The first 200 lines.
چيزي در مورد " نفرين مو " ميدوني ؟
همون نفريني نيست که دوستا رو از همديگه جدا ميکنه ؟
. نه ، مال نابود کردن عشقه
... مويي ، دوتا صورت داره
... يه صورت زيبا براي مسحور کردن
. و يه صورت ترسناک براي انتقام گرفتن
چيزي در مورد " نفرين مو " ميدوني ؟
! ازم فيلمبرداري نکن ! برو گمشو
! اون يه چيزي ميدونه
... اون ، حالا ديگه يه افسانه است
. ولي اون قديما بهش اعتقاد داشتن ...
از قرار معلوم ، مويي يه روستاي کاملو ... نفرين ميکنه
هنوزم که هنوزه ، اونا ... . آواز " مويي " رو ميخونن
... تو گفتي که " سئويئن " يه زن فاحشه اي بود
و براي " جيهوون " اظهار تاسف کردي ... . که با اون ميگرده
... اون موقعي که داشتي اون مطالبو ...
. در مورد اون مينوشتي که مشکلي باهاش نداشتي ...
حالا چه اعتراضي داري ؟
" رازها و دروغ ها "
... گذشته ، ديگه گذشته
ولي اون داره ميره به ويتنام تا ... با " سئويئون " ملاقات کنه
! نه ! به خاطر کتاب جديدمه
در مورد چي ، افسانه مويي ؟
. يه خورده فکر کن اگه کتابتو در موردش خونده باشه چي ؟
. شکي ندارم که کتابو خونده
و منم تا موقعي که بتونم داستانمو . ازش دربيارم دوزا اهميتم نميدم که خونده باشه
تو الان سه ساله که هيچ . کتابي رو ننوشتي
بدجوري داري دنبال عنوان کتاب جديد ميگردي ؛ درسته ؟
کي ميخواي براي عنوان کتاب جديد دست از سراون بدبخت برداري ؟
! اسمش ، سئويئونه
اشتباه ميکنم ؟
... شماها بدجوري به پيسي خورده بودين
. و کتاب اون رو به طور کامل فروختين ...
. بحث در مورد اون ديگه بسه . بياين فقط مشروبمون رو بخوريم
. بيا يه عکس بگيريم
توي کلوپ ماه سفيد به همراه . جيهوون عزيزم
اينو بهش نشون بده که بفهمه . اوضاع من و جيهوون چطوري شده
ايرادي که نداره ، درسته ؟
نميخواستي دوربين منو قرض بگيري ؟
بزار ببينيم بعد از اين سالها . اون چقدر تغيير کرده
. با شين يون هين تماس گرفتين . لطفا پيغامتون رو بزارين
... گوش بده ، يون هي
. منم ؛ ويراستارت . اين ديگه آخرين شانسته
اگه نتوني مطلبي رو برام نياري ؛ . هر پني پولي رو که گرفتي رو ازت پس ميگيرم
يه داستان برام جور کن ؛ باشه ؟
" دهم ژانويه ي تقويم قمري "
از ديدنم خوشحال نيستي ؟
شما ... چائه سويئون هستين ؟
. البته
چندين ساله که نديدمتون ؛ . و شما خيلي تغيير کردين
. فقط سه سال گذشته
. ممنون که اومدين . به ويتنام خوش اومدين
. دلم برات تنگ شده بود ، يون هي
. منم همينطور
بعد از جنگهاي بيشمار عليه ... قدرتهاي جهاني
ويتنام تونست استقلال ... . خودش رو به دست بياره
دونستن تاريخ ويتنام در نوشتن . کتاب بهت کمک ميکنه
. فرق خيلي زيادي با شهر ما نداره
. نيومدم اينجا که خوش بگذرونم . يا اينکه در مورد تاريخ مطالعه کنم
چيزي که ميخوام اطلاعاتي در مورد . اون افسانه اي هست که بهم در موردش گفتي
هنوز همديگه رو نديده داري در مورد کار حرف ميزني ؟
. وقتم خيلي کمه يه داستان ترسناکه ، درسته ؟
وقتي باهاش معروف شدي ؛ . منو يادت نره ها
اون مويي هست ؛ . وقتي که کوچک بود
... به زبون ويتنامي اسم اون يعني ده
. يا اينکه روي بچه دهم خانواده اين اسم رو ميزارن ...
