The first 200 lines.
گوش کن
گوش کن ديگه
حتي به من نگاه هم نميکني
تمام روز توي اخبار ديدمت
خوب بود
نه...اخبار نه
اسم برند رو ميدوني؟
عامل تحريک کننده
بذار ببينيم
خب، برنامه چيه؟
بگو ببينم اون روز چه اتفاقي افتاد؟
باور کن...چيزي که توي اخبار نشون دادي
پليس چيزي فراتر از اون نميدونه
اگه نميخواي بگي پس بيخيال شو خيلي خب، خيلي خب-
خواهش ميکنم آروم باش
خيلي خب، گوش کن
گوش کن
خب، من رفتم هتل
و پرسيدم که پسرهاي اهل بيهار توي کدوم اتاق هستن
مسئول پذيرش گفت که اونها توي خوابگاه روي پشت بوم هستن
بعدش من رفتم طبقهي بالا
به هر دو تا دست اون پسر شليک کردم
قبلش هم به لامپ شليک کرده بودم
بعدش اومدم پيش تو و با هم غذا خورديم، همين
همهش مزخرفه
واقعا؟ ول کن بابا-
وقتي راستش رو ميگم باور نميکني
گوش کن بعدش چي شد
گوش کن ديگه، خواهش ميکنم
بعدش يه هليکوپتر اومد
و راجر مور ازش اومد بيرون *بازيگر جيمز باند*
توي هر دو تا دستش يه اسلحه کلاشنيکف بود
اورسلا اندرس هم پيشش بود
داستان قشنگيه
چيه؟
سورو، نميخوام تو رو از دست بدم
چي؟
نگه دار، نگه دار ميتونم من هم تا جايي بيام؟
آره، بيا
لالبـــازار
ازمون درخواست شده که توي سه تا پروندهي قتل متفاوت کمک کنيم
قربان، اون پروندهي تيراندازي هتل هنوز پيش ما نيومده، نه؟
گورانگا
منظورم اينه که اون جالبه، به خاطر همين
خب ، تا حالا توي اين سه پرونده سه تا پسر جوون مُردن
...به نظر خودکشي مياد، اما
مدارک زيادي داريم که اونها رو قتل در نظر بگيريم
دکتر بخشي
اين يه الگوي واضحه
اول از کلروفورم استفاده شده تا قرباني بيهوش بشه
بعدش لولهي اگزوز وصل شده
و جسد رو جا گذاشتن
مرگ ناشي از ازفيکشيا بوده *خفگي*
ازفيکشيا يعني چي؟
مرگ بر اثر نبود اکسيژن
دود ماشنين به داخل مياد
و کربن مونوکسيد باعث مرگ ميشه
اين مرگ بدون درده؟
نه، اين چيزيه که همه فکر ميکنن در اصل خيلي هم دردناکه
قربان، اونهايي که ميميرن همه کم سن و سال هستن
از خانوادههاي خوب هستن
اما کي داره اينها رو ميکُشه قربان؟
مسئله همينجاست
خيلي خب، آنيسور
يه ديداري رو با خانوادهي قربانيها ترتيب بده، باشه؟
باشه، بگيم بيان اينجا؟
نه، ما ميريم اونجا
بررسي پيشينه ضروريه
آره، آره ميدونم
قربان
خداحافظ
بيا داخل
من رو خواسته بودين قربان؟
چي شده صابر؟
ديگه اين روزها هيچ چيزي رو به من من خبر نميدي؟
چي شده؟
چرا؟ چي شده قربان؟
شنيدم يه نفر از لال بازار اومده تو رو ببينه
و يه چند تا گزارش در رابطه با روبي داشته
تو به من هيچي نگفتي
قربان، وقتي دربارهي قتل راننده کاميون و پول بهتون گفتم
خيلي عصباني شدين
به خاطر همين فکر کردم نيازي نيست بهتون بگم
صابر، آروم باش
اون روز، يه روز بد بود
بشين
اونها چي ميگفتن؟
قربان، يه نفر به نام آنيسور رحمان اومد
ايشون از اعضاي قديمي بخش رسيدگي به قتل هستن
ميدونم اون چاپلوسِ سورانجان هستش
مزخرف...دربارهي چي حرف ميزد؟
يه گزارش بهم نشون داد قربان
اسم روبينا خاتون هم توش بود
و بله...نوشته بود که قبل از مرگ بهش تجاوز شده
يه چيزي رو بهم بگو
اونها فکر ميکنن کي روبي رو کُشته؟
قربان، دربارهي اين موضوع چيزي نگفت
