمونه جمع آوری کنیم
تا DNA رو با کیت تجاوز تطبیق بدیم.
اسم مظنونتون چیه؟
تد سایمونز.
فکر میکنی ازش برمیاد بمب کار بذاره؟
براش سابقه نداشته ولی هیچوقت نگو هرگز.
من... من فکر کردم یه زلزله دیگه بود
مثل اونی که این تابستون داشتیم.
و، امم، بیماران داشتن کمکم میکردن بلند شم
و از پشت دود بیرون میومد.
و چی... چی پشت ساختمانه؟
ااا، مطب دکترها و آزمایشگاه.
ااا، اونجا جاییه که اسپرم اهدایی رو نگه میدارن؟
آره. چرا؟
ببخشید.
چی شده؟
باید رد شم.
اینجا کلینیک منه. من اینجا کار میکنم.
ااا، ایشون دکتر موکرجی هستن.
ایشون صاحب اینجان. تمام زندگیش رو گذاشته پای اینجا.
باشه، ممنون. خواهش میکنم، کسی میتونه کمکم کنه؟
خواهش میکنم، بذارید برم!
افسر، لطفاً بذارید رد شه.
من سروان بنسون هستم.
ممنون. خیلی ممنون.
وای خدای من، کسی آسیب دید؟
نه، نه، نه. کسی اینجا جدی آسیب ندیده.
خب، اینجا کلینیک شماست؟ بله.
باورم نمیشه کسی این کارو کرده باشه.
چی شده؟ چی اتفاق افتاده؟
افبیآی، اا، داره روی این احتمال کار میکنه
که ممکنه کسی مرکز شما رو اشتباه گرفته باشه
با یه کلینیک سقط جنین.
نه، ما اینجا هیچوقت این کارو نکردیم.
نه. ما به مردم کمک میکنیم باردار بشن.
فقط درمان های باروریه.
آره، باشه.
پس من شما رو اینجا با افبیآی هماهنگ میکنم.
و بعد وقتی کارتون باهاشون تموم شد
مایلم چند تا سوال ازتون بپرسم
در مورد یه اهدا کننده اسپرم، باشه؟
وضعیت عادیه.
اوضاع اون بالا چطوره؟
یه دستگاه منفجره، دستساز.
ممکنه فرصت کنیم یه نگاه بندازیم
ببینیم مدرکمون سالمه؟
اوه، نه، سالم نیست. چطور میدونی؟
شما دنبال جمع کردن خاکستر و گرد و غبار بودید؟
پس کل آزمایشگاه من؟
آتیش همه چیز رو از بین برد.
این ۱۰ هزار رویانه.
خیلی متاسفم دکتر موکرجی.
قرار بود یه ساعت دیگه یه عمل انجام بدم.
اون پنج سال بود که داشت تلاش میکرد.
ما تازه رویانهای قابل دوام پیدا کرده بودیم.
بهش چی بگم؟
خیلی متاسفم.
چرا نمیایم بریم این طرف؟
ای وای، خیلی متاسفم
خب، به آرزوت رسیدی گریف.
همه حرفامو پس میگیرم.
افبیآی میگه بمب دستساز تو یه دستشویی بوده،
کنار آزمایشگاه کلینیک.
ترکیبی از پرکلرات پتاسیم
و پودر آلومینیوم فلاش که تو یه لوله مقوایی چپونده شده بود.
فشنگ ساچمهای برای ترکش.
یه ترقه بازی تو رول دستمال توالت.
خب، تد سیمون واقعاً تو پنهون کردن دیانایش استاده.
هر کاری میکنیم نمیتونیم به دستش بیاریم.
باشه، پس چند وقته زبالههاش رو زیر نظر داریم؟
ماههاست.
یارو حتماً ظرفای بیرونبرش رو سفید میکنه.
حتی یه ذره هم رد بزاق دهن پیدا نکردیم.
اون میدونه که قاضی داره
در مورد نمونهبرداری دیانای سختگیری میکنه.
پس اگه فهمیده که داریم سعی میکنیم
دیانایش رو از کلینیک به دست بیاریم...
