The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
BAD GUY 2010
ميخواين عکس بگيرين ؟
به نظر مياد دوست دختر و دوست پسر باشين
ولي نيستيم
آقا لطفا يه عکس خوب ازمون بگير
! حتما
! يک ،دو
! يه لحظه
گان ووک
.. نمي دونم الان چي به چيه ولي
ميدونم که يه روزي بالاخره بهم ميگي
هر چي هم که باشه من مشکلي باهاش ندارم
چون بهت اعتماد دارم
خوب شد که من اون شب ديدمت
حتما خيلي درد داشته
Episode 12
! ته سانگ
من از پرورشگاه رفتم
يه سال هم اونجا نبودم
اگه ميدونستم اينجوري ميشه تو رو نميفرستادم آمريکا
ميخواستي با اون پول نون بخري ؟
هي ،اينو نگهدار
کي بهت گفت با اون پول نون بخري ؟
ميخواي بميري ؟
! بسه چيکار ميکني ؟
! بسه بزنيدش
بس کنيد
! بسه ! بسه
! بريد کنار
! گفتم بريد گم شيد
! گم شو
هي ،شما بچه ها ،از اينجا بريد
اون چشه ؟
پشتش چي شده ؟
خانم
نميشه اونو ببريم پرورشگاهمون ؟
بايد زخمش رو ببنديم
! همين حالا
ته سانگ
من از دبيرستان فارق التحصيل شدم و از پرورشگاه رفتم
حالا بايد تنها زندگي کنم يه نفر از من درباره خانوادم پرسيد
خيلي وقته که نديدمت
ولي من ناخودآگاه بهش گفتم که يه برادر کوچيک دارم
بالاخره از آمريکا برميگردي
فقط همين چند کلمه دلم رو لرزوند
دلم برات تنگ شده
وقتي همديگرو ديديم بيشتر با هم حرف ميزنيم
وقتي مامان ميره صدف جمع کنه
تو سايه توي جزيره
يواش يواش تو دستهاي تو ميخوابم
! با لالايي دريا
خواهر
متاسفم
نميتونم بس کنم
.. وقتي همه چيز تموم بشه .. اون وقت ..
منم حاضرم مجازات بشم
الو ،بوم وو
فکر کنم امروز شيم گان ووک بياد اينجا
عصر بر ميگردم سئول
پس اگه اونهايي که قبلا اومدن پيداشون شد بهشون بگو من امروز نيستم
ته سانگه
نمي خواي بري جلو باهاش حرف بزني ؟
نه ،بريم
الو ؟
انگاري کنگ يون چال حساب هونگ ته گيونگ ..رو به يه بانک آمريکايي منتقل کرده
تو بانکي که زنش کار ميکنه
حتما اينکارو به اسم زنش کرده
قابل پيش بيني بود
من جلوي دفتر کنگ يون چال هستم
الان کجاست ؟
فرودگاه
با زنش
بچه هاش خارج درس ميخونن ،پس طبيعيه اون دو تا هم برن
ممنون
وقتي رفتنشون رو ديدي بهم زنگ بزن
فعلا
کنگ يون چال
فکر کردي ميتوني پول منو برداري و راحت در بري؟
ميدوني اون پولها چقدره ؟
ميدوني چقدره ؟
کجاست ؟
.. چرا من
شيم گان ووک ،رئيس شرکت اِن کي
گان ووک ،متاسفم
ولي بدون ته سانگ خيلي برام سخته
من رفتم ميريانگ ولي والدين بچه مُرده بودن
و اونهايي که به فرزند خوندگي گرفته بودنش وقتي فهميدن پسرشون نيست اونو مثل يه سگ انداختن بيرون
تنها کسي که بهش اهميت ميداده سون يانگ بوده
تنها کسي که براش مونده بود ،تنها خانواده اي که داشت فقط سون يانگ بوده
پس واقعا ميتونسته همچين کسي رو کشته باشه ؟
کسي رو دارين که براتون مهم باشه ؟
خانواده ندارين ؟
خانم مدير هونگ
کجا ميرين ؟
خونه
گان ووک
خواهر
باز شما دو تا با هم هستين
مونه
تو اينجا چيکار ميکني ؟
گان ووک ،تو بهم بگو
خواهرم چه اشتباهي کرده ؟
اينجا شرکته ،صداتو بيار پائين
! سرجات بمون
اينقدر مهمه ؟
گان ووک
تو حتي تلفنت رو جواب نميدي
براي همين اومدم اينجا چون جاي ديگه اي نميشه تو رو ديد
بهم بگو