اون با قدرت نفرين کردن اونهاي ديگه متولد شد ؟
... اون يه بچه عادي بود
. مثل ما ...
اونطوري که ميگن روحش يه روستا ... ... رو مورد حمله قرار ميده
. روستاييها بدجوري ترسيده بودن ...
راهب ها روح اون رو توي يه نقاشي . مهر و مو کردن
ولي اون مهر و موم خراب شد ؛ . و نفرين شروع شد
نفرينش چکار ميکرد ؟
تعريف ميکنن که اون نفرين روز پانزدهم ... ماه ؛ همزمان با ماه کامل شروع شد
. و به مدت پانزده روز ادامه پيدا کرد ...
ولي نميدونم که اون نفرين . چه کار ميکرد
اگه صد ساله که اون نفرين ... وجود داره
چطوره که هنوز هيچ کس ... هيچ قرباني رو نديده ؟
فکر نميکني عجيب باشه ؟
اگه افسانه واقعيت داشته ؛ . پس ، هيچ کس هم زنده نمونده
اون " مهر و موم " چطور از تابلو برداشته شد ؟
. من نميدونم . کار توئه که بفهمي
انتقام مرده اي که ... هيچ کس نميتونه جلوشو بگيره
اين اطلاعات رو از کجا ياد گرفتي ؟
. پروفسور " کيم " بهم گفته
... براي ويدئوهاش زيرنويس ميزاشتم
. اون در مورد آداب و رسوم ويتنام مطالعه ميکنه ...
. پس بايد باهاش ملاقات کنم
. بدبختانه ؛ اون به کره برگشته
. توي کره ميبينمش شماره اونو توي کره داري ؟
. شماره اش رو توي کره ندارم
نداري ؟
بقيه بچه ها چکار ميکنن ؟
. تماسمو باهاشون از دست دادم
ازشون بيخبري ؟ . ميخواستم ببينم حالشون چطوره
. براي فردا ؛ بايد شب زود بخوابيم
! سئويئون ! سئويئون
. دربازه
. اتاق ديگه اي آماده نيست . شنيده بودم اين اتاق روح داره
. خوب ، اين بايد ايرادي نداشته باشه
چي شده ؟
... من ... اونجا
. ميخواي بيايي تو
" يازدهم ژانويه ي تقويم قمري "
اينجا رو خيلي وقت قبل يه افسر . فرانسوي ساخته
بار اوليکه اين قصر رو ديدم ؛ . ميخواستم همينجا موندگار بشم
. پدرم مخالف اون ايده بود
. ولي باهاش صحبت کردم و راضيش کردم
چطوره ؟
. قشنگه
. ولي ، تو اينجا تنها زندگي ميکني زيادي بزرگ نيست ؟
. وسعت اين جا رو دوست دارم
... عجب کشور قشنگي
. کاملا عوضت ميکنه ...
. همين کار رو با تو هم ميکنه
. اتاق راحتي برات پيدا ميکنيم
. اونجا ، جائيه که نقاشي ميکشم . شلوغ و پلوغه ، ولي ؛ جاي مخفي منه
. اون بالا نرو
اگه به چيزي احتياج داشتي ؛ . بهم بگو
. اتاق من ؛ طبقه پائينه ميخواي يه سري بهش بزني ؟
. شايد بعدا . بيا بريم به کارمون برسيم
. چائه سئويئون ، سوار بر قايق
يادته ؟ موقع دبيرستان با قايق به خونه برميگشتيم ؟
تو پارو ميزدي ؛ ... و من آرزو ميکردم
... تا رودخونه ببردمون ...
. به جايي که هيچ کس نتونه پيدامون کنه ...
