クビã‚リサイクル é’è‰²ã‚µãƒ´ã‚¡ãƒ³ã¨æˆ¯è¨€é£ã„
The first 200 lines.
تمومش کن
.راستی، تو زبون روسی "بال خیس کلاغ"، کنایه از "اوج ناامیدی" ـه
اگه بخوایم یکم رمانتیکتر بگیم، شاید این جزیره جاییه برای جمع کردن .ناامید ترین مردم
...درست مثل عشق که دقیقا مخالف تنفر نیست ولی نقیض هم هستند
.مخالف امید هم نا امیدی نیست
."مخالف امید میشه اینکه، "دیگه هیچ چی برات مهم نباشه
.توانایی بخشش همه چیز
توانایی اینکه خیلی راحت و بدون تامل به هر چیزی که .برات اتفاق بیفته بگی "اشکالی نداره"، این میشه یه تعریف خوب برای مخالف امید
.میتونی بهش بگی نقطهی آخر هر چیز و احساسی
.طوریه که همهی ما با رشک و اشتیاق به اون نقطه نگاه میکنیم
.یه چیزی فراتر از جریانهای بدون تداخل
،پشت این تابوی افتخار به واقعیتِ گره خورده به یه علامت مساوی .یه جایی هست که این سفتی زودگذرُ حفظ میکنه
.برای رسیدن به اونجا به یه فداکاری بزرگ نیاز هست
.و بدتر از اون، همهی بلیط هاش یه طرفه اند و هیچ ضمانتی ندارن
...ولی
...با این حال
.آدمایی هم هستن که به اونجا رسیدن
...تصادفی
.یا با قصد و غرض
احتمالا این یه تمایل احمقانه باشه
.کسل کننده و بی معنی، و فقط چرت و پرت محض
...و بدتر از اون
.این چرت و پرتا ادامه دارن
چرخهی گردنزنی
چرخهی گردنزنی
دانشمند آبی و خدای چرتوپرت
روز پنج (3) بال خیس کلاغ
Just need a little Buuut I guess I need a lot bec beause of all the areas I have to cover with this maybe even another line
صاحب جزیرهی بال خیس کلاغ
آکاگامی ایلیا
چیزی متوجه شدی؟
طبقه 1 اتاق پذیرایی
...کوناگیسا سان
هنوز دارید تحقیق میکنید؟
میگم، چیزی متوجه نشدید؟
یعنی یه بار دیگه بپرسم؟
Just need a little Buuut I guess I need a lot bec beause of all the areas I have to cover with this maybe even another line
من
همراه کوناگیسا تومو
.متاسفانه، هیچی، تو بگو یه ذره، به اندازهی کلهپاچهی مورچه هم چیزی نفهمیدیم
خب چی؟... چیزی شده؟
.نه، پس تو این چیزا سررشتهای نداری
Just need a little Buuut I guess I need a lot bec beause of all the areas I have to cover with this maybe even another line
ساساکی شینیا
دستیار ایبوکی کانامی
...ولی خب، ایلیا سان
!رو این کارآگاه سرمایهی زیادی گذاشتید
ایشون چطور آدمی هستن؟ چطور باهاشون آشنا شدید؟
.این یه چیز خصوصیه
کارآگاه بزرگ؟
!کافیه دیگه
Smaller boxes so I need a different am ount of text to cover everything up this t
Smaller boxes so I need a different am ount of text to cover everything up this t
Smaller boxes so I need a different amo ount of text to cover everything up this t
چیگا هیکاری
چیگا آکاری
ساشیرونو یایوی
خدمتکار وسطی
بزرگ خدمتکاران سهگانه
سرآشپز نابغه
!دیگه نمیتونم
!ساشیرونو سان
!چتونه؟ دیگه تمومش کنین
.دیگه نمیتونم اینجا بمونم
کارآگاه کدوم خریه؟ اتاق قفس شده چه کوفتیه؟ گردنزنی چه گهیه؟
مگه رمان میستری ـه؟
!اینجا آدم کشته شده
.شما همه ـتون مغزتون یه مشکلی داره
.ساشیرونو سان، لطفا خونسرد باشید
...چیزه
!تو قاتلی
!معلومه! همه میدونن
.یایوی سان، لطفا خونسردی ـتونُ حفظ کنید
.من نمیتونم به کسی اعتماد کنم
.تنهایی میرم تو اتاق مخفی میشم
.یه مانع به در میذارم که کسی نتونه وارد بشه
.دیگه بیخیال من بشید
...ساشیرونو سان
Just need a little Buuut I guess I need a lot bec beause of all the areas I have to cover with this maybe even another line
کوناگیسا تومو
مهندس نابغه
.من دیگه باید برم، اینجا رو داشته باش
.باشه
سالن پلهی مارپیچ - سمت راست
چی شد؟
.یه نمایش دوست داشتنی
طبقهی 2 راهرو
.نمایش؟ من که یه چیز دیگه انتظار داشتم
ولی واقعا اینطوری شده؟
اینکه اون قاتل باشه؟
...خودتم چکش کردی دیگه
...درسته که بو ـش اینطور میگفت
