The first 125 lines.
کاری از تیم ترجمهی اختصاصی انیمهلیست
سرآغاز یک پایان
توکیو 2020، متشکریم ضبطِ کامل
خانمها و آقایان، خلبان چراغ کمربند ایمنی را روشن کرده است.
لطفا کمربند ایمنی خود را محکم ببندید.
«خانمها و آقایان، خلبان چراغ کمربند ایمنی را روشن کرده است. لطفاً کمربند ایمنی خود را محکم ببندید.»
موتو-ساما، مشکلی ندارید؟
نه، ممنون.
حدود 15 دقیقهی دیگر...
در فرودگاه بینالمللی هانِدا فرود میایم.
هوی، اینجا رو باش!
مامان! پرندهها رو نیگا!
اوه آره، چه پرندههای نازی.
- بذارین صداتونو بشنویم! از پسش بر میایین! - ادامه بدین!
- از پسش بر میای! - تو میتونی!
«من برای چهار سال نمایندهی کشورم خواهم بود.»
این باید طرز تفکرتون در تمرینات باشه.
چهار سال...
خیلیهها...
- دور دوم، ساتو-سان. - بله.
- دور سوم، ناکایاما-سان. - بله.
- نفر آخر، ستارهمون، موتو-سان. - بله.
میخوام با این تیم در مسابقهی دوی چهارصدمتر امدادی برنده بشیم.
* یکی از رشتههای دو و میدانی که در آن چهار دونده هر یک مسافت صد متر را دویده و سپس چوب امدادی را به دونده بعدی میرساند.
آیومه، قول میدم وقتی چوبو میدم بهت نفر اول باشم.
باشه.
مسابقه به زودی شروع میشه، ولگردی نکنین.
با برطرف کردن ضعفهاتون خودتونو آماده کنین
و مطمئن شین در بهترین حالت خودتون قرار دارین...
زلزله؟
بچهها آروم باشید!
زلزله؟
- داره میلرزهها. - مشکلی نیست.
چقدر شدید بود.
چی داری میگی؟
آه، چیزی نیست.
- تموم شد؟ - نه، هنوز نه.
هنوزم داره میلرزه!
واقعاً طولانیه.
شما بالاییا روبهراهین؟
اون پایین کسی صدمه دیده؟
ما خوبیم.
منم خوبم!
تو خوبی، موتو-سان؟
خیلی ترسناک بود.
بنظرم باید باهاشون تماس بگیرم.
اوه، گوشیمو پایین جا گذاشتم.
موتو-سان، اینقد ترسو نباش!
همهش حدود چهار ریشتر بود پسر!
خیلی خوب، بعد از اینکه چراغها رو وصل کردیم، کار تمومه!
- چشم! - ایول!
اندکی پیش زلزلهای توکیو را لرزاند،
بنابراین فرود ما به تعویق خواهد افتاد، تا باند فرودگاه بررسی شود.
دکمهی توقف اضطراری فشار داده شده، به همین دلیل در حال برسی ریلها هستیم.
- شدید بودا. - آره.
موندم مرکزش کجا بود.
بنظرت قطارها متوقف شدن؟
آ-آره، گمونم.
شدیدترین زلزلهای بود که تا حالا دیدم.
تو اهل «شیکوکو»یی، نه؟
خیلی خوب، تمرین امروز تمومه.
اول، با خانوادههاتون تماس بگیرین، و بعد از اینکه لباسهاتون رو عوض کردین،
در ورودی جلویی همدیگر رو میبینیم! - بله!
اولین زلزلهام بود!
رختکن بانوان
من که بهشون عادت کردم.
شنیدم توی «کانتو» زیاد زلزله میاد.
این یکی عجیب غریب بود.
هنوز میتونم از لاین استفاده کنم.
* یک شبکهی اجتماعی
آه، خوندنش.
- بنظر میاد قطارا متوقف شدن. - مزخرفه.
میگه توی توکیو یه پنج ریشتریِ خفیف بوده. اینکه خیلی بزرگه.
بیخیال! تو اکیناوا هفت ریشتر بود!
هفت ریشتر قویترین نبود؟
واقعاً دیوونه کنندست.
هشدار زلزله
یک زلزله شناسایی شد. برای لرزشی شدید آماده باشید.
چی؟ یه زلزلهی دیگه؟
فقط یه پسلرزهست.
صدای چیه؟
همهچی بررسی شد. بنظرم منم باید کارو ول کنم.
کمکم کنین...
کمکم کنین...
یه نفر...
بچهها!
اگه طبقهی اول هستین، وقتی یه زلزلهی بزرگ اومد، بدویین بیرون.
فهمیدین؟
مامان!
معمولاً، روزهایی که مادر میاد خونه، ماشین رو برمیداریم و میریم بیرون شام.
وقتایی که غذای دریایی میخوایم، میریم به لنگرگاه.
وقتایی که درمورد یه رستوران خاص و خوب میدونیم،
اگه لازم باشه، چندین ساعت سپری می کنیم تا برسیم اونجا.
من عاشق غذاهای تازه و خوشمزهام.
هواپیما آسیب دیده،
به صندلی جلویی تکیه بدین.
داریم روی رودخونه فرود میاییم.
دستاتون رو بذارین روی سرتون!
خودتون رو محکم بگیرین!
خدایا، امیدوارم همه سالم باشن!
- چرا اینقدر طول میکشه؟ - لطفاً آرامشتون رو حفظ کنید!
- متأسفم. - لطفاً آرامشتون رو حفظ کنید!
هر دفعه یه مسافر سوار بشه.
ببخشید.
هر دفعه یه مسافر سوار بشه.
- هل نده! - من بچه همرامه!
منم همینطور!
زود باشین بذارین ما بریم بیرون! کسی نمیدونه هواپیما کِی منفجر میشه!
اون دیگه چه کوفتیه؟
- سونامیه! - همگی برین به خشکی!
پاپا!
نگران نباش.
گیر خوب کسی افتادی.
آنتن نمیده.
مشکل در برقراری ارتباط با سرور. لطفاً بعداً مجدداً امتحان کنید.
بچهها!
فایتُ، فایتُ!
* به معنی: بجنگ، بجنگ!
حتما همشون توی خونهان!
پدرم واس طراحی خونه جدیدمون خیلی کار کرد.
من به این موضوع خیلی افتخار میکنم.
اما از وقتی که درختای توی حیاطمون رو چراغونی کردیم،
بین همسایههامون معروف شدیم. خجالت آوره.
از اینکه یه پنجره بزرگ توی اتاقم دارم خوشحالم.
شبها پردهها با چراغای رنگارنگ روشن میشن.
No comments yet. Be the first to leave one.