. اون موقع خيلي به تو وابسته بودم
. آرزوت برآورده شد
اينطور فکر ميکني ؟
از بدتولد ؛ اهالي دهکده ؛ ... از مويي ، فاصله ميگرفتن
تنهاي تنها بود ؛ تا اينکه عاشق يه هنرپيشه ... به نام " نيوئن " شد
ولي قبل از اينکه بتونه پرتره اي رو ... که از نيوئن کشيده بود رو تموم کنه ؛ ترکش کرد
اون ميخواست پرتره نيوئن رو نگه داره ؛ ... ولي خودش ميدونست که نميتونه
. چونکه نيوئن ، نامزد داشت ...
. خانمي از خانواده اي بسيار ثروتمند
اون نميتونست اين رو قبول کنه که مويي . نامزدش رو دزديده
... پس ، شروع کرد به پخش کردن شايعه
که مويي شيطانيه که مردها رو با ... . صورت زيباش جادو ميکنه
پس ، اون مويي رو کشت ؟
. نه ، بدتر کرد
. توي اون خونه
. دقيقا اينجا بود
... تصورش هم سخته که چقدر دردناک بوده
. نيوئن فکر کرد مويي ترکش کرده . و برگشت پيش نامزدش
ولي مويي ، به دليل صورت خون آلودش . نخواست که با اون روبرو بشه
. پس ؛ اون تصميم به انتقام گرفت
... در روز پانزدهم ماه قمري
مويي ، تبديل به روح غضبناکي شد ؛ . که به دنبال انتقام بود
چقدر انتقام ميخواست بگيره ؛ ... حتي بعد از مرگش
تو که نميدوني ، ميدوني ؟
خيلي ترسناکش کردم ؟
. يه نگاهي به اطراف بنداز . بيرون منتظرت ميمونم
آيا اين دختر " مويي " هست ؟
. اين همه اطلاعاتيه که دارم
. ممنون
. قابلي نداره . حالا ميرم نقاشي کنم
پروفسور کيم ، کجا کار ميکنه ؟
تو چي ميخواي ؟
پروفسور رفته ؛ . ولي ، اينجا قرار داشته
چي ؟ تو جدول کاريش رو دزديدي ؟
! مجبور شدم
. ولي يه مشکلي هست . يکي به اسم بايت هست که نيمه کره اي هست
بعد از يه سري مشکلات نژادپرستي که ... توي کره داشته
. دوباره به اينجا برگشته ...
در نتيجه با کره اي ها خيلي ... . مودب برخورد نمينه
. ببينيم چي ميشه
. نميتوني الان اينو بهم بگي
مگه نميدوني اين سمينار چقدر اهميت داره ؟
اگه هرکي اشتباه کنه ؛ . به بد دردسري دچار ميشي
. يه دوست از کره همراهم هست
مشکل هرچي که هست ؛ درستش کن . باشه ؟
... خدايا ، معدم
دستشويي قفله ؟
بايد بري به آخرين اتاق ؛ . توي طبقه دوم
. وايستا
. اينو بگير
... خدايا ؛ معدم
" دوازدهم ژانويه تقويم قمري "
. ممنون
چيزي پيدا کردي ؟
تو ميدوني که اون مهر و موم چطور برداشته شد ؟
چطور ؟
نزديکاي به پايان رسيدن ... جنگ جهاني دوم بود
... سربازهاي ژاپني به معبد دستبرد زدن ...
جايي که پرتره مويي ... . نگهداري ميشد
. سرگرد يوشيماتسو
. اون جايي بود که نبايد ميبود ...
چه بلايي سرش اومد ؟
. هيچ کي مطمئن نيست
ولي پرتره مويي هنوز يه جايي ... توي اين کشوره
... منتظره تا انتقامشو بگيره ...
وقتي سنجاق برداشته شد ؛ ... مهروموم هم شکست
... اما کينه مويي برداشته نشد ...
. از اون وقت بود که نفرين مويي شروع شد ...
... فقط کافيه ازش بخواي انتقامتو بگيره
و اون هم انتقامتو ميگره درست مثل ... . اينکه مشکل خودشه
چطور ميشه اون نفرين رو بي اثر کرد ؟
... کاشکي در اين مورد چيزي ميدونستم
... به هرحال يه چيز عجيبي در موردش هست - چي ؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.