ولی برنامهریزی برای بمبگذاری؟
این یه تغییر بزرگ تو رفتارش محسوب میشه.
رفتن به زندان هم همینطوره.
باشه.
فکر کنم وقتشه آقای سایمونز رو بیاریم برای یه گپوگفت.
بیخیال.
هی!
من چی کار کردم؟
حمل کردن یه تیکه زباله اضافه
عقب ماشین.
بابا، اینجا محل کار منه.
من تازه چند تا سوال جدید برات آماده کردم.
من تا الان سه بار باهات حرف زدم،
بهتون اظهاراتمو گفتم.
میشه این بحث رو تموم کنیم؟
من اون دختر رو نمیشناختم.
و این، باشه، آزار و اذیت محسوب میشه.
خوان، این چه کاریه؟
ای بابا.
کار خوبی نکرد خوان.
هی، میخوای برسونمت؟
این یارو یه احمقه.
اگه فشارش بدیم، شرط میبندم تو دو دقیقه کم میاره.
تو منو یاد یکی میندازی.
آقای سیمونز.
سایمونز.
من کاپیتان کَری هستم.
ایشون کارآگاه ولاسکو هستن.
آب؟
کارآگاه برونو کجاست؟
میبینم شما دو تا با هم جوش خوردین، ولی این پرونده مال اون نیست.
قهوه میخورین یا نوشابه؟
لطفاً.
مطمئنی آب نمیخوای؟
همه ما میدونیم به محض اینکه یه قلپ آب بخورم،
یکی از شماها بطری رو میقاپه
و میبره اون پشت تا دیانای من رو آزمایش کنه.
خب، چی اشکالی داره این؟
شما پلیسا هر روز برای مردم پاپوش درست میکنین.
من گناهکار نیستم و احمق هم نیستم، باشه؟
از کارآگاه برونو بپرسین.
بازم میگم، این پرونده مال اون نیست.
ما اینجا نیستیم که در مورد تجاوز به کتی ویلکینز صحبت کنیم.
نیستین؟
نه.
کارآگاه برونو داره اون پرونده رو میبنده.
اون قبلاً دیانای شما رو به دست آورده.
نه، نداره.
اوه، چرا، داره.
از کلینیک باروری.
کلینیک بهداشت زنان روزولت.
شما با یه لیوان پلاستیکی عشقبازی کردین، سال ۲۰۲۲.
شما برای این کار اجازه منو ندارین.
معلومه که ما به اجازه شما نیازی نداریم.
آره، چون ما حکم داریم.
کارآگاه برونو الان داره آزمایش میکنه
همین الان اون نمونه رو.
پس نیازی نیست در مورد اون پرونده حرف بزنیم.
ما اینجا به خاطر بمبی هستیم که شما کار گذاشتین.
چه بمبی؟
همونی که امروز صبح درست کردی و منفجرش کردی.
نمیدونم دارین در مورد چی حرف میزنین.
شما داشتین سعی میکردین مدارک رو از بین ببرین.
شما از یه اتهام کوچک تجاوز رسیدین به چی؟ آتشسوزی عمدی؟
نه، نه، نه.
الان قراره در سطح فدرال متهم بشین.
ولی من، من کاری نکردم.
استفاده عمدی از مواد منفجره.
استفاده از سلاح کشتار جمعی.
تروریسم داخلی.
شما با حبس ابدهای متعدد روبرو هستین.
اوه، خدای من.
اوه، خدای... باشه، باشه.
خواهش میکنم، خواهش میکنم، گوش کنید.
قسم میخورم، قسم میخورم.
من نمیدونم دارین در مورد چی حرف میزنین.
چطور اینو به افبیآی توضیح بدم؟
مخصوصاً وقتی نمونه شما
مطابق با دیانای پیدا شده داخل بدن کتی ویلکینز باشه.
هی، افبیآی، میدونم اون در مورد تجاوز دروغ گفته، ولی خب...
بیاین در مورد بمب بهش اعتماد کنیم.
No comments yet. Be the first to leave one.