بين شما دو تا چه اتفاقي افتاده ؟
منظورش چي بود که ترديد کرده ؟
واقعا بين شما دو تا اتفاقي افتاده ؟
يه لحظه بيا اينجا
من گفتم ترديد داشتم
خب ،اين يعني چي ؟
فقط معني خود کلمه تو دلم دچار ترديد شدم
گان ووک
اون خيلي شبيه کسيه که وقتي بچه بودم ميشناختم
من بايد جلوي خودم رو ميگرفتم ولي نتونستم و قلبم لرزيد
براي همين از حد خودم خارج شدم و بهش گفتم که ميخوام خوشحال باشه
چرا اينو به ته را گفتي ؟
حالا دوستش داري ؟
اون بيشتر از هر کس ديگه اي خوش قلبه و هميشه به احساسات خودش پشت ميکنه
هميشه اينکارو کرده ،زندگي ميکنه ولي فراموش ميکنه چه احساسي دورنشه
اون کسي که ميشناختم هم اينجوري بود
که چي ؟
منم بهش گفتم در برابر احساساتش صادق باشه
متاسفم
نه عيبي نداره
همش همينه ؟
پس اشتباهي که کرده بود چي؟
بس کن مونه
نيومدم اينجا با تو حرف بزنم
فکر کردي حرف تو رو باور ميکنم ؟
اگه حرف منو باور نميکني پس من کار ديگه اي نميتونم کنم
گان ووک
اگه حرف منو باور نميکني پس اصلا براي چي اومدي ؟
مونه
چرا اينجا اينکارو ميکني ؟
برگرد
! گان ووک
! همش بخاطر توئه
چرا درگير همچين کار خطرناکي شدي
کي ميخواي اين کارو تموم کني ؟
هه شين بايد اينجوري به خاطر تو تحقير بشه ؟
منم پشيمونم
با اينکه وکيل پارک روش کار ميکنه
ولي چون خبرش پخش شده کار زيادي نميشه کرد
پس .. برو آمريکا
! پدر
چه بهونه اي ميخواي بياري ؟
بدبخت بيچاره
ميخواستم هه شين رو بدم دست تو
حتي شايعه شده بود که يه نفر حين اين اتفاقات مُرده
کي ديگه حاضره با هه شين کار کنه وقتي تو جيبت پر از پولهاي کثيفه ؟
ديگه حتي نميخوام ببينمت
! برو بيرون
اين آدمو برام پيداش کن
.. اين اسم چيه ،ميشناسيش ؟
نه
تو دفتر کسي پيداش کردم که سهام مخفي منو مدريت ميکرد
از کجا معلوم شايد به اين جريان رط داشته باشه
در موردش تحقيق کن
تلفن مشترک مورد نظر خاموش است
لطفا بعد از شنيدن صداي بوق پيغام بگذاريد
شيم گان ووک ،رئيس شرکت اِن کي
فکر نميکردم اينجوري بهم خيانت بشه
کنگ يون چال
با چقدر از سرمايه مخفيت فرار کرده ؟
مامان
لازم نيست بدونين
ته گيون
تقصير تو نيست
اشکال از پدرته
همه چيزو براي خودش نگه ميداره و ! چيزي به کسي نميده
تو راه ديگه اي نداشتي
هه شين متعلق به کيه ؟
شرکت پدرت مال شماهاست
همون شرکتي که از پدرش به ارث برده
در واقع اون متعلق به تو ،ته را و مونه است
ته سانگ حق نداره چيزي بگيره
! البته مامان
چرا اين اتفاق افتاد؟
.. هي شايد
چيه ؟
چيزي مي دوني مامان؟
ته سانگ
چي؟
مامان ،اون بي مصرف چيکار مي تونه بکنه ؟
درون و بيرون آدمها با هم فرق ميکنه
نميتوني فقط از روي ظاهر يه نفر در موردش قضاوت کني
آدمهايي که لبخند ميزنن بيشتر بهشون ميخوره که پشتشون يه چاقو مخفي کرده باشن
فکرش رو که ميکنم ،ميبينم ته سانگ بي دليل نيومده کره
و حالا هم تو زمينه اي داره کار ميکنه که تا سر حد مرگ ازش متنفره
بيشتر از اوني که انتظار داشتم دووم آورده
از وقتي که ته سانگ اومده ،فقط داره اتفاقهاي بد ميوفته
مطمئنا يه چيزي تو کلشه ،شک ندارم
اون يکي پسره کا بامونه رابطه داره هم خيلي عجيبه
! يه جفت عوضي
No comments yet. Be the first to leave one.