.ولی من زیاد به حس بویایی خودم اعتماد ندارم
.یایوی سان، برگردید به اتاق پذیرایی، خطرناکه
طبقهی 2 جلوی ورودی اتاق ساشیرونو یایوی
.باشه
طبقهی 2 اتاق ساشیرونو یایوی
!بمیر
.من ذاتا طوریام که زودی تسلیم میشم
.اگه همینجا بمیرم،برای کوناگیسا مشکلی پیش نمیاد
.نیازی نیست چشماتونُ ببندید
.وقتی که دارید میمیرید باید چشماتونُ ببندید
خودت نگفتی یکی مثل من بهتره بمیره؟
آه، اونُ میگید؟
Smaller boxes so I need a different amo ount of text to cover everything up this
چیگا تروکو
کوچک خدمتکاران سهگانه
.دروغ گفتم
چرا تو اینجایی؟
.دلیل خاصی نداره، توفیق اجباری بود
چی میگی؟
.به خودتون نگیرید، فقط چرت و پرت بود
!این تکیه کلام منه
.خیلی ممنون
...میدونستم... میدونستم اینجا آخر خطه
.مطمئن بودم همچین اتفاقی میفته
...جای تاسفه که تروکو سان رو هم قاتی این ماجرا کردم، ولی
.همچین چیزی تو ذهنم میچرخید
.هدفی هم که داشتم فقط یه چیز بود
.که کوناگیسا رو ازش دور نگه دارم
!هر چی غیر از اون به دمپاییم
.واقعا به دمپاییم
.نه برام اهمیت دارن نه مهم اند
.به دنیا اومدنم رو خیلی وقته فراموش کردم
.هیچ درکی هم از زندگی کردن ندارم
.بدن تروکو سان افتاده روی من
.به قوزک پام فشار میاد و فشار میاد
.افکارم فلج شدند و ارزشم داره از بین میره
.منطقم داره ذوب میشه و اخلاقم داره فاسد میشه
.سر کانامی سان
.سر آکانه سان
.حقیقت رویداد
.مجرم
.مقتول
.قاتل
.زنی که از هم دریده شد
.اینا هیچ کدومشون رو دیگه به دمپاییم هم نمیگیرم
.همه چیزُ میبخشم
...برای همین
.اون ماشه رو بکش
.تمومش کن
!ای چان
چطور...؟
بالا اومدن از اون مارپیچ بدون کمک هیچکس .براش غیر ممکن بود
.امکان نداره
...ولی
...ولی کوناگیسا صدای شلیک رو شنید
...با اینکه تا حد مرگ براش سخت بود
...با اینکه واقعا دردش میتونست خیلی راحت از پا درش بیاره
.پاهاشُ مجبور کرد که بایستن
.روح وحشتزدهی خودش رو شلاق زد
.با همون قلبی که برای زنده موندن خیلی نازکه
.دردی که مثل یه جهنم بیپایان بود رو به جون خرید
.و اومد پیش من
.بدون توجه به اینکه چه بلایی سرش بیاد
...کوناسیگا تومو به خاطر من
چرا؟
چرا تو؟
.خدا رو شکر، سالمی، ای چان
...من... واقعا
.اونُ دوسش دارم
.پس تمومش کن دیگه
...هنوز از خیلی چیزا ناراضیام
Smaller boxes so I need a different am ount of text to cover everything up this t
سونویاما آکانه
نابغه - هفت کلهپوک
...خب... شنیدن همچین حرف رام شدهای از مردی مثل تو ...فک کنم واسه امروز کافی باشه
...(!)نباید دیشب ازت میشنیدم
طبقهی 2 اتاق کوناگیسا تومو
!ووااای! چنقذه کبود شدی ای چان
...آکانه سان تو زمان دبیرستانش تو کلوب کاراته بوده
.احساس میکنم یه جایی اینُ شنیده بودم
.به مسابقات کشوری هم راهپیدا کرده بود
!بگو ببینم
...به هر حال، زخمای آکانه سان، اولش شکستگی دست راست
...و قبل از اون هم اون لغد چهارتا از دندههاشُ شکونده
...و تروکو سان هم
...وقتی اون موقع تیر در رفت، گفتم کمرش سوراخ شد
.ولی نگو که یه جلیقهی ضد تیر تنش بود
...اون باید خودشُ مینداخت
.و وانمود میکرد که مُرده
!اوه، یکم اشتباه گفتید
.شرط میبندم که میخواست واسهی شما سپر بشه
سپر؟
.لباس تروکو ضد تیره
ضد تیر؟
...این به کنار
چرا تروکو سان انقدر قدرتمنده؟
.تروکو در اصل بادیگارد خانوم ـه
آها، شما هم باید تا حالا ندیده باشید که تروکو از کارایی که ما انجام میدیم، انجام بده؟
!ولی خوب کمکتون کرد
!میدونم که خودتون متوجه شدید، ولی اون آدم سردیه
!...نجات دادن شما به کنار، اینکه به خودش صدمه بزنه
!راستشُ بخواید اصلا تو فکرم نمیگنجه
.پشتتون ظاهرا مشکلی نداره
همینطور باسنتون (!)... سرتون ضربه نخورده؟
.خیلهخب، بفرمایید. تموم شد
!خب، بزن بریم، ای چان
.ولی قبلش موهامُ درست کن
اینُ دوست نداری؟
No comments yet. Be the first to leave one.