فکر نميکني يک نفر از لال بازار اين کارها رو کرده؟
نه، منظورم اينه که چه کسي گزارش رو به لال بازار فرستاده؟
دربارهش فکر کن
پسرتون دليلي براي خودکشي داشته؟
چي بگم قربان؟
من خودم هم نميفهمم
بوبون...يعني راجت
پسر شوخ طبع و دوست داشتنياي بود
توي ادارهي ماليات کار ميکرد
خيلي ماشين دوست داشت
تازه يه ماشين خريده بود
با کسي رابطهي عاشقانه داشت؟
...نه، منظورم اينه که
با دختري مشکلي چيزي نداشت؟
ببينيد، ما بايد همه چي رو بدونيم
راجت همجنسگرا بود
...خيلي طول کشيد تا ما اين رو قبول کنيم، اما
بعدش همه چي طبيعي شد
خيلي خب، کسي بود که هميشه باهاش باشه؟
نه
ميگفت که، مامان زمان ميبره
و اون خوشحال بود
دوستهاي زيادي داشت
مهموني ميگرفت
راستش ديشب هم داشت به يه مهموني ميرفت
به خاطر همين رفت بيرون
من نميفهمم چه اتفاقي افتاد
پال، گزارش کالبدشکافي که به نظر خوب مياد
اما نمونهي مني آب دراومد
به نظرت اين موضوع عجيب نيست؟
صد در صد قربان
اما از کجا به روي ميز شما اومده بود؟
...اگر سعي نکنيد که اين موضوع رو بفهميد
پس از کجا ميخوايد بدونيد که چه کسي اون رو عوض کرده؟
يا در واقع چه اتفاقي افتاده؟
قربان
بله؟
دارم فکر ميکنم که از کي بپرسم
يک نفر هست قربان
اون کيه؟
نميدونم
اون چرا بايد خودکشي کنه؟ چرا؟
چرا بايد خودکشي کنه؟
خودکشي نبوده
اون کُشته شده
چي ميگيد؟
اون با کسي دشمني داشته؟
چرا بايد کسي باهاش دشمني داشته باشه؟
ببينيد، من کسب و کار رو مديريت ميکنم
سونيل هرگز به کارخونه نيومد حتي وقتي که مشکلي بود
ببخشيد که اين سوال رو ميپرسم
اون دوست پسر داشت؟
منظورتون چيه؟
چي؟
دوست پسر؟ يعني چي؟
چي؟ ...يعني...آروم باشيد، آروم باشيد-
گوش کنيد
...يه پسر ديگه هم کُشته شده و
اون همجنسگرا بوده
چي ميخوايد بگيد؟
چي ميخوايد بگيد؟
شماها نميتونيد چيزي رو حل کنيد
و حالا اومدين پسر من رو سرزنش کنيد؟
ببخشيد، ما متاسفيم
خيلي ممنون
دوباره حماقت کردي؟ چرا دوباره پروندهي تيراندازي هتل رو برداشتي؟
چرا من هميشه اينطورم؟
حتي زنم هم ميگه که توي کلهي من مغز نيست درست ميگه-
قربان، دربارهي اون پرونده خبر جديدي ندارين؟
يکي از قربانيها همجنسگرا بوده
شايد اون يکي هم همجنسگرا بوده
اما پدرش قبول نميکنه
شايد پدره به پسرش شک کرده بوده
به خاطر همين سريع عصباني شد
...همجنسگرا يعني از پشت...يعني هومو
چرا توي هومو ساکت شدي؟
همهي ما هومو هستيم *انسان*
همهي ما؟
آره
من هم؟ آره-
نه، من نيستم قربان مطمئني؟-
بله
گورانگا، ما همه هوموسيپين هستيم *نام علمي انسان*
شايد تو ميخواستي بگي هوموسکشوال، درسته؟ *همجنسگرا*
بله
ميرا بله؟-
بايد با دوستهاي قربانيها هم صحبت کنيم
بالاخره به يه سرنخي ميرسيم
بريم؟
بله قربان
من هم ميتونم بيام قربان؟
فقط براي دانش
بريم باشه-
هي، از عقب اين کار رو بکني درد نميکنه؟
حالا که داري ميري اونجا بپرس ديگه
يک بار هم امتحانش کن
اَه
اگه کارت تموم شده آره بريم-
سونيل کيتان دوست شماها بود؟
بله
من و سونيل توي يک کلاس و مدرسه درس خونديم و بزرگ شديم
من اولين بار توي دانشگاه ديدمش
من توي يه کلوپ "اس اند ام" ديدمش
No comments yet. Be the first